تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

 

 ( 2009 )

 

امسال در شرایطی به استقبال اول ماه مه روز همبستگی مبارزاتی و انترناسیونالیستی طبقه کارگر می رویم که نظام سرمایه داری در سطح جهان با یکی از گسترده ترین بحران های تاریخ خود دست به گریبان است.

این بحران که از ماهیت ذاتی نظام سرمایه داری ناشی می شود، اگر چه ابتدا در ورشکسته شدن بانک ها و سقوط بازار سهام بروز پیدا کرد، اما به سرعت در عرصه تولید نیز خود را نشان داد و با رکود و تعطیلی شمار زیادی از مراکز تولیدی و بیکارسازی های بین المللی، فقر و بیکاری و ناامنی بیشتر برای اکثریت ساکنان روی زمین، کاهش دستمزدهای واقعی طبقه کارگر و کاهش قدرت خرید مردم در کشورهای مختلف جهان، ابعاد ویرانگر خود را هر چه بیشتر نمایان ساخت. امروز در حالی که جهان غرق ثروت  و نعمت است، اما کارگران و اکثریت مردمی که  تولید همه نعمات زندگی محصول کار و تلاش بی وقفه آنان است از آن محروم اند. بدین ترتیب  این بحران بار دیگر جامعه بشری را در مقابل این تضاد مسخره قرار داده است که تولیدکنندگان در نتیجه رشد بار آوری نیروهای مولده هر روز بیشتر از روز قبل قدرت خریدشان پائین می آید و توده عظیم محصولات تولید شده نیز مصرف شان کاهش پیدا می کند.

 

این بحران و ورشکستگی اقتصادی، در عین حال ورشکستگی سیاسی و ایدئولوژیک  نظام سرمایه داری را نیز برملا کرد، با خود پایه های نئولیبرالیسمی که از دهه هشتاد قرن گذشته به پشتوانه ایدئولوژیک نظام سرمایه داری تبدیل شده بود را فروریخت و تمام پرنسیپ ها و قانونمندی های سیستم تولید مبتنی بر رقابت و بازار آزاد را رسوا کرد و به زیر سئوال برد.

 

 بحران اقتصادی جاری علیرغم دشواری ها و محدودیت هایی که از طریق گسترش فقر  و بیکاری به مبارزه طبقه کارگر تحمیل کرده است اما در همان حال زمینه های عینی گسترش مبارزه و  اعتصابات توده ای طبقه کار گر را فراهم آورده است. اعتصابات و اعتراضات میلیونی طبقه کارگر و حقوق بگیران فرانسه در برابر طرح دولت برای مقابله با بحران، اعتراضات و اعتصابات کارگری در یونان، آلمان، ایتالیا و دیگر مراکز سرمایه داری جهان نشان از آن دارد که طبقه کارگر در برابر حملاتی که به زندگی و سطح معیشت او تدارک دیده شده است ، دست روی دست نمی گذارد و ضد حمله خود را سازمان می دهد.

 

این بحران اقتصادی، ورشکستگی سیاسی و ایدئولوژیک بورژوازی و رشد جنبش اجتماعی طبقه کارگر، زمینه های عینی و ذهنی تعرض و پیشروی جنبش سوسیالیستی را فراهم آورده اند. اگر در سال 1990 ایدئولوگ های سرمایه داری به کمک ژورنالیسم اجیرشان به دروغ و به ناحق سرمایه داری دولتی را که در کشورهای اروپای شرقی حاکم بود، سوسیالیسم نامیدند و سقوط آن را شکست و سقوط سوسیالیسم معرفی کردند و با سرمستی پایان تاریخ، ابدیت نظام سرمایه داری و شکست بال های سوسیالیسم را اعلام و از این راه شرایط دشواری را به فعالیت کمونیستی تحمیل کردند. این بار نوبت طبقه کارگر و جنبش سوسیالیستی این طبقه است که با اعلام ورشکستگی اقتصادی، ایدئولوژیک، سیاسی و اخلاقی بورژوازی و اعلام بی کفایتی این طبقه در اداره جامعه، خود را برای تعرض به سرمایه داری در کلیه زمینه ها آماده کند.

اگر طبقه کارگر گذر کردن از این بحران را به بورژوازی و راه حل هایش واگذار کند، در این صورت طبقه سرمایه دار با تحمیل فقر و سیه روزی بیشتر به اکثریت آحاد جامعه ، با تحمیل بربریت و سلب امنیت از زندگی انسان ها و از کل جامعه بشری، سرانجام متمرکزتر و حریص تر شرایط ادامه حیات خود را برای یک دوره دیگر فراهم خواهد ساخت. اما در مقابل، مبارزه سوسیالیستی و انقلاب اجتماعی آن مسیری است که می تواند طبقه کارگر را هم از عوارض ویرانگر این بحران و از شر نظام سرمایه داری و بحرانهایش رها سازد و هم سرانجام این نظام را نیز چون نظام های گذشته به گورستان تاریخ بسپارد.   

 

طبقه کارگر ایران در این شرایط و موقعیت جهانی است که به استقبال اول ماه مه می رود. بحران جهانی سرمایه داری از طریق کاهش قیمت نفت، بطور سریع و مستقیم بحران اقتصادی دیرپاتر رژیم جمهوری اسلامی را تشدید کرده است. رژیم می خواهد با تشدید تعرض به سطح معیشت و سفره بی رونق اقشار تهیدست جامعه وضعیت نابسامان اقتصادی خود را سرو سامان دهد. اکنون که در آستانه اول ماه مه قرار داریم، ضروری است که کارگران کمونیست و پیشرو این موقعیت را دریابند و نگذارند که سرمایه داری ایران و جناح های مختلف  رژیم جمهوری اسلامی با پا گذاشتن بر شانه های طبقه کارگر، خود را از گودال این بحران رها سازند و به قیمت خانه خرابی و به تباهی کشاندن زندگی میلیون ها خانواده کارگری سود آوری سرمایه های خود را تامین کنند.

 

چنین نیازی است که  طبقه کارگر را به اتحاد و همبستگی، به نمایش شکوهمند قدرت طبقاتی در مقابل سرمایه داران و دولت شان در روز اول ماه مه فرا می خواند. کارگران پیشرو و کمونیست، تشکل ها و نهادهای کارگری برای سازماندهی این صف آرایی طبقاتی در همان حال که بخش اصلی انرژی خود را برای به میدان آوردن کارگران مراکز بزرگ صنعتی متمرکز می کنند، اما نباید هیچکدام از بخش های طبقه کارگر ایران را فراموش کنند.

 

برگزاری شکوهمند اول ماه مه می تواند تاثیرات ماندگاری بر فضای سیاسی جامعه داشته باشد، از این رو  ضروری است که نه تنها فعالین کارگری بلکه فعالین سوسیالیست و پیشروان جنبش زنان و جنبش دانشجویی، مبارزان و فعالین دفاع از حقوق کودکان نیز برای هر چه شکوهمند تر برگزار کردن اول ماه مه آستین ها را بالا بزنند. این تلاش ها می تواند گامی در جهت عمیق تر کردن پیوند جنبش های پیشرو و رادیکال اجتماعی با جنبش کارگری باشد.

 

روند رو به رشد اعتصابات و اعتراضات کارگری در سال های اخیر بیانگر این واقعیت است که جنبش کارگری ایران ظرفیت و توان این را دارد که در روز اول ماه مه قدرت اتحاد و همبستگی طبقاتی خود را به نمایش بگذارد. کارگران کمونیست، تشکل های فعالین کارگری، سندیکاها و دیگر نهادهای کارگری علیرغم اختلافاتی که با هم دارند لازم و ضروری است که برای سازماندهی نمایش اتحاد طبقاتی کارگران در اول ماه مه با هم همکاری و اتحاد عمل داشته باشند. منافع طبقاتی کارگران در مقابل سرمایه داران  و دولت شان این نوع اتحاد عمل و همکاری ها را ضروری ساخته است، باید عملا نشان دهیم که هیچ منافعی جدا از منافع طبقه کارگر نداریم.

 

باید در روز اول ماه مه به طبقه سرمایه دار و رژیم حامی آن اعلام کرد که آنان نمی توانند با تحمیل بار سنگین بحران بر دوش طبقه کارگر خود را از گرداب آن نجات دهند، باید اعلام کرد که مبارزه برای افزایش دستمزدها متناسب با سطح تورم واقعی ادامه دارد؛ ضروری است که در این روز بار دیگر بر خواست های محوری طبقه کارگر ایران که می تواند مبنای یک قانون کار دمکراتیک باشد، تاکید شود. لازم است که خواست  آزادی فعالین کارگری دربند وسیعا طرح گردد و ضرورت تمرکز نیرو و مبارزه برای ایجاد تشکل های طبقاتی کارگران مورد تاکید بیشتری قرار بگیرد.

 

 

زنده و گرامی باد اول ماه مه

پیش بسوی ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگری

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

آوریل 2009

اردیبهشت 1388

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 13  توسط کمون  | 

مضحکه انتخابات در اعماق فقر و بی کاری و سانسور و اختناق چه معنی دارد؟!

بهرام رحمانی : بار دیگر مضحکه انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی در پیش است. انتخاباتی که بنا به اقرار برخی از عوامل حکومت اسلامی، خارج از جناح های حکومتی، شهروندان حساسیتی نسبت به آن از خود نشان نمی دهند. برای نمونه، ابطحی، رییس دفتر خاتمی در دوران ریاست جمهوری وی، در وبلاگ خود چنین نوشته است:

 «... واقعیت این است که خارج از فضای ما سیاسیون، جامعه حساسیتی نسبت به انتخابات ندارد. شرایط فعلی عمومی کشور خیلی غیرانتخاباتی است.» یا موسوی، اصلی ترین کاندیدای ریاست جمهوری اسلامی، از «قهر 20 میلیون نفر از صندوق های رای» سخن به میان آورده است. اما جالب این است که در خارج کشور از ناسیونالیست های رنگارنگ، جمهوری خواهان، طیف توده ای - اکثریتی  گرفته تا تلویزیون بی بی سی و تلویزیون آمریکا و سایت های ایران فردا و بی بی سی و غیره هر کدام از دیدگاه و منافع طبقاتی خود سعی دارند به نوعی برای بازار یخ زده مضحکه انتخابات حکومت اسلامی، بازار گرمی نمایند؟!

 

سابقه این نوع «انتخابات؟!» در حکومت اسلامی، به اندازه عمر این حکومت است. سناریوهای انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و...، هر 4 سال یک بار برگزار می شود. یکی از ابتدایی ترین نمود هر انتخاباتی، آزادی احزاب، تشکل و نهادهای دمکراتیک، رسانه ها و برخورداری از آزادی کاندید شدن و رای دادن است. در حالی که همه جهان می دانند نه تنها در ایران، فعالیت احزاب و سازمان ها، تشکل های دمکراتیک، رسانه های مستقل اکیدا ممنوع است، بلکه فعالین آن ها نیز شدیدا سرکوب و تهدید، زندانی و شکنجه و اعدام می شوند. در کشوری که فقر و فلاکت اقتصادی برای اکثریت مردم آن کمرشکن است؛ در کشوری که ردیف دوم اعدام در جهان را به خود اختصاص داده و در اعدام کودکان نیز در سکوی رتبه نخست «قهرمانی جهان؟!» ایستاده است؛ در کشوری که زنان نصف جامعه را تشکیل نمی دهند اما از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی و اجتماعی خود محرومند و حتا هیچ زن مسلمان و طرفدار حکومت نیز نمی تواند خود را کاندید ریاست جمهوری و وزیری کند؛ در کشور که نویسنده، هنرمند، روزنامه نگار، وب ولاگ نویس هر روز مورد تهدید قرار می گیرد و آثارشان نیز شدیدا سانسور می شود؛ در کشوری که میلیون ها کودک به دلیل فقر والدین شان از تحصیل و تفریح محرومند و از کله سحر تا تاریکی شب به کارهای سخت و خطرناک وادار می شوند؛ در کشوری که کودک از همان روز اول پا گذاشتن به مدرسه، با تبلیغات و خرافات اسلامی شستشوی مغزی داده می شود و...، انتخابات در چنین کشوری چه معنی دارد؟

 

خبر بحران و تعطیلی صنایع کشور و عدم پرداخت به موقع دست مزد ناچیز کارگران و بی کارسازی های وسیع به طور روزانه پخش می گردد؛ هم چنین اعتراض کارگران در مقابل این همه بی حقوقی، بی رحمانه سرکوب می شود و فعالین کارگری دستگیر و زندانی می شوند؛ و میلیون ها نفر به ویژه نیروی جوان در کشور ما بی کارند و کم ترین امیدی نیز به آینده خود در پیدا کردن کار مناسب و تشکیل زندگی مستقل ندارند؛ چرا باید کارگران شاغل و بی کار و جوانان در چنین انتخاباتی شرکت کنند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 1  توسط کمون  | 

سوسياليست و اَزاد انديش يا مماشات با ليبراليزم !

محمد نبوى

 

اخيرأ جمعى از اعضای سابق کومه له و حزب کمونيست ايران " موسوم به فراکسيون فعاليت بنام کومه له " طى اطلاعيه اى حزب کمونيست ايران را تحويل موهوم پرستان داده و کو مه له سوسياليست و اَزاد انديش را براى خودشان نگهداشته اند!

اَفرين به اين انصاف و احسنت به اين اَزاد انديشى! البته قبل از آنان هم اعضاء اسم و رسم دارترى کومه له را بقول خودشان از حزب کمونيست جدا کردند و مدعى بودند با اين جدايى موجبات توسعه و پيشرفت کومه له را فراهم ميکنند. آَن زمان، رفقايى که تقريباً يک دهه بعد ملقب به " فراکسيون فعاليت بنام کومه له " شدند، همانند انشعابيون مدعى بودند که ما ( حزب کمونيست ايران و کومه له)، ظرفيت فعاليت در شکل و فرم سازمانى کنونى را نداريم و مناسب تراست سازمان تشکيلاتى مان، صرفاً بنام کومه له فعاليت کند .ظاهراً اين رفقا آن زمان، اختلافى برسرمبانى برنامه، استراتژى وسياستهاى حزب کمونيست و کومه له نداشتند، فقط با فرم تشکيلاتى مخالف بودند. بنابراين با انشعابيون نرفتند و با حزب ماندند. کنگره نهم کومه له (سازمان کردستان حزب کمونيست ايران ) با برسميت شناختن خواست اين رفقا، مقرر نمود تا طى يک همه پرسى از اعضا دراين مورد پرسش بعمل آيد. نهايتاً اکثريت اعضای کومه له، فعاليت در فرم سازمانى حزب کمونيست ايران را انتخاب کردند.

متعاقب اين همه پرسى، اگرچه اين رفقا به تصميم اکثريت تمکين کردند اما بتدريج معلوم شد اختلاف اين جمع با حزب کمونيست ايران تنها برسر آرايش تشکيلاتى نيست و در واقع تمکين آنان نه از سر وفادارى به باورهاى مشترک، بلکه عدم انسجام درفرموله کردن اختلافات با اين باورها بود که موقتاً آنان را در صفوف حزب کمونيست و کومه له نگهداشته بود.

نزديک به يک دهه يعنى ازکنگره نهم کومه له تا کنگره سيزدهم کومه له طول کشيد تا اين رفقا توانستند بر بحران فکرى خود غالب شوند و مکنونات فکرى خود را طى اطلاعيه اى که به اطلاعيه اعلام فراکسيون موسوم است، به اطلاع عموم برسانند.

اطلاعيه اعلام فراکسيون قبل ازاينکه بيانگر نقطه نظرات مملو از ابهام اين رفقا در مورد مبارزه طبقاتى، انقلاب کارگرى، سوسياليزم و استراتژى سوسياليستى باشد، بيانگر اين درک درست و رايج درصفوف کومه له وحزب کمونيست ايران بود مبنى براينکه اختلاف اين رفقا برسر آرايش تشکيلاتى، قالب و قواره حزب کمونيست ايران نيست، بلکه اختلاف برسر موجوديت طبقه کارگر، ميزان رشد و گستردگى مبارزه اين طبقه، ممکن بودن انقلاب سوسياليستى و استراتژى سوسياليستى است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 13  توسط کمون  | 

سوء تغذیۀ کودکان ایرانی

                       (در حاشیۀ هشدار کارشناسان مسائل پزشکی)    

 

                                                                                                                        فرشید شکری

 هر انسانی با شنیدن و دیدن اخبار ناگواری همچون کشته شدن مردم غیر نظامی بر اثر جنگ یا عملیات های تروریستی، مرگ به دلیل نداری و کمبود مواد غذایی و... به سختی منقلب می گردد و سراپای وجودش پر از تنفر می شود. نفرت از بابت زندگانی فلاکتباری که طبقات حاکمه برای بشریت آفریده اند. نفرت از جهانی که به جهنم آدمیان مبدل گشته، و هر روز بیش از روز قبل از آنان قربانی می گیرد.

دیگر در این دوران آمار گسترش فقر، گرسنگی، سوء تغذیه، تلفات ناشی از جنگ های امپریالیستی و اعمال تروریستی بعضی از دولت ها، و جریانات بنیادگرای (Fundamentalist) مذهبی در سایۀ هژمونی سرمایه داری، ابداً قابل قیاس با دوره های گذشته نیست. تازه باید علی رغم این درجه از رشد علم و تکنولوژی در رشته های پزشکی، داروسازی و بهداشت؛ باز ناظر شیوع گاه و بیگاه بیماریهای مهلک به ویژه در ممالک موسوم به جنوب باشیم!

هر ساعت عکس ها و فیلم های متعددی از سیه روزی توده های زیردست جوامع بشری بر صفحۀ تلویزیون ها یا تارنماهای اینترنتی به معرض نمایش گذاشته می شوند. این تصاویر دلخراش که قلب میلیون ها بیننده را می فشارند، اما توسط میدیا و رسانه های سمعی و بصری بورژوازی، و ژورنالیست های مزدور تماماً بی اهمیت و یا طبیعی قلمداد می شوند. انگار هیچ اتفاقات مهمی روی نداده اند یا در شرف وقوع نیستند؛ گویی این آلام لازمۀ حیات و از اجزای لایتجزای زندگی اند. بزعم اینان، همانند دنیای وحوش قویترها لایق زیستن اند و ضعیف ترها مستوجب تکه و پاره شدن! تلخ تر از اینها، مشاهدۀ فیگور صلح طلبی و انساندوستی صاحبان سیم و قدرت، و نمایندگان سیاسی آنها در نهادهای وابسته به سازمان ملل است. ترتیب دادن گردهم آیی ها و جلساتی تحت عنوان حفظ صلح و ثبات در جهان، مقابله با نقض حقوق بشر، خیرات و نیکوکاری یا جمع آوری کمک برای گرسنگان جهان، حال آدم را بهم می زند. هراز گاهی هم انسان با استماع اخباری در ارتباط با نصایح درس خواندگان بورژوازی به توده های فقیر و ستمکش در مورد مصرف مواد غذایی، به سختی آزرده می شود.    

چندی پیش تعدادی از کارشناسان امور پزشکی در ایران در بارۀ کمبود روی و ویتامین های دیگر در بدن کودکان هشدار دادند. شبکۀ خبر سیما گزارش داد: « تعدادی از محققین و دانش پژوهان کشور با بررسی نمونۀ خون 214 کودک در بدو ورود به دبستان متوجه شدند، میزان ریز مغذی روی در خون شمار قابل توجهی از این کودکان بمراتب کمتر از حد نرمال است. در ادامۀ این گزارش تصریح شده است: « ریز مغذی روی در رشد جسمی و تکامل مغزی کودکان نقش بسزایی دارد و کمبود این عنصر با اهمیت یکی از عوامل اصلی کوتاه قدی در بین کودکان محسوب می شود ». این متخصصین در گزارش خود از لزوم خورانیدن انواع آبزیان به کودکان جهت تأمین روی در بدن آنها سخن گفته اند.          

با قبول هشدارهای جدی کارشناسان مسائل پزشکی و علوم تغذیه، سئوال اینست که خانوارهای کارگری و کم درآمد چگونه خواهند توانست مصرف آبزیان را در برنامۀ غذایی کودکانشان بگنجانند؟ پزشک ها در حالی استفاده از گوشت ماهی و میگو را توصیه می کنند که بهای این محصولات در بازارهای کشور شدیداً افزایش یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 22  توسط کمون  | 

خشونت علیه زنان و مبارزه برای ریشه کردن آن


                                                                                      سیروان پرتونوری


سرکوب ، ترور ، زندان و شکنجه مخالفین، اعدام و ایجاد رعب و وحشت در جامعه ‌از جمله‌  خشونت هایی است که‌رژیم های دیکتاتور و مذهبی و زن ستیز ‌با اتکا به ‌ابزارهای سرکوبگر خود بر کل جامعه ‌اعمال می کنند، که ‌باعث صدمه‌های روحی، روانی و جسمی زیادی بر انسانها می شود.

در جامعه‌ای که ‌مذهب و سنت های کهنه‌ و فرسوده‌ و فرهنگ مرد سالارانه‌و پدرسالارانه ‌و آداب و سنت های عقب مانده‌که‌از طرف خود سیستم برای تفرقه ‌و به‌انقیاد کشاندن مردم از آن استفاده‌می شود و آن را به‌تار و پود جامعه‌تزریق می کنند و باعث ترویج خشونت، فقر و درماندگی و باورهای زن ستیزانه ‌و افکار مردسالارانه‌و گسترش خشونت در جامعه‌می شوند که‌ قربانیان اصلی این خشونت ها در واقع کل احاد جامعه‌و در صدر آن زنان و کودکان می باشند.

آمار تکان دهنده ‌خشونت علیه ‌زنان در سراسر دنیا بخصوص در کشورهای جهان سوم و بویژه‌در ایران هرروز شدیدتر و گسترده‌تر می شود این خشونت ها که‌از اشکال مختلف و متفاوت برخورد دار است عبارتند از :

خشونت فیزیکی: که‌  نوع قابل  رویت آن است شامل: گرفتن و بستن ،چنگ آنداختن ،کشیدن مو ، اخراج از خانه‌،کتک کاری، محروم کردن از غذا، گاز گرفتن، سیلی زدن، مشت و لگد زدن، کشیدن و هل دادن است.

خشونت خانگی: که‌برهم زدن میز غذا، محکم کوبیدن در ، شکستن اشیاء منزل  و ....

خشونت روانی و کلامی: یکی دیگر از اشکال خشونت است که‌  بر زنان اعمال می شود که‌با بکار بردن کلمات رکیک و دشنام و تهمت زدن، بهانه‌گیریهای پی در پی، قهر و محبت نکردن،  و ایراد گرفتن  به ‌شکل ظاهری بدن و پوشش زن.

خشونت جنسی و ناموسی: تجاوز، ختنه‌  جنسی، قتل ناموسی، اجبار به‌سقط جنین یا حاملگی اجباری و ناخواسته‌، عدم رعایت بهداشت جنسی ، امتناع از داشتن رابطه‌جنسی، که‌هرکدام از این خشونت ها خود بحث مفصلی را می طلبد.

یکی دیگر از انواع خشونت تهدید به‌آزار و قتل است: تهدید به‌اذیت و آزار رساندن به‌نزدیکان و اطرافیان زن ، بچه‌دزدی و ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 1  توسط کمون  | 

وضعیت طبقه کارگرایران در سال 1388

                                                         افشین ندیمی


آمدن سال تازه نیز همانند سالهای گذشته سر آغاز سالی است از فقر و فلاکت، سر آغاز سالی از بیکار سازی های گسترده کارگران، سر آغاز سالی از سرکوب و دستگیری کارگران و فعالین کارگری و سر آغاز سالی از بی حرمتی به کارگران و استثمار آنها که همگی نیز از جانب نظام لجام گسیخته بورژوازی و حامیانش به طبقه کارگر اعمال می شود.

با توجه به بحرانی که امروزه گریبان نظام سرمایه داری جهانی را گرفته است امسال یعنی سال 1388 هجری شمسی برابر با سال 2009 میلادی برای طبقه کارگر در سطح جهان سر آغاز سالی سیاه تر و فلاکت بار تر از سالهای گذشته خواهد بود چرا که در اینچنین بحران های با تو جه به بحرانهای گذشته خصوصاً تجاربی که طبقه کارگر در بحران های دههای 30 و 70 میلادی بدست آورده، به این نتیجه رسید که در بحرانهای اقتصادی نظام سرمایه داری ضدیت بنیادین خود را بر علیه طبقه کارگر با تمام وجود نمایان کرده و بکار می گیرد و می خواهد به هر نحوی که شده با اخراج گسترده کارگران از سر کار و افزایش ساعات کار آنها و کاهش دستمزدهایشان تاوان این ورشکستگی را از طبقه کارگر، یعنی طبقه ای که در جوامع سرمایه داری هیچ سرمایه ای جز نیروی کار خود را ندارد بگیرد.

ما کارگران ایران نیز با توجه به این که هر روزه شاهد اخراج چند صد نفری هم طبقه ایهای خود در سطح ایران هستیم و این که این خطر به طور یقین خود ما را نیز هر روزه تهدید می کند و همچنین هر روزه شاهد تعطیلی کارخانه‌ها و مراکز تولیدی و صنعتی کوچک و بزرگ در سطح ایران و جهان هستیم و شاهد کاهش دستمزد ها و همچنین به تعویق انداخته شدن حقوق خود برای چندین ماه متمادی هستیم که همه اینها و دهها و صدها دلیل دیگر می توانند دلایل وفاکتورهای محکمی برای اثبات بحران زده گی نظام سرمایه داری ایران باشند. و ما طبقه کارگر ایران نیز این را می دانیم که از این به بعد بیشتر از گذشته استثمار شده و مورد تعرض صاحبان زر و زور قرار می گیریم چرا که باید علاوه بر تولید هر چه بیشتر ارزش اضافی باید جبران ورشکستگی آنها را نیز باید بکنیم.

در حالی که نظام بورزوازی حاکم سعی در آن دارد که به طبقه کارگر ایران بگوید که در مقابل گزند بحرانهای جهانی محفوظ مانده است و این بحران ها و تحریم های اقتصادی هیچ تاثیری روی اقتصاد کشور نگذاشته است تا جایی که در کانال های تلویزیونی حکومتی اعلام کرد که اگر قیمت هر بشکه نفت خام در بازارهای اپک به 5 دلارهم برسد باز هم خیالی نیست و ما از گزند این بحران ها محفوظ خواهیم ماند. حال که چیزی خلاف این ادعا اثبات شد تا جایی که دولت اعلام کرد از میزان بودجه مشخص شده برای سال 1388 نصف آن را یعنی 44 میلیارد دلار کم آورده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 11  توسط کمون  | 

درباره انقلاب سوسیالیستی

پرچم سرخ

فعالیت انقلاب و وظایف کمونیست ها

نگاهی به متون سیاسی و تئوریک جنبش کمونیستی ایران در سالهای اولیه پس از انقلاب 57 و مقایسه ان با ادبیات کنونی این جنبش تفاوتی اشکار را نشان می دهد.نظریه و عمل جنبش کمونیستی ایران در سالهای اولیه پس از انقلاب 57 معطوف به امر انقلاب بود.برای جنبش در ان برهه تاریخی انقلاب در دستور روز قرار داشت و هر نظریه و هر عمل جنبش کمونیستی از این دیدگاه یعنی انقلابی که در جریان بود مورد نقد قرار می گرفت.به بیان دیگر جنبش کمونیستی ایران در ان شرایط اکادمیسم یعنی جدایی نظریه از عمل انقلابی را به طور عام پشت سر گذاشته بود و هر نظریه و هر عمل خود را در ارتباط با واقعیت انقلاب درک می کرد.اما امروز به نظر می رسد برای گرایشاتی در جنبش کمونیستی ایران مساله انقلاب حتی تاثیری نظری هم بر ادبیات سیاسی ندارد.ادبیات کمونیستی این گرایشات به انتقاد از فلاکت های جامعه سرمایه داری و ریشه های اقتصادی بحران های ان محدود شده است.انها به مشاوران اقتصادی بورژوازی تبدیل شده اند و بورژوازی را به ریشه های بحرانش اگاه می کنند.تبدیل شدن این گرایشات از مبارزان کمونیست به مدافعان حقوق بشر اولین نتیجه طبیعی چنین دیدگاههایی است.

به طور خلاصه اگر معطوف بودن نظریه به مساله انقلاب خصلت عام گرایشات جنبش کمونیستی ایران در مقطع انقلاب 57 بود باید گفت جدایی نظریه از عمل انقلابی یعنی اکادمیسم شاخصه گرایشاتی در کمونیسم امروز ایران است.

طرح چنین دیدگاهی در ابتدا یک سوال اساسی را در مقابل ما قرار می دهد.چگونه کمونیسم انقلاب 57،یعنی کمونیسمی که الوده به انواع انحرافات خرده بورژوایی و پوپولیستی بود،کمونیسمی که رشد نیروهای مولده،انقلاب مرحله ای،بلوک چند طبقه و خرده بورژوازی مترقی را تئوریزه می کرد قادرشد نظریه خود را معطوف به واقعیت انقلاب نماید اما کمونیسم امروز ایران که حداقل در سطح نظریه پوپولیسم و انواع انحرافات رویزیونیسم خرده بورژوایی را نقد کرده است قادر نیست واقعیت فعلیت انقلاب را درک کند و نظریه و عمل خود را معطوف به ان نماید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 11  توسط کمون  |