تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

 

 

 

 

                            

 

گاهنامه تریبون زن 6                                         به سوی سوسیالیسم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 23  توسط کمون  | 

نگاهي به وقايع و تجارب جنبش دانشجويي

 

صلاح مازوجي                                                                   

 

نگاهي به جنبش دانشجويي ايران بيانگر اين واقعيت است  که پيشروي هاي اين جنبش در طي سه، چهار سال اخير اساسا در نتيجه تحرکات و فعاليت هاي بخش سوسياليست و چپ جنبش دانشجويي بوده است. اين بخش از  جنبش دانشجويي در چند سال اخير با برافراشتن پرچم مطالبات دمکراتيک و راديکال و با دفاع از خواستها و مبارزات طبقه کارگر و اعلام استراتژي اتحاد با جنبش کارگري و ديگر جنبش هاي پايدار اجتماعي و تلاش براي ايجاد پيوند و همبستگي با فعالين و رهبران عملي ديگر جنبش ها، فصل نويني در تاريخ اين دوره از حيات و پيشروي جنبش دانشجويي گشود.

حرکت و جريان سوسياليستي و چپ در درون دانشگاه ها از يک سو با مبارزه سرسختانه عليه سياستهاي سرکوبگرانه رژيم  جمهوري اسلامي براي تشديد اختناق، مبارزه براي آزادي دانشجويان در بند، مبارزه براي بر چيدن بساط نهادهاي مذهبي و نيروهاي سرکوبگر از محيط دانشگاه، مبارزه براي آزادي بي قيد و شرط بيان و عقيده، و از سوي ديگر مقابله با  ليبراليسم بورژوايي ايران در اشکال مختلف آن که خود بازتاب عيني شرايط مبارزه طبقاتي در جامعه است پا به ميدان نبرد گذاشت. گرايش سوسياليستي در اين دوره تلاش کرد تا جنبش دانشجويي را از زير نفوذ انجمنهاي اسلامي طرفدار جبهه مشارکت و اصلاح طلبان حکومتي که استراتژي اصلاح رژيم را زير لواي دمکراسي خواهي عرضه مي کردند، و طيف تحکيم وحدتي هايي که به ليبراليسم سکولار و انقلاب مخملي تمايل پيدا کرده بودند، بيرون بکشد، و ماهيت واقعي آن دسته از ليبرال هايي را که براي خزيدن به قدرت به دخالت و حمله امريکا اميد بسته بودند را برملا کند.

انتشار چندين نشريه و دهها سايت و وبلاگ دانشجويي که بخش چپ و سوسياليست جنبش دانشجويي از طريق آنها به تبليغ و رواج  ايده هاي سوسياليستي و مارکسيستي مي پرداختند و در مورد وقايع اجتماعي در جامعه از موضعي راديکال عکس العمل نشان مي دادند، برگزاري نشست ها و تجمعات علني، براه انداختن کمپين هاي تبليغي براي جلب حمايت مالي از فعالين کارگري در بند، به چالش کشيدن آشکار نهاد ها و ارگانهاي وابسته به رژيم و تحميل عملي درجه اي از آزادي عمل و بيان در محيط دانشگاه از دستاورد همين دوره از جنبش دانشجويي بود که اساسا به همت نقش و فعاليت چپ ها و سوسياليست هاي جنبش دانشجويي ميسر شد. در واقع فعالين سوسياليست جنبش دانشجويي با اتکا به همين فعاليت ها بود که توانستند به يکه تازي گرايش ليبرالي که براي يک دوره فضاي سياسي و فکري دانشگاهها و تا حدودي جامعه را به اشغال خود در آورده بود، پايان دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 16  توسط کمون  | 

دنیای آرزویم

کمونیست جانباخته ناصح مردوخ

                                                        

         

این شعر رو تقدیم میکنم به دوست بسیار عزیزم که خیلی دوستش دارم  (م . ن از تهران )

