تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

در آستانه ی تولد شاملو, بامدادی که به نام و برای انسان برخاست

 

 

نوشتن از انسان چندوجهی چون شاملو (شاعر، مترجم، روزنامه نگار، فرهنگ و قصه نویس) به همان اندازه که دشوار است، خواستنی نیز هست. دشوار است چراکه زندگی - به اعتقاد من صادقانه ترین شعرش بود- و آثارش، یاد آوار بازیافتن انسان است در تقابل با دیگران و افشاگری فریبهای خورنده ی مرکزیت  ناخواسته.

 /آنک قصابانند/ بر گذرگاهها مستقر/ با کنده و ساطوری خون آلود/ و تبسم را برلبها جراحی می کنند/ و ترانه را بردهان/

دشوار است چراکه غرش شعرش بر انکار دیگرانی است که معنای زندگی را به سکوت، رضا، و بعضا خشنودی صوری بسته اند

/چراغی به دستم / چراغی در برابرم/ من به جنگ سیاهی می روم/

 و به همان اندازه شور انگیز است چراکه انسانی از این دست، رخداد عظمت و پیکار خستگی ناپذیری است که با همه ی محدودیت ها، رنج و دردی که به آن آلوده است و دست به گریبان، سرفرازانه به هرآنچه ناانسانی و قشری است نه ای ابدی می گوید

 /و من همچنان می روم/ در زندانی که با خویش/ در زنجیری که با پای/ در شتابی که با چشم/ در یقینی که با فتح من می رود دوش با دوش/ از غنچه ی لبخند تصویر کودکی که بر دیوار دیروز/ تا شکوفه ی سرخ یک پیرهن/ بر بوته ی یک اعدام: /تا فردا.

بدون شک موتیفهای اصلی اشعار شاملو خواست عدالت و آزادی است که بر بستر رنجی عمیق گُر می گیرد. شعر شاملو آکنده از اضطراب، رنج و اندوه انسان است. خواه این رنج از ساده لوحی آنانی نشات گرفته باشد که پذیرای ستم اند

 /مرگ من سفری نیست/ هجرتی است / از وطنی که دوست نمی داشتم / به خاطر مردمانش/

و خواه در رثا و فراق انسانهایی که در راه توسع آگاهی انسان آرمانی، پوینده و اندیشه ورز ، جانانه شعله می کشیده اند

/کاشفان چشمه/ کاشفان فروتن شوکران/ جویندگان شادی/ در مجری آتش فشان ها/ در برابر تندر می ایستند / خانه را روشن می کنند و می میرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 15  توسط کمون  | 

در نیست ،  راه نیست،  شب نیست،  ماه نیست،  نه روز  و نه آفتاب ،  ما بیرون زمان ایستاده ایم

با دشنه تلخی در گرده هایمان ، هیچ کس با هیچ کس سخن نمی گوید  و خاموشی به هزار زبان در

سخن است،    در مردگان خویش نظر می بندیم  با طرح خنده ای

و نوبت خویش را انتظار می کشیم بی هیچ خنده ای

زنده یاد احمد شاملو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 0  توسط کمون  | 

وظایف جوانان انقلابی

ولاديمير ايليچ لنين

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 22  توسط کمون  | 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت ١٦ آذر ١٣٨٧

                                                                    

در آستانه فرارسیدن 16 آذر ، روز دانشجو هستیم . 16 آذر سمبل سنت مبارزات ضد استبدادی – ضد امپریالیستی جنبش دانشجویی ، بمثابه جنبش پیشاهنگ اجتماعی در ادوار گوناگون تاریخ معاصر ایران است . نفس انتخاب این روز به عنوان " روز دانشجو " ، خود بیانگر تاثیر عمیق جریانات چپ و سوسیالیست در مبارزات گوناگون این جنبش اجتماعی است . بارها ، چه توسط حاکمیت کنونی و چه با تلاش اپوزیسیون راست کوشش شد تا در تقویم جنبش دانشجویی تغییراتی متناسب با افق و منافع ایشان صورت بگیرد اما  هنوز که هنوز است پرچم سرخ 16 آذر بر فراز بام جنبش دانشجویی افراشته است .

نسل جدید چپ باید بکوشد تا درامتداد سنت ضد استبدادی -  ضد امپریالیستی پیشین  و با به پیش راندن  این جنبش به مدار نبرد طبقاتی سهمگینی که در جریان است و جهت گیری ضد سرمایه داری در قبال فجایع اقتصادی – اجتماعی که این نظام به بار آورده است، اولا نقش خود را در تداوم بخشی به مبارزات  رادیکال جنبش دانشجویی در راستای خواست های دموکراتیک ایفا نماید و هم زمان ، حلقه مبارزات خویش را به جنبش های اجتماعی و در راس آن ها جنبش طبقه کارگر پیوند بزند؛ این افقی است  که پیش روی تمام متحّدین سوسیالیست ما در جنبش های کارگران، زنان، معلمان ،دانشجویان و... قرار دارد و موجب پیوستگی و انسجام استراتژیک مبارزات آنان، همگام با یکدیگر می گردد.

وضعیت و موقعیت کنونی جنبش دانشجویی در تلاقی سه روند شکل می گیرد : نخست سیر صعودی مبارزات ، اعتراضات و اعتصابات که با شرکت توده دانشجویان همراه بوده و عموما خصلت صنفی داشته است . در ادامه اعتراضات و اعتصابات درخشان شیراز ، زنجان ، سهند تبریز و تربیت معلم کرج ، در دوماه گذشته و از آغاز سال تحصیلی جدید شاهد تداوم این گونه تحرکات اعتراضی در دانشگاه های متعدد در اقصی نقاط کشوربوده ایم ؛ از پایداری دانشجویان چپ در اصفهان در مقابل فشارهای گوناگون تا اعتراضات صنفی در دانشگاههای خواجه نصیر ،علم و صنعت، پلی تکنیک، هنر تهران ، دانشگاه نوشیروانی بابل و دانشگاه آزاد نجف آباد، و از اعتراض به تعطیل نمودن نشریات و کانونهای فرهنگی در دانشگاه یزد تا پایداری در مقابل حملات اوباش در دانشگاه زاهدان . همه این موارد، بر بالا گرفتن تحرکات اعتراضی جنبش دانشجویی گواهی می دهند که در فضایی کاملا متفاوت از فعالیتهای دانشجویی در دهه هفتاد و سالهای نخستین دهه هشتاد جریان می یابند و کوچکترین چشم داشتی به جناحها و جریانات حکومتی و وابستگان آنها در دانشگاهها نداشته و عملا بر رسیدن به مطالبات خویش با اتکاء به نیروی توده دانشجویان تکیه دارند . از جانب دیگر فشار فزاینده حکومت بر دانشجویان در جهت نهادینه ساختن بی حقوقی مطلق دانشجویان و پیشبرد سیاست " انقلاب فرهنگی " دوم با چراغ خاموش و تبدیل دانشگاه به حوزه " علمیه " دوم و یا پادگان ، زمینه لازم برای مبارزات گسترده و رادیکالیزه نمودن این مبارزات را فراهم ساخته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 10  توسط کمون  | 

به رهروان رهائی انسان از ستم و استثمار

در جنبش دانشجوئی

عزیزان دانشجو!                                                                                                          

به همراه شما و دست در دست همه کارگران و انسانهای آزاده فرارسیدن 16 آذر، روز دانشجو، را گرامی و یاد جانباختگان این جنبش را گرامی  میدارم. فرصت را غنیمت شمرده و از مبارزات دانشجویان دربند ستایش کرده و به امید اینکه مبازرات موجود امکان آزادی آنها را فراهم کرده و کاری کند که دیگر کسی به خاطر عقایدش به زندان نیافتد. 

امسال روز دانشجو در حالی دارد فرامیرسد که کل نظام سرمایه‌داری در هر دو جهان به اصطلاح توسعه یافته و غیر توسعه یافته دچار یک بحران عمیق است. موج مهلک بحران این بار کل کشتی سرمایه را آماج خود قرار داده است.  نمایندگان بخشهای مختلف سرمایه و دولتهای سرمایه‌داری همه دارند تبیینهای خود نسبت به اوضاع و راه حلهای خود را ارائه میدهند. آنها میدانند که مصیبتهای ناشی از بحرانشان یقه میلیونها انسان کارگر و زحمتکش را گرفته و در آینده یقه میلیونها تن دیگر را خواهد گرفت. آنها میدانند که ما برای دفاع از مردمی که قربانی این نظامند بیکار نخواهد نشست. میدانند که ما فعالین جبهه‌ کار، داریم برنامه‌های خود را میریزیم. میدانند که جبهه‌ کار در حال تقویت خود است. هر دو طرف مشغول آمده کردن خود هستند. 

"رهروان رهائی انسان از ستم و استثمار" در جنبش دانشجوئی، که در جبهه‌ کار هستند، چه برنامه‌هائی برای خود دارند؟ به نظر میرسد که آنها بر این مسئله آگاهند که باید دست در دست فعالین کارگری ضمن ارتقا آگاهی خود لازم است که تبیینها و بدیل خود برای رهائی انسان را هرچه گسترده‌تر و روشنتر برای مردم تبلیغ و ترویج کنند. میدانند که در دل این تلاش بایستی یک استراتژی بریزیم که روشن کند رکن رهائی انسان از دست ستم و استثمار طبقه کارگر است و نیز افقهای رهائی را نیز مدون و قابل فهم نمائیم. حتما شما با من موافقید که برای تحقق اهدافمان کارهای زیادی هست که باید انجام گیرد که تقویت تشکلهای موجودمان و نیز ایجاد تشکلهای دیگر یکی از آنهاست. تدقیق مرزها با گرایشات غیر رادیکال و غیر کارگری و در همانحال امکان همکاری با آنها در مراکز دانشجوئی و کاری، برای این و آن مبارزه، از کارهای دیگر ماست. هر همکاری ممکنی طبعا باید با حفظ پرنسیپهای ما انجام گیرد. باید به افشاگری و طرد نیروهای اپورتونیستی ادامه دهیم. باید درسهای ناشی از ضربات وارده توسط این نیروها را مداوما مرور کرده و آنرا به جنبش دانشجوئی ارائه دهیم با این هدف که در آینده کسی نتواند از جنبش دانشجويي، جمع دانشجو و آحاد دانشجو بعنوان یک ابزار در راه اهداف سازمانی و اپورتونیستی خود سوءاستفاده کند. طبعا وظایف زیاد و سنگینی پیش پای جنبش ماست که با همکاری همدیگر باید در تحققشان بکوشیم.

بار دیگر روز دانشجو را گرامی میدارم و برای همه شما آرزوی سرفرازی بیشتر را دارم.

 13 آذر 1387

 محمود صالحی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 22  توسط کمون  | 

  بیانیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت 16 آذر 

(1387)

                                                        

16 آذر نماد بیش از نیم قرن مبارزه جنبش دانشجویی ایران بمثابه یک جنبش پیشتاز اجتماعی است. جنبش دانشجویی در کشوری اختناق زده، در کشوری که احزاب، اتحادیه ها و حتی سازمانهای صنفی مستقل حق حیات ندارند، در روند مبارزات ضد استبدادی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در ایران تحت حاکمیت استبداد چه در دیکتاتوری سلطنتی و چه در اختناق جمهوری اسلامی جنبش دانشجویی همواره پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی را برافراشته نگاه داشته است. گرامی داشت روز 16 آذر فرجه ای  برای تجدید پیمان با مبارزات و از جان گذشتگی های این جنبش در تاریخ معاصر ایران است؛ از مبارزات ضد امپریالیستی و ضد استبدادی دهه های 20 و 30 تا مبارزات چریکی و فعالیت های سیاسی و تشکیلاتی کمونیست ها در دهه های 40 و 50 و از جانفشانی های دانشجویان انقلابی دهه 60 در زندان ها و میادین اعدام تا مبارزات توده ای دهه های 70 و 80 برای در هم شکستن دیوار اختناق رژیم جمهوری اسلامی.

 

در تمام ادوار این تاریخ، بدون شک جریان کمونیستی نقش برجسته ای در پیشبرد مبارزات این جنبش داشته است و جنبش دانشجویی بمثابه بستر تربیت نسل های گوناگون مبارزان چپ عمل نموده است. بعنوان مثال چپ انقلابی و از جمله کومه له که در دهه 40 در مرزبندی با رفرمیسم و مشی چریکی پا به عرصه مبارزه گذاشت و در دهه 50 به اوج رسید، فعالیت خود را از جنبش دانشجویی آغاز نمود و سپس به مراکز کارگری گسترش داد. پس از انقلاب بهمن 57 که جنبش کارگری را وسیعا به میدان مبارزه کشاند، هسته های متعدد طرفدار مبارزات طبقه کارگر در بین فعالین دانشجویی انقلابی شکل گرفت. در ادامه این روند بود که بخش بزرگی از این فعالین تاسیس حزب کمونیست ایران را گام بزرگی در راه تحقق آرمانهای خود دیدند.

 

وقوع ضد انقلاب فرهنگی به فرمان خمینی در سال 1359 و کشتار انقلابیون در دهه 60 باعث ایجاد وقفه ای در فعالیت های چپ در جنبش دانشجویی گردید. دور جدیدی از فعالیت های چپ در جنبش دانشجویی پس از به بن بست رسیدن جریان اصلاحات حکومتی از سالهای نخستین دهه 80 آغاز گردید. روند فعالیت پر شور و هیجان مبارزان این نسل در آستانه 16 آذر سال گذشته با ضربه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شد که باعث دستگیری ده ها تن از فعالین چپ در شهرهای مختلف ایران شد. این ضربه از یکسو موجی از حمایت های شورانگیز بین المللی و داخلی و شکل گیری محافل چپ در شهرهای گوناگون ایران را به همراه داشت و از سویی دیگر با روشن شدن برخی از دلایل و زمینه های ورود این ضربه که به نواقص اساسی در سیاست و سبک کار بخشی از این فعالین  بازمی گشت مباحثات گوناگونی در چپ دانشجویی را به راه انداخت که توان و توجه فعالین چپ در  داخل و خارج  را در ماههای اخیر  به خود معطوف داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 22  توسط کمون  | 

دانشگاه زنده است

  افشین ندیمی          

دانشگاههای ایران همیشه مرکز فعالیت جنبش چپ دانشجوی بوده  و چه در زمان حکومت شاه وچه در حال حاضر در مقابل اتفاقات ورویدادهای جامعه و نظام سرمایه داری موضع گیری خود را در دفاع از منافع طبقه کارگر کرده است، وهمچنین اکثریت رهبران وچهره های شناخته شده تاریخ چپ ایران از دل همین دانشگاهها بیرون آمده اند .       

جنبش چپ دانشجویی همیشه یکی از جنبش های رادیکال وپیشرو جامعه بوده است.امروزه این جنبش بعد از طی کردن فراز ونشیبهای فراوان وارد فاز دیگری از مبارزات صنفی وطبقاتی خود شده است  .

سر بر آوردن دوباره این جنبش در دانشگاهها بعد از سرکوب های فعالین چپ وسوسیالیست دانشجویی و خالی کردن فضای دانشگاهها از این فعالین در دهه 60 که با نام انقلاب فرهنگی صورت گرفت - که باید آن را ارتجاع فرهنگی بنامیم -  از یکسو نتیجه برآمدن مبارزات طبقاتی طبقه کارگر و پیشروی جنبش کارگری در این مبارزه واز سوی دیگر نتیجه بن بست استراتزیک دفتر تحکیم وحدت، جریانات اسلامی داخل دانشگاه، جریانات لیبرالیستی ورفرمیستی وسایر جریانات ارتجاعی داخل دانشگاه بوده است.

از دهه 80 به بعد جنبش چپ وسوسیالیست دانشجویی وارد مرحله ای تازه از مبارزات خود شد، که در این مبارزه توانست بسیار خوب عمل کند وصاحب دستاوردهای دمکراتیکی نیز ازجمله، انتشار نشریات دانشجویی، برگزاری مراسم های روز جهانی کارگر وروز جهانی زن(8مارس) وبرگزاری متینگ های اعتراضی وغیره از جمله دستاوردهای بود که طی این چند سال به دست آورده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 23  توسط کمون  | 

به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

در جمهوری اسلامی سرکوب و خشونت بر زنان قانونی است

 

مرجان افتخاری

20.11.2008

 خشونت علیه زنان یکی از موضوعات مهمی است که جنبش های زنان و فعالین آن سالها در سراسر دنیا در این زمینه با تحقیقات آماری به علل و ریشه های آن پرداخته اند. در کنار کارهای آکادمیک، فعالیتهای عملی گسترده ای هم در همین زمینه سازماندهی شده است. ولی در اکثر موارد وقتی صحبت از خشونت علیه زنان میشود بیشترجنبه خشونت فیزیکی آن برجسته می شود تا جنبه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. البته این نگاه به خشونت علیه زنان اهمیت دارد و نباید انرا به عنوان موضوعی ساده و یا کم اهمیت در نظر گرفت. چرا که ترس، هراس، تهدید و خشونت فیزیکی هم یکی از هزاران مشکلی است که زنان در سراسر دنیا با آن روبرو هستند و از آن رنج میبرند. هر روز در گوشه و کنار دنیا، بویژه در خاورمیانه خبرهای فاجعه آمیزی در مورد قتل زنان و دختران کم سن و سال توسط پدر، برادر و یا همسر در روزنامه ها و سایر ارگانهای خبری منتشر می شوند. و باز آمار خودکشی و خود سوزی زنان در اثر فشارهای جسمی و روحی در خانواده ها انعکاس دیگری از خشونت بر علیه زنان در جامعه است. در واقع مجموعه شرایطی که زنان مرگ را به زیستن در رنج دائمی و طاقت فرسا ترجیح میدهند.

ریشه و دلائل اصلی و پایه ای خشونت علیه زنان علاوه بر مرد سالاری که بیش از هر عنصر دیگری در این زمینه برجسته است، به سنتهای عقب مانده و پوسیده، فرهنگ های ارتجاعی موجود در جامعه که اکثرا میراث و بازمانده سیستم، تفکر، مناسبات و روابط اجتماعی دوران فئودالی است مربوط می شوند. در کنار عوامل نامبرده باید به مذهب، قوانین رسمی و غیر رسمی آن، نقش رهبران و ارگانهای مذهبی که نه تنها در خشونت بلکه خیلی فراتر از آن در بی حقوقی محض و سرکوب زنان سهیم هستند را مورد تاکید قرار داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 16  توسط کمون  |