تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

کارل مارکس و اندیشه عدالت

( بهرام محیی - دویچه وله )                                      

در بررسی موضوع عدالت، نگاهی گذرا به آرای کارل مارکس (Karl Marx) از متفکران جنبش سوسياليستی سده­ی نوزدهم می­افکنيم. کارل مارکس در آغاز ملهم از فلسفه­ی روشنگری اروپا و انديشه­ی اعتقاد به پيشرفت در آن و بويژه ايده­های راديکال ـ دمکراتيک انقلاب فرانسه بود. وی در مکتب هگل فلسفه آموخت و جزو جناح چپ پيروان او بود. بعدها با حفظ هسته­ی ديالکتيکی فلسفه­ی هگل، از ديدگاهی ماترياليستی به نقد ايده­آليسم آن پرداخت.

در حاليکه هگل تاريخ را تکامل «روح جهانی» می­فهميد، برای مارکس تاريخ، مناسبات توليدی مادی و پيامدهای آن و از همان آغاز تاريخ پيکار طبقاتی است. يکی ديگر از شالوده­ها­ی فلسفی مارکس، ماترياليسم فويرباخ است که تأثيری انکارناپذير بر وی داشته است. اما مارکس به دليل بيگانه بودن آن با عمل و واقعيت اجتماعی، به نقد آن می­پردازد. مارکس از جمله در يازدهمين تز خود درباره­ی فويرباخ تصريح کرده است که:....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 23  توسط کمون  | 

بیانیه شماره 2  " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران"

 

                                                                     

بر طبق اخبار و اظهار نظرهایی که به دستمان رسیده است ، در پی صدور نخستین بیانیه ما در تاریخ 26 بهمن ماه 1386 که تنها شامل اعلام موجودیت این جریان جدید و نیز لیست جمعهای تشکیل دهنده این جریان بود ، سوالاتی در اذهان گروهی از فعالین و علاقمندان پیرامون ماهیت و نظرات  جریان ما ایجاد گشته است .

بدین وسیله به شکلی خلاصه و فوری و صرفا جهت زدودن سریع پاره ای از ابهامات پیش آمده به  اطلاع می رساند که این جریان یعنی جریان " دانشجویان سوسیالیست "  که شکل گیری آن در شرایط کنونی و به دلیل ملاحظات صرفا عملی و اجرایی  عمدتا در مراکز دانشجویی استان فارس بوده است خود را جریانی متعلق به قطب  چپ جنبش دانشجویی ایران و بخشی از حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " می داند که در ماههای اخیر در پی حوادث 13 آذر ماه به حرکتی سراسری در جنبش دانشجویی ایران بدل گشته است . جریان " دانشجویان سوسیالیست " به عنوان و قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " بمثابه ظرف فعالیت جنبشی فراگیر با هدف نمایندگی مطالبات موجود دربدنه جنبش دانشجویی  می نگرد که ساختار و شاکله اصلی آن می بایست از دانشجویان سوسیالیست متحد حول استراتژی سوسیالیستی در جنبش دانشجویی تشکیل شود .  تحقق چنین چشم اندازی البته در گرو فراروی از قطب بندیهای بی پایه و فاقد موضوعیت سیاسی و اجتماعی کنونی نظیر "چپ رادیکال " – " چپ کارگری " و ...  و همچنین تصفیه حساب با سیاستها و روشهای ناصواب گذشته بر اساس درسهای 13 آذر و گسست از آنها ، کوشش در جهت طرح و ارائه استراتژی سوسیالیستی و سیاست و افق پرولتری در جنبش دانشجویی ایران بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز ،  اتحاد عمل براساس و حول این استراتژی و ایجاد تمایزها ، خط بندیها و مرزها باز بر اساس همین مقوله -  و نه عواملی مانند تعلق خاطرهای حزبی و سازمانی ، دغدغه های فرقه ای ، تئوریزه نمودن اختلافات و کدورتهای شخصی رهبران و ...  - با راهبردها و گرایشهای لیبرالیستی و رفرمیستی در جنبش دانشجویی  است . بنابراین اعلام موجودیت جریان "دانشجویان سوسیالیست " را نباید بمثابه انشعابی از حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " یا شکل گیری قطب دیگری در مقابل جریان یاد شده تعبیر کرد . جریان "دانشجویان سوسیالیست " حرکتی برآمده از درون " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " است که می کوشد برمبنای رویکرد " استراتژی محور" فوق الذکر به ستون فقرات و جریان اصلی شکل دهنده بدنه و سیاستهای این حرکت بدل شود . ما اعتقاد داریم تا دانشجویان سوسیالیست صفوف خود را برمحور یک استراتژی مدون سوسیالیستی ، انقلابی و کارگری منظم و منسجم ننمایند و آنگاه بر مبنای آن حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " را بمثابه ظرف فعالیت جنبشی سازمان ندهند ، قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " به مکانی برای تداوم حیات برخی سیاستهای ناکارامد و نادرست گذشته و سردرگمی راهبردی و اکتیویسم فاقد نتیجه بدل خواهد شد  . بر این اساس ، در لحظه حاضر و در شرایط کنونی اما  می توان گفت که  به جریان " دانشجویان سوسیالیست " می توان بمثابه فراکسیونی در داخل حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " نگریست .  

" دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران " همان گونه که در بیانیه قبلی اشاره شد به زودی و در قالب یک مانیفست به تشریح نظرات خود در مورد موضوعات فوق الذکر و مسایل عمده و اساسی قطب چپ در جنبش دانشجویی خواهند پرداخت و فعالین جنبش دانشجویی و به طور مشخص فعالین چپ این جنبش و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را به اتحاد عمل پیرامون این نظرات و فعالیت حول این مانیفست فراخواهند خواند . لازم به ذکر است که اخبار ، مطالب و مواضع  مربوط به ما از طریق وبلاگ " دانشجویان سوسیالیست دانشگاهها ایران " قابل پیگیری است .  

 

زنده باد سوسیالیسم!

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران     http://dsocialist.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 13  توسط کمون  | 

دين از ديد « روزا لوکسامبورگ »

کليسا، برای مبارزه با سوسيا ل دمکراسی، دو وسيله در دست دارد. در جايی که مانند کشور ما (لهستان) جنبش کارگری شروع به شناساندن خود کرده است و طبقات دارنده هنوز اميدوارند که آنرا نابود کنند، روحانيت با موعظه های تهديد آميز، تهمت زدن به کارگران و محکوم کردن « آزمندی» آنان، عليه سوسيا ليستها مبارزه می کند. اما در کشورهايی که آزادی های سياسی بدست آمده حزب کارگران نيرومند است، مانند آلمان، فرانسه و هلند، روحانيت در جستجوی وسا ئل ديگری است. در اين کشورها، روحاينت مقصود واقعی اش را پنهان می کند و ديگر نه مانند يک دشمن آشکار، بلکه همچون دوستی مصنوعی، با کارگران روبرو می شود.

بدين ترتيب کشيشانی را مي بينيد که کارگران را سازمان می دهند و اتحاديه های کارگری «مسيحی» بوجود می آورند. آنها از اين راه سعی دارند ماهی را با تور خويش بگيرند، کارگران را به درون اين اتحاديه های تقلبی بدام بياندازند. جايی که آنان تحقير را می آموزند، بر خلاف سازمان سوسيا ل دموکراسی که مبارزه و دفاع در برابر بد رفتاری را مورد توجه قرار می دهد. وقتی سرانجام دولت تزاری زير فشارهای پرولتاريای انقلابی لهستان و روسيه سقوط کند، و زمانی که آزادی سياسی در کشور ما بوجود آيد، خواهيم ديد که همين سر اسقف وابسته به پاپ و همين اداره کنندگان کليسا که امروز در برابر مبارزان به غرش در آمده اند، ناگهان سازمان دادن کارگران را بصورت اتحاديه های مسيحی و «ملی» شروع می کنند تا آنان را از مسيرشان منحرف سازند. هم اکنون در آغاز اين فعاليت زيرزمينی با عنوان «دمکراسی ملی» هستيم که همکاری آينده با کشيشان را تضمين می کند و امروز آنان را ياری می دهد تا سوسيا ل دموکرات ها را بباد تهمت بگيرند.