بنشین تا با تو بگویم

از دنیای آرزویم

دنیایی که از پشت تفنگم می بینمش

وقتی که می جنگم

می بینمش

که آنجا دیگر جنگی نه، تفنگی نه، زوری نه

تا به زور براندازیم

می بینمش

که آنجا دیگر سرمایه کار را قیچی نمی کند

کس را کسی اجیر نمی گیرد

آنجا دیگر

نیاز را با نان در جنگ نمی بینی

اندیشه ها و پنجه ها و ربات ها

می سازند و می سازند

از نان و شادی و دانش و زیبایی

هر آنچه را که بخواهی

اما دیگر در هیچ کارخانه نمی سازند

نه قفلی، نه گاوصندوقی ، نه دستبندی ، نه کلاه خودی

آنجا دیگر پلیسی و آخوندی نمی بینی

مگر صورتک هایشان را در باغ وحش پارک محله

بنشین

تا با تو بگویم

از دنیای آرزویم

دنیایی که نام قشنگش را هر شب

بر دیوار خانه های فولادشهر و زورآباد می نویسند

نامی که هر صبح عزمی دوباره در دلمان نقش می کند

نامی که هر روز بوزینه ها آن را با فرچه هایی چون

ریش ها و کینه هایشان سیاه، سیه پوش می کنند

اما نام قشنگ دنیایم

از زیر آن سیاهی ها هم می گوید

آنجا

هر جا که می روی زیبا شهر است

با مردمی گشاده دل

با خانه هایی سرشار از عشق و دوستی

دیوار خانه ها

تازه اگر دیواری باشد

گلبافه های اطلسی و شمشادند

که مرزهای نازک خوشبختی را نشانه می کند

آنجا

صفای عشق

از بند زور و زر

از پیله دروغ و ریاکاری آزاد است

زن یار و مرد یار، هر دو برابر

افسانه نیست این

باور کن این حقیقتی انسانی است

بنشین

تا با تو بگویم

از دنیای آرزویم

دنیایی که روز اول مه را

با آرزوی آمدنش هر سال

در صد هزار شهر چراغانی

در بیشمار کارخانه، خیابان، میدان

جشن و سرور جهانی برپا می کنیم

دنیایی که زیر سو سوی فانوس معدن

می بینم آسمان چراغانش را

دنیایی که در کویر خشک نفس گیر

می بینمش

به سبزی جنگل ها

می بینمش

به سرخی مشعل ها

آنجا من و تو یاریم

آنجا من و تو با همه یارانیم

با من مگو کجاست

همین جاست یار من

دنیای آرزوی من و تو همین دنیاست

روی همین زمین سفتی که زیر پای ماست

تنها باید که

زیر و رو شود

آری باید که زیر و رو شود

هر چه زود تر

با دست ما که ساخته ایم و می سازیم

باید که زیر و رو شود

هر چه زودتر

بگذار تا بازهم با تو بگویم

از دنیای آرزویم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 19  توسط کمون  | 

گفتگوی تریبون زن با پریسا نصرآبادی

 

 

تریبون زن: پریسای عزیز اگر اجازه بدهید اولین سئوالم را در مورد جنبش رهایی زنان که در ایران در جریان است را شروع کنم، شما کلا این جنبش را چطوری می بینید؟ آیا اصلا این حرکتهای اعتراضی موجود به وضعیت زنان در ایران را می توان گفت که جنبشی جدی ای در جریان است؟

پریسا: با تشکر از شما و تمام رفقای عزیز، در« تریبون زن» که این فرصت را ایجاد کردید که در خدمتتون باشم.

ابتدائا ضروری می دونم یک توضیح کوچک درباره شیوه بحثم ارائه بدهم ، که به بروز سوء تفاهمی در خوانندگان منجر نشود.من ابدا بنا ندارم از ترمینولوژی و متودولوژی سینه چاکان علوم اجتماعی بورژوایی( فمینیسم رسمی) در توضیح این جنبش استفاده کنم، چون عواقب وخیم آن را در طی سال های گذشته به چشم دیده ام، اینکه واقعیت های غیر قابل انکار موجود چطور تحت الشعاع بافته ها و تراوشات ذهنی لیبرال فمینیست ها قرار گرفته ،و چطور این امپراتوری تازه تاسیس، سعی در ایزولاسیون و طرد نظریات بیرون از دستگاه خودش داشته ،و با کمال تاسف باید اذعان کنم که جنبش کنونی زنان تا حد زیادی در انحصار همین لیبرال فمینیست هاست.

وقتی از لیبرال فمینیسم صحبت می کنم، ابدا در چارچوب تعاریف و دسته بندی های رایجی که جریانات مختلف ارائه می کنند نیست و عملا بسیار فراگیر تر و واقعی تر از انتزاعیات و نحله بندی های علوم اجتماعی بورژوایی و متعارف است.

تمام حرف من اینست که،در تمام جوامع طبقاتی نظیر آنچه که در ایران فضای زیست ما را تشکیل می دهد، شکاف طبقاتی عمیق ترین شکاف موجود است و سایر شکاف های اجتماعی ضرورتا درپرتو این شکاف باید مورد بررسی قرارگیرند.

لذا هرگروه و جریانی که در شرایط کنونی شکاف جنسی را عمده تر از شکاف طبقاتی اعلام می کند، و یا جنبش زنان را کاملا فارغ از هرگون سیاست طبقاتی ومستقل می انگارد، و منکر هرگونه پیوندی میان جنبش زنان با جنبش استراتژیکی چون جنبش کارگری می گردد،عملا جریانی انحرافی است و در ذیل لیبرال فمینیسم جای دارد و من با تاسف و قاطعانه اعلام می کنم که بخش عمده ای از جنبش زنان هم اکنون موجود، در انحصار فمینیسم بورژوایی است که اساسا چیزیست غیر از جنبش رهایی زنان ،که بخشی از جنبش رهایی انسان( یا همان جنبش کمونیستی ) است ، و این خلاء و ضعف دیدگاه رادیکال و دارای سیاست مستقل طبقاتی در جنبش کنونی زنان بی تعارف ناشی از کم کاری و منسجم نبودن فعالیت ها و تحرکاتی است که سوسیالیست ها و کمونیست ها در طول چند سال گذشته مرتکب آن شده اند و در جدال طبقاتی که در درون جنبش زنان نیز در جریان است، در اقلیت و محاق قرار گرفته اند.

