تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

حزب دمکرات کردستان-ایران و انتخابات ریاست جمهوری در ایران

جمال بزرگپور  

حزب دمکرات کردستان- ایران ( منبعد حدک) اخیرا با انتشار بیانیه‌ای در رابطه‌ با دهمین دوره‌"انتخابات" ریاست جمهوری در ایران  اعلام موضع کرده و همانطور که‌ انتظار میرفت ، اگر چه با بیان ایراداتی به‌ پروسه برگزاری "انتخابات" خود را برای شرکت در این مضحکه‌ که‌ از جانب جمهوری اسلامی  سازمان داده شده‌ است آماده میکند.

 حدک در بیانیه‌ خود  از مهدی کروبی یکی از کاندیداهای پست ریاست جمهوری، پشتیبانی کرده‌ است ، چون گویا  ایشان در برنامه‌ تبلیغاتی خود "ابتکار تازه‌ای" بخرج داده‌ ، تامین حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی را در برنامه‌ خود گنجانده است!!.

آمدن عنوان حقوق اقوام در برنامه‌ تبلیغاتی کروبی، حدک را