تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

کارل مارکس و اندیشه عدالت

( بهرام محیی - دویچه وله )                                      

در بررسی موضوع عدالت، نگاهی گذرا به آرای کارل مارکس (Karl Marx) از متفکران جنبش سوسياليستی سده­ی نوزدهم می­افکنيم. کارل مارکس در آغاز ملهم از فلسفه­ی روشنگری اروپا و انديشه­ی اعتقاد به پيشرفت در آن و بويژه ايده­های راديکال ـ دمکراتيک انقلاب فرانسه بود. وی در مکتب هگل فلسفه آموخت و جزو جناح چپ پيروان او بود. بعدها با حفظ هسته­ی ديالکتيکی فلسفه­ی هگل، از ديدگاهی ماترياليستی به نقد ايده­آليسم آن پرداخت.

در حاليکه هگل تاريخ را تکامل «روح جهانی» می­فهميد، برای مارکس تاريخ، مناسبات توليدی مادی و پيامدهای آن و از همان آغاز تاريخ پيکار طبقاتی است. يکی ديگر از شالوده­ها­ی فلسفی مارکس، ماترياليسم فويرباخ است که تأثيری انکارناپذير بر وی داشته است. اما مارکس به دليل بيگانه بودن آن با عمل و واقعيت اجتماعی، به نقد آن می­پردازد. مارکس از جمله در يازدهمين تز خود درباره­ی فويرباخ تصريح کرده است که:....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 23  توسط کمون  | 

بیانیه شماره 2  " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران"

 

                                                                     

بر طبق اخبار و اظهار نظرهایی که به دستمان رسیده است ، در پی صدور نخستین بیانیه ما در تاریخ 26 بهمن ماه 1386 که تنها شامل اعلام موجودیت این جریان جدید و نیز لیست جمعهای تشکیل دهنده این جریان بود ، سوالاتی در اذهان گروهی از فعالین و علاقمندان پیرامون ماهیت و نظرات  جریان ما ایجاد گشته است .

بدین وسیله به شکلی خلاصه و فوری و صرفا جهت زدودن سریع پاره ای از ابهامات پیش آمده به  اطلاع می رساند که این جریان یعنی جریان " دانشجویان سوسیالیست "  که شکل گیری آن در شرایط کنونی و به دلیل ملاحظات صرفا عملی و اجرایی  عمدتا در مراکز دانشجویی استان فارس بوده است خود را جریانی متعلق به قطب  چپ جنبش دانشجویی ایران و بخشی از حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " می داند که در ماههای اخیر در پی حوادث 13 آذر ماه به حرکتی سراسری در جنبش دانشجویی ایران بدل گشته است . جریان " دانشجویان سوسیالیست " به عنوان و قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " بمثابه ظرف فعالیت جنبشی فراگیر با هدف نمایندگی مطالبات موجود دربدنه جنبش دانشجویی  می نگرد که ساختار و شاکله اصلی آن می بایست از دانشجویان سوسیالیست متحد حول استراتژی سوسیالیستی در جنبش دانشجویی تشکیل شود .  تحقق چنین چشم اندازی البته در گرو فراروی از قطب بندیهای بی پایه و فاقد موضوعیت سیاسی و اجتماعی کنونی نظیر "چپ رادیکال " – " چپ کارگری " و ...  و همچنین تصفیه حساب با سیاستها و روشهای ناصواب گذشته بر اساس درسهای 13 آذر و گسست از آنها ، کوشش در جهت طرح و ارائه استراتژی سوسیالیستی و سیاست و افق پرولتری در جنبش دانشجویی ایران بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز ،  اتحاد عمل براساس و حول این استراتژی و ایجاد تمایزها ، خط بندیها و مرزها باز بر اساس همین مقوله -  و نه عواملی مانند تعلق خاطرهای حزبی و سازمانی ، دغدغه های فرقه ای ، تئوریزه نمودن اختلافات و کدورتهای شخصی رهبران و ...  - با راهبردها و گرایشهای لیبرالیستی و رفرمیستی در جنبش دانشجویی  است . بنابراین اعلام موجودیت جریان "دانشجویان سوسیالیست " را نباید بمثابه انشعابی از حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " یا شکل گیری قطب دیگری در مقابل جریان یاد شده تعبیر کرد . جریان "دانشجویان سوسیالیست " حرکتی برآمده از درون " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " است که می کوشد برمبنای رویکرد " استراتژی محور" فوق الذکر به ستون فقرات و جریان اصلی شکل دهنده بدنه و سیاستهای این حرکت بدل شود . ما اعتقاد داریم تا دانشجویان سوسیالیست صفوف خود را برمحور یک استراتژی مدون سوسیالیستی ، انقلابی و کارگری منظم و منسجم ننمایند و آنگاه بر مبنای آن حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " را بمثابه ظرف فعالیت جنبشی سازمان ندهند ، قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " به مکانی برای تداوم حیات برخی سیاستهای ناکارامد و نادرست گذشته و سردرگمی راهبردی و اکتیویسم فاقد نتیجه بدل خواهد شد  . بر این اساس ، در لحظه حاضر و در شرایط کنونی اما  می توان گفت که  به جریان " دانشجویان سوسیالیست " می توان بمثابه فراکسیونی در داخل حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " نگریست .  

" دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران " همان گونه که در بیانیه قبلی اشاره شد به زودی و در قالب یک مانیفست به تشریح نظرات خود در مورد موضوعات فوق الذکر و مسایل عمده و اساسی قطب چپ در جنبش دانشجویی خواهند پرداخت و فعالین جنبش دانشجویی و به طور مشخص فعالین چپ این جنبش و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را به اتحاد عمل پیرامون این نظرات و فعالیت حول این مانیفست فراخواهند خواند . لازم به ذکر است که اخبار ، مطالب و مواضع  مربوط به ما از طریق وبلاگ " دانشجویان سوسیالیست دانشگاهها ایران " قابل پیگیری است .  

 

زنده باد سوسیالیسم!

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران     http://dsocialist.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 13  توسط کمون  | 

دين از ديد « روزا لوکسامبورگ »

کليسا، برای مبارزه با سوسيا ل دمکراسی، دو وسيله در دست دارد. در جايی که مانند کشور ما (لهستان) جنبش کارگری شروع به شناساندن خود کرده است و طبقات دارنده هنوز اميدوارند که آنرا نابود کنند، روحانيت با موعظه های تهديد آميز، تهمت زدن به کارگران و محکوم کردن « آزمندی» آنان، عليه سوسيا ليستها مبارزه می کند. اما در کشورهايی که آزادی های سياسی بدست آمده حزب کارگران نيرومند است، مانند آلمان، فرانسه و هلند، روحانيت در جستجوی وسا ئل ديگری است. در اين کشورها، روحاينت مقصود واقعی اش را پنهان می کند و ديگر نه مانند يک دشمن آشکار، بلکه همچون دوستی مصنوعی، با کارگران روبرو می شود.

بدين ترتيب کشيشانی را مي بينيد که کارگران را سازمان می دهند و اتحاديه های کارگری «مسيحی» بوجود می آورند. آنها از اين راه سعی دارند ماهی را با تور خويش بگيرند، کارگران را به درون اين اتحاديه های تقلبی بدام بياندازند. جايی که آنان تحقير را می آموزند، بر خلاف سازمان سوسيا ل دموکراسی که مبارزه و دفاع در برابر بد رفتاری را مورد توجه قرار می دهد. وقتی سرانجام دولت تزاری زير فشارهای پرولتاريای انقلابی لهستان و روسيه سقوط کند، و زمانی که آزادی سياسی در کشور ما بوجود آيد، خواهيم ديد که همين سر اسقف وابسته به پاپ و همين اداره کنندگان کليسا که امروز در برابر مبارزان به غرش در آمده اند، ناگهان سازمان دادن کارگران را بصورت اتحاديه های مسيحی و «ملی» شروع می کنند تا آنان را از مسيرشان منحرف سازند. هم اکنون در آغاز اين فعاليت زيرزمينی با عنوان «دمکراسی ملی» هستيم که همکاری آينده با کشيشان را تضمين می کند و امروز آنان را ياری می دهد تا سوسيا ل دموکرات ها را بباد تهمت بگيرند.

بنابراين کارگران بايد از اين خطر آگاه باشند – تا آنکه بخود اجازه ندهند در فرادی انقلاب، مجذوب کلما ت شيرين آنهايی شوند که امروز از بلندی منبر، جرات می کنند از دولت تزاری که کارگران را می کشد، از دستگاه سرکوبگر سرمايه، که علت اصلی تنگدستی پرولتاريا است، دفاع کنند. برای کارگران ضرورت دارد که به منظور دفاع از خود در برابر مخالفت روحانيت در زمان حاضر و در طی انقلاب و در برابر دوستی دروغين فردای آنان و بعد از انقلاب، خود را در حزب سوسيا ل دموکرات سازمان دهند. و اين پاسخی است به تمامی حمله های روحانيت : سوسيا ل دمکراسی به هيچ طريق با عقايد مذهبی مبارزه نمی کند. بعکس خواهان آزادی کامل وجدان برای هر فرد و گسترده ترين مدارای ممکن برای ايمان و عيقده است. اما از لحظه ای که کشيشان منبر را به عنوان وسيله ای برای مبارزه سياسی عليه طبقات زحمتکش بکار گيرند، کارگران بايد در برابر دشمنان حقوق و آزادی شان به نبرد برخيزند چرا که مدافع استثمارکنندگان و کسی که به طولانی شدن رژيم فلاکت آ ور حاضر ياری می رساند، دشمن خونين پرولتارياست، خواه در خرقه کشيش و خواه در لباس پليس.

تنها واقعيت يافتن فعاليت آگاهانه و منظم اجتماعی و اقتصادی توده هاست که به نابودی کامل تعصبات مذهبی منجر خواهد شد. هدف دگرانديشان و روشنگران بايد که تا جا ئی ممکن پيوندهای بين طبقات بهره کش و سازما ن و سازمان تبليغات مذهبی را نابود کنند و در عين حال، با سازماندهی وسيع تبليغات علمی – آموزشی و ضد مذهبی به توده های زحمتکش کمک کرده تا ذهن خود را به راستی از قيد تعصبات مذهبی برهانند. با اين همه، کاملا ضروری است که از ا هانت کردن به عواطف مذهبی افراد، که تنها به تشديد تعصبات مذهبی منجر می گردد، خودداری شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 19  توسط کمون  | 

جنبش آزادي خواهي و برابري طلبي چيست و چه كساني در مقابل آن صف آرايي مي كنند؟

 

امیر حسین محمدی فر

 

با توجه به برخورد شديد با دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب از سوي نيرو هاي امنيتي و موضع گيري جريان هاي راست در مورد بازداشت گسترده ي اين دانشجويان , بار ديگرهمچون گذشته , مشخص كردن خط مشي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب و مرزبندي با جناح هاي بورژوازي كه رسيدن به آزادي و برابري را محال جلوه مي دهند ضرورت مي يابد :

 

آزادي و برابري يك خواست دور از دست رس نيست . بلكه برقراري آزادي و برابري يك ضرورت عيني است كه ريشه در مناسبات اجتماعي فعلي و نفي شرايط  موجود و نظام سرمايه داري دارد . به همان اندازه كه نبودن آزادي و برابري ( چه در جوامع سرمايه داري جهاني و چه در داخل ) آشكار است , استقرار آن نيز يك مقوله ي انتزاعي نيست.

جنبش آزادي خواهي و برابري طلبي متشكل از طبقه ي كارگر ( كه نقش تعيين كننده در ميان نيروهاي تغيير دهنده دارد ) , اكثريت راديكال جنبش زنان و به شكل تبلور يافته اش در يك سال اخير جنبش دانشجويي است كه نگاه از پايين به بالا در جامعه ودخالت مستقيم توده هاي مردم در تعيين سرنوشت شان , مخالفت با هر گونه دخالت نظام سر مايه داري جهاني و در راس آن آمريكا در آينده ي جامعه ي ايران , مبارزه با سركوب و اتحاد جنبش هاي اجتماعي ( جنبش زنان , كارگري و دانشجويي ) و استبداد داخلي را جزو خطوط اصلي مبارزاتي اش قرار داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 23  توسط کمون  | 

برای آگاهی عموم مبارزان در ایران

 

 

                                                                     

 

 

 

 

                                   پاسدار ، مهدی مولا ولی، مشهور به ،،مهدی پشی ،،

 

 

یکی از عوامل  قتل دانشجوی مبارز,  زنده یاد ابراهیم لطف الهی

 

چند هفته پس از  جان باختن دانشجوی آزادیخواه ، ابراهیم لطف الهێ ، دستگاه سرکوبگر اطلاعات ،وقیحانه از پدر دانشجوی نامبرده شکایت نموده و دادخواست بازماندگان  زنده یاد ابراهیم را ،، افترا علیه دستگاه اطلاعات ،، خوانده است .

دستگاه اطلاعات رژیم اسلامی در ایران که از هیچ جنا یتی فروگذار نیست ، برای مختومه کردن بی سر و صدای فا جعه قتل دانشجوی مذکور ، دست به ترفند نقل و انتقال در شهر سنندج زده است .

دارنده عکس فوق که یکی از صد ها جلاد جوانان کرد و آزادیخواهان ایران است ، هفته گذشته به استان خراسان منتقل و برابر قرائن و شواهد موثق ، هم اکنون مقیم مشهد است .

این عنصر پلید، که  از جانیان سر سپرده رژیم است ، اهل قصبه ،، سریش اباد ،، از توابع شهرستان قروه  در استان کردستان است .

برادر این تبهکار( هادی مولا ولی ) نیز در استان خراسان مشغول انجام سرکوب سیستماتیک آزادیخواهان و مبارزان آن خطه است .

ما کما کان به همه عاملان کشتار و سرکوب ملت مبارز کرد اعلام میداریم :

  

رژیم تبهکار جمهوری ترور و جنایت در ایران، دیر یا زود به سرنوشت اسلاف خود  دچار و به زباله دان تاریخ سپرده خواهد شد . راه گریزی برای فرار از پنجه عدالت نخواهد بود . از ادامه همکاری با رژیم منفور و ضد بشری جمهوری اسلامی خودداری کنید و به  اعمال ننگین خود خاتمه دید .

هیچ حکومت سرکوبگری بقاء ابدی و دوام پایدار نداشته و ندارد .

برادران ،، مولاولی ،، نیز، همچون همه سرکردگان رژیم ، از هم اکنون باید خود را برای حضور دردادگاه رسیدگی به جنایات علیه بشرییت آماده کنند. این سرنوشت محتوم تمامی تبهکاران و جانیانصد بشری است.

   

                                 چاک – کمیته ی شرق کردستان ( ایران )

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 7  توسط کمون  | 

مصاحبه روزنامه شهروند با رفیق کاوه عباسیان

 

 

 

وضعیت دانشجویان دربند و ویژگی های جریان چپ در جنبش دانشجویی

 

در آذرماه سال 1386، گروهی از دانشجویان اعلام کردند که مراسم 16 آذر، روز دانشجو را چند روز زودتر برگزار می کنند. این گروه خود را دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نام نهاده بودند و پلاکاردهایی که در دست های آنان بود، چنین شعارهایی را در خود داشت. در پی برگزاری تظاهرات روز دانشجو ده ها تن از این دانشجویان در سراسر ایران بازداشت شدند که تعدادی از آنها همچنان در بازداشت به سر میبرند.کاوه عباسیان سخنگوی این دانشجویان درباره آخرین وضعیت دانشجویان آزاد شده و بازداشتی و همچنین دیگر مسایل جنبش دانشجویی و البته با یک هفته تاخیر به پرسش های شهروند پاسخ داده است.

پاسخ های او را میخوانیم و باز پرسش های دیگری در ذهنمان نقش می بندد. تفاوت جوانان آرمانگرا و مبارز فعلی با همتاهایشان در نسل قبلی مقطع انقلاب چیست؟ آیا این جوانان تاریخ مبارزات گروه های چپ در ایران، ضعف ها و قوت ها، اشتباهات و ندانم کاریهایشان را میدانند؟ تا چه اندازه هیجان و احساس و عملگرایی بر آنان غالب است؟ چقدر ممکن است به تجارب نسل های پیش از خود که این دوران را از سر گذرانده اند، بها دهند؟ درکشان از آزادی چیست، آیا آزادی مخالف را هم در بر میگیرد؟ آیا در راه مبارزه خشونت جایز است؟ اصول حقوق بشر چه جایگاهی نزد آنان دارد؟ و...

چه پاسخ پرسش هایمان را بگیریم و چه نگیریم، آنچه واضح است این جوانان نهال هایی هستند که از خاک سرکوب های خونین دهه 60 و بویژه سال 67سرکشیده اند. زنان و مردانی که در آن دهه به خاک افتادند، زیر لب زمزمه می کردند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 21  توسط کمون  | 

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران

                                                                       

 

ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران با اعلام  موجودیت خود درجهت پیشبرد اهداف و  استراتژی سوسیالیستی و کارگری برای برون رفت از وضع فلاکتبار موجود حاکم بر جامعه و رسیدن به جامعه انسانی، فعالیت و مبارزه خواهیم کرد. اگرچه نظام سرمایداری اسلامی ایران در صدد سرکوب ومرعوب کردن جنبش ازادیخواهانه و سوسیالیستی حاضر در صحنه سیاسی ایران است، اما ما برای پس زدن تعرض  نظام هار سرمایه، همراه و همصدا با دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب و تمام دانشجویان چپ و کمونیست، کارگران و زنان و همه مردم ازادیخواه ایران به پا خواسته و با تمام قوا برای ازادی رفقای دانشجوی در بند و همچنین فعالین کارگری و زنان و همه زندانیان سیاسی خواهیم کوشید و از هر اقدامی برای ازادی انها کوتاهی نخواهیم کرد. ما از همه دانشجویان ازادیخواه میخواهیم با پیوستن به صفوف جنبش ازادیخواهی و سوسیالیستی همگام و متحد با جنبش کارگری و جنبش زنان در جهت به تحقق رساندن اهداف انسانی خود مبارزه کنیم.

 ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران در اولین فرصت جهت گیری و استراتژی خود را در بیانیه ای اعلام خواهیم کرد.

 

             ـ 1 دانشجویان سوسیالیست دانشکده فنی باهنر شیراز

                             _ 2 دانشگاه پیام نور نوراباد ممسنی

                             _ 3 دانشگاه پیام نور شیراز

                             _ 4 دانشگاه خامنه ای بوشهر

                             _ 5 دانشگاه پیام نور بوشهر

                              _ 6دانشگاه صدرا شیراز

                               _7دانشکده ادبیات شیراز

                               _8دانشکده سما شیراز

                              _ 9دانشگاه پیام نور خوانسار

                             _10اموزشکده دختران شیراز)مرکز اموزش عالی دختران شیراز)

                            _ 11دانشگاه دولتی مرودشت

_12                             دانشگاه فنی مرودشت

13_                             دانشگاه ازاد مرودشت

                             _14دانشگاه ملی اباده

_15                             اموزشکده اباده

 

مرگ بر نظام سرمایه داری و طبقاتی

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران 

جمعه 26 بهمن 1386

15 Feb  2008

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 19  توسط کمون  | 

گرامی باد 26 بهمن روز کومه له!

 

 

          بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

روز گرامی­داشت کومه­له، روز قدردانی و ارج­گذاری به یک جریان اجتماعی است که پرچم­دار استراتژی کمونیستی در جنبش کردستان است. کومه له در سه دهه گذشته، دوران سخت و پر تحولی را با سرافرازی و پیروزمندانه پشت سر گذاشته است.

 

روز کومه­له، روز گرامی­داشت یاد هزاران مبارز انقلابی و کمونیست است که در راه آزادی و آرمان­های کمونیستی با سربلندی جان باختند. یاد همه جان­باختگان راه آزادی و سوسیالیسم گرامی باد!

 

روز کومه له، روز پدران و مادران و خواهران و برادرانی است که عزیزانشان در صفوف کومه له در جنگ نابرابر با نیروهای جهل و جنایت حکومت اسلامی جان باخته اند اما آن ها هم چنان کومه له را سازمان محبوب خود می دانند. چرا که این جریان اجتماعی و محبوب، اهداف و آرمان های جان باختگان راه آزادی و سوسیالیسم  را بی وقفه پیگیری می کند.

 

این روز عزیز را به کارگران و کمونیست­ها و مردم انقلابی و برابری­طلب کردستان و سراسر ایران، خانواده های جان باختگان صفوف کومه له و حزب کمونیست ایران، و همچنین رفقای عزیزم در صفوف کومه­له و حزب کمونیست ایران، صمیمانه تبریک می­گویم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17  توسط کمون  | 

آیا حزب کمونیست ایران باعث شد کو مه له به این روز گرفتار آید، یا خانواده مهتدی و ایلخانی زاده؟

 ستار فتحی (آویهنگ)  


وقتی هر بار از زبان عبدالله مهتدی و همفکرانش می شنوم که می گویند " کومه له را از حزب کمونیست ایران بیرون کشیدیم." بیاد یکی از فیلم های صمد آقا میافتم که از ابتدا تا انتهای فیلم به سرکار استوار میگفت " همان دختره شما را کتک کاری کرد."


واقعاً نمیدانم تکرار این جملۀ خنده دار و لوث شده، چه سودی بحال آنان دارد؟ آیا این دوباره گوئی ها دال بر عصبانیت آنها از شکست سرقت نام کومه له و شکست پروژه هایشان نیست؟ اگر کماکان می خواهند با این حرف ها هواداران خود را دلخوش نگه دارند، پس تکلیف خودشان چه می شود؟ آنان بهتر می دانند که مرتکب چه اشتباه بزرگی شدند.
حال سؤال من از آنها این است که بعد از این همه اشتباه و انحراف، بهتر نیست دست از سرمردم کردستان بردارند؟ مردم هیچگاه فراموش کار نبوده و نخواهند بود. مطمئن باشید مردم هرگز نقش شما در انشعاب اول 1369 (فراکسیون کمونیسم کارگری) از حزب کمونیست ایران و کومه له، اظهار ندامت و بازگشت بدامان تشکیلات در سال 1370، ضربه و انشعاب دوم 1379 و حتی خود این دو پاره کردن تشکیلات سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان (1386) که تصویر کاملی از جنگ بر سر قدرت و نبردی عشیره ای را به نمایش گذاشت و نزدیک بود ده ها نفر از فرزندان مردم زحمتکش کردستان را به کشتن بدهید، از یاد نمی برند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 21  توسط کمون  | 

مصاحبه کاوه عباسیان، سخنگوی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با ایران استار، هفته نامه ایرانی که در تورونتو-کانادا چاپ می شود.  برای خواندن این مصاحبه لطفا اینجا را کلیک کنید.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13  توسط کمون  | 

خمینی و  ایدوئولوژی انقلاب بهمن

 

1-انقلابات ، همانند بستر بزرگ رودخانه ای هستند که جریاینات مختلف  اجتماعی و فکری در آن فرو میریزند و لحظه بزرگ تحول را بوجود می آورند. در هر انقلاب و یا تحول بزرگ تاریخی ، گرایشات سیاسی و ایدئولوژیک متفاوتی در کنار هم ونیز در تقابل باهم عمل می کنند. از اینرو، ناهمگونی سیاسی و ایدوئولوژیک نیروهای اجتماعی شرکت کننده در آن، یکی از مشخصه های هر انقلابی است ، که هر یک با هدف ها و انگیزه های متفاوتی قدم به میدان می گذارند. بهمین دلیل ،  خصلت بنیادی یک انقلاب را صرفا نه بر پایه نیروهای اجتماعی شرکت کننده در آن  و یا خواسته های سیاسی و اجتماعی متفاوت آن نیرو ها ، بلکه بر پایه نیروی پیروز و ایدوئولوژی سیاسی آن می توان توضیح داد.  ممکن است ترکیب اجتماعی نیروهای شرکت کننده در دوانقلاب در دوکشور در یک زمان واحد، بسیار نزدیک بهم ویا  مشابه هم باشد ولی نیتجه و پی آمد های سیاسی و اجتماعی متفاوتی از آنها حاصل گردد. دو انقلاب ایران و نیکاراگوئه در زمانی نزدیک بهم و با پی آمدهائی متضاد هم را بعنوان نمونه هائی قابل ذکر در این مورد میتوان یاد کرد. آن نیروی اجتماعی که مهر خود را بر انقلاب می زند ، سرشت و خصلت آنرا نیز رقم میزند. ایدوئولوژی سیاسی نیروی فائق در انقلاب ، سپس خود بعنوان نیروی مادی مهمی در شکل دادن به جامعه بعد از انقلاب  عمل می کند. بنابراین ، در ارزیابی از خصلت بندی یک انقلاب ، اتکاء صرف بر شرکت نیروهای اجتماعی و استنتاج خصلت بندی آن  بر پایه معیار مشارکت صرف نیروها ، ضمن اینکه اهمیت خاص خود را دارد ،  ما رابه ارزیابی درستی از یک انقلاب رهنمون نخواهد کرد ، زیرا یک  نیروی اجتماعی واحد ، ممکن است در شرایطی به کمونیست ها یا فاشیست ها و یا بنیاد گرایان از شکل دیگری رای بدهند. طبقات و لایه های مختلف اجتماعی ، به الگوی سیاسی و ایدوئولوژیک ثابت و لایتغیری قفل بندی نشده اند ،  و ضرورتا از مواضع آگاهانه طبقاتی خود حرکت نمی کنند، بلکه سیالیت سیاسی  وایدوئولوژیک ،همواره یکی از مشخصه های حرکت های اجتماعی بوده  است.[1][1]  این امر ، بویژه در مورد طبقات پائین جامعه بیشتر صادق است ، زیرا طبقات بالای جامعه ، بدلیل دسترسی بیشتر به فرهنگ و آگاهی ، کمتر دچار خطا در مواضع اجتماعی خود میشوند تا طبقات پائین جامعه. همچنین ،روانشناسی اجتماعی یک طبقه اجتماعی ، در دو کشور ، ممکن است  کاملا متفاوت بوده و عکس العمل های سیاسی و اجتماعی کاملا متفاوتی  در برابر  حوادث داشته باشند.[2][2]


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 8  توسط کمون  | 

انقلاب 57 و عزاداری سلطنت طلبان

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

در آستانه بیست و نهمین سالگرد انقلاب بهمن 1357 مردم ایران، قبل از هر بحثی ضروری است که یاد همه عزیزانی که در راه آزادی و برابری و عدالت اجتماعی در حکومت پهلوی و در انقلاب 57 و در حکومت اسلامی جان باختند را گرامی بداریم! بهترین یاد زنده نگاه داشتن خاطره این عزیزان، ادامه و پیگیری هر چه جدی تر مبارزه آن ها در راه آزادی، برابری و سوسیالیسم، برپایی جامعه ای است که در آن، حرمت و موجودیت انسان بالاتر از هر مسئله و مصلحت اقتصادی و سیاسی حکومت مورد توجه قرار گیرد.

واژه انقلاب معنی و مفهوم بسیار گسترده اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی عمیق و با ارزشی دارد. هر چند حکومت اسلامی و به طور کلی جریانات رنگارنگ بورژوازی آن را خدشه دار کرده است. انقلاب به معنی دگرگونی عمیق و واژگون کردن حکومتی که بر علیه منافع مردم عمل می کرده است. و برپایی حکومتی که منافع توده های مردم را تامین کند و در کنترل مردم و خدمت گزار مردم باشد نه مافوق مردم. انقلاب یعنی بر چیدن بساط تبعیض و نابرابری، ظلم و ستم، سانسور و اختناق و برقراری یک جامعه آزاد، برابر، عادلانه و مرفه.

انقلاب علم رهایی انسان است که نیروها و سیاست ها و شعارها و اهداف خود را می طلبد و با توجه به شرایط خاص هر کشوری شرایط و اعتلای انقلابی و تحقق آن فراهم می گردد. بنابراین، انقلاب نه با دستور کسی و جریانی راه می افتد و نه تعطیل می شود. انقلاب، باید زمینه ها و انگیزه های قوی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را پشت سر خود داشته باشد. انگیزه هایی که رهایی بخش باشد و به ستم و استثمار انسان از انسان پایان دهد. در انقلاب 57 دیدیم که انقلاب به معنای واقعی همبستگی و اتحاد انسانی را به حدی ارتقا داد که هر انسانی حتی خود را به جلو گلوله سرکوبگران سرمایه می انداخت تا به بغل دستی خود اصابت نکند و یا او را از تیررس سرکوبگران خارج کند. در انقلاب دیدیم که چگونه مردم در منازل خود را باز می گذاشتند تا انقلابیونی که در تعقیب سرکوبگران قرار داشتند در منزل آن ها پناه بگیرند بدون این که آن ها را بشناسند. در دوره انقلاب بشاشیت و شادابی اجتماعی و عشق به پیروزی به اوج خود می رسد و کم تر منافع فردی مدنظر قرار می گیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 11  توسط کمون  | 

به ازای هر 8 نفر یک نیروی نظامی در استان کردستان

 

آمارهای غیررسمی نشان می دهند که تعداد 181250 نیروی نظامی(شامل ارتش و سپاه)، نیروی انتظامی و اطلاعاتی در کردستان در حال فعالیت هستند. گزارش ها حاکی است که از این تعداد نیرو 33 درصد نیروهای ارتش (59813نفر)، 30 درصد سپاه(54375نفر)، 25 درصد نیروی انتظامی (45313 نفر) و 12 درصد نیروهای ادارات اطلاعات کردستان (21750نفر) هستند.

با احتساب جمعیت 1450000استان کردستان می توان گفت به ازای هر8نفر جمعیت در استان کردستان، یک نفر نیروی نظامی، انتظامی، اطلاعاتی یا امنیتی که به صورت رسمی فعالیت می کنند وجود دارد. در این آمارها تعداد نیروهای سیال"گارد ویژه" که در مواقع ضروری به کردستان اعزام می شوند   و همچنین نیروهای بسیج فعال رژیم نیامده است.

اسامی تعدادی از قضات وابسته به وزارت اطلاعات در کردستان

اسامی پنج تن از قضات وابسته به وزارت اطلاعات در کردستان به شرح زیر است:

1- قاضی بابایی: رئیس شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب سنندج. وی قاضی صادرکننده حکم اعدام کیومرث و نادر محمدی و نیر دهها مورد محکومیت بلندمدت برای فعالین سیاسی و مدنی.

2- قاضی طیاری: رئیس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلای سنندج، نامبرده برادر حسن و رضا طیاری می باشد که در دهه 60 در سقز کشته شدند. رضا طیاری مسئول تبعیدی خانواده پیشمرگان کرد به فولادشهر اصفهان بوده است. همچنین قاضی طیاری مسئول صادر کننده حکم برای بسیاری از دانشجویان، روزنامه نگاران و فعالین مدنی کرد می باشد.

3- قاضی کامیابی: دادیار شعبه چهار دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب سنندج، یکی از دادیاران پرونده فعالین کرد بازداشت شده: هانا عبدی، روناک صفازاده و یاسر گلی و بسیاری فعالین دیگر.

4- قاضی مبارکی: بازپرس شعبه بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب سنندج، مسئول پرونده فعالان سیاسی و مدنی کردستان.

5- قاضی امیری: معاون امنیتی دادستان عمومی و انقلاب کردستان، رابط اصلی وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب کردستان می باشد. فجایع بسیاری به نام امیری ثبت شده اند، از آن جمله: تجاوز به فعالین زن بازداشت شده و همچنین جنایات و قتل های اخیر در کردستان. وی در سال 84 بعد از انتشار خبر تجاوز و جنایت در بازداشتگاه های اطلاعات که توسط وی انجام گرفته بود، به معاون دادستان کردستان ترفیع پیدا کرد.

لازم به ذکر است، حکم بازداشت شهید ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی شهید در بازداشتگاه اطلاعات کردستان، توسط قاضی طیاری و معان دادستان، امیری، صادر و امضا شده بود.

قاضی امیری متولد یکی از روستاهای اطراف کرمانشاه واقع در منطقه بیلوار، به نام "کندوله" می باشد. وی یکی از جنایت کاران اصلی امنیتی-قضایی در کردستان است.

به زودی تصاویر این قضات منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 20  توسط کمون  | 

           تاریخچه شوراهای شهرومحلات درسنندج

                                       

مقدمه 

زمینه های جنبش شورائ درسال 75 درکردستان الخصوص در شهر سنندج. بابوجود آمدن شرایط تاریخی دردل مبارزات خودجوش ومتا ثر  ازاعتراضات ونارضایتی مردم ایران برای سرنگونی حکومت دیکتاتوری پهلوی. ودرتدوام آن سرکوب گری رژیم اسلامی تا سال9 5 درکردستان مد بررسی وارزیابی این مقاله میبا شد.ونوشته مذکور در محدوده شوراهای سنندج میباشد.

پروسه چگونگی شکل گیری شوراها ی شهر ومحلات سنندج.

-  اولین زمینه مجا مع عموی وگردهما ئیهای مردمی در محلات سنندج در سال 75قبل از سرنگونی شاه.

-  جنبش شورای درکردستان بعنوان یکی ازفاکتورهای اساسی ورادیکال درنوروزخونین 75 سنندج وتحمیل شورای شهر به حکومت اسلامی ایران.    

-  حمله  82 مرداد 85 به کردستان  وفرمان ننگین مجدد خمینی و بنی صدروهم پالیکی ها یشان.

  وبازپس گیری مجددشهرهاو مناطق  آزاد شده در پائیزهمین سال85- تحمیل عقب نشینی در

  -  سازمان یابی شوراهای محلات سنندج وچگونگی 6  ماه فعالیت وحاکمیت مردمی وخلع ید از ارگانهای دولتی وسرکوبگر رژیم اسلا می.تا بهار.9 5

-  ارزیابی ازشوراها ونقش سازمانهایی سیاسی دراین رابطه. 

درکردستا ن با زمینه های قبلی و مبارزات خودبخودی درشهرهای ایران برعلیه حکومت پهلوی در سال 75 توانست با اندکی تا خیربه صفوف  سرتاسری تا آستانه سرنگونی رژیم شاه مشارکت نماید.وهم زمان با مبارزات واعتراضات روزانه درمقابله با ارگانهای پلیسی وسرکوبگر شاهی صفوف مترقی و رادیکال خود را از جریانات اسلامی مثل حسینیه ارشادها وعوامل مرتجع محلی مفتی زادها بخصوص در سنندج جدا نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 18  توسط کمون  | 

26 بهمن سالروز گرامی داشت سازمانی است که افق سوسیالیستی را در جنبش انقلابی کردستان بر روی توده های محروم و ستم دیده کردستان گشود.

گرامی باد 26 بهمن سالروز علنی شدن کومه له_ سازمان کردستانی حزب کمونیست ایران

ارسال شده توسط وبلاگ پیام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 16  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در باره

مضحکه انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی

مضحکه انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در راه است. این " انتخابات" قرار است در روز 24 اسفند ماه 1386 برابر چهارده مارس 2008 برگزار شود.

در حالی که نیروهای اصلاح طلب درون حاکمیت جمهوری اسلامی برای کسب کرسی های بیشتر در پارلمان اسلامی به تکاپو افتاده اند، و اپوزیسیون لیبرال رژیم، از حزب توده و سازمان اکثریت گرفته تا جمهوری خواهان همه به یک "انتخابات آزاد" امید بسته بودند تا از طریق راه یابی اصلاح طلبان به مجلس بار دیگر امید به اصلاح رژیم از درون را در دلها پرورده کنند، موج گسترده رد صلاحیت ها همه این تلاش و امیدها را بر باد داده است.

این تلاش و امیدها در حالی است که سید محمد خاتمی روند " انتخابات" را فاجعه بار خوانده است و از سوی دیگر موسوی لاری، وزیر کشور سابق در دولت خاتمی و دبیرائتلاف اصلاح طلبان که از 21 گروه اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت اسلامی تشکیل شده است در این زمینه اظهار داشته است که رد صلاحیت اصلاح طلبان به قدری وسیع و گسترده بوده است، که تعداد کافی داوطلب اصلاح طلب برای شرکت در رقابت های انتخاباتی 290 کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی باقی نمانده است.

بدنبال این رد صلاحیت های گسترده، سید محمد خاتمی، کروبی و هاشمی رفسنجانی برای چاره جویی و برون رفت از بن بست، در شرایطی که کل موقعیت نظام جمهوری اسلامی را بحرانی ونگران کننده می بینند، به حضور خامنه ای رفته و سیاست "چانه زنی در بالا" و "خفه شدن در پایین" را در پیش گرفته اند.

جدال و کشمکش بر سر کسب کرسی های مجلس و روند تجدید آرایش سیاسی جناح ها و نیروهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی در حالی است که تشدید بحران اقتصادی، تورم سر سام آور و عمیق تر شدن شکاف های طبقاتی در جامعه، سران رژیم را از عواقب و پیامدهای آن به شدت نگران ساخته است.

رد صلاحیت های گسترده از جانب جناح احمدی نژاد که به پشتیبانی نیروهای سپاه پاسدارن، بسیج و دسته های اوباش و چماقدار متکی است نشان از آن دارد که رژیم جمهوری اسلامی در این دوره قبل از آنکه به فکر بازار گرمی برای "انتخابات" و کشاندن مردم به پای صندوق های رای باشد، یک کاسه کردن کامل قدرت برای مقابله با خطر پیشروی جنبش های پایدار اجتماعی را در دستور قرار داده است.

در شرایطی که نرخ گرانی و تورم افسار گسیخته به ابعاد بی سابقه ای رسیده است و هر روزه بخشهای بیشتری از مردم ایران به زندگی کردن در پایین تر از خط فقر سوق داده می شوند و نابرابری های اجتماعی و بی حقوقی سیاسی ابعاد گسترده تری پیدا کرده است، و از طرف دیگر در شرایطی که مناسبات جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر بحران اتمی وارد مرحله جدیدی شده و این تغییر مواضع در دو جبهه منازعه، جنبش انقلابی و سرنگونی خواهی در ایران را وارد فاز تازه ای نموده ، و تحت تاثیر این تحولات امید به دخالت آمریکا برای سرنگونی رژیم رنگ باخته است، سرنگونی رژیم و امر انقلاب در نتیجه پیشروی جنبشهای اجتماعی و در پیشاپیش همه جنبش کارگری به تنها امکان واقعی تبدیل شده است.

رژیم جمهوری اسلامی بنا به غریزه طبقاتی ظرفیت انقلابی و دگرگون کننده جنبش های اجتماعی را بخوبی می شناسد. تلاش برای یک کاسه کردن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در پروسه این نمایش انتخاباتی یک سنگر بندی دیگر در مقابل امکان واقعی پیشروی انقلاب از مسیر رشد جنبش های اجتماعی است. اگر جناح غالب بی مهابا مخالفین خودی را از پروسه "انتخابات" حذف می کند و خاتمی اصلاح طلب علیرغم فاجعه بار خواندن روند "انتخابات" مردم را به شرکت در آن فرا می خواند همه بیانگر وحشت آنها از پیشروی انقلاب است.

از نظر کارگران آگاه و مردم آزادیخواه ایران، رژیم جمهوری اسلامی محصول سرکوب خونین انقلاب توده های مردم ایران است. این رژیم با همه جناح هایش دستانش به خون انقلاب آلوده است. این رژیم که در طول نزدیک به سه دهه حاکمیت خود هر ندای آزادیخواهانه را با سرکوب پاسخ داده است هیچگاه مشروعیت نداشته تا "انتخاباتش" برای وی اعتباری کسب کند. باید با نرفتن به پای صندوق ها این خیمه شب بازی را به نمایش رسوائی رژیم تبدیل کرد.

جریان سوسیالیستی با متحد کردن و فشرده کردن صفوف خود در دل جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش کردستان و قرار دادن افق رهایی بخش سوسیالیستی در مقابل این جنبش ها مسیر پیشروی انقلاب را که سرنگونی جمهوری اسلامی از اولین گام های آن است را هموار می کند.

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

19 بهمن 1386

فوریه 2008

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15  توسط کمون  | 

جنبش مستقل دانشجویی از انقلاب فرهنگی تا 13 آذر سرخ

                                                                                

علی سالکی

حاکمیت ازگذشته تا حال با پیشبرد اهداف و فشارهای خود در درون دانشگاه سعی در مسدود کردن صدای ازادی خواهی و برابری طلبانه دانشجویان کرده و تلاش نموده دانشگاه و جنبشهای دانشجویی را به جناحین قدرت متصل نماید و در خاموش کردن جنبشهای مستقل دانشجویی تلاشهای بسیاری نموده است .

حاکمیت این روند اعمال فشار را از ابتدای ظهورش تا به حال به اشکال گوناگونی بوجود اورده است. از سالهای اولیه به قدرت رسیدن با به وجود اوردن یک جو کاملا خفقان گونه و وحشتبار سعی در ارعاب دانشجویان و اساتید نمود. وبا یک به ظاهرانقلاب فرهنگی و تصفیه دانشجویان و اساتید مترقی وروشنفکراز دانشگاه، محیط غیر وابسته و مستقل دانشجوی را به محیطی سرد و خاموش و وابسته تبدیل کرد به عبارت دیگر با اعمال این امر فضای سیاسی دانشگاه را به چپاول در آورد و تنها جریان باقی مانده در دانشگاه،(خودی)های حاکمیت بودند.

در ادامه  این پروسه ی اسلامیزه کردن و خودی نمودن دانشگاه ،از به وجود آمدن هرگونه اتحاد بین دانشجویان برای تشکیل جنبشی مستقل وپیشرو جلوگیری نمود.و دانشگاه را به مسلخ کده ای تبدیل نمود که دانشجو تنها می خواست و می بایست از این مکان خلاصی یابد اما در این حین و در اوایل انقلاب فرهنگی چه فریادهای پر خروشی بودند که توسط حاکمیت خاموش گشتند وباچسباندن جرایم مختلف به دانشجو و اساتید سعی در فشردن حلقوم آزادی خواهی و برابری طلبانه ی ایشان کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 11  توسط کمون  | 

بررسي دخالتها و تاثيرات ايالات متحده آمريکا در مناطق مختلف جهان

بخش اول : خاور میانهنئوکانهاي جوان اعتقاد دارند : "چپ و اسلام سياسي در ايران دچار اين هماني گفتماني هستند . هردو يک چيز را مي خواهند و هردو به يکسو مي روند . مساله تنها اين است که چه کسي مي بايست مجري اين برنامه باشد ... "(1) ، "تمام نيروهاي دموکراسي خواه مي بايست ارتجاع راديکال و بنيادگرايي مذهبي را در کنار هم به عنوان دشمن استراتژيک خود بشناسند ."(2) ، "روشنفکران چپ بن لادن را تطهير مي کنند." (3) و بلاخره يک اظهارنظر کاملا "مودبانه " و "عميق " از جانب سردبير تازه از راه رسيده ارگان نئوکانهاي جوان : " تحريريه تلنگر بر اين اعتقاد است که هم خوابي مارکسيسم لنينيسم و اسلام سياسي تندرو ، که نتيجه آن تولد طفل نامشروع خشونت ورزي و آزادي ستيزي بوده است . طي پنج دهه اخير فرصت ايجاد يک جريان سياسي فکري ليبرال ، توسعه گرا و مترقي را از جامعه ايران گرفت . چپگرايان لبريز از حس کينه و خشونت ، دوشادوش بنيادگرايان تا بن دندان جاهل و متعصب در اتحادي نانوشته با جريان هايدگر دوست ، ليبراليسم را به ناسزا بدل کردند ... "(4)از سوي ديگر دانشجويان نئوکان در راستاي طرح ناشيانه و ناپخته بديل سازي همه جانبه در مقابل چپ و به هيات يک جريان "راديکال" درآمدن ، به جعل اصطلاحي با عنوان " انترناسيوناليسم ليبراليستي " پرداخته و يکي از وسايل اصلي اين گونه "انترناسيوناليسم" را اعتقاد به "برخورداري تمام موجودات بشري از حقوق يکسان صرفنظر از نژاد و آيين و پيش زمينه اجتماعي و مليت " و "حق تعيين سرنوشت تمام ملتها در تعيين سرنوشتشان " با تاکيد بر "لزوم کنترل نمودن رفتار کشورهاي ديکتاتور و تمامت خواه با شهروندان خود " به واسطه "تذکرات بين المللي" مي دانند.(5) ما فعلا کاري نداريم که عبارت مجعول " انترناسيوناليسم ليبراليستي " اسب ترواي حامل کدام سياستهاي واقعي در عرصه بين المللي بوده و هست و چه نتايجي نيز تا کنون به همراه داشته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 21  توسط کمون  | 

«طعنه ی تیرآوران»

                                                                                                                              

ناصر زرافشان

باکم از ترکان تیر انداز نیست

طعنه ی تیرآورانم می کشد.

طی یک ماه گذشته یکی از آن انگل های اینترنتی که این روزها فراوان وجود دارند گنده گوئی های مضحکی زیر عنوان « جنگ، صلح و انتخابات» و «انشعاب در چپ» (!) کرده و از خلال آنها و به این بهانه در پوستین من هم افتاده است. قصد جوابگوئی به آن لاطائلات را ندارم زیرا اینگونه هوچی گری های کلیشه ای بیش از آن که یک بحث نظری سالم و بی غرض باشد، یک تقلای غرض آلود و سازمان یافته است که در پوشش بحث نظری، برخی اغراض سیاسی پوشیده تر را دنبال می کند. قصدم بیشتر توضیح برخی نکات برای دوستانی است که طی این یکماهه بارها پرسیده اند چرا به این گونه افاضات پاسخی داده نمی شود، بخصوص که پیش از این شخص هم طی دو ماهه ی اخیر، شاهد افاضات یکی دو «عقل کل» دیگر، از خارج کشور بودیم.محیط اجتماعی ما، محیطی است آمیخته به حسادت ها، حب و بغض های شخصی، فرصت طلبی ها، باند بازی های ناسالم، و از همه ی اینها بدتر فعالیت خبرچین ها، و عناصر خود فروخته و وابسته ای که عامل سیستم اطلاعاتی رژیم یا سیاست های نفوذی خارجی و مجری خط مشی آنها هستند و بدیهی است که در چنین محیطی بسیاری از موضع گیری ها و اظهار نظرهای به ظاهر عقیدتی هم در واقع نظر سیاسی نیست، بلکه تبلور همان اغراض و حب و بغض های شخصی، ناهنجاری های روانی و اجتماعی، و از همه بدتر، اجرای موذیانه ی سیاست هایی است که قصد آنها آلودن، مسموم کردن و تخریب محیط سیاسی و روشنفکری، ایجاد تشتت و تفرقه، شناسائی فعالان اجتماعی، روابط میان آنها و مواضع و نظرات افراد و محافل، نفوذ در آنها و تخریب و متلاشی کردن یا لو دادن آنها است. اینها اگر چه زشت و منفی، اما برخی از واقعیات و عوارض عرصه ی اجتماعی و سیاسی ما است و به همین دلیل کسانی که در چنین محیطی پای کار جدی و عملی رفته باشند نمی توانند بدون توجه به این عارضه ها و آثار آنها عمل کنند و تصور کنند که در یک محیط روشنفکری مانند فرانسه ۱۹۶٨ زندگی می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 21  توسط کمون  | 

خاستگاه مذهب

نوشته از رفیق امین قضایی

مذهب نگاه کژاندیش انسان به جهان نیست. بلکه برعکس کژدیسگی جامعه طبقاتی به شکل جهان است. این نگاه غلط است که انسان در طلب شناخت پدیده های طبیعی ، برداشتی روح باور از آن کرد. این برداشت از مذهب به مثابه ی اشتباه در فرآیند شناخت ، انسانی را از پیش فرض می گیرد که کنجکاو و حیران در برابر جهان ایستاده است. من منکر وجود چنین انسانی در گذشته ها و چه بسا در زمانه ی کنونی هستم. هیچ رابطه ی معرفت شناختی مستقیمی میان انسان و جهان در کار نبوده است و اصلا برقراری چنین رابطه ای غیرممکن است.چرا که شناخت از امراجتماعی و اگر دلتان می خواهد دقیقتر صحبت کنیم از زبان بوجود آمده است ، پس کوته نظری است اگر بدون امر اجتماعی از رابطه ی انسان و جهان سخن بگوییم. انسان جز از دریچه ی امر اجتماعی به جهان ننگریسته است. پس در این برداشت هیچ جایی برای امر اجتماعی در نظر گرفته نشده و مذهب صرفا نتیجه ی رویکرد خاص هستی شناختی برخی از انسانها قلمداد شده که از طرف عموم پذیرفته می شود.

برداشت دیگر از مذهب به مثابه مراسمی برای شکل گیری و تحکیم روابط اجتماعی ، هرچند از تیررس این نقد من می گریزد ، اما مذهب را از بعد معرفت شناختی آن عاری می کند. گویی مذهب تنها یک کارکرد است و از هرگونه محتوا و بینش انسانی عاری است. اما مذهب براستی حرکتی برای شناخت است ، اما نه مانند برداشت اول نتیجه ی اشتباهات انسان در جهت شناخت جهان و البته نه مانند برداشت دوم ، صرفا یک مراسم و عاری از هرگونه شناخت. خاستگاه مذهب نه یک تجربه فردی انسانی است و نه یک کارکرد اجتماعی که برای حفظ روابط سنتی جامعه به ذهن انسانها تلقین می شود. اگرچه مذهب هم یک تجسم اجتماعی دارد و هم یک شیوه زیست عقیدتی فردی ، اما نباید خاستگاه مذهب را با تاکید بر یکی از این دو بعد فردی و اجتماعی مذهب به دست آوریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 20  توسط کمون  | 

یا سوسیالیسم یا بربریت

                                                                                                                                                 

حامد محمدی

بحرانی کنونی جهان:

نخستین سؤالی که باید پاسخ دهیم این است: آیا سرمایه‌داری جهانی قابلیت حل بحران اقتصادی خود را داراست؟بر خلاف ادعاهای نظریه‌پردازان بورژوا، وضعیت اقتصادی سرمایه‌داری جهانی (حتی در کشورهای متروپل) نه تنها بهبود نیافته که روز به روز وخیم‌تر گشته است. تنها به چند نمونه اکتفا می‌کنیم:بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، عظیم‌ترین منبع مرگ و میر در جهان نه ناشی از سرطان است و نه ریشه در بیماری‌های قلبی دارد، بلکه نتیجه‌ی فقر مضاعف و ریشه در جوامع سرمایه‌داری بوده است. فقری که گریبان‌گیر چندین میلیون نفر در جهان شده است. فقری که نتیجه‌ی سیاست‌های مستقیم سرمایه‌داری بوده است. این فقر، بر خلاف نظر مدافعان سرمایه‌داری، صرفاً شامل کشورهای جهان سوم نیست. کشورهای پیشرفته‌ی سرمایه‌داری (اروپای غربی و آمریکای شمالی) امروز بیش از 30 ملیون بیکار و 15 ملیون اشتغال به کارهای موقت و نیمه‌وقت دارند (سازمانی برای توسعه و همکاری اقتصادی). در ایالت متحده‌ی آمریکا، یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان در اوج شکوفایی اقتصادی 1988، 32 میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کردند. اضافه بر این‌ها، فشارهای روانی و روحی بر کارگران و کارمندان این جوامع چنان افزایش یافته است که در قرن اخیر بی سابقه بوده است (تایمز مالی97). در آمریکا دستمزدهای مطلق کارگران و کارمندان طی 20 سال گذشته کاهش یافته است. (لوس آنجلس تایمز97) در همین زمان مقدار کار آنان 164 ساعت در سال افزایش یافته است و در فاصله‌ی سال‌های 1980 و 1966 نسبت سهم درآمد 5% از ثروتمندترین خانواده‌های آمریکا از 3/15 % به 3/20% افزایش یافته است، در صورتی که سهم 60% از فقیرترین خانواده‌ها از2/34% به 30% کاهش یافته است (ایندپندنت 7 دسامبر 97). در جوامع اروپای شرقی که قول و قرار معجزه‌ی اقتصادی به مردم آن کشورها داده شده بود. سطح زندگی در 7 سال گذشته پس از فروپاشی شوروی 40 تا 50 درصد کاهش یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 13  توسط کمون  | 

                                         ناسیونالیسم در جدال باهویت انسانی

آرش پاکزاد                                                                                                            

با انتخاب احمدی‌نژاد، طیف «اصلاح‌طلب» اوج‌گیری جریان فاشیستی را نهیب زد و از شنیده شدن صدای پای فاشیسم در ایران خبر داد. «اصطلاح‌طلبان» با از دست دادن موقعیت پیشین خود در سلسله مراتب قدرت در جمهوری اسلامی سعی در تعمیم وضعیت پادرهوای خود به تمامی جنبش‌های اجتماعی و مردمی معترض و متوقع داشتند. در حالی که بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب، خود پس از به بن‌بست کشیده شدن جریان رفورمیستی‌شان با دمیدن در بوق فدرالیسم روی خط فاشیستی «ناسیونالیسیم قومی» قرار گرفتند و با عبارت‌پردازی‌های سالوسانه و مزورانه، ایدئولوژی ناسیونالیسم قومی و تکوین و بسط سیاسی هویت‌های قومی متعدد را سرچشمه‌ی تکثرگرایی و دموکراسی قلمداد نمودند. (البته از نظر نگارنده این عبارات – تکثرگرایی و دموکراسی – بسیار کلی و انتزاعی‌اند و باید تعریف آن‌ها را مشخص و عینی دید و الا در عالم تجرید هر چیزی را می‌توان به شکل زیبایی ترسیم کرد و قابل حصول دانست. ارتباط ترم‌هایی از قبیل «تکثرگرایی»، «نسبی‌گرایی» و «دموکراسی» با زمینه‌ی اصلی انباشت سرمایه را باید در مقاله‌ای جداگانه تحلیل کرد). در این شرایط تطهیر ناسیونالیسم و برجسته کردن خطوط ممیز قومیت‌ها و حساب بازکردن بر روی شکاف‌های فرهنگی و قومی و دامن زدن به آن، با هدف استقرار نظم دست نشانده‌ای که تضمین کننده‌ی انباشت سرمایه در سطح جهانی باشد، بر روی میز کار این طیف‌ها قرار گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 13  توسط کمون  | 

خطوط عمده حرکت چپ راديکال در شرايط حال حاضر ايران

بهروز کریمی زاده                                                                                                         

نظم مستقر ضرورت تاریخی وجودش را در پاسخ به نیازهای طبقه (از لحاظ اقتصادی و جهانی) حاکم از دست داده و بار دیگر منجر به اوج گفتن مبارزات طبقاتی برای تعیین قدرت سیاسی در ایران گردیده است. بار دیگر دریچه ای برای در دست گرفتن سرنوشت بشریت به دست خود از طریق طبقه رهاننده خود، پرولتاریا باز گردیده و به همان شکل سیاه چاله خونین تعیین سرنوشت ملیون ها انسان به دست بورژوازی از طریق جنگ و قتل و کشتار حداقل هزاران انسان به صورت کور و جبری.به تفصیل در شماره های یک سال گذشته نشریه خاک باز نمودیم که نظم موجود در بطن توازن طبقاتی حاصل از قیام 57 و موازنه قوای بین المللی حاکم در آن دوره تاریخی در بین بلوک شرق و غرب چگونه به شکل یک نظام نا متعارف سرمایه داری مبتنی بر دو پایه سرمایه و اسلام سیاسی متولد گردید. این تناقض درونی در تمامی لحظات عمر نظم مستقر بازتولید گردیده و چگونه پس از سرکوب قطعی نیروهای انقلابی بازمانده از 57 و فروپاشی بلوک شرق، بورژوازی (در کلیت جهانی و وطنی آن!) به سمت استحاله و تغییر رژیم حرکت می کند. این روند اکنون پس از ناتوانی بورژوازی در پیشبرد پروژه مطلوب خود با پاسخ اسلام سیاسی ، یعنی محمود احمدی نژاد که با این تز که حال اگر نظام جهانی سرمایه داری ما را نمی خواهد ما خود را همچون یک ضرورت عینی به نظام بین الملل در ایران و خاورمیانه تحمیل خواهیم نمود، به حیات خود ادامه می دهد.این استراتژی تا کنون با شکست رژیم جنایتکار اسرائیل در جنگ لبنان در مقابل حزب الله و زمین گیر شدن آمریکا در باتلاق عراق حل مسئله ایران به طریق مطلوب جمهوری اسلامی را به صورت یک ضرورت برروی میز سیاست مداران سرمایه داری جهانی و مشخصاً آمریکا قرار داده است.این شیوه حل صورت مسئله ایران از طریق سرمایه داری جهانی ضرورت هایی همچون بستن فضای داخلی برای از بین بردن هر گونه اعتراضی هنگام چرخش 180درجه ای در سیاست خارجی را برای نظم مستقر ایجاد کرده است. حکومت مستقر که به برکت سیاستهای مافوق ارتجاعی آمریکا در منطقه توازن قوای سیاسی را به نفع خویش تغییر یافته میبیند ودر جدال بین المللی برای ادامه بقایش خود را در موقعیتی مطلوب یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 13  توسط کمون  | 

اسپارتاکوس ساکت نمی نشیند!

 

لیس خور کفش ظالمان به پهنای زبان کفش لیس ها است و قدرت ظلم آن ها با طاقت تحمل مظلومان بر آورده می شود . ((شاملو))

بیش از 50 روز از زندانی شدن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب می گذرد. و بیش از هزاران سال از زندانی شدن انسانیت به دست جلادانی که شالوده قدرت خود را بر روی جهل و ترس و سنتهای عقب مانده پی ریزی کرده اند!

اما همیشه انسان های مبارزی بوده اند که شجاعانه در مقابل ظلم این جلادان ایستادگی کردند و شانه به شانه ی هم مقاصد انسانیشان را فریاد زدند.

مبارزه این سربازان آزادی، مقطعی و مربوط به یک برهه ی خاص نبوده است.آن ها تمام تاریخ را برای رسیدن انسان به آزادی کوشیده اند. آن ها تاریخچه ای به درازای خود تاریخ را با خود یدک می کشند. جلادان و خود فروخته ها تنها خیال می کنند با بستن و کشتن آن ها می توانند این جنبش را از پای در آورند زیرا این جنبش متعلق به من و شما و شخص خاصی نیست. این جنبش از بطن اجتماعی بیرون آمده که فقر و تبعیض سراپای آن را آلوده کرده و جایی برای انسان باقی نگذاشته. انسانی که بخواهد انسان بماند و با خصایص انسانی زندگی کند را یارای تحمل چنین لجن زاری نیست!

آنان که سکوت پیشه کردند و یا با مصلحت اندیشی مبتذلانه خود در پشت جناح های قدرت پنهان شده اند باید بدانند نمی توانند دهان ما را بدوزند. نمیتوانند ما را در سینه قبرستان ها به تاریکخانه تاریخ حواله دهند. چون ما باز به پا خواهیم خواست. هرچه بیشتر سرکوب کنید بیشتر و بیشتر به پا خواهیم خواست.ما از خیل شکست نخوردگان تاریخیم!

اما کسانی که مظلومانه سرشان را به زیر انداخته اند و انگار که چیزی نمی بینند.آنانکه تنها دلیلشان برای خاموشی توجیهی تهوع آور بیشتر نیست. روی صحبت من با شما نیز هست. شما که در سپاه مظلومان برای ظالمان سر خم کرده اید.دلیلهایتان را برای خودتان نگاه دارید زیرا ما نیازی برای توجیه شدن نمی بینیم. می توانید نام انسان را از روی خود بردارید و بسیار راحت به زندگی فلاکت بار خود ادامه دهید. اما یادتان باشد تمام این مشکلات روزی برای شما نیز پیش خواهد آمد. شاید شما یا فرزند شما نیز روزی قربانی این جلادان شود اگرچه هم اکنون چیزی بیشتر نیستیم! و آنروز کسان بیشماری هستند که برای شما توجیه های تهوع آور قی کنند!

به نام آزادی و انسانیت، برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی که بخاطر عقایدشان و ساختن یک جهان انسانی زیر وحشیانه ترین شکنجه ها هستند بلند شوید. یکبار برای همیشه ثابت کنید انسانیت نمرده است! به جمع آزادیخواهان بپیوندید!

زنده باد آزادی!

زنده باد برابری!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9  توسط کمون  | 

سه متن پیرامون مسایل راهبردی جنبش دانشجویی ایران و وظایف دانشجویان کمونیست

                                                     

درسهای 13 آذر

ایرج آذرین

به نقل از " به پیش! " 27 یکشنبه 9 دی 1386، 30 دسامبر 2007

دستگیری بیش از چهل تن از فعالان سرشناس چپ دانشگاه ها در آستانۀ سالروز دانشجو بیشک ضربۀ بزرگی است. این ضربه ای محدود به چپ در دانشگاه و در جامعه نیست، بلکه بویژه ضربه ای بر پیکر جنبش دانشجویی است، که با هدایت فعالان چپ می توانست (و هنوز هم می تواند) فاز جدید و پر ثمری را آغاز کند. این مقاله ضربۀ اخیر را در رابطه با جنبش دانشجویی و نقش چپ در این جنبش بررسی می کند. بررسی معضلات عمومی تر چپ دانشجویی فرصت مستقلی را می طلبد.

(1)

نخست شاید باید یادآور شد که نفس حملۀ رژیم به جنبش دانشجویی و دستگیری فعالان چپ نیاز به علت یابی ندارد. به استثناء اصلاحگران حکومتی و هواخواهان مردم فریب (و یا خود فریب) اصلاح طلبی، برای هر فعال سیاسی در ایران روشن است که ماهیت سرکوبگر رژیم اسلامی تغییری نکرده است. فرجه ای که در چند سال گذشته برای طرح دیدگاه های مختلف، و از جمله عرض اندام چپ، در جامعه باز شده نه نتیجۀ نرم شدن رژیم بوده است و نه نتیجۀ عقب نشینی آن در برابر پیشروی جنبش های توده ای؛ بلکه نتیجۀ فرعی یک روند سیاسی ناگزیر است که طی آن رژیم اسلامی می باید خود را با خواسته های صاحبان سرمایه در ایران و الزامات سرمایه داری در عصر "جهانی شدن" منطبق کند(1). سرکوب دانشجویان چپ امری بی زمینه و بغتتا نبود. آنچه محتاج توضیح است نه نفس اقدام رژیم به سرکوب جنبش دانشجویی و دستگیری فعالان چپ، بلکه زمان این حمله است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 16  توسط کمون  | 

لیبرالیسم و بازخوانی سنتهای تدافعی

 

نوشته بسیار با ارزشی از رفیق زندانی مهدی گرایلو

به نقل از بخشنامه ی مهندس بازرگان ، نخست وزیر موقت جمهوری اسلامی : ) کارگران محترم توجه دارندکه نه کارفرماها و نه دولت روی گنج قارون نخوابیده اند ... اعتصابها و فشارهایی که برای مطالبات خلاف قانون کار صورت می گیرد و یا دخالتهایی که از طرف کمیته های اعتصاب یا شوراهای کارکنان نظایر آن در مدیریت مؤسسات و انتصابات به عمل می آید و بی نظمی یا تعطیل درکارگاهها و کارخانجات به وجود می آورد ، اعمال ضد انقلاب محسوب می شودو اختلال در کار مملکت و دشمنی با ملت است . نخست وزیر در این بخشنامه اخطار کرده است که تکرار چنین تحریکات و عملیات غیر قابل تحمل بوده و دستور داده شده است که در کارگاهها و کارخانجاتی که دچار توقف و تعطیل می شوند ، پرداخت دستمزدها و دعاوی نیز متوقف گردد و کسانی که عامل دخالتهای ناروا و توطئه و تحریک ضدانقلاب شناخته شوند ، یا شکایتی از آنها برسد ، تحت تعقیب قانونی شدید قرار می گیرند . » ( روزنامه کیهان 31 اردیبهشت 1358 ، صفحه 1 و 3 . عنوان خبر : « طبق بخشنامه نخست وزیر ، توطئه گران و تحریک کنندگان در کارگاهها و کارخانجات ضد انقلابی شناخته می شوند .» )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11  توسط کمون  | 

خبرهایی از اطلاعات کردستان:

جابجایی های گسترده در اداره اطلاعات کردستان

گزارش های رسیده حاکی از این است که اداره اطلاعات کردستان، به دنبال عنصر نفوذی در این اداره است و جستجوها برای یافتن وی به شدت ادامه دارد. در این راستا یک تیم اطلاعاتی مسئول یافتن این عنصر شده است.

همچنین خبر می رسد که به دنبال پخش عکس مهدی مولاولی با نام مستعار هاتفی، قصاب اطلاعات کردستان، وی به استان خراسان رضوی منتقل شده است. برادر نامبرده، با نام "هادی مولاولی" معاون اطلاعات خراسان رضوی می باشد. مهدی مولاولی به دلیل رنگ چشمان روشن و همچنین اشتهار به فساد اخلاقی در دوران کودکی به "مهدی پیشی" معروف بوده و اکنون به شهر مشهد منتقل شده است. نامبرده مسئول تیم بازجویی به شهادت رساندن "ابراهیم لطف اللهی" دانشجوی کرد، بود. گفته می شود قصاب اطلاعات کردستان در شرایط روحی نامناسبی به سر می برد.

همچنین شخصی با نام "برهان" از شاگردان محسنی اژه ای، و از جماعت "مدرسه حقانی" که از ماموران امنیتی کارکشته در اداره اطلاعات کردستان می باشد، به دلیل ورود تیم جدید به کردستان، در آستانه انتقال به یکی از استان های مرکزی و کم اهمیت به لحاظ امنیتی است.

تیم جدید اطلاعاتی در روزهای آتی به کردستان خواهد آمد. این تیم از نیروهای تازه نفس اطلاعاتی می باشند. احتمال می رود با ورود تیم جدید اطلاعاتی به کردستان روش "برخورد نرم" با مخالفان، که در دوران اصلاحات رواج یافته بود، مجدداً از سر گرفته شود.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18  توسط کمون  | 

اسلام سیاسی در خدمت ارتجاع!(1)

 

سمیر امین

 ترجمه: ح ریاحی

همه ی جریانات طرفداراسلام سیاسی به " خودویژگی ی اسلام " معتقدند. طبق باورآنها اسلام بین سیاست ومذهب چدائی قائل نیست. این جدائی را ظاهرا مشخصه ی مسیحیت میدانند. یاد آوری اینکه نظراتشان با آنچه مرتحعین درآغازقرن نوزدهم می گفتند کلمه به کلمه تطابق دارد ، نمی تواند اثری برآنها داشته باشد. درآغازقرن نوزدهم مرتجعین ( ازجمله بونالد ودومستر) سعی می کردند گسستی را محکوم کنند که عصرروشنگری وانقلاب فرانسه درتاریخ غرب بوجودآورده بود!

براساس این موضعگیری همه ی جریانات طرفداراسلام سیاسی حوزه ی فرهنگ را قلمرومیارزه ی خود میدانند. اما" فرهنگی" که، در واقعیت ، خلاصه میشودبه تعلق داشتن به یک مذهب بخصوص، آنهم تعلقی که اساسش رسم وسنت است . درحقیقت، مبارزین اسلام سیاسی به بحث پیرامون جزم هایی که درونمایه مذهب است علاقه ای نشان نمی دهند. دغدغه ی اصلی آنها اینست که طبق شعاعرمرسوم عضویتشان به جماعت [ اسلامی] پذیرفته شود. چنین نگرشی به واقعیت دنیای مدرن نگران کننده است، نه تنها به این دلیل که ازاندیشه تهی است وسعی می کند فقدان فکرواندیشه را پنهان کند، بلکه به این خاطرکه استراتژی امپریالیسم را توجیه می کند: استراتژی جایگزینی  جنگ فرهنگ ها با مبارزات بین مراكز امپریالیسی وکشورهای پیرامونی  تحت سلطه. تاکید انحصاری اسلام سیاسی برفرهنگ این فرصت را دراختیارآن قرار می دهد تامبارزات اجتماعی  واقعی  بین طبقات تحت ستم واستثمار با نظام سرمایه داری جهانگستر را ازتمامی حوزه های زندگی حذف کند. مبارزین اسلام سیاسی درحوزه هایی که مبارزات اجتماعی  واقعی جریان دارد حضورملموسی ندارند ورهبران آنها همواره تکرارمی کنندکه چنین مبارزاتی بی اهمیت است. حضورآنها دراین حوزه ها به تاسیس دبستان وکلینیک های درمانی محدود میشود که هدفی جزصدقه وارشاد[ مذهبی ] ندارد. این فعالیت ها درخدمت پشتیبانی ازمبارزات طبقات محروم علیه نظامی نیست که مسئول فقروفلاکت آنها ست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 15  توسط کمون  | 

تحکیم وحدت ، لیبرال ها : وقتی مدعیان جنبش دانشجویی به آغوش حاکمیت پناه می برند

 

 

دفتر تحکیم وحدت و لیبرال ها این بار هم در برابر خشم دانشجویان معترضی که این بار دیگر هیچ توهمی نسبت به جریان های سازش کارندارند نتواستند سکوت کنند ولی این بار این هر دو با صدور دو بیانیه سازش کارانه خطاب به دانشجویان و حاکمیت مهر پایان تاریخ مصرف خود را با قدرت هر چه تمام بر پیشانی خود حک کردند.

اکنون و در این شرایط حساس که جنبش دانشجویی در آستانه ی یک تولد دیگر قرار گرفته، لازم است که در قبال چنین بیانیه ها و چنین موضع گیری هایی خطاب به جنبش دانشجویی به نکاتی چند اشاره شود، باشد تا کمکی باشد در راه شناخت هر چه بهتر ماهیت جریان های جدا از جنبش واقعی دانشجویان معترض.

در روزهای اخیر که خشم دانشجویان دانشگاه تهران نسبت به مسائل صنفی و سیاسی منجر به برگزاری چندین تجمع اعتراضی قدرتمند در کوی دانشگاه و در پی آن دخالت گارد ویژه ضد شورش و ورود آن به کوی دانشگاه و در گیری با دانشجویان شد، دفتر تحکیم وحدت و لیبرال های دانشگاه تهران اقدام به صدور دو بیانیه کردند که در آن ها دانشجویان را دعوت به آرامش کرده، آنان را از دادن شعار های سیاسی بر حذر داشته، اندکی به حال مامورین زخمی شده ی گارد ویژه دل سوزاندند و البته همچون همیشه برای پایان یافتن ماجرا دست به دامان دولتمردان شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9  توسط کمون  | 

وحدت گرايشها با چه هزينه اي؟

 

 

نزديك به يكسال از اختلافات دروني كميتهء هماهنگي مي گذشت كه اين اختلافات در آستانهءبرگزاري مجمع عمومي دورهءدوم خود رابر محور دواساسنامهءپيشنهادي از طرف دو نگرش متفاوت درداخل كميته نمايان ساخت .عده اي ازدوستان از همان ابتداي مبا حث،موافق طرح بحران به عنوان دونگرش متمايزازهم نبودندوبحث برسر وجودياعدم وجود مفهوم (ضد سرمايه داري ) در اساسنامهء كميته را بحثي نالازم وغيرضروري مي دانستند.

اما باید پذیرفت که کلمات به تنهائی و در عالم انتزاع معنائی ندارند، و معنای آنها فقط در ارتباط با دنیای واقع است زیرا ما در این دنیاست که برای بیان افکار و نگرشهای واقعی خود از کلمات و مفاهیم استفاده مینمائیم. . بنابراين وجودياعدم وجود مفهوم فوق نمي تواندبيانگر تفكرات خاصي نباشد،كما اينكه خود طرح كنندگان اين مفهوم در اين اساسنامه آن رانقطه تمايزگرايش خود از سايرگرايشات به قول خودشان سكتاريستي جامعه ميدانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9  توسط کمون  |