تریبون زن: چه گرایشات متفاوتی در این جنبش وجود دارد و راهکارهایشان چیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 12  توسط کمون  | 

جنبش دانشجویی، افق و چشم انداز

 

                                                                             حامدسعیدی                                                                                                                       

کوتاه در باب عروج جنبش چپ دانشجویی

جنبش دانشجویی که در نیم قرن اخیر یکی از جنبشهای  پیشتازو رادیکال اجتماعی بوده است اکنون و بعد از طی کردن فراز و نشیبهای فراوانی  وارد دوره مهمی از مبارزات اجتماعی در فضای سیاسی ایران شده است. گرایش چپ و سوسیالیستی جنبش دانشجویی در این مقطع از مبارزه سیاسی، خود از یک طرف نتیجه برآمد مبارزات طبقاتی و پیشروی جنبش کارگری و از طرف دیگر نتیجه بن بست استراتژیک دفتر تحکیم وحدت و جریانات رفراندوم طلب سکولار بوده است. در دوران حاکمیت رژیم شاه، دانشگاه‌های ایران همیشه مرکز فعالیت های فکری و سیاسی چپ بوده است و اکثر رهبران و چهره‌های شناخته شده تاریخ چپ ایران از دل دانشگاه بیرون آمده‌اند. از طرفی دیگر به موازات حضور فعالین چپ در دانشگاه، همواره گرایشات  دیگری از جمله انجمن‌های اسلامی، لیبرالها و غیره که هر کدام برای کنترل و تحمیق جنبش دانشجویی، و تضعیف گرایش چپ در دانشگاه تلاش کرده اند در درون دانشگاه فعالیت داشته اند. لیبرالها‌ در تقابل با مارکسیسم همیشه در تلاش بوده‌اند که خود را به عنوان بهترین آلترناتیو به جامعه معرفی کنند، اما ناکارایی استراتژی و سیاسیت هایشان در مقاطع تاریخی مختلف، این شانس را از آنها گرفته است. از طرفی دیگر تاسیس نخستین انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه تهران نیز پیش از هر هدفی، رویکردی فرهنگی در ستیز با مارکسیسم داشت.  رژیم  اسلامی سرمایه، بعد از سرکوب خونین انقلاب 57 و با تصفیه دانشگاهها از فعالین چپ و سوسیالیست (انقلاب فرهنگی)، سعی در ریشه کن کردن فعالین سوسیالیست از جامعه و دانشگاه را داشت. اگرچه این سرکوب شدید، جنبش چپ دانشجویی را برای یک دوره با رکود روبرو ساخت، اما رشد مبارزات طبقاتی و کارگری که ریشه در تضاد طبقاتی نظام سرمایه‌داری دارد فضای سرکوب و اختناق را تا حدودی شکست و امکان رشد دوباره جنبش چپ و سوسیالیستی را در دانشگاهها نیز فراهم آورد. در دهه 70 شرایط و فضای سیاسی جامعه، جنبش دانشجویان را در موقعیتی قرار داد تا از شکل فعلی خود خارج شده و با شرایط جدید خود را وفق دهند. بدین سان دفتر تحکیم وحدت به عنوان ستاد مرکزی انجمن‌های اسلامی دانشجویان، شکل سلول‌های تن فرسوده‌ای به نام اصلاح طلبی را به خود گرفتند تا برای مدتی کوتاه بار به آزمون گذاشتن پروژه های اصلاحات بر دوش دانشگاه قرار گیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 19  توسط کمون  | 

 ویژه سالگرد  انقلاب اکتبر 1917

  

                  فیلم انقلاب اکتبر روسیه شوروی              

                     در دفاع از انقلاب اکتبر ارنست مندل                 

                      لنينيسم در قرن بيست و يکم (جان ریز)                

                            ده روزی که دنیا را لرزاند(جان رید)                     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 19  توسط کمون  | 

ضد بردگي و ضد سرمايه‌داري

 

اریک وولف

 

مترجم: سهند شایان(از فعالین چپ تبریز)

مقدمه مترجم:

عليرغم سپري شدن بيش از يك قرن و نيم از عرضه ي مانيفست كمونيست ، افق مبارزاتي كارگران همچون گذشته فاقد چشم اندازي روشن و پر از اما و اگرهاست. وجود گرايشات متعدد در عرصه نظر و عمل اساسا" محصول انعكاس واقعيتهاي عيني موجود در گستره ي مبارزات طبقاتي است. انقلاب اكتبر كه "بزرگترين انقلاب كارگري جهان " لقب گرفت نتوانست راهبرد انقلاب كارگري را به نفع كارگران جهان تغيير دهد و در عمل ماشين بوروكراتيك چنان عظيمي آفريد كه خرد شدن اش شكاف و گسست هايي را ايجاد كرد كه پر كردن شان امري بسيار مشكل جلوه مي كند .عليرغم همه اين مسائل باور به ساختن دنياي نو همچنان در عمق جانهاي شيفته شعله ور است يكي از جاندارترين اين باورها كه مبارزات ارزشمندي را خصوصا" در آمريكا موجب شد ايده " لغو كار مزدي" است .مارکس نخستین بار این نظریه را در برابر خواست محافظه کارانه "مزد روزانه عادلانه برای کار روزانه عادلانه"مطرح کرد .مدتی بعد گروهی از مارکسیستها همچون "لاسال" این نظریه را به پوششی جهت دفاع از اندیشه های رفرمیستی خود بدل کردند که واکنش مارکس را برانگیخت. در سالهای پایانی قرن نوزده و اوایل قرن بیستم تشکل هایی در آمریکا و اروپا زیر پرچم "لغو کار مزدی" در قالب تشکل هایی چون "کارگران صنعتی جهان"مبارزات جانانه و ارزشمندی انجام دادند که متاسفانه با گذشت زمان از اهداف اولیه  خود دور افتادند طوری که در حال حاضر تنها در پی مشارکت دادن کارگران در امور صنفی هستند.

در باره نويسنده:

علاقمندي اصلي اریك وولف اولاً مقايسه انتقادي تئوري‌هاي آلترناتيو (نئوكلاسيك، كينزي و ماركسي) دوماً تعميم تحليل‌هاي مترقي به سرمايه‌داري جهاني معاصر و سوماً انكشافات جديد در تئوري اقتصادي ماركس است. كتابهاي متعددي به همراهي استفان رزنيك منتشر كرده كه "طبقه و آگاهي: نقد اقتصاد سياسي" يكي از آنهاست. وولف عضو هيئت تحريريه چندين نشريه آكادميك از جمله" بازانديشي ماركسيسم" است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 14  توسط کمون  | 

چرا مارکس اهمیت دارد؟

الکس کالینیکوس                                                   

 

ترجمه: رها رهنورد                                          

الکس کالینیکوس می‌نویسد: اگر به دنبال جانشینی برای سرمایه داری و تغییر جهان هستیم، اندیشه‌های کارل مارکس در این باب آغازگاه مناسبی است.

دهه گذشته شاهد ظهور جنبش‌های نوین مقاومت بوده است. این جنبش‌ها در ابتدای امر خشم اشکال متحد جهانی‌سازی تحمیلی از جانب سیاست‌‌های نئولیبرال کشورهای سردمدار غربی را برانگیخت. مقاومت با رانه جنگ گسترش یافت، جنگی که توسط آمریکا و به زعامت جرج بوش پس از 11 سپتامبر 2001 آغاز شد.

اما سوالی که همچنان می‌باید بدان پاسخ گفته شود اینست که چه اندیشه هایی قادرند به بهترین نحو انگیزه‌های این جنبش ها را توضیح دهند؟

در اوایل دهه نخست قرن بیست و یکم، تأثیرگذارترین چهره ها در این باب افرادی بودند که وجود این جنبش‌ها و روش‌های تمرکزگریز شکل گیری آنها را می‌ستودند. افرادی همچون آنتونی نگری، نوامی کلین و جان هالوی. اما هدایتگری کم این اندیشه ها موجبات افول نسبی آنها را فراهم کرد. در این میان نوام چامسکی همچنان به مثابه چهره تسلیم ناپذیر انتقاد از امپریالیسم آمریکا باقی ماند، اما وی از ارایه هر گونه تحلیل جامع یا دستورالعمل استراتژیک برای جنبش خودداری کرد.

شاید بهتر باشد به جای جستجو در میان اندیشمندان جدید، به اندیشه یکی از متفکران کهن، کارل مارکس بازگردیم. برای بسیاری این یک پیشنهاد مضحک به نظر می رسد: مارکس منسوخ و یک چهره‌ ویکتوریایی نیست؟ نه تنها به هیچ وجه چنین نیست، بلکه مارکس معاصرترین نظریه پرداز اجتماعی است.

دلیل این ادعا بسیار ساده است. کلیشه ای رایج وحود دارد مبنی بر این امر که ما در دورانی به سر می بریم که در سیطره سرمایه داری پویای جهانی است. دغدغه اصلی مارکس را نیز سرمایه داری تشکیل می دهد. بخشی از ابتکار وی این بود که در پی فهم سرمایه داری صنعتی دهه ی 1840 برآمد. سرمایه داری که بر مبنای انبوه محصولات برآمده از تکنولوژی شکل گرفته بود و میرفت تا از مرزهای انگلستان گذرکند تا جهان را فتح کرده و آن را تغییر دهد. در مانیفست کمونیست که در سال 1848 انتشار یافت، مارکس به ترسیم روند گسترش سرمایه داری می پردازد، روندی که تنها 150 سال بعد به تمامی متحقق گردید.

علاوه بر این او به این نکته پی برده بود که سرمایه داری تا چه اندازه شکننده است. مارکس در شاهکار خود، سرمایه، کوشش می کند تا مکانیزم‌هایی را آشکار کند که سرمایه داری را به بحران‌های عمیق و بی ثبات کننده اقتصادی می کشاند. این بصیرتی بسیار پراهمیت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 1  توسط کمون  | 

گرامی باد سالگرد جان باختن ارنستو چه گوارا

 

طب انقلابی نوشته ی ارنستو چه گوارا ( برگردان رادمان روئین تن)

برگرفته از وبلاگ میلیتانت 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 21  توسط کمون  | 

گسترش روز افزون فحشا و تن فروشی  زنان و دختران
 زیر سایه حاکمیت رژیم اسلامی

 

سیروان پرتونوری

برگرفته از نشریه جهان امروز شماره ۲۱۳

فحشا را نه تنها بعنوان ابزار وحشیانه تسلط جنس مذکر بلکه آنرا باید به مثابه راوبط ناعادلانه اقتصادی و اجتماعی ارزیابی کرد. رشد نجومی و همه جانبه تن فروشی زنان در ایران، افکار عمومی جامعه و تاحدودی خبرگزاریها و نشریات خارجی را نیز به خود مشغول ساخته است. آنچه که این ناهنجاری اجتماعی را به یکی از مشغله های فکری فعالین جنبش رهایی زنان و انسان های برابری خواه و حتی مردم عادی تبدیل کرده، گسترش فاجعه بار آن در جامعه و کشیده شدن هر روزه جوانان بسیاری به پارکها و خیابانها و اشتغال زنان و دختران و حتی پسران به تن فروشی شده است. بر طبق آمارهای دست و پا شکسته و تحریف شده  تعداد دختران فراری در کشور به 300 هزار نفر رسیده است که حدود 86 در صد از این دختران که برای اولین بار از خانه فرار میکنند و مورد سوء استفاده جنسی قرار میکیرند که بیشتر این دختران بعد از تجاوز جنسی از سوی خانواده هایشان پذیرفته نمیشوند.

عوامل متعددی در جامعه موجب پیدایش ناهنجاریهایی از جمله فحشا هستند، مهمترین آن که مسئله ای تعیین کننده است، وضعیت مشقت بار اقتصادی حاکم برجامعه است. فحشا معمولاً ناشی از کمبود امکانات زیستی و یا تحت فشار صورت می گیرد. آمارها نشان میدهند که بسیاری از زنان و دختران تن فروشی را برای گذراندن حداقل های زندگی خود و خانواده هایشان پذیرفته اند و بسته شدن درهای بازار کار برروی بخشهایی از جمعیت، یعنی زنان است که زنان دارای مشکلات اقتصادی و فرهنگی را جذب فحشا می کند. تن فروشی و یا دقیقتر بگوییم اجاره آن برای استفاده جنسی، آخرین راه حل ممکن برای افرادی است که دیگر امکانات متعارف و قانونی اقتصاد و حمایت گرانه از جمله کارکردن یا بهره جویی از کمکهای اجتماعی برایشان غیرقابل دسترسی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 0  توسط کمون  | 

گارد آزادی، نامفهومی که مفهوم نخواهد شد!

محمود قزوینی

 

توضیحات تریبون مارکسیزم :

برگرفته از وبلاگ تریبون مارکسیسم  

مطلبی که در اینجا ملاحظه می کنید توسط یکی از اعضای رهبری حزب حکمتیست یعنی محمود قزوینی نوشته شده است . این عبارات و کلمات از دهان یک " توطئه گر " ، " خائن " ، " جاسوس " ، " همکار رژیم و وزارت اطلاعات " ، " خود فروخته "  -  و عبارات دیگری که از طرف حکمتیستها و اقمار داخل و خارج از کشورشان در ماههای اخیر نثار منتقدین شد -  و ...  خارج نمی شود بلکه این بار یکی از اعضای مرکزیت حزب حکمتیست است که در نقد ماجراجوییها و طرحهای هپروتی و خطرناک این حزب سخن می گوید . ممکن است محمود قزوینی از درج مقاله خود در " تریبون مارکسیزم " خشنود نباشد اما ما خوشحال هستیم که به هر صورت هر چند دیر هنگام ندایی در مخالفت با سیاستها و استراتژی به غایت نادرست و خطرناک حزب حکمتیست -  با آن نتایج وحشتناکی که در یک سال اخیر به بار آورده بود  -  و شخص کوروش مدرسی ( به عنوان مسئول اصلی و اول این سیاستها )  از درون حزب حکمتیست بیرون آمد . ما نقد اساسی این سیاستها و نگرش و دیدگاهی که در پشت آن نهفته است را گامی رو به جلو برای جنبش و استراتژی سوسیالیستی در ایران می دانیم . پیش از این در تریبون مارکسیزم به تفصیل پیرامون انتقادات وارد بر سیاستهای حزب حکمتیست و به طور خاص طرح " گارد آزادی " صحبت شده است اما ما در پایین بار دیگر به دلایل اهمیت مطلب محمود قزوینی از نظر خودمان اشاره خواهیم داشت . آنان که سیلی از فحاشی و انگ و اهام زنی را نثار " تریبون مارکسیزم " و انتقادات مطرح شده از سوی آن نمودند ، اکنون باید خاموش شوند و لختی در اظهارات یکی از اعضای رهبری حزب حکمتیست درنگ کنند.

محمود قزوینی در نوشته خود بارها اعلام می کند که طرح " گارد آزادی " با شکست مواجه شد و اینکه این شکست ، تنها به معنای شکست یک طرح  نیست بلکه شکست " یک دیدگاه و متد فکری و سیاسی " و " روش فکری " است . قزوینی می گوید که " گارد آزادی  اشتباهی بسط یافته است " .بدیهی است که این دیدگاه و متد فکری سیاسی رهبری سیاسی کنوی حزب حکمتیست و در راس همه آنها کوروش مدرسی است .

محمود قزوینی اشاره می کند که " حزب حکمتیست در سال 2005 و بدون هیچ تدارک از پیشی ای اعلام نمود که تشکیل سازمان مسلح حزب حکمتیست را در سراسر ایران در دستور خود دارد و این سازمان را در محیط زیست کارگران و مردم تشکیل می دهد ... " ( تاکیدها در کل نقل قولها از ماست )

قزوینی در بخشهای بعدی به این مطلب می پردازد که این طرح چگونه می تواند در عمل به آلوده کردن " محیط زیست مردم و کارگران " منجر شود . در اینجا مطالبی مطرح می شود که  از نظر ما دارای اهمیت خاصی می باشند :

"... یکی از طرحها و ایده های اساسی حزب حکمتیست در سند گارد آزادی فورموله شده است. از نظر حزب حکمتیست قراربود کارگر سندیکای شرکت واحد و نفت و هفت تپه و نساجی سنندج، جوانان اهواز و مشهد و تهران...  و دیگر توده های مردم در محیط زیستشان همین امروز در نیروی مسلح گارد آزادی متشکل شوند. آنهم برای یک احتمال ممکن در آینده، احتمال بوجود آمدن سناریوی سیاه! . این ایده که بیشتر به یک فانتزی شباهت داشت تا یک ایده مبتنی بر واقعیت  به مدت ٤ سال پراتیک شد. اگر حزب حکمتیست حتی یک حزب با نفوذ اجتماعی در ایران بود با همین یک طرح میتوانست کاملا حاشیه ای شود... "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 20  توسط کمون  | 

اتخاذ تاکتیک سرنگونی در شرایط جنگی

تحلیل "مشخص" حزب حکمتیست از اوضاع "نامشخص"!

 

هلمت احمدیان

 

سالهاست سرنگونی جمهموری اسلامی در شرایط جنگی، تاکتیک بخشی از اپوزیسیون راست و چپ رژیم است. طیف ها و گرایشات راست (که موضوع این نوشته نیست)، به  تکرار سناریویی شبیهه آنچه که در عراق و افغانستان به کمک نیروهای خارجی اتفاق افتاد دل دارند  و بخشی از نیروهای چپ در دل این اوضاع جنگی در پی سرنگونی رژیم هستند که در زیر به نمونه مشخص حزب حکمتیست می پردازم.

حزب حکمتیست، از اوضاع "نامشخص" روابط فی مابین آمریکا و  رژیم جمهوری اسلامی، نتیجه "مشخص" خود  را  مدتهاست آماده دارد. موضع این حزب نه اکنون، بلکه علیرغم کش و قوس هایی که در چند سال اخیر در روابط  بین رژیم ایران و آمریکا وجود داشته و  مذاکره و مسامحه از یک سو و گزینه فشار و محاصره اقتصادی و تهدیدات نظامی از سوی دیگر همواره در جریان بوده و تقدم و تاخر این گزینه بر آن دیگری، در هر دوره ای نوسان داشته است، تغییری نکرده است.
صدای این حزب غالبا هنگامی بلند شده که سنگینی سخن بر احتمال بکارگیری گزینه جنگی بوده است. چرایی برجسته نمودن این گزینه را در بحث "فاتح شیخ" یکی از سخنگویان این حزب تعقیب می کنیم.

او در نوشته ای مندرج در سایت ایران تریبون، ضمن اشاره به منافع و مصالح و همچنین موانع موجود بر سر راه آکترهای این سناریو (آمریکا، اسرائیل، ایران و...)، خطر جنگ را جدی ارزیابی می کند و اظهار می دارد: «خطر جنگ از همیشه جدی تر شده است». او معتقد است که «این روزها دیگر جای زیادی برای نظربازی در مورد احتمالِ آن باقی نمانده؛ در نتیجه باید بدترین حالت یعنی عملی شدن تهدیدها را فرض گرفت». و این رهنمود را می دهد که باید به «مقابله با جنگ افروزی آمریکا و اسرائیل، افشاء و منزوی کردن طیف هوراکشان طرفدار جنگ: ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی اعم از سلطنت طلب و جمهوریخواه، مجاهدین، حزب دمکرات کردستان، دارودسته های قومپرست و فدرالیست، که چنان به منافع سکتی خود چسبیده اند که از انهدام جامعه و قربانی شدن زندگی دهها میلیون انسان باکی ندارند» برخاست . اما او در آخر مطلبش، خود نیز به این نتیجه می رسد که «مهمترین مساله سیاسی و تاکتیکی در شرایط جنگی، بالا بردن تپش مبارزه و گسترش آن در جهت سرنگون کردن هر چه سریعتر رژیم است» و  یا «با تشدید فضای جنگ و شرایط جنگی تلاش برای تسریع سرنگونی رژیم به عنوان یک تاکتیک تعرضی و انقلابی برای مقابله با جنگ سرمایه دران برجستگی بیش از بیش پیدا می کند». (خط تاکید از من است).

سئوال را ابتدا از نتیجه گیری بحث او  شروع کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 14  توسط کمون  | 

تشکل چیست و تشکل واقعی ما کارگران کدام است؟

 

طبقه کارگر،  میلیونها  انسانی را شامل می شود که مالک هیچ چیز جز نیروی کار خود نیستند و برای تآمین معاش باید آنرا به صاحبان سرمایه به فروش برسانند. کارگران اما در چگونگی فروش و نرخ گذاری نیروی کارشان دخالتی ندارند و باید مزد را بر اساس آنچه که کارفرما تعیین می کند، دریافت کنند. بنابراین تعین دستمزدها یکی از کشمکش های مهم طبقه کارگر با  طبقه سرمایه دار است. 

کارگران جهان در مبارزه خود بر سر دستمزد و دیگر مطالباتشان، به دستاوردهای مهمی رسیدند و توانسته‌اند بند هایی از خواسته‌های خود را به نظام سرمایه داری تحمیل کنند. این وضعیت حاصل مبارزات جمعی، تلاش‌ها  و قربانی‌های فراوانی است که طبقه کارگر در تاریخ مبارزاتش تا به امروز به سرمایه‌داری تحمیل کرده است که اول ماه مه یکی از این دستاوردها  می باشد.

کارگران؛ ما امروز در ایران با وضعیت فلاکت باری، از جمله عدم امنیت شغلی، دستمزد پایین و زیر خط فقر ، کار قراردادی، اخراج، بیکاری و بی حقوقی‌های مضاعفی دست به گریبان هستیم. برای پایان دادن به چنین وضعیتی و خلاصی از فقر و گرسنگی، بناچار باید به فکر اتحاد و متشکل شدن باشیم. ابزار و مکانیسم این اتحاد و همبستگی، تشکل است و برای دستیابی به  مطالبات خود باید برای ایجاد تشکل‌های واقعی، مستقل و طبقاتی تلاش کنیم.

این تشکل‌ها زمانی ایجاد می شوند که ما کارگران خود را دریابیم و به نیروی عظیم خود باور داشته باشیم.

 نیرویی که در تمام سطوح زندگی امروزی نهفته است و هرآنچه که وجود دارد حاصل کار، فکر، رنج و زحمت دستهای ما  می باشد، اگر چه خود از آن بی بهره ایم. پس باید برای دفاع از زندگیمان اراده کنیم و در محلهای کار و زندگی خود بدون دخالت کارفرما و دولت و بدون اعمال نفوذ و تعیین صلاحیت از طرف اداره کار و نیروهای امنیتی، نمایندگان خود را در مجامع عمومی انتخاب کنیم و خواسته هایمان را در این مجامع برای نماینده‌های منتخب مشخص کرده و با حمایت خود، آنها را مجاب به پیگیری و اعلام نتیجه نمائیم. چرا که تجربه گذشته به ما  یاد داده است که  کارفرمایان در بند و بست‌های پشت پرده، گاهآ نمایندگان کارگران را با ترفندهای مختلف، مثل تهدید وتطمیع و یا وعده‌های عوام فریبانه، ازپیگیری مطالباتمان باز میدارند. ما کارگران در  طول حیات نظام سرمایه داری  از این بابت  شکستها و ضربات سنگینی را متحمل شده ایم، که برای نمونه می توان به مواردی اشاره کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 18  توسط کمون  | 

در جواب به اطلاعیه خبری اپوزیسیون درون کومه له و حزب کمونیست ایران

 

سیروان پرتونوری

 

اپوزیسیون درون کومه له و حزب کمونیست ایران طی دو روز  گذشته یک اطلاعیه خبری تحت عنوان اقدامات جدیدی از طرف  کومه له و حزب کمونیست ایران و  رفیق ابراهیم علیزاده دبیر اول کومه له بر عیله اپوزیسیون به چاپ رسانده اند و برخی موارد را در سطح علنی ابلاغ کرده اند که در این جزوه کوچک مورد به مورد بر اساس برنامه و اساسنامه حزب کمونیست ایران و کومه له  به آن خواهم پرداخت .

در مورد ارجعیت داشتن فعالیت تحت نام کومه له

اپوزیسیون درون کومه له بدون هیچ منطق و استدال سیاسی و تشکیلاتی این حق را به اکثریت حزب کمونیست ایران و کومه له نخواهند داد که از حفظ اصول و پرنسیب های تشکیلاتی و سیاسی این تشکیلات در برابر گرایشات غیر سوسیالیستی دفاع کنند در این جا به لازم میدانم بیان کنم که استفاده از نام کومه له و یدک کشاندن آن از سوی اپوزیسیون درون حزب کمونیست ایران و کومه له نه تنها برای این انسانها ارزشی نخواهد داشت بلکه مغایرت با آن سیاست و استراتژی و خط و مشی میباشد که این انسانها از آن پیروی کرده و استراتژی آینده شان را تشکیل خواهد داد این انسانها به خوبی این را درک میکنند و خود هم زمانی برای این نام و سواستفاده کردن از این نام توسط سازمان زحمتکشان مبارزه و فعالیت کرده اند که این را به توده مردم ابلاغ کنند که کومه له فقط یک نام خشک و خالی و مقدس نیست که اینها بخواهند ان را مثل بت پرستش کنند ما در طول این چند سال بعد از جدایی سازمان زحمتکشان این را در میان توده تبلیغ و ترویج کرده ایم که کومه له صرفا یک نام نیست بلکه کومه له مورد نظر ما که در اکثر تشکلات کارگری،زنان،دانشجویی،جوانان،معلمان و غیره نفوذ دارد یک گرایش سوسیالیستی می باشد که در طول زیادتر از سه دهه مبارزه مردم کردستان و انسانهای فداکار و جسور کومه له به ثبت رسیده است و کومه له در بین توده های مردم کارگر و زحمتکش کردستان بنابه این خصوصیات شناخته شده است نه صرفا یک نام خشک و خالی اگر مسئله نام بود در کردستان عراق هم بعضی از جریانات به نام کومه له فعالیت داشته اند و دارند برای نمونه کومه له رنجدارن قبلی و کومه له اسلامی که تند رو ترین و مرتجع ترین جریان اسلامی  در کردستان عراق می باشد که توسط خود رژیم اسلامی تقویت و خط میگیرد فعالیت دارند.بنابه این گفته ها برای اپوزیسیون درون کومه له و حزب کمونیست ایران که گرایش و سیاست و تئوری آنها با هیچ کدام از تاریخ سیاسی و مبارزاتی کو مه له همخانی ندارد و بر عکس بر ضد ان هم می باشد استفاده کردن از نام کومه له در درون خود کومه له جایز نیست و از لحاظ تشکیلاتی هم هیچ وقت امکان ندارد سازمانی به نام کومه له در درون خود فراکسیون به نام کومه له را داشته باشد یا ان را به رسمیت بشناسد اختلاف سیاسی و استراتژی حق هر انسانی است این رفقا می توانند با هر نام دیگری برای خود فعالیت داشته باشند و آنچه را در اساسنامه و برنامه این حزب اشاره شده است را رعایت کنند اما محروم کردن زیادتر از 95% این تشکیلات برای ارجعیت دادن به گرایشات غیر سوسیالیستی و غیر کومه له ای خود مجاز نیست و نمیباشد و ما هم به عنوان اعضای تشکیلات و ستون فقرات این حزب هیچ وقت اجازه همچین سو استفاده ای نه از طرف شما بلکه از طرف هیچ کسی را نخواهیم داد هر چند کومه له ملک شخصی کسی نمیباشد و صاحب اصلی کومه له مورد نظر ما خود توده مردم کارگر و زحمتکش است اما این توده کاگر و زحمتکش هیچ وقت شما را کومه له نداسته و نخواهند داشت .

در ابطه با خلع عضویت و اخراج رفقای اپوزیسیون در درون تشکیلات :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 13  توسط کمون  | 

در پاسخ به جوابیه اقلیت تشکیلاتی

 

جمعی از اعضای حزب کمونیست ایران که از مدتی قبل از برگزاری کنگره سیزدهم کومه له تشکیل "فراکسیون فعالیت بنام کومه له" را اعلام کردند و تاکنون نیز تحت همین عنوان فعالیت می کنند، به تاریخ 19 سپتامبر با انتشار متن جوابیه ای، موضع خود را در قبال قطعنامه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در مورد این فراکسیون اعلام کردند.

نوشته مذبور متاسفانه مملو از اتهامات ناروا است و لحن پرخاشگرانه ای دارد. بکار بردن این فرهنگ و ادبیات در مجادلات درون تشکیلاتی در گذشته امتحان خود را پس داده است، ما به هیچ وجه نمی خواهیم به دنباله روی از فضایی بپردازیم که نویسندگان این جوابیه عمدا به آن دامن می زنند و از کلیه رفقای تشکیلاتی هم که در اینگونه موارد به ابتکار شخصی دست بقلم می برند، انتظار داریم همین روش را پیشه کنند. در جواب به نوشته مذبور توجه این رفقا و همه علاقه مندانی که مباحث مربوط به اختلافات درون حزب کمونیست ایران و کومه له را با احساس مسئولیت تعقیب می کنند، به نکات زیر جلب می کنیم.

1_ بر خلاف آنچه که در این نوشته جوابیه به آن اشاره شده است، محتوای واقعی اختلاف نویسندگان آن با کل موجودیت حزب، با برنامه سراسری حزب، با برنامه مشخص کومه له در کردستان، با استراتژی سیاسی و خط مشی کومه له و حزب است. دامنه این اختلافات به شهادت آنچه که در بیانیه اعلام موجودیت "فراکسیون" آمده است بسیار فراتر از چهارچوب منطقی یک فراکسیون درون حزبی است. نکات زیر که در بیانیه مذبور آمده است، در این زمینه گویا است. آنها نوشته اند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16  توسط کمون  | 

ارزیابی های اختیاری از کومه له و حزب کمونیست ایران: بهروز ناصری

 

برای در یافت و خواندن مطلب روی لینک کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 11  توسط کمون  | 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت اول مهر و آغاز سال تحصیلی جدید

 

 

حوادث چند سال اخیر به روشنی نشان داده است که جوانان معضل استراتژیک رژیم حاکم هستند و رژیم حاکم مانع نخستین نسل جوان در مسیر نیل به سعادت و بهروزی فردی و اجتماعی است . رژیم حاکم پیوستن به خیل عظیم بیکاران را به آینده محتوم بخش عمده جوانان تبدیل کرده است . آنها را در منگنه زندگی جهنمی در " حال " و  ابهام و سرگردانی در " آینده " گرفتار آورده است . اعتیاد ، خود کشی ، تن فروشی ، تکدی گری  ... واسطه هایی هستند که این حال را در چارچوب مناسبات سرمایه دارانه نامتعارف و خود- ویژه رژیم اسلامی به آن آینده پیوند می زنند . خانواده های این جوانان که غالبا متعلق به اقشار کارگر و زحمتکش جامعه هستند در چنبره فلاکت تمام عیار اقتصادی -  که در ماههای اخیر به اوج خود رسیده است - گرفتار آمده اند . در عرصه سیاسی در چند ماه اخیر با سرکوب و تعرض گسترده حاکمیت و بالا رفتن آمار بازداشتها ، تعداد جلسات بی دادگاهها و اعدامیها و فشار فزاینده بر فعالین سیاسی و اجتماعی مواجه بوده ایم . در حیطه اجتماعی رژیم با طرحهای موسوم به " امنیت اجتماعی " و " مقابله با اراذل و اوباش " مستقیما جوانان را به عنوان نخستین قربانیان و متهمان نشانه گرفته است . در عرصه فرهنگی و در قرن بیست و یکم و در یک مورد واقعا کم سابقه ، هنوز مطالعه آزاد ، معاشرت و و دوستی با جنس مخالف ، هنرورزی و هنردوستی ، ورزش کردن و حتی  انتخاب آزادانه خوردنیها و نوشیدنیها و به طور خلاصه بهره بردن از یک زندگی و مدنیت عرفی و نرمال ممنوع و یا نیمه ممنوع است و باید در خفا دنبال شود . آپارتاید جنسی وسیع و سیستماتیک ، زن را در معرض تبدیل به عضو درجه سوم و چهارم جامعه قرار داده است .  این تصویری فشرده از زندگی جوانان در بطن مناسبات سرمایه دارانه موجود در یک کشور توسعه نیافته  و جهان سومی است . سرمایه داری اسلامی -  ایرانی حاکم جیب جوان و خانواده اش را خالی می کند و ستون از زیر سقف معیشت آنها می کشد ، در جامعه از او با باتوم " امنیت " استقبال می کند ، در تلاش برای تبدیل نیمی از آنان به برده جنسی است و آنان را در باتلاقی از شیزو فرنی فرهنگی غوطه ور ساخته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 16  توسط کمون  |