بنابراين کارگران بايد از اين خطر آگاه باشند – تا آنکه بخود اجازه ندهند در فرادی انقلاب، مجذوب کلما ت شيرين آنهايی شوند که امروز از بلندی منبر، جرات می کنند از دولت تزاری که کارگران را می کشد، از دستگاه سرکوبگر سرمايه، که علت اصلی تنگدستی پرولتاريا است، دفاع کنند. برای کارگران ضرورت دارد که به منظور دفاع از خود در برابر مخالفت روحانيت در زمان حاضر و در طی انقلاب و در برابر دوستی دروغين فردای آنان و بعد از انقلاب، خود را در حزب سوسيا ل دموکرات سازمان دهند. و اين پاسخی است به تمامی حمله های روحانيت : سوسيا ل دمکراسی به هيچ طريق با عقايد مذهبی مبارزه نمی کند. بعکس خواهان آزادی کامل وجدان برای هر فرد و گسترده ترين مدارای ممکن برای ايمان و عيقده است. اما از لحظه ای که کشيشان منبر را به عنوان وسيله ای برای مبارزه سياسی عليه طبقات زحمتکش بکار گيرند، کارگران بايد در برابر دشمنان حقوق و آزادی شان به نبرد برخيزند چرا که مدافع استثمارکنندگان و کسی که به طولانی شدن رژيم فلاکت آ ور حاضر ياری می رساند، دشمن خونين پرولتارياست، خواه در خرقه کشيش و خواه در لباس پليس.

تنها واقعيت يافتن فعاليت آگاهانه و منظم اجتماعی و اقتصادی توده هاست که به نابودی کامل تعصبات مذهبی منجر خواهد شد. هدف دگرانديشان و روشنگران بايد که تا جا ئی ممکن پيوندهای بين طبقات بهره کش و سازما ن و سازمان تبليغات مذهبی را نابود کنند و در عين حال، با سازماندهی وسيع تبليغات علمی – آموزشی و ضد مذهبی به توده های زحمتکش کمک کرده تا ذهن خود را به راستی از قيد تعصبات مذهبی برهانند. با اين همه، کاملا ضروری است که از ا هانت کردن به عواطف مذهبی افراد، که تنها به تشديد تعصبات مذهبی منجر می گردد، خودداری شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 19  توسط کمون  | 

جنبش آزادي خواهي و برابري طلبي چيست و چه كساني در مقابل آن صف آرايي مي كنند؟

 

امیر حسین محمدی فر

 

با توجه به برخورد شديد با دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب از سوي نيرو هاي امنيتي و موضع گيري جريان هاي راست در مورد بازداشت گسترده ي اين دانشجويان , بار ديگرهمچون گذشته , مشخص كردن خط مشي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب و مرزبندي با جناح هاي بورژوازي كه رسيدن به آزادي و برابري را محال جلوه مي دهند ضرورت مي يابد :

 

آزادي و برابري يك خواست دور از دست رس نيست . بلكه برقراري آزادي و برابري يك ضرورت عيني است كه ريشه در مناسبات اجتماعي فعلي و نفي شرايط  موجود و نظام سرمايه داري دارد . به همان اندازه كه نبودن آزادي و برابري ( چه در جوامع سرمايه داري جهاني و چه در داخل ) آشكار است , استقرار آن نيز يك مقوله ي انتزاعي نيست.

جنبش آزادي خواهي و برابري طلبي متشكل از طبقه ي كارگر ( كه نقش تعيين كننده در ميان نيروهاي تغيير دهنده دارد ) , اكثريت راديكال جنبش زنان و به شكل تبلور يافته اش در يك سال اخير جنبش دانشجويي است كه نگاه از پايين به بالا در جامعه ودخالت مستقيم توده هاي مردم در تعيين سرنوشت شان , مخالفت با هر گونه دخالت نظام سر مايه داري جهاني و در راس آن آمريكا در آينده ي جامعه ي ايران , مبارزه با سركوب و اتحاد جنبش هاي اجتماعي ( جنبش زنان , كارگري و دانشجويي ) و استبداد داخلي را جزو خطوط اصلي مبارزاتي اش قرار داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 23  توسط کمون  | 

برای آگاهی عموم مبارزان در ایران

 

 

                                                                     

 

 

 

 

                                   پاسدار ، مهدی مولا ولی، مشهور به ،،مهدی پشی ،،

 

 

یکی از عوامل  قتل دانشجوی مبارز,  زنده یاد ابراهیم لطف الهی

 

چند هفته پس از  جان باختن دانشجوی آزادیخواه ، ابراهیم لطف الهێ ، دستگاه سرکوبگر اطلاعات ،وقیحانه از پدر دانشجوی نامبرده شکایت نموده و دادخواست بازماندگان  زنده یاد ابراهیم را ،، افترا علیه دستگاه اطلاعات ،، خوانده است .

دستگاه اطلاعات رژیم اسلامی در ایران که از هیچ جنا یتی فروگذار نیست ، برای مختومه کردن بی سر و صدای فا جعه قتل دانشجوی مذکور ، دست به ترفند نقل و انتقال در شهر سنندج زده است .

دارنده عکس فوق که یکی از صد ها جلاد جوانان کرد و آزادیخواهان ایران است ، هفته گذشته به استان خراسان منتقل و برابر قرائن و شواهد موثق ، هم اکنون مقیم مشهد است .

این عنصر پلید، که  از جانیان سر سپرده رژیم است ، اهل قصبه ،، سریش اباد ،، از توابع شهرستان قروه  در استان کردستان است .

برادر این تبهکار( هادی مولا ولی ) نیز در استان خراسان مشغول انجام سرکوب سیستماتیک آزادیخواهان و مبارزان آن خطه است .

ما کما کان به همه عاملان کشتار و سرکوب ملت مبارز کرد اعلام میداریم :

  

رژیم تبهکار جمهوری ترور و جنایت در ایران، دیر یا زود به سرنوشت اسلاف خود  دچار و به زباله دان تاریخ سپرده خواهد شد . راه گریزی برای فرار از پنجه عدالت نخواهد بود . از ادامه همکاری با رژیم منفور و ضد بشری جمهوری اسلامی خودداری کنید و به  اعمال ننگین خود خاتمه دید .

هیچ حکومت سرکوبگری بقاء ابدی و دوام پایدار نداشته و ندارد .

برادران ،، مولاولی ،، نیز، همچون همه سرکردگان رژیم ، از هم اکنون باید خود را برای حضور دردادگاه رسیدگی به جنایات علیه بشرییت آماده کنند. این سرنوشت محتوم تمامی تبهکاران و جانیانصد بشری است.

   

                                 چاک – کمیته ی شرق کردستان ( ایران )

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 7  توسط کمون  | 

مصاحبه روزنامه شهروند با رفیق کاوه عباسیان

 

 

 

وضعیت دانشجویان دربند و ویژگی های جریان چپ در جنبش دانشجویی

 

در آذرماه سال 1386، گروهی از دانشجویان اعلام کردند که مراسم 16 آذر، روز دانشجو را چند روز زودتر برگزار می کنند. این گروه خود را دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نام نهاده بودند و پلاکاردهایی که در دست های آنان بود، چنین شعارهایی را در خود داشت. در پی برگزاری تظاهرات روز دانشجو ده ها تن از این دانشجویان در سراسر ایران بازداشت شدند که تعدادی از آنها همچنان در بازداشت به سر میبرند.کاوه عباسیان سخنگوی این دانشجویان درباره آخرین وضعیت دانشجویان آزاد شده و بازداشتی و همچنین دیگر مسایل جنبش دانشجویی و البته با یک هفته تاخیر به پرسش های شهروند پاسخ داده است.

پاسخ های او را میخوانیم و باز پرسش های دیگری در ذهنمان نقش می بندد. تفاوت جوانان آرمانگرا و مبارز فعلی با همتاهایشان در نسل قبلی مقطع انقلاب چیست؟ آیا این جوانان تاریخ مبارزات گروه های چپ در ایران، ضعف ها و قوت ها، اشتباهات و ندانم کاریهایشان را میدانند؟ تا چه اندازه هیجان و احساس و عملگرایی بر آنان غالب است؟ چقدر ممکن است به تجارب نسل های پیش از خود که این دوران را از سر گذرانده اند، بها دهند؟ درکشان از آزادی چیست، آیا آزادی مخالف را هم در بر میگیرد؟ آیا در راه مبارزه خشونت جایز است؟ اصول حقوق بشر چه جایگاهی نزد آنان دارد؟ و...

چه پاسخ پرسش هایمان را بگیریم و چه نگیریم، آنچه واضح است این جوانان نهال هایی هستند که از خاک سرکوب های خونین دهه 60 و بویژه سال 67سرکشیده اند. زنان و مردانی که در آن دهه به خاک افتادند، زیر لب زمزمه می کردند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 21  توسط کمون  | 

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران

                                                                       

 

ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران با اعلام  موجودیت خود درجهت پیشبرد اهداف و  استراتژی سوسیالیستی و کارگری برای برون رفت از وضع فلاکتبار موجود حاکم بر جامعه و رسیدن به جامعه انسانی، فعالیت و مبارزه خواهیم کرد. اگرچه نظام سرمایداری اسلامی ایران در صدد سرکوب ومرعوب کردن جنبش ازادیخواهانه و سوسیالیستی حاضر در صحنه سیاسی ایران است، اما ما برای پس زدن تعرض  نظام هار سرمایه، همراه و همصدا با دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب و تمام دانشجویان چپ و کمونیست، کارگران و زنان و همه مردم ازادیخواه ایران به پا خواسته و با تمام قوا برای ازادی رفقای دانشجوی در بند و همچنین فعالین کارگری و زنان و همه زندانیان سیاسی خواهیم کوشید و از هر اقدامی برای ازادی انها کوتاهی نخواهیم کرد. ما از همه دانشجویان ازادیخواه میخواهیم با پیوستن به صفوف جنبش ازادیخواهی و سوسیالیستی همگام و متحد با جنبش کارگری و جنبش زنان در جهت به تحقق رساندن اهداف انسانی خود مبارزه کنیم.

 ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران در اولین فرصت جهت گیری و استراتژی خود را در بیانیه ای اعلام خواهیم کرد.

 

             ـ 1 دانشجویان سوسیالیست دانشکده فنی باهنر شیراز

                             _ 2 دانشگاه پیام نور نوراباد ممسنی

                             _ 3 دانشگاه پیام نور شیراز

                             _ 4 دانشگاه خامنه ای بوشهر

                             _ 5 دانشگاه پیام نور بوشهر

                              _ 6دانشگاه صدرا شیراز

                               _7دانشکده ادبیات شیراز

                               _8دانشکده سما شیراز

                              _ 9دانشگاه پیام نور خوانسار

                             _10اموزشکده دختران شیراز)مرکز اموزش عالی دختران شیراز)

                            _ 11دانشگاه دولتی مرودشت

_12                             دانشگاه فنی مرودشت

13_                             دانشگاه ازاد مرودشت

                             _14دانشگاه ملی اباده

_15                             اموزشکده اباده

 

مرگ بر نظام سرمایه داری و طبقاتی

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران 

جمعه 26 بهمن 1386

15 Feb  2008

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 19  توسط کمون  | 

گرامی باد 26 بهمن روز کومه له!

 

 

          بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

روز گرامی­داشت کومه­له، روز قدردانی و ارج­گذاری به یک جریان اجتماعی است که پرچم­دار استراتژی کمونیستی در جنبش کردستان است. کومه له در سه دهه گذشته، دوران سخت و پر تحولی را با سرافرازی و پیروزمندانه پشت سر گذاشته است.

 

روز کومه­له، روز گرامی­داشت یاد هزاران مبارز انقلابی و کمونیست است که در راه آزادی و آرمان­های کمونیستی با سربلندی جان باختند. یاد همه جان­باختگان راه آزادی و سوسیالیسم گرامی باد!

 

روز کومه له، روز پدران و مادران و خواهران و برادرانی است که عزیزانشان در صفوف کومه له در جنگ نابرابر با نیروهای جهل و جنایت حکومت اسلامی جان باخته اند اما آن ها هم چنان کومه له را سازمان محبوب خود می دانند. چرا که این جریان اجتماعی و محبوب، اهداف و آرمان های جان باختگان راه آزادی و سوسیالیسم  را بی وقفه پیگیری می کند.

 

این روز عزیز را به کارگران و کمونیست­ها و مردم انقلابی و برابری­طلب کردستان و سراسر ایران، خانواده های جان باختگان صفوف کومه له و حزب کمونیست ایران، و همچنین رفقای عزیزم در صفوف کومه­له و حزب کمونیست ایران، صمیمانه تبریک می­گویم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17  توسط کمون  | 

آیا حزب کمونیست ایران باعث شد کو مه له به این روز گرفتار آید، یا خانواده مهتدی و ایلخانی زاده؟

 ستار فتحی (آویهنگ)  


وقتی هر بار از زبان عبدالله مهتدی و همفکرانش می شنوم که می گویند " کومه له را از حزب کمونیست ایران بیرون کشیدیم." بیاد یکی از فیلم های صمد آقا میافتم که از ابتدا تا انتهای فیلم به سرکار استوار میگفت " همان دختره شما را کتک کاری کرد."


واقعاً نمیدانم تکرار این جملۀ خنده دار و لوث شده، چه سودی بحال آنان دارد؟ آیا این دوباره گوئی ها دال بر عصبانیت آنها از شکست سرقت نام کومه له و شکست پروژه هایشان نیست؟ اگر کماکان می خواهند با این حرف ها هواداران خود را دلخوش نگه دارند، پس تکلیف خودشان چه می شود؟ آنان بهتر می دانند که مرتکب چه اشتباه بزرگی شدند.
حال سؤال من از آنها این است که بعد از این همه اشتباه و انحراف، بهتر نیست دست از سرمردم کردستان بردارند؟ مردم هیچگاه فراموش کار نبوده و نخواهند بود. مطمئن باشید مردم هرگز نقش شما در انشعاب اول 1369 (فراکسیون کمونیسم کارگری) از حزب کمونیست ایران و کومه له، اظهار ندامت و بازگشت بدامان تشکیلات در سال 1370، ضربه و انشعاب دوم 1379 و حتی خود این دو پاره کردن تشکیلات سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان (1386) که تصویر کاملی از جنگ بر سر قدرت و نبردی عشیره ای را به نمایش گذاشت و نزدیک بود ده ها نفر از فرزندان مردم زحمتکش کردستان را به کشتن بدهید، از یاد نمی برند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 21  توسط کمون  | 

مصاحبه کاوه عباسیان، سخنگوی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با ایران استار، هفته نامه ایرانی که در تورونتو-کانادا چاپ می شود.  برای خواندن این مصاحبه لطفا اینجا را کلیک کنید.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13  توسط کمون  | 

خمینی و  ایدوئولوژی انقلاب بهمن

 

1-انقلابات ، همانند بستر بزرگ رودخانه ای هستند که جریاینات مختلف  اجتماعی و فکری در آن فرو میریزند و لحظه بزرگ تحول را بوجود می آورند. در هر انقلاب و یا تحول بزرگ تاریخی ، گرایشات سیاسی و ایدئولوژیک متفاوتی در کنار هم ونیز در تقابل باهم عمل می کنند. از اینرو، ناهمگونی سیاسی و ایدوئولوژیک نیروهای اجتماعی شرکت کننده در آن، یکی از مشخصه های هر انقلابی است ، که هر یک با هدف ها و انگیزه های متفاوتی قدم به میدان می گذارند. بهمین دلیل ،  خصلت بنیادی یک انقلاب را صرفا نه بر پایه نیروهای اجتماعی شرکت کننده در آن  و یا خواسته های سیاسی و اجتماعی متفاوت آن نیرو ها ، بلکه بر پایه نیروی پیروز و ایدوئولوژی سیاسی آن می توان توضیح داد.  ممکن است ترکیب اجتماعی نیروهای شرکت کننده در دوانقلاب در دوکشور در یک زمان واحد، بسیار نزدیک بهم ویا  مشابه هم باشد ولی نیتجه و پی آمد های سیاسی و اجتماعی متفاوتی از آنها حاصل گردد. دو انقلاب ایران و نیکاراگوئه در زمانی نزدیک بهم و با پی آمدهائی متضاد هم را بعنوان نمونه هائی قابل ذکر در این مورد میتوان یاد کرد. آن نیروی اجتماعی که مهر خود را بر انقلاب می زند ، سرشت و خصلت آنرا نیز رقم میزند. ایدوئولوژی سیاسی نیروی فائق در انقلاب ، سپس خود بعنوان نیروی مادی مهمی در شکل دادن به جامعه بعد از انقلاب  عمل می کند. بنابراین ، در ارزیابی از خصلت بندی یک انقلاب ، اتکاء صرف بر شرکت نیروهای اجتماعی و استنتاج خصلت بندی آن  بر پایه معیار مشارکت صرف نیروها ، ضمن اینکه اهمیت خاص خود را دارد ،  ما رابه ارزیابی درستی از یک انقلاب رهنمون نخواهد کرد ، زیرا یک  نیروی اجتماعی واحد ، ممکن است در شرایطی به کمونیست ها یا فاشیست ها و یا بنیاد گرایان از شکل دیگری رای بدهند. طبقات و لایه های مختلف اجتماعی ، به الگوی سیاسی و ایدوئولوژیک ثابت و لایتغیری قفل بندی نشده اند ،  و ضرورتا از مواضع آگاهانه طبقاتی خود حرکت نمی کنند، بلکه سیالیت سیاسی  وایدوئولوژیک ،همواره یکی از مشخصه های حرکت های اجتماعی بوده  است.[1][1]  این امر ، بویژه در مورد طبقات پائین جامعه بیشتر صادق است ، زیرا طبقات بالای جامعه ، بدلیل دسترسی بیشتر به فرهنگ و آگاهی ، کمتر دچار خطا در مواضع اجتماعی خود میشوند تا طبقات پائین جامعه. همچنین ،روانشناسی اجتماعی یک طبقه اجتماعی ، در دو کشور ، ممکن است  کاملا متفاوت بوده و عکس العمل های سیاسی و اجتماعی کاملا متفاوتی  در برابر  حوادث داشته باشند.[2][2]


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 8  توسط کمون  | 

انقلاب 57 و عزاداری سلطنت طلبان

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

در آستانه بیست و نهمین سالگرد انقلاب بهمن 1357 مردم ایران، قبل از هر بحثی ضروری است که یاد همه عزیزانی که در راه آزادی و برابری و عدالت اجتماعی در حکومت پهلوی و در انقلاب 57 و در حکومت اسلامی جان باختند را گرامی بداریم! بهترین یاد زنده نگاه داشتن خاطره این عزیزان، ادامه و پیگیری هر چه جدی تر مبارزه آن ها در راه آزادی، برابری و سوسیالیسم، برپایی جامعه ای است که در آن، حرمت و موجودیت انسان بالاتر از هر مسئله و مصلحت اقتصادی و سیاسی حکومت مورد توجه قرار گیرد.

واژه انقلاب معنی و مفهوم بسیار گسترده اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی عمیق و با ارزشی دارد. هر چند حکومت اسلامی و به طور کلی جریانات رنگارنگ بورژوازی آن را خدشه دار کرده است. انقلاب به معنی دگرگونی عمیق و واژگون کردن حکومتی که بر علیه منافع مردم عمل می کرده است. و برپایی حکومتی که منافع توده های مردم را تامین کند و در کنترل مردم و خدمت گزار مردم باشد نه مافوق مردم. انقلاب یعنی بر چیدن بساط تبعیض و نابرابری، ظلم و ستم، سانسور و اختناق و برقراری یک جامعه آزاد، برابر، عادلانه و مرفه.

انقلاب علم رهایی انسان است که نیروها و سیاست ها و شعارها و اهداف خود را می طلبد و با توجه به شرایط خاص هر کشوری شرایط و اعتلای انقلابی و تحقق آن فراهم می گردد. بنابراین، انقلاب نه با دستور کسی و جریانی راه می افتد و نه تعطیل می شود. انقلاب، باید زمینه ها و انگیزه های قوی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را پشت سر خود داشته باشد. انگیزه هایی که رهایی بخش باشد و به ستم و استثمار انسان از انسان پایان دهد. در انقلاب 57 دیدیم که انقلاب به معنای واقعی همبستگی و اتحاد انسانی را به حدی ارتقا داد که هر انسانی حتی خود را به جلو گلوله سرکوبگران سرمایه می انداخت تا به بغل دستی خود اصابت نکند و یا او را از تیررس سرکوبگران خارج کند. در انقلاب دیدیم که چگونه مردم در منازل خود را باز می گذاشتند تا انقلابیونی که در تعقیب سرکوبگران قرار داشتند در منزل آن ها پناه بگیرند بدون این که آن ها را بشناسند. در دوره انقلاب بشاشیت و شادابی اجتماعی و عشق به پیروزی به اوج خود می رسد و کم تر منافع فردی مدنظر قرار می گیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 11  توسط کمون  | 

به ازای هر 8 نفر یک نیروی نظامی در استان کردستان

 

آمارهای غیررسمی نشان می دهند که تعداد 181250 نیروی نظامی(شامل ارتش و سپاه)، نیروی انتظامی و اطلاعاتی در کردستان در حال فعالیت هستند. گزارش ها حاکی است که از این تعداد نیرو 33 درصد نیروهای ارتش (59813نفر)، 30 درصد سپاه(54375نفر)، 25 درصد نیروی انتظامی (45313 نفر) و 12 درصد نیروهای ادارات اطلاعات کردستان (21750نفر) هستند.

با احتساب جمعیت 1450000استان کردستان می توان گفت به ازای هر8نفر جمعیت در استان کردستان، یک نفر نیروی نظامی، انتظامی، اطلاعاتی یا امنیتی که به صورت رسمی فعالیت می کنند وجود دارد. در این آمارها تعداد نیروهای سیال"گارد ویژه" که در مواقع ضروری به کردستان اعزام می شوند   و همچنین نیروهای بسیج فعال رژیم نیامده است.

اسامی تعدادی از قضات وابسته به وزارت اطلاعات در کردستان

اسامی پنج تن از قضات وابسته به وزارت اطلاعات در کردستان به شرح زیر است: