تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

(کمون فنا ناپذیر است)

                                                                    

"کمون پاریس، برای همیشه، به عنوان پیشرو و پرچمدار عظیم و باشکوه ایجاد جامعه نو، جشن گرفته خواهد شد. کشته شدگان در راه پرپایی کمون نیز برای همیشه در قلب طبقه کارگر، جایی عظیم و گرامی خواهند داشت. البته نابودکنندگان کمون نیز، آنچنان توسط تاریخ به تمسخر و ریشخند ابدی گرفتار شده اند، که حتی موعظه ها و دعاهای کشیشانشان نیز قادر به رهایی آنان از تمسخر ابدی نخواهند بود." (کارل مارکس)

18مارس، سالگرد پیروزی نخستین انقلاب کارگری جهان ، کمون پاریس است. ساعت 7 و نیم بعد ازظهر روز 18م مارس 1871 یعنی 137 سال قبل در چنین روزی کارگران قیام کننده پاریس، پس از یک رشته نبردهای سنگر به سنگر خیابانی، سرانجام آخرین سنگر مقاومت دولت حاکم ، یعنی ساختمان شهرداری مرکزی پاریس را تصرف کردند و پرچم سرخ کمون را بربالای بلندترین نقطه آن به اهتزاز در آوردند. هیأت دولت بورژوازی به کاخ ورسای در بیرون پاریس گریخت، قدرت در دست کمیته مرکزی گارد ملی، متشکل از کمونارهای رهبری کننده قیام قرار گرقت.

شهردر محاصره دشمن خارجی بود و بورژوازی خودی نیز در کاخ ورسای در تدارک تجدید سازمان و حمله به حکومت کارگری در پاریس بود. کمیته مرکزی گارد ملی روز 19مارس طی نخستین بیانیه خود پیروزی کارگران را اعلام کرد و با دعوت از مردم پاریس برای شرکت در انتخابات کمون، پایه های مشروعیت دولت کارگری را تحکیم نمود............؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 21  توسط کمون  | 

بر علیه بربریت و چرایی سوسیالیسم؟

                               

از اواخردهه ی دهه‌ی ١٩٨٠ به‌بعد که به اسم دوره بعد از جنگ سرد معروف گشت تحولات و چرخش هایی در جهان به وقوع پیوست که جهانیان را تکان داد. در شوروی و دیگر کشورهایبلوک شرق” اروپا، شرایطی (که منتج از عملکرد و عکس المعل ” سوسیالیسم واقعاً موجود در تقابل با نظام جهانی سرمایه در دوره ١٩٦٠-١٩٩١ بود) به‌وجود آمد که راه را برای ” بازگشت ” و گسترش بیشتر مناسبات تولیدی سرمایه داری در این کشورها گشود. رویدادهای اصلی در این دوره پر تلاطم عبارت بودند از:
١ـ ضمیمه شدن جمهوری دموکراتیک آلمان به آلمان غربی ؛
٢ـ انحلال پیمان ورشو و شورای همیاری اقتصادی؛
٣ـ تجزیه شوروی ؛
٤ـ افول و ” اخته شدن ” دولت های رفاه سوسیال دموکراسی در اروپای آتلانتیک (عمدتاً کشورهای اروپای غربی و اسکاندنیاوی ) ؛
٥ـ اضمحلال و ریزش جنبش های رهائی‌بخش ملی و ” غیرمتعهدها ” در کشورهای جنوب ( جهان سوم )
٦ـ بسط و گسترش ایده هایبازار آزاد ” نئولیبرالیسم به عنوان ایدئولوژی و منطق حاکم بر روند حرکت و تشدید جهانی شدن سرمایه ( گلوبالیزاسیون ) و بالاخره ؛
٧ـ ظهور و ارتقاء آمریکا به عنوان تنها ابر قدرت نظامی بلامنازع در جهان ” تک قطبی ” و عوارض و پی آمدهای ناشی از عملکردهای آمریکا در سراسر جهان به عنوان تنها ” مدیر عامل ” نظامی سرمایه (امپریالیسم ) در دوره تشدید گلوبالیزاسیون : تشدید جهانی شدن شکاف بین فقر و ثروت، گسترش ایده های پست- مدرنیستی مثل ظهور ” انسان گلوبال ” ( خاتم الانبیاً ) وپایان تاریخ ” از یک سو و عروج بنیادگرایی دینی و اندیشه های اولترا ناسیونالیستی از سوی دیگر در اکناف جهان........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 21  توسط کمون  | 

اپوزیسیون پارلمانی در رژیم بی پارلمان

 

ایرج آذرین

به نقل از به پیش! 29

 

نتیجۀ انتخابات مجلس هشتم پیشاپیش روشن است. این انتخابات حتی دیگر عرصۀ رقابت احزاب "خودی" و جناح های رژیم اسلامی هم نیست. احزاب دوم خردادی در کمتر از نیمی از حوزه ها صلاحیت معرفی کاندیدا یافته اند و حداکثر سهم آنها از کرسی های مجلس زیر 20 درصد تعیین شده است. در شرایطی که به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی حتی اجازه نداده اند تا از شرکت در چنین انتخاباتی اعلام انصراف کنند، طبیعی است که هیچکس از میان اصلاح طلبان حکومتی اکنون ادعا نکند که گذار تدریجی به دموکراسی با مشارکت مردم در انتخابات امری شدنی است. این انتخابات، دستکم از دیدگاه چپ، حتی نیازی به افشاگری ندارد؛ هرچند تأثیراتی که بر صحنۀ سیاست ایران می گذارد لازم به بررسی است. بهترین شاخص این تأثیرات موقعیت آشفته ای است که لیبرال ها در پرتو این انتخابات یافته اند. ادعای مقالۀ حاضر (که دو روز پیش از برگزاری انتخابات نوشته می شود) این است که انتخابات مجلس هشتم بستر اصلی شبه-اپوزیسیون لیبرال را از لحاظ سیاسی کاملا حاشیه ای می کند: یا لیبرال ها با شرکت در انتخابات و حمایت از دستجات مختلف اصلاح طلب حکومتی هر گونه هویت ایدئولوژیک مستقل را از دست می دهند و در اصلاح طلبی اسلامی-حکومتی مستحیل می شوند، و یا با سرخوردن از نقش انتخابات پارلمانی عملا عرصۀ مبارزۀ استراتژیک سیاسی را ترک می کنند و هویت سیاسی خود را تنها در سطح ایدئولوژیک و بعنوان یک نیروی غیرسیاسی حفظ می کنند. این دوراهی مقابل نیروهای لیبرال (شامل سوسیال دموکرات) ایران است که هم اکنون خطوط اصلی آن در واکنش های متنوع جریانات لیبرال و سوسیال دموکرات نسبت به خود انتخابات ترسیم شده است. پیش از بررسی موقعیت کنونی لیبرال ها، نگاهی می اندازیم به سیر لیبرالیسم از آغاز عروج دوم خرداد تا مقطع انتخابات مجلس هشتم.  

 

مرور خیلی کوتاهی بر یک دهه:  

عروج لیبرالیسم در صحنۀ سیاست ایران مولود دوم خرداد بود. ماتریال فکری و انسانی و تشکیلاتی این لیبرالیسم (شامل گرایش به سوسیال دموکراسی) در اپوزیسیون ایران، بخصوص در میان چپ های هواخواه اردوگاه شوروی، با پایان جنگ سرد و سقوط شوروی شکل گرفته بود. و هرچند برخی از میان همین ها (و بویژه از درون سازمان اکثریت) در دور دوم  ریاست جمهوری رفسنجانی شروع کردند تا همسوئی سیاسی با گرایش هایی در درون رژیم را بیازمایند، اما چنین سمتگیری ای، بیش از آنکه حاکی از سیاست لیبرالی متمایزی باشد، بیشتر در امتداد شیوۀ سنتی سازمان اکثریت و حزب توده قرار می گرفت که تنها بعد از سرکوب و تعقیب توسط جمهوری اسلامی به ناچار دست از حمایت جناحی از رژیم برداشته بودند. اما از سال 1376، پروسۀ تخمیر این بخش از اپوزیسیون در یک خط مشی واحد و فراگیر لیبرالی به فرجام رسید و وجود اصلاح طلبان حکومتی در قالب احزاب دوم خردادی زمینه ساز یک استراتژی سیاسی لیبرالی قرار گرفت. حتی جریانات توده ای، که از لحاظ ایدئولوژیک هیچگاه به مکتب لیبرال نپیوستند، از لحاظ سیاسی تماما به یک خط مشی لیبرالی روی آوردند؛ و این امر در تاریخ حیات حزب توده، یا احزاب مشابه در کشورهای دیگر، سابقۀ غنی ای داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 18  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی  حزب  کمونیست ایران در باره

مضحکه انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی

 

 

مضحکه  انتخاباتی هشتمین  دوره  مجلس شورای اسلامی در راه است. این " انتخابات" قرار است در روز 24 اسفند ماه 1386  برابر چهارده مارس 2008 برگزار شود.

 در حالی که نیروهای اصلاح طلب درون حاکمیت جمهوری اسلامی برای کسب کرسی های بیشتر در پارلمان اسلامی به تکاپو افتاده اند، و اپوزیسیون لیبرال رژیم، از حزب توده و سازمان اکثریت گرفته تا جمهوری خواهان همه به یک "انتخابات آزاد" امید بسته بودند تا از طریق راه یابی اصلاح طلبان به مجلس بار دیگر امید به اصلاح رژیم از درون را در دلها پرورده کنند، موج گسترده رد صلاحیت ها همه این تلاش و امیدها را بر باد داده است.

این تلاش و امیدها در حالی است که سید محمد خاتمی روند " انتخابات" را فاجعه بار خوانده است و از سوی دیگر موسوی لاری، وزیر کشور سابق در دولت خاتمی و دبیرائتلاف اصلاح طلبان که از 21 گروه اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت اسلامی تشکیل شده است در این زمینه اظهار داشته است که رد صلاحیت اصلاح طلبان به قدری وسیع و گسترده بوده است، که تعداد کافی داوطلب اصلاح طلب برای شرکت در رقابت های انتخاباتی 290 کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی باقی نمانده است.

بدنبال این رد صلاحیت های گسترده، سید محمد خاتمی، کروبی و هاشمی رفسنجانی برای چاره جویی و برون رفت از بن بست، در شرایطی که کل موقعیت نظام جمهوری اسلامی را بحرانی ونگران کننده می بینند، به حضور خامنه ای رفته و سیاست "چانه زنی در بالا" و "خفه شدن در پایین" را در پیش گرفته اند.

جدال و کشمکش بر سر کسب کرسی های مجلس و روند تجدید آرایش سیاسی جناح ها و نیروهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی در حالی است که تشدید بحران اقتصادی، تورم سر سام آور  و عمیق تر شدن شکاف های طبقاتی در جامعه، سران رژیم را از عواقب و پیامدهای آن به شدت نگران ساخته است.

رد صلاحیت های گسترده از جانب جناح احمدی نژاد که به پشتیبانی نیروهای سپاه پاسدارن، بسیج و دسته های اوباش و چماقدار  متکی است نشان از آن دارد که رژیم جمهوری اسلامی در این دوره قبل از آنکه به فکر بازار گرمی برای "انتخابات"  و کشاندن مردم به پای صندوق های رای باشد، یک کاسه کردن کامل قدرت برای مقابله با خطر پیشروی جنبش های پایدار اجتماعی را در دستور قرار داده است.

در شرایطی که نرخ گرانی و تورم افسار گسیخته به ابعاد بی سابقه ای رسیده است و هر روزه بخشهای بیشتری از مردم ایران به زندگی کردن در پایین تر از خط فقر سوق داده می شوند و نابرابری های اجتماعی و بی حقوقی سیاسی ابعاد گسترده تری پیدا کرده است، و از طرف دیگر در شرایطی که مناسبات جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر بحران اتمی وارد مرحله جدیدی شده و این تغییر مواضع در دو جبهه منازعه، جنبش انقلابی و سرنگونی خواهی در ایران را وارد فاز تازه ای نموده ، و تحت تاثیر این تحولات امید به دخالت آمریکا برای سرنگونی رژیم رنگ باخته است، سرنگونی رژیم و امر انقلاب در نتیجه پیشروی جنبشهای اجتماعی و در پیشاپیش همه جنبش کارگری به تنها امکان واقعی تبدیل شده است.

 رژیم جمهوری اسلامی بنا به غریزه طبقاتی ظرفیت انقلابی و دگرگون کننده جنبش های اجتماعی را بخوبی می شناسد. تلاش برای یک کاسه کردن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در پروسه این نمایش انتخاباتی یک سنگر بندی دیگر  در مقابل امکان واقعی پیشروی انقلاب از مسیر رشد جنبش های اجتماعی است. اگر جناح غالب بی مهابا مخالفین خودی را از پروسه "انتخابات" حذف می کند و خاتمی اصلاح طلب علیرغم فاجعه بار خواندن روند "انتخابات"  مردم را به شرکت در آن فرا می خواند همه بیانگر وحشت آنها از پیشروی انقلاب است.

از نظر کارگران آگاه و مردم آزادیخواه ایران، رژیم جمهوری اسلامی محصول سرکوب خونین انقلاب توده های مردم ایران است. این رژیم با همه جناح هایش دستانش به خون انقلاب آلوده است. این رژیم که در طول نزدیک به سه دهه حاکمیت خود هر ندای آزادیخواهانه را با سرکوب پاسخ داده است هیچگاه مشروعیت نداشته تا "انتخاباتش" برای وی اعتباری کسب کند.  باید با نرفتن به پای صندوق ها این خیمه شب بازی را به نمایش رسوائی رژیم تبدیل کرد.

جریان سوسیالیستی با متحد کردن و فشرده کردن صفوف خود در دل جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش کردستان و قرار دادن افق رهایی بخش سوسیالیستی در مقابل این جنبش ها مسیر پیشروی انقلاب را که سرنگونی جمهوری اسلامی از اولین گام های  آن است را هموار می کند.

 

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

19 بهمن 1386

8 فوریه 2008

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 20  توسط کمون  | 

تاکتیک ضدانسانی رژیم اسلامی برای از بین بردن رفیق مبارز بهروز کریمی زاده

 

                               سیروان پرتونوری 

انسانهای آزادی خواه و برابری طلب ایران همانطور که مطلع هستید رژیم جهل و خرافه اسلامی قبل از فرا رسیدن 16 آذر روز دانشجو در یک اقدام ضد انسانی تعدادی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه تهران را بخصوص رهبران جنبش چپ دانشجویی را روانه زندان کرد تا بتواند با این نوع حرکات همیشگی خود جلوی برگزاری روز دانشجو را بگیرد ولی همانطور که مطلع هستید دانشجویان چپ رادیکال دانشگاههای ایران با همه ارعاب وو حشتی که رژیم اسلامی  در دانشگاهها برقرار کرده بود این روز بزرگ را هر چه با شکوه تر و منسجمتر  از قبل  برگزار کردند و در این روز اعلام کردند که هر گونه تهدید، زندان، شکنجه، فضای خفقان نمیتواند جلوی برگزاری این روز را از دانشجویان مبارز و انسانهای آزادی خواه و برابری طلب بگیرد و همچنین دانشجویان مبارز در این روز اعلام کردند که جنبش چپ دانشجویی با دیگر جنبشهای اجتماعی چپ همچون جنبش کارگری و جنبش زنان متحد و یکپارچه برای برقراری جامعه ای آزاد و برابر که سوسیالیزم میباشد پا به پای دیگر جنبشهای چپ در ایران مبارزه خواهند کرد.

بعد از دستگیری تعداد زیادی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در ایران رژیم جنایتکار اسلامی در سطح جهانی شاهد اعتراضات و نارضایتی های وسیعی از طرف انسانهای مبارز و چپ جهان شد این نوع حرکات و اعتراضات در سراسر دنیا برای آزادی دانشجویان در بند یک بار دیگر به نظام سرمایه داری گوش زد کرد که با موعزه ها و شایعه هایی  همچون کمونیسم مرده است و کمونیسم بعد از فروپاشی شوروی از بین رفته است نمیتوانند اظهار عمومی را با این نوع شایعات بی پایه و اساس تشویش و سردرگم کنند چون این اعتراضات و مبارزات یک واقعیت عینی میباشد که در سراسر جهان بخصوص در ایران شاهد آن هستیم و در جریان است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 22  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن 

(2008)

                                                                     

حزب کمونیست ایران 8 مارس روز جهانی زن را به همه زنان و انسانهای آزاده تبریک می گوید.

اکنون در شرایطی  به استقبال گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن می رویم  که ابعاد دهشتناک بی حقوقی زنان در ایران نه تنها فروکش نکرده بلکه حقوق فردی و اجتماعی اش هر روزه زیر تازیانه قانون شرع و عرف اسلامی لگدمال می شود و نظام سرمایه داری و مردسالار جمهوری اسلامی همچنان آزادی، جان و حرمت انسانی زنان یعنی نیمی از انسانهای این جامعه را اسیر یوغ حاکمیت سیاه خود ساخته است.

در سال گذشته نیز موج دوم سرکوب و یورش لجام گسیخته دولت احمدی نژاد به جنبش های اجتماعی با تهاجم به جنبش زنان آغاز شد، گویی درتاریخ معاصر ایران این قرعه نصیب زنان شده است که هرگاه استبداد خواست از جامعه و جنبش های آزادیخواهانه زهر چشم بگیرد با تعرض به جنبش زنان آغاز می کند.

نظام سرمایه داری و مرد سالار در آمیخته با مذهب، تبعیض جنسی و راندن زنان به موقعیت جنس دوم را در بازار کار نیز چنان ساختاری و نهادینه کرده است که مبارزه زنان برای کسب استقلال اقتصادی از مردان را بسیار پیچیده و دشوار کرده است. شیوه تفکر غالب و فرهنگ جامعه که فرهنگ طبقه حاکمه است، در راستای بازتولید نیروی کار ارزان برای سرمایه داران تنها مرد را نان آور خانه می داند و این خود یکی از عوامل سلطه این نظام تبعیض جنسی در بازار کار است. این نظام تبعیض جنسی، زنان را بمثابه بردگان بی اجر و مزد سرمایه، بدون بهره مندی از بیمه بیکاری و دیگر تامین های اجتماعی در کنج خانه رها کرده است. این عدم استقلال اقتصادی مانند وزنه سنگینی به پای زنان در مبارزه آنان برای احقاق برابری حقوقی با مردان عمل می کند.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 23  توسط کمون  | 

مبارزه طبقاتی و آزادی زنان

 

 

آنچه در زیر می آید ترجمه مقدمه کتاب "مبارزه طبقاتی و آزادی زنان" نوشته تونی کلیف میباشد. تونی کلیف در این کتاب بر بستر بررسی مبارزات زنان در کشورهای روسیه، آلمان، انگلستان، فرانسه و آمریکا در 50 سال اخیر به نقد "جنبش فمینیستی" و برخی دیدگاههای "انحرافی" و "گیج کننده" آن میپردازد. لازم به ذکر است که درج ترجمه های مختلف و از جمله ترجمه حاضر صرفاً در جهت انعکاس دیدگاههای رایج در جنبش چپ به خوانندگان "پیام فدایی" بوده و به مفهوم تائید همه مواضع نویسندگان آنها نیست.

 

مقدمه:

در طول صد سال گذشته دو جنبش مختلف در صدد بوده اند تا به امر رهایی زنان دست یابند: مارکسیسم و فمینیسم. (1) خواست هر دو ریشه کن کردن نابرابری و موقعیت تحت ستم زنان در جوامع امروزی و استقرار موقعیتی با برابری کامل زن و مرد بوده است. اما این دو جنبش، ستم زنان را به دو شیوه کاملاً متفاوت در می یابند و استراتژی هایی را برای این رهایی دنبال می کنند که کاملاً در مقابل یکدیگر قرار میگیرند.

 

فمینیسم شقاق اصلی را در جهان، شقاق بین زن و مرد می بیند و علت ستم بر زن را پافشاری مردان بر ادامه سلطه و کنترل زنان میداند، تاریخ، داستان ساختارهای مردسالارانه غیر قابل تغییری است که مردان از طریق آنها زنان را تحت انقیاد خود در آورده اند. تنها راه براندازی این ساختارها توسط زنان از هر طبقه اجتماعی که باشند، اتحاد علیه مردان از هر طبقه اجتماعی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 19  توسط کمون  | 

تاریخچه هشت مارس روز جهانی زن

 

 

هر سال، زنان در سراسر دنیا به پیشواز روز هشتم مارس می روند. همه آماده می شوند تا کوبنده تر از پیش ، خواست رهایی را فریاد کنند، با شور و شوق به میدان می آیند تا تجارب جدید، دستآوردهای نوین مبارزاتی، رشته های پیوند و اتحاد محکمتر خویش را نشان دهند. هشتم مارس صحنه این حرکت شورانگیز است. هشتم مارس، روز جهانی زن، است.

چرا هشتم مارس؟

همیشه در تاریخ مبارزات، روزهای بیاد ماندنی وجود دارند، روزهایی که بعنوان نشانه و مظهر هر مبارزه ثبت میشود. چنین روزهایی، خود  به فراخوان مبارزه تبدیل میشوند. هر سال در این روزها، آمال و اهداف مبارزه با صدای بلند اعلام میشود. هر سال، به دنیا گوشزد میشود، که این اهداف زنده اند و تضادهایی که به این مبارزه پا داده کماکان حل نشده اند. هشتم مارس، یکی از این روزها است.

 

تاریخچه هشتم مارس به سالهای میانی قرن نوزدهم بر می گردد. در هشتم مارس 1857، زنان کارگر پارچه باف در آمریکا به مبارزه برخاستند. شرایط کار و زیست کارگران زن وحشتناک بود: ساعات کار طولانی و کشنده، استثمار شدید، دستمزد اندک و محرومیت از هر گونه امکانات رفاهی. بعلاوه آنها بار نگهداری و بزرگ کردن فرزندان و کار بردگی خانگی در خدمت شوهران و مردان خانواده را هم بدوش می کشیدند. پس به خیابانها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار شدند. این مبارزه، نقطه سرخی در تاریخ مبارزه زنان و کارگران در گوشه ای از دنیا بود. 8 مارس 1857، مقاومت زنانی را بازتاب می داد که با حرکت پرشتاب سرمایه داری به عرصه تولید و کار خارج از خانه کشیده می شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 10  توسط کمون  | 

به استقبال صدمین سالگرد هشت مارس بشتابیم.

                                                                                               

بهرام رحمانی

صدمین سالگرد هشت مارس، روز جهانی زن به زودی از راه می رسد. هشت مارس، یک دستاورد مهم سوسیالیسم کارگری در صد سال پیش است. تاریخی که دستاوردهای زیادی برای زنان و امر برابری بین زن و مرد به ارمغان اورده است.

در روز ۸ مارس ۱۸۷۵، زنان کارگر نساجی شهر نيويورک، با خواست ۱۰ ساعت کار دست به اعتراض و تظاهرات زدند که این حرکت توسط  پليس شدیدا سرکوب گردید. در سال ۱۹۰۸، حزب سوسياليست آمريکا با تشکيل «کميته ملی زنان» خواهان حق رای برای زنان در انتخابات شد. در همان سال، کارگران زن بافنده با شعار ممنوعيت کار کودکان و کسب حق رای برای زنان دست به اعتراض و راهپیمایی زدند. در ادامه این مبارات پیگیر کارگران نساجی در سال ۱۹۰۹، روز ۸ مارس به عنوان روز ملی زن در آمريکا اعلام شد. در سال ۱۹۱۰، کنگره بين الملل سوسياليست ها که در شهر «کپنهاک» پایتخت دانمارک بر گزار گردید، کلارا زتکين، این زن کمونیست و از اعضای برجسته و سرشناس حزب سوسيال دموکرات آلمان، ۸ مارس را به پاس مبارزات خستگی ناپذير زنان کارگر نساجی نيويورک، به عنوان روز جهانی زن به کنگره پيشنهاد کرد. این پیشنهاد با استقبال نمایندگان کنگره روبرو شد و به تصويب کنگره رسيد.

در گرامی داشت ۸ مارس در سال ۱۹۱۱، در برخی از کشورها به ویژه در دانمارک، سوئد، آلمان، استراليا و...، راهپیمایی های با شکوهی برگزار شد که زنان و مردان آزادی خواه به ویژه سوسیالیست ها و کارگران در آن ها شرکت فعال داشتند. این مبارزات و گرامی داشت روز جهانی زن، سال به سال گسترش یافت و با انقلاب شکوهمند اکتبر 1917 روسیه، جهشی در امر جنبش زنان در سراسر جهان پدید آمد. سرانجام  ۸ مارس در سال ۱۹۷۵، از سوی سازمان ملل متحد، به عنوان روز زن پذیرفته شد. بنابراین، هشت مارس، با پیگیری و مبارزه بی وقفه جنبش کارگری سوسیالیستی به سیستم سرمایه داری و دولت های حامی آن تحمیل شده است.......؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 22  توسط کمون  | 

ارتجاع و سنگسار!

شباهنگ راد

ایدئولوژی سرمایهداری که تجلی خود را در اشکال متفاوتِ حکومتی در سرتاسر دنیا بنمایش میگذارد، مولّد هزاران روشهای غیر اخلاقی – انسانی و تکاندهنده است؛ روشهایی که در دنیای بشریت و انسانیت جایگاهی نداشته و کاملاً بی اعتبار میباشد. یکی از آن روشهای شنیع، سنگسار انسانهاست. مجازات کثیفی که در هیچ منطق و ایدئولوژیای به غیر از ایدئولوژی مرتجعین و سرمایهداران نمیتوان جستجو نمود.جلادان بدن انسان را با گونی پوشانده و نیمهی آنرا در زیر خاک قرار میدهند و بعد از آن تعدادی از عناصر مرتجع و سرکوبگر با سنگ و بلوک به جان قربانی میافتند و آنقدر سنگ بسوی وی پرتاب مینمایند تا جان دهد و "درس عبرتی" برای دیگران و آیندگان باشد!!

این گوشهی کوچکی از قوانین ارتجاعی و کثیف سرمایهداران در برابر خواستهها و حقوق انسانیست که در ایران تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، بارها و بارها تودههای ستمدیده و به بهانههای پوچ و غیر منطقیای همچون پاسداری از حفظ حرمتِ "جامعه" و "خانواده"، شاهد آن بودهاند. براستی که نمیتوان وقایعی روزانهی ایران را تعقیب نمود و با خبرهای تکاندهندهای همچون قطع دست و پا، چشم در آوردن، شکنجه، خشونت علیهی زنان، سنگسار و غیره مواجه نگردید. کار بست اینگونه اعمال شنیع در ایرانِ زیر سلطهی مناسبات گندیده و ارتجاعی، تمام شدنی نیست و هر روزه ابعاد فجیعتری بخود میگیرد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 10  توسط کمون  | 

بعد از صد سال از روز جهانی زن، برابری کامل حقوق زن تنها کار جنبش سوسیالیستی است!

                                                                     

رضا کمانگر

www.r-kamangar.com

8 مارس امسال برابر با صدمین سالگرد روز جهانی زن است. در صدمین سالگرد روز جهانی زن سوالهای جدی مطرح است. "زن" بمعنای یک پدیده اجتماعی در تفکر و قانون حاکم بر جامعه، یک موجود ناکامل و به یک معنا یک کالایی قابل مصرف محسوب میشود. اما نظام موجود حق برخورداری رای برای زنان و موقعیت های که زنان در اقصی نقاط جهان که بدست آورده اند را یک امتیاز برای حقوق زن میداند و میخواهد خود را از تقبل برابری کامل حقوقی سیاسی و اجتماعی زن سر باز بزند و طفره برود.

وقتی از منظره امروز به موقعیت حقوق زن در طی صد سال گذشته نگاه میکنیم، علیرغم فراز و نشیب در جنبشهای سوسیالیستی و برابری طلبانه زنان اما تاریخ تاسف باری را شاهد هستیم. کشتار زنان به عناوین مختلف و خشونتهای که علیه زنان چه در خانواده و چه در اجتماع علیه زنان اعمال میشود تنها بی حقوقی علیه زنان نیستند! ریشه اصلی بی حقوقی زنان در قانون، در فرهنگ و در مذاهب رسمی دولتها نهفته است.

سئول این است، چرا بعد از صد سال از حضور جنبشهای سوسیالیستی و برابری طلبانه زنان در جامعه، ما هنوز شاهد عدم نابرابری حقوق زن هستیم؟ عامل و موانع اصلی بر سر بی حقوقی زن کدام است؟ راه حل اصلی برای رهائی کامل زن از بی حقوقی چگونه متحقق میشود؟ اینها و دهها سئوال دیگر هم اکنون روی میز رهبران و فعالان جنبشهای سوسیالیستی و برابری طلبانه زنان و درواقع روی میز همه جنبشهای آزادیخواهانه قرار دارد که پاسخ روشن به آن میتواند راهنمایی درستی روبه آینده باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 18  توسط کمون  | 

3 اسفند، روزی که در جنبش انقلابی کردستان فراموش نخواهد شد

                                                                                                                  

                                                                                                                    سیروان پرتونوری                                                                                              

روز 3 اسفند 1377 شمسی مردم آزادیخواه شهرهای کردستان ایران در اعتراض به دستگیری و دزدیدن عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه که با کمک دستگاههای جاسوسی آمریکا، اسرائیل و ترکیه دزدیده و تسلیم ترکیه شد، دست به اعتراض و تظاهرات زدند.

مردم کردستان ایران نسبت به تروریزم آشکار بین المللی به درستی ناراضی بوده و آماده شده و صدای اعتراضشان را بلند کردند. جمهوری اسلامی که سیاسهایش در میان مردم کردستان جواب مثب دریافت نکرده است و هنگامی که عصبانیت و اعتراض مردم کردستان بر علیه این اقدام غیر انسانی را احساس کرد بسیار بی شرمانه تلاش کرد این اعتراض توده ای را به نفع خود و در چهارچوب سیاستها و اهدافش و بر ضد ترکیه، آمریکا و اسرائیل به کار گیرد. ولی مردم آگاه و معترض کردستان هم اهداف خود را در برپا کردن این تظاهرات بر ضد کشورهای نامبرده تعقیب می کردند. جمهوری اسلامی ابتدا به شیوه رسمی اجازه برپایی تظاهرات در روز 3 اسفند در شهر سنندج داده بود و چنین فکر می کرد که می تواند از عصبانیت مردم کردستان نسبت به این مسئله بهره برداری کرده و چنین وانمود کند که در ایران مسئله ای به نام مسئله مردم کرد وجود ندارد و هوادار حقوق مردم کرد در دیگر قسمتهای کردستان است! ولی مردم قهرمان شهر سنندج و بیشتر شهرهای کردستان از همان ابتدای تظاهراتها دستی رژیم را خوانده و فرصت چنین فریبکاری را به دولت ندادند و بدین ترتیب بار دیگر نشان دادند که جمهوری اسلامی نمی تواند به منظور بهره برداری سیاسی با آنها مانورد داده و استفاده کند. بر عکس نشان دادند که این رژیم تنها با زور سرکوب، سیطره خود در کردستان را حفظ کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 11  توسط کمون  | 

کارگران دیگر ابزار تولید نیستند

 

                                                                                            

 

 

منابع: ورکرز لیبرتی، لیبراسیون، سوسیالیست ورکر و ورلد سوسیالیست


مبارزات کارگران برای دستیابی به حقوق انسانی خود از طریق تشکل ها و اتحادیه های کارگری قدرتمند امروزه به «کارگر» وجهه ای سیاسی بخشیده و او را به حربه ای برای سد کردن ترکتازی نظام سرمایه داری تبدیل کرده است.

دسترنج: طی پنجاه سال اخیر و به موازات توسعه اقتصادی و شکل گیری نظام سرمایه داری در جهان، طبقه کارگر نیز در اندازه و وزن اجتماعی رشد چشمگیری را شاهد بوده، بگونه ای که شاخص های بانک جهانی اینک بین 5/1 تا 2 میلیارد نفر را در سراسر جهان عضوی از طبقه کارگر به شمار می آورد. بنا به تخمین سازمان بین المللی کار (ilo)، در دهه پنجاه میلادی بیش از دو سوم نیروی کار به کشاورزی اشتغال داشته اند که این میزان تا سال 1990 به کمتر از نصف تقلیل یافته است. امروزه بیش از نیمی از نیروی کار به صنعت روی آورده اند و بیش از آن نیز به خدمات عمومی می پردازند. در چین پنجاه سال پیش، 15 میلیون کارگر صنعتی تنها 5 درصد از نیروی کار این کشور را تشکیل می دادند حال آنکه اینک بیش از یک چهارم آن ــ نزدیک به 175 میلیون کارگر ــ در شاخه های صنعتی به کار اشتغال دارند. همچنین شمار کارگران صنعتی طی پنجاه سال اخیر از 14 میلیون (۸ درصد) به هشتاد میلیون (18 درصد) در هند، از پانصد هزار ( 6درصد) به هفت میلیون ( 31 درصد) در کره جنوبی و از سیصد هزار ( 3 درصد) به هفت میلیون نفر ( 19 درصد) در تایلند افزایش یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 10  توسط کمون  | 

جنبش چپ دانشجویی

 

                                                                      

 

پ. هاشمی

بخش اول: ۱۶ آذر سرخ

  

در 11 آذر ماه امسال یورش قطعی نیروهای امنیتی به دانشجویان چپ آغاز شد. گویا قرار بود مراسمی در داشگاه های سراسر کشور برای بزرگداشت خاطره ی 16 آذز برگزار شود. ظاهراً این یورش برای ممانعت از برگزاری این مراسم آغاز شد. رهبران فکری دانشجویان همچون جنایتکارانی که سال هاست تحت تعقیب هستند، دستگیر شدند. تعداد زیادی از دانشجویان چپ به وزارت اطلاعات احضار شدند و محل سکونت آنها مورد تفتیش و جستجو قرار گرفت. در نتیجه ی این اقدامات فضای تهدید و ارعاب به شکلی بی سابقه در سطح دانشگاه ها گسترده شد. هیچکس فکر نمی کرد در چنین فضایی دانشجویان چپ بتوانند مراسم خود را برگزار کنند.


دانشجویان چپ با وجود آنکه می دانستند در صورت هرگونه حرکتی بسیاری از آنها ربوده و زندانی خواهند شد و تحت آزار و اذیت نیروهای امنیتی قرار خواهند گرفت، بر حق خود برای ابراز عقیده پافشاری کردند و توانستند در تهران و برخی از شهرستان ها مراسم خود را برگزار کنند. این موفقیت موجب واکنشی عصبی و دستپاچه از جانب دستگاه های سرکوب جمهوری اسلامی شد. واکنشی که نظیر آن در سال های اخیر کمتر دیده شده بود.


استقامت و یکپارچگی دانشجویان چپ شگفت انگیز بود و آنها به خوبی نشان دادندکه حضور چشمگیر نگرش های چپ و رادیکال در دانشگاه های ایران، نه یک نمایش بلکه واقعیتی انکارناپذیر است و نمی توان با شعار و جو سازی این گرایش را نادیده گرفت. .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 9  توسط کمون  |