تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

در سالگرد اندیشمند و مغز متفکر، کارل مارکس

 

 شباهنگ راد

14 ماه مارس، 126مین سالگرد در گذشت کارل مارکس، اندیشمند، فیلسوف، نظریه‏پرداز و اقتصادان همه‏ی زمانه‏هاست. در حقیقت دوران و سرتاسر زندگی مارکس، دوران فراگیری دانش علمی و روشنگری علیه‏ی بیدادگری‏های حاکمان بود. مارکس مبارزه‏ی خود را در همان دوران جوانی و با پیوستن به حلقه‏ی "هگلی‏های جوان" آغاز نمود و در مدت زمانی کوتاه، به دیدگاه ماتریالیستی دست یافت و گام به گام به توضیح دیگر مسائل عدیده‏ای هم‏چون مکانسیم و نقش مناسبات سرمایه‏داری و چگونگی رهائی کارگران و زحمت‏کشان از زیر سلطه‏ی استثماگران پرداخت. توضیح و تفسیر جهان ناعادلانه و متعاقباً سامان بخشیدنِ ایدئولوژی نوینی در مقابل ایدئولوژی سرمایه، مارکس را به یگانه انسان و اندیشمند جهان تبدیل ساخت.

ارائه‏ی نقدِ مذهب از منظر ماتریالیستی، تدوین و اثر خارق‏العاده "مانیفست حزب کمونیست" بهمراه انگلس در سال 1848، مارکس را از منظر سرمایه‏داران به "انقلابی خطرناک" مبدل ساخت که در نهایت و بنابه پیشنهاد زمام‏داران دولت آلمان به دولت فرانسه، مجبور به مهاجرت به بروکسل می‏شود. بیانیه‏ای که بعدها بعنوان متد برخورد و سیاست پایه‏ای میلیون‏ها کارگر و کمونیست سرتاسر جهان قرار گرفت. از منظری دیگر با انتشار "مانیفست حزب کمونیست" بود که طبقه‏ی کارگر توانست ایدئولوژی سازمانی و منسجم خود را در مقابل ایدئولوژی سرمایه‏داری اعلان نماید و مبارزات‏اش را در برابر بی عدالتی‏های موجود کانالیزه و سازمان دهد. طبیعتاً تدوین "مانیفست حزب کمونیست" پیش درآمد سازمان و حزب کمونیستی دگرگونه ساز در مقابل سازمانِ عریض و الطویل نظام‏های سرمایه‏داری و دیگر احزاب وابسته بدانان بود.

توضیح و کارکرد مناسبات سرمایه‏داری در کتاب با ارزش "سرمایه" و اشاره‏ی دقیق و سنجیده به مکانیسم‏های درونی و فربه شدن هر چه بیشتر سرمایه‏داران، که سر انجام آنانرا با رکود و بحران عظیمی مواجه خواهد ساخت، مارکس را در رده‏ی یگانه اقتصادان دنیای کمونیستی قرار داد. نظر و حکم تاریخی‏ای که در دوره‏های متفاوت تجلی خود را بنمایش گذاشت و بحران مالی اخیر و ورشکستگی بزرگ‏ترین بانک جهانی ایالات متحده و دیگر کشورهای امپریالیستی نمودار حقانیت نظرگاه‏های تاریخی مارکس در این زمینه می‏باشد؛ نظرگاهی که سرمایه‏داران و حاکمان جهانی را هم مجبور ساخت تا رسماً اعلام نمایند که: "مارکس خیلی هم اشتباه نمی‏کرد".

امروزه و در چارچوبه‏ی تفکرات هوشمندانه‏ی مارکس پیرامون خصلت و ذات سرمایه به عینه می‏توان مشاهده نمود که چگونه سرمایه‏داران دارند همدیگر را می‏بلعند و به وضوح کامل می‏توان دید که چگونه مارکس چنین اوضاع و وضعیتی را در دهه‏های گذشته، پیش‏بینی نمود. تاکید مارکس بر آن بود که روزی زمان مرگ سرمایه فرا خواهد رسید. مارکس در کتاب "سرمایه" ثابت نمود که اُس و اساس سرمایه در گستردگی آن نهفته می‏باشد و چنین منطق و روشی ابدی نیست. بی دلیل نیست که این روزها و بدلیل بحران مالی در بلوک سرمایه‏داران بر میزان فروش اثر ارزشمند "سرمایه" افزوده ‏گردیده و همین امر بنوبه‏ی خود حکایت از آن دارد که ایده‏های گرانبهای مارکس هم‏چنان و بعد از گذشت چندین دهه، صحیح و راهنمای مقابله با نظام‏های پوسیده‏ی سرمایه‏داری در سطح جهانی‏ست. تاکید مارکس همواره بر آن بود که بحران جزء ذاتی نظام‏های سرمایه‏داری‏ست؛ تاکید مارکس همواره بر آن بود که سرمایه در نهایت رو به زوال و نابودی کشیده خواهد شد؛ تاکیدش بر آن بود که طبقه‏ی کارگر بعنوان یگانه طبقه‏ی تا به آخر انقلابی در اتحادی همگانی، نظام‏های سرمایه‏داری را پس خواهند زد و حاکمیت خود را در مقابل حاکمیت استثمار و زور اعلام خواهند نمود. در بستر چنین ایده‏های نوین و باوری بود که همواره برای بر انداختن نظام استثمارگرایانه و برقراری جامعه‏ی کمونیستی تلاش فراوانی می‏نمود و شکست انقلابات، عقب‏نشینی‏ها و تبعیدها و هم‏چنین شرایط سخت زندگی هیچگونه تأثیری بر اعتقادات و مبارزات کمونیستی مارکس نداشت.

به عبارتی واقعی سیاست با روحیه و شخصیت مارکس در هم آمیخته شد. پیکارجوئی بود که توجه‏ی دنیای سیاست را نسبت به آرمان‏های‏اش جلب نمود و نگاه‏اش نسبت به انسان، نسبت به روابط و مناسبات اجتماعی، نسبت به معضلات و پدیده‏های اجتماعی به گونه‏ای انسانی و دگرگونه بود. این نگاه‏ها را می‏توان در تمامی عرصه‏های زندگانی مارکس و در نوشتجات‏اش به عینه مشاهده نمود و نشان داد که همه‏ی وجود و هستی‏اش، مبارزه با زورگویان، بر پائی انقلاب کمونیستی و تحقق منافع‏ی کارگران و زحمت‏کشان سرتاسر دنیا بود.

بنابراین و با وجود چنین نتایج درخشانی، مارکس و آثارش را نمی‏توان متعلق به یک دوره از تاریخ مربوط دانست. وجود و استفاده‏یده‏ها جلد کتاب در عرصه‏های سیاسی، فلسفی، اقتصادی، تئوریک و غیره از جانب پیروانش در سرتاسر جهان گواهی بر این مدعاست. آثار و ایده‏هایی که هم‏چنان بعنوان مشعل راهنمای مبارزات اعتراضی کارگران و زحمت‏کشان در مقابل سرمایه‏داران مفت‏خوار می‏باشد؛ ایده‏هایی که تضمین کننده‏ی سعادت و بهروزی میلیون‏ها انسان محروم از شر هزاران مصائب سیاسی – اجتماعی دست‏ساز سرمایه‏داران است.

از منظری دیگر و در عرصه‏ی سیاسی – تئوریک، کارل مارکس تعاریف خود را به شکل داهیانه از بورژواها و تفکرات انحرافی و بغایت منفعت طلبانه‏ی‏شان و وظایف کمونیست‏ها در قبال آن‏ها، توضیح و تشریح ادیبات کمونیستی در برابر دیگر ادیبات مشئمز کننده و تخریبی لمیدگان انقلاب و هم‏چنین نگاه کمونیست‏ها با دیگر احزاب مختلف اپوزیسیون را، بسیار صریح و روشن بیان نمود. انسانی که کاملاً نگاه‏ و رفتارش به پیرامون خودی، کمونیستی بود و نسبت به دشمنان طبقاتی کارگران و زحمت‏کشان سر سخت و جدی و عملاً مدافع‏ی انقلاب کمونیستی بود. بر مبنای چنین اعتقاد عمیق و باور نکردنی بود که "مانیفست حزب کمونیست" را با چنین جملات کوبنده‏ای به پایان می‏برد: "بگذار طبقات حاکم از انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند. پرولترها در این میان چیزی جز زنجیرهای خود را از دست نمی‏دهند. ولی جهانی را بدست می‏آورند".

13 مارس 2009

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 20  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

درمورد جمع موسوم به "فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له"

اختلاف نظری که از مدتها پیش در صفوف حزب کمونیست ایران و کومه‌له بر سر مبانی فکری و سیاسی و آرایش تشکیلاتی این جریان بروز پیدا کرده بود و اقلیتی در درون ما آنرا نمایندگی می کردند، امروز به جایی رسیده است که آنان دیگر بطور کامل خود را با این جریان بیگانه احساس می کنند و همه شواهد نشان می دهد که حرکت جدایی طلبانه خود را بدون اعلام علنی آن عملا تکمیل کرده‌اند. مبانی سیاست ما در برخورد به این مسئله همواره بر چند محور اصلی استوار بوده و هست:

اول، از نظر ما بروز اختلاف نظر در یک حزب سیاسی که حیات خود را به مبارزه در جامعه معینی مربوط کرده است، امری کاملا طبیعی است. جامعه با اقشار و طبقات مختلف، با جنبش های اجتماعی متفاوت، با گرایشهای فکری و سیاسی موجود در آن و با فرهنگ و اخلاقیات و سنن گوناگون، پدیده ای زنده و پر از جنب و جوش و مبارزه است، حزب سیاسی ای که با بخشی از تاریخ چنین جامعه ای عجین شده است به ناگزیر  جدال ها و واقعیت های آن را در اشکال مختلف در درون خود منعکس می کند. تمام مسئله اما بر سر این است که چگونه از درون کشمکشی که تا حدود زیادی بازتاب جدالهای واقعی درون این جامعه است، سالم، متحد و فعال بیرون خواهد آمد.

دوم، جریان ما ابزار مبارزه کارگران و مردم زحمتکش و ستمدیده است ، آنها حق دارند در سرنوشت آن دخیل باشند و در جریان مسائل و مشکلات آن قرار بگیرند. تعیین تکلیف های زودرس تشکیلاتی که نتواند به آنها فرصت قضاوت، داوری کردن و دخالت در سرنوشت آنرا داده باشد در راستای سنت های پیشرو تا کنونی این جریان نیست. نشان دادن حداکثر تحمل و سعه صدر بعنوان یک فرهنگ در هنگام بروز اختلافات سیاسی به دلیل درک این واقعیت بوده است.

سوم، این حزب محصول چند دهه تلاش و مبارزه و جانفشانی است. انسانهای وارسته بسیاری بخاطر این حزب و آرمانها و اهداف آن جانباخته اند. رهبری این حزب مجاز نیست و نمیتواند در مقابل تلاشهای انحلال گرانه‌ای که سنت های انقلابی و پیشرو و ادامه‌کاری آن را با مخاطره روبرو می سازد، مماشات جویانه رفتار کند، بلکه بایستی بموقع و با صراحت و تعهد به انجام وظایفی که به وی سپرده شده است، از موجودیت آن، هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ تشکیلاتی، دفاع کند.

با محور قرار دادن این جهت گیریها بود که طی سالهای اخیر مدام رفقای اقلیت درون حزب را که با مبانی فکری و خط رسمی حزب اختلاف داشتند تشویق کرده ایم که بیشترین تلاش خود را متوجه روشن کردن جنبه های سیاسی، فکری و برنامه ای این اختلافات بکنند. تریبون های حزبی همواره برای انتشار دیدگاهها و نظراتشان بر روی آنها گشوده بوده است. متاسفانه آنها از این امکان مساعد تا هنگام برگزاری کنگره سیزدهم کومه‌له بهره چندانی نگرفتند و در مقابل اصرار ما مدام تاکید می کردند که آنها مشکلی با مبانی فکری و استراتژی سیاسی و برنامه ای این حزب ندارند. تاکیدشان بر فعالیت بنام کومه‌له حتی مسئله کردستانی بودن یا سراسری بودن کومه له مورد نظرشان را مبهم باقی گذاشته بود. آنها می گفتند که تنها می خواهند شکل و قواره تشکیلاتی این جریان را عوض کنند. اما علیرغم هر توضیحی که آنها برای بیان مسئله خود داشتند، روشن بود که اولا، خواهان انحلال حزب کمونیست ایران هستند و ثانیا، با بسیاری از مسائل استراتژیک و سیاسی و فعالیتهای این حزب چه در کردستان و چه در ایران اختلاف اساسی دارند. زیرا واقعیت این است کسانی که نه با شکل سراسری فعالیت این حزب، نه با برنامه و استراتژی سیاسی آن اختلافی نداشته باشند و تنها خواهان عوض کردن آرایش تشکیلاتی آن باشند، قاعدتا می توانند در یک محیط سالم سیاسی و با روحیه ای وحدت طلبانه علیرغم داشتن این نظر در صفوف آن به فعالیت خود ادامه بدهند. اما عملکرد این رفقا نشان می­داد که اختلافات آنها بسیار فراتر از یک ملاحظه تشکیلاتی در مورد نام و شکل فعالیت است و این واقعیت در آستانه کنگره سیزدهم کومه‌له سرانجام با روشنی بیشتری خود را نشان داد.

رفقای اپوزیسیون بعد از گذشت 4 سال از اولین جزوه شان که به امضای 7 نفر و تحت نام "ضرورت فعالیت بنام کومه له" منتشر شد، در تیرماه 1387 و قبل از برگزاری کنگره سیزده کومه‌له بیانیه اعلام موجودیت خود را تحت عنوان "فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له" انتشار دادند. مفاد این بیانیه از اختلاف نظر یر سر آرایش تشکیلاتی و یا اختلاف بر سر یک سیاست مشخص بسیار فراتر بود و مضامین آن در مغایرت و تقابل کامل با موجودیت حزب کمونیست ایران، برنامه و استراتژی سیاسی آن و برنامه کومه‌له برای حاکمیت مردم در کردستان، قرار داشت. این بیانیه در کنگره 13 کومه‌له با شرکت خود این رفقا بطور مفصل مورد بحث و بررسی قرار گرفت. آنها فرصت داشتند تا آنرا در جزئیات هم تشریح کنند. شرکت کنندگان در کنگره فعالانه در مباحث آن شرکت کنند. در این کنگره غیر از نمایندگان منتخب، کلیه اعضای حزب بطور کلی و  تشکیلات کردستان آن، کومه‌له بطور اخص می­توانستند شرکت کنند و شمار نسبتا زیادی هم شرکت کردند. مباحثات کنگره و بیانیه خود این رفقا نشان داد که اختلاف واقعی نه بر سر قواره تشکیلاتی و فعالیت کردن به این نام یا آن نام، بلکه بر سر کل مبانی فکری و سیاسی و استراتژی و برنامه ای جریان ما است. آنها در جریان مباحثات کنگره حتی شماری از رفقایی را که قبلا به آنها متمایل بودند را نیز از دست دادند. با همه اینها کنگره سیزدهم تصمیم گیری تشکیلاتی در مورد فراکسیون را مطابق اساسنامه به پلنوم کمیته مرکزی حزب واگذار کرد.

مدت کوتاهی بعد از برگزاری کنگره مباحثات آن از طریق تلویزیون و رادیوی کومه‌له انتشار علنی پیدا کردند. بیانیه آنها در نشریه رسمی حزب منعکس شد و مورد نقد سیاسی قرار گرفت. حزب تا این هنگام به پیروی از سنتهای خود و با آگاهی از موقعیت اجتماعی خود و حساسیتی که مردم نسبت به مسائل درون این جریان از خود نشان میدهند، کماکان مایل بود و می کوشید که این رفقا را تشویق کند تا مضامین اختلافات سیاسی خود را بیشتر روشن کنند. اما طی هفت ماهی که از کنگره 13 کومه‌له میگذرد، این رفقا هیچ تلاشی در جهت روشنترکردن مبانی فکری و سیاسی خود و پاسخ دادن به سوالاتی که خود طرح کرده بودند، انجام ندادند و از فرصتهایی که برای تشریح دیدگاههای خود داشتند استفاده نکردند و در مقابل متاسفانه کارشکنی های خود را در زمینه های تشکیلاتی و پایمال کردن ضوابط حزب ادامه دادند، که در ادامه به موارد مشخص آن خواهیم پرداخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 23  توسط کمون  | 

                                             ما می خواهیم آزاد باشیم                                    

گرامی باد هشت مارس روز جهانی زن

 شلیر صادقی

تاریخ طبقاتی بشر همواره با ستم، ظلم و سرکوب زنان همراه بوده است.کم نیستند زنانی که تحت نام ناموس به قتل رسیدند و بسیاری دیگر زندگی خود را با ترس و بیم از مردان از جمله پدران و برادران خود به پایان رساندند.

در جامعه ایران چون زنان جنس دوم تلقی می گردند لذا تنها درصد کمی از زنان مشغول به کار هستند، البته ناگفته نماند آنهایی هم که کار می کنند به صورت آشکار و بی پرده با انواع تبعیضات از جمله تبعیض جنسی روبرو می باشند.

نظام سرمایه داری زنان را به عنوان وسیله ای برای احیا و تجدید نیروی کار مردان و آماده سازی مردان برای کار بیشتر و تولید سود فزونتر به کار می گیرد، از سوی دیگر با این عمل هم از کار پر ثمر و رایگان زنان خانه دار بهره می برد و هم  هیچ تعهدی را در قبال حقوق زنان خانه دار همچون بیمه ی بیکاری و  تأمین اجتماعی به عهده نمی گیرد.

نظام سرمایه داری زخم های عمیقی را بر پیکر بشریت وارد کرده است از جمله آن که نیمی از بشریت یعنی زنان را به مثابه کالایی در نظر می گیرد که مانند سایر کالاها قابل مبادله است و بدین ترتیب همه بشریت را تحقیر می کند.

زنان در عرصه تحصیلات و  آموزش، علیرغم تبعیضات و نابرابری های کثیری که با آن مواجه بوده و هستند لیکن در این حیطه به موفقیت های چشمگیری دست یافته اند. اما از سوی دیگر بسیاری از زنان حتی با در دست داشتن مدارک عالی تحصیلی باز هم در دستیابی به مشاغل و مناصب مناسب با مشکل روبرو هستند، از اینروی اصولاً کارهای حقیر، نیمه وقت و با مزایای کم و امکانات اندک و همراه با عدم امنیت شغلی به زنان اختصاص داده می شود.

زنان در امور خصوصی و  زندگی شخصی خود هم کاملاً زیر فشار هستند و اساساً اجازه انتخاب ندارند و  هر زنی که به فشار و زور تن در ندهد از خانواده طرد می شود و دیگر عضوی از آن خانواده محسوب نمی گردد. زیرا مطابق با سنت های عقب مانده و ارتجاعی حرمت پدر و برادر یعنی فرهنگ مردسالاری را زیر پا گذاشته است. چنین زنی طرد و سرکوب می شود فقط به خاطر اینکه به خودش اجازه داده که در مورد زندگی اش مستقلاً تصمیم بگیرد و به هر ظلم و ستمی تن در ندهد.

تحت نظام زن ستیز اسلامی و ایدئولوژی سیاه آن یعنی اسلام، زن به هیچ وجه به خودش تعلق ندارد بلکه به عنوان ناموس در مالکیت پدر، برادر  و شوهر قرار دارد، او حتی صاحب احساسات و عواطف خود نیز نیست مثلاً اگر به کسی دل ببندد این عمل در نگاه فرهنگ مردسالار حاکم بر ایران تحت حاکمیت سیاه مذهب با بی عفتی و لطمه زدن به شرافت خانوداگی و اخلاق عمومی مترادف و مستوجب سخت ترین و تحقیرآمیزترین مجازات های اسلامی خواهد بود. تحت حکومت اسلامی آنها می توانند هر مجازاتی را برای چنین زنانی در نظر گیرند و خود را در برابر هیچ مرجعی پاسخگو نمی دانند. کم نیستند زنانی که به خاطر طرد از خانواده و تدوام ظلم و سرکوب و محرومیت به دام آسیب های اجتماعی فرو غلتیدند. علل فرهنگی تن فروشی و از جان خود مایه گذاشتن زنان و دختران بی پناه را باید در افکار ارتجاعی و زن ستیزانه اسلام و قرآن جستجو نمود.

رژیم  اسلامی با همه سرکوبی هایی که بر زنان روا داشته اما بیش از پیش از جنبش توده ای آنان واهمه دارد چون برای سرمداران رژیم روشن است که جنبش زنان در کنار سایر جنبشهای اجتماعی به خصوص جنبش کارگری می تواند بیش از حد تصور برای موجودیت رژیم اسلامی تهدید برانگیز و خطرناک باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 0  توسط کمون  | 

زنده باد هشت مارس 2009 روز جهانی زن

سیروان پرتونوری

هشت مارس روز جهانی زن، بر تمامی زنان کارگر و ستمدیده گرامی باد! زنان ستمدیده ایران در شرائطی این روز را گرامی می دارند که حاکمیت سیاه رژیم جمهوری اسلامی وضعیت حیات و معاش آنها را در یکی از دهشتناکترین شرائط ممکن قرار داده است.  نگاهی به خود مطبوعات رژیم ارتجاعی اسلامی، گواه کوچکی از شرایط ظالمانه ای ست که رژیم  اسلامی برای زنان در کشور ما ایجاد نموده است. علاوه بر تمامی ستم ها و مصائب و سرکوب طاقت فرسائی که در نتیجه حاکمیت نظام سرمایه داری وابسته بر کل آحاد محروم جامعه صرف نظر از جنسیت آنان اعمال می شود، زنان ما از یک ستم مضاعف به دلیل زن بودن خویش در رنجند که برخی از جلوه های روشن آن را می توان در عرصه های اقتصادی و اجتماعی زیر برشمرد: حجاب اجباری، دستمزد نامساوی برای کار مساوی، عدم تساوی در دستیابی به فرصت های شغلی، بیکاری، پدیده روزافزون دختران خیابانی، تکدی، رشد سرسام آور تعداد زنان خودفروشی که برای زنده ماندن چاره ای جز فروش بدن خویش ندارند، خودکشی و بالاخره سیطره فرهنگ ارتجاعی مردسالارانه ای که از سوی سیستم ضد انسان موجود به طور روزمره تجلیات غیرانسانی خویش را با فشار هرچه بیشتری بر زندگی زنان وارد می کند.

چنین اوضاع طاقت فرسائی به طور طبیعی اعتراض و مقاومت زنان ستمدیده را دامن زده و روزی نیست که ما با شکلی از اشکال پر تنوع اعتراض و مبارزات زنان روبرو نشویم. از به مسخره گرفتن قوانین حجاب اجباری رژیم تا فرار از از قید و بندهای روابط پدرسالارانه و مردسالارانه حاکم بر محیط خانه، از خودکشی به خاطر استیصال تا شرکت در اعتراضات و تظاهرات ضدحکومتی همه و همه پرده از خشم و نفرتی برمی دارند که این شرایط استثمارگرانه در زنان محروم ما ایجاد کرده است و باعث آن شده که زنان تحت ستم و به ویژه زنان کارگر و زحمتکش هر روز به شیوه و شکلی قوانین و مقررات زن ستیزانه رژیم پ اسلامی را به مصاف بطلبند. خشم و نفرتی که هر آینه با آگاهی به دلایل واقعی این شرایط نکبت بار توأم گردد، به نیروئی بنیان برافکن در جهت درهم شکستن عامل اصلی ستم بر زنان یعنی نظام حاکم تبدیل می گردد.

در طول تاریخ، ستم بر زن جزئی جدائی ناپذیر از نظم طبقاتی حاکم بوده و به همین دلیل هم رهایی واقعی زنان به لغو مالکیت خصوصی و نابودی جامعه طبقاتی وابسته است. و از آنجا که تاریخ رسالت نابودی متکامل ترین نظام طبقاتی یعنی سرمایه داری را بر دوش طبقه کارگر نهاده است، در نتیجه مبارزه برای رهایی زنان در پیوند ناگسستنی با مبارزه طبقه کارگر در جهت نابودی این سیستم ارتجاعی قرار می گیرد و تنها در بستر پیروزی این مبارزه و برقراری سوسیالیسم است که امکان واقعی جهت رهایی زنان مهیا می گردد. با درک این حقیقت است که زنان آگاه و مبارز باید ضمن پیشبرد مبارزات روزمره خویش بر علیه همه جلوه های فرهنگ زن ستیزانه و مردسالارانه ناشی از حاکمیت نظام سرمایه داری وابسته و رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی بکوشند تا این مبارزات حق خواهانه را در جهت نابودی قطعی نظام سرمایه داری حاکم کانالیزه نمایند.

اگر واقعیت این است که این مالکیت خصوصی بر ابزار تولید است که به تدریج زن را به "ابزار صرف تولید" تبدیل نموده، پس آزادی راستین و قطعی زنان نیز در شرایط نابودی عامل اصلی بردگی زنان یعنی مالکیت خصوصی و برقراری کمونیسم راستین شکل می گیرد. به همین دلیل هر مبارزه واقعی جهت رهایی زنان باید با مبارزه در جهت نابودی نظام سرمایه داری و الغای مالکیت خصوصی و مناسباتش قرار گیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 1  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

(2009)

اکنون بیش سه دهه است که رژیم جمهوری اسلامی با اتکا به قوانین منتج از شرع  اسلامی موقعیت بردگی آوری را به زنان ایران تحمیل نموده است. قوانین جمهوری اسلامی آپارتاید جنسی و تحقیر هرروزه زنان را نهادینه کرده است. بر اساس این قوانین زنان در ایران رسما نیمه مرد بحساب می آیند و از ابتدائی ترین حقوق انسانی خود محروم هستند. این رژیم بزور حجاب اجباری و بزور شلاق  و  زندان  حق انتخاب آزادانه پوشش را از زنان سلب کرده است. این رژیم با زیر پا گذاشتن حقوق ابتدائی زنان نظیر حق مسافرت، حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق معاشرت آزادانه با مردان هویت انسانی نیمی از اعضای جامعه را لگدمال کرده است. این رژیم با قانونی کردن تعدد زوجات و صیغه و "اعتبار اجتماعی" بخشیدن به فساد اخلاقی مردانی که شیفته این قوانین شده اند، زنان را به بردگان جنسی تبدیل کرده است.

رژیم جمهوری اسلامی بدین ترتیب تمایلات ارتجاعی مردسالارانه  را بکمک قوانین مذهبی هم به یکی از پایه های تداوم حاکمیت خود تبدیل کرده است و هم آنرا در خدمت  نظام تولید سرمایه داری را که خود منشا و عامل بقای ستمکشی و تیره روزی زنان است، قرار داده است . در ایران مذهب تنها افیون توده ها نیست، بلکه ابزار سرکوب و وسیله کنترل اجتماعی زنان و دخالت در خصوصی ترین جنبه های زندگی انسانها است.

بر بستر این اوضاع و تشدید بحران اقتصادی و در حالی که  50% در صد مردم آن زیر خط فقر بسر می برند، فقر در ایران هر روزه بیشتر چهره زنانه پیدا کرده است، و عوارض آن در تمام گوشه و زوایای حیات اجتماعی زنان بازتاب یافته  و زنان را بیش از همه اقشار دیگر جامعه در معرض آسیب های اجتماعی قرار داده است.

این اوضاع و بربریت و توحش رژیم اسلامی در قبال زنان هویت انسانی آنان را چنان لگد مال کرده است، که اعتراض و شورش و طغیان زنان علیه وضع موجود را به یکی از ارکان اساسی مبارزه توده های مردم  در راه انقلاب و برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

در ایران حاکمیت سیاسی مذهب و نقش آن در کنترل اجتماعی زنان، در جنبش زنان بیش از جنبش های اجتماعی دیگر زمینه را برای رشد گرایشات لیبرالی بورژوائی که تعدیل و اصلاح قوانین جمهوری اسلامی را به استراتژی و قطب نمای حرکت خود در جنبش زنان تبدیل کرده اند فراهم آورده است. در چنین شرایطی فعالین سوسیالیست در جنبش زنان، بدون آنکه نگران همسوئی با لیبرال ها و مخدوش شدن خط و مرزهایشان با دیگر گرایشات درون جنبش زنان باشند باید در صف مقدم مبارزه برای زدودن مذهب و قوانین مذهبی از کلیه شئون حیات اجتماعی زنان باشند و در هر مبارزه ای برای خواستهای ولو جزئی زنان فعالانه شرکت کنند.

فعالین سوسیالیست در همانجال نباید یک لحظه از این حقیقت غافل باشند که ریشه ستمکشی زنان در نظام طبقاتی سرمایه داری نهفته است. بدون رواج آگاهی به ریشه های ستمکشی زنان و مبارزه برای ریشه کن کردن این ستمکشی، زنان قادر نخواهند بود مبارزه مؤثری علیه فرهنگ مرد سالارانه و قوانین زن ستیز ارتجاع مذهبی را پیش ببرند. بدون تعرض به مناسبات سرمایه داری جنبش زنان حتی نمی تواند به نابرابری های حقوقی با مردان که ریشه در نابرابری های اقتصادی دارد پایان دهد.

 اما شرط پیشروی جنبش زنان توده ای شدن و اجتماعی شدن این جنبش است. برای تبدیل شدن جنبش زنان به یک جنبش توده ای و اجتماعی باید توده زنان کارگر و زحمتکش را در ابعاد میلیونی به میدان مبارزه آورد و برای انجام این امر باید بر استقلال اقتصادی زنان و بر خواستها و نیازهای رفاهی زنان تاکید کرد و مسیر تحقق این خواستها را نشان داد.  لیبرالیسم بورژوازی ایران از آنجا که حریم مالکیت خصوصی را مقدس می شمارد و استراتژی آن پیروی از برنامه های نئولیبرالیسم اقتصادی رایج در سطح جهان است، حتی نمی تواند خواستهای حقوقی زنان را متحقق کند.

جنبش زنان با خواستهایی که دارد برای در هم شکستن سد اختناق رژیم جمهوری اسلامی نمی تواند در انزوا از دیگر جنبش های دمکراتیک اجتماعی مبارزه خود را پیروزمندانه به پیش برد. طبقه کارگر بنا به ماهیت خواستهایی که دارد و از آنجا که اکثریت زنان را زنان کارگر و زحمتکش تشکیل می دهند متحد استراتژیک جنبش زنان است.

8 مارس روز همبستگی جهانی زنان و مردان آزادیخواه علیه آپارتاید جنسی، روز تجدید پیمان در مبارزه برای به عقب راندن مذهب از دخالت در حیات اجتماعی زنان و برای تحقق برابری واقعی زن و مرد را با تلاش هر چه گسترده تر برای برگزاری باشکوه مراسم و آکسیوهای این روز تاریخی و تلاش برای اتحاد گسترده تر جنبش زنان با جنبش کارگری گرامی بداریم.

حزب کمونیست ایران 8 مارس روز جهانی زن، روز تجدید پیمان برای مبارزه با آپارتاید جنسی را به همه زنان و انسانهای آزاده تبریک می گوید.

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

اسفند 1387

مارس ۲۰۰۹

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 21  توسط کمون  | 

ارزش زن در ادیان

سیروان پرتونوری

برگرفته از نشریه شماره 221 جهان امروز

 
همیشه با خود فکر میکنم چرا کسانی که پیامبران آسمانی و مقدس نامیده می شوند همگی مرد بوده اند و جنس زن در پیدایش افکار مذهبی  نقشی نداشته است. و همین عامل باعث شده است که این ذهنیت در من بوجود آید که دین و مذهب و بخصوص کتاب های آن پدیده ای است ساخته و پرداخته مردان. و همین مردان با القای اینکه قوانین حاکم بر مذاهب مختلف قوانینی ازلی و تغییر ناپذیر است و محتویات این کتب منتسب به موجودی آسمانی به نام خداوند است، نویسندگان این کتابها را در پاسخگویی به موارد ضد انسانی و خرافی موجود در آنها مبری می کند.   

دنیای مذهبیون همواره متعلق به مردان است. ممکن است در این مورد استثناء وجود داشته باشد اما بسیار نادر بوده و ما آنها را هم فقط در قصه ها و احادیث خوانده ایم  و در عصر ما نیز همواره زنان شایستگی ورود به دنیای رهبران و پیشگامان روحانی را نداشته اند .

از آغاز پیدایش مذاهب به ویژه در دورانهایی که روحانیون این مذاهب دارای قدرت بودند همواره جنس زن با نابرابری و ظلم روبرو بوده است.

به طور مثال همانطورکه در بسیاری از کتب آسمانی مثل تورات، انجیل و قرآن بیان شده است نخستین زن برای آسایش مرد یا آدم آفریده شده است و در انتها هم به دلیل فریب مرد موجب خشم  خداوند قرار می گیرد.

آیا باید دید که این دین های آسمانی همانگونه که ادعا می کنند به زنان هویت داده اند، یا در واقع باعث از بین بردن ارزش و کرامت واقعی زنان شدند.

در سوره نساء آیه 15 چنین بیان شده: «و از زنان شما کسانی که مرتکب زنا می شوند چهار تن از میان خود مسلمانان بر آنان گواه گیرید پس اگر شهادت دادند. آنان (زنان) را در خانه ها نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی برای آنان قرار دهد».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 1  توسط کمون  | 

سوسیالیسم است نجات انسانها

ژان مالینوکس.

عده ای گمان می کنند سوسیالیسم چیز خوبی است اما در عمل کارایی ندارد .جان مولینوکس مخالف این عقیده است . وی در این نوشته نظرات خود را در خصوص سوسیالیسم و چگونگی و چرایی آن ، تبیین می کند.

ماشین سرمایه داری خوب کار نمی کند. در این صورت چاره چیست؟ این سوال ، ذهن میلیونها و بلکه حتا صدها میلیون انسان را در سرتاسر جهان مشغول کرده است ؛ آنها با چشمان خود می بینندکه چگونه بازار بورس در هم می شکند و منابع اعتباری و مالی دچار بحران عمیق و شکننده شده است.علیرغم این واقعیات عینی مسئله اساسی این است که این آدمها تحت تاثیر تبلیغات سیاستمداران ، روشنفکران ارگانیک نظام سرمایه داری ، مطبوعات و رسانه های جمعی به این باور نادرست رسیده اند که خارج از نظام سرمایه داری هیچ راه حلی برای این بحرانها موجود نیست و تنها راه حل ، پیشنهادهای خروج از بحران ، عرضه شده از سوی نیوکینزی ها، گوردون براون و احیانا" اوباماست که همگی نسخه جدید و روتوش شده ای از سرمایه داری هستند.

واقعیت این است راه حل قطعی و روشن برای همه ی ِ این بحرانها و تیره روزی های جهانی حداقل از 160 سال قبل عرضه شده است( کارل مارکس و فردریک انگلس در سال 1848 مانیفست کمونیست را نوشته اند).سوسیالیسم فوق العاده سرراست و بی نهایت نسبت به سرمایه داری ساده است. مفهوم سوسیالیسم مالکیت و کنترل اجتماعی ( کلکتیو) بر ابزار تولید ( زمین،کارخانجات،مراکزتجاری،بانکها و ...) است. در سوسیالیسم تولید برای رفع نیازهای مادی بشر و نه به خاطر کسب سود انجام می گیرد و همین امر موجب از بین رفتن شکافهای طبقاتی می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 22  توسط کمون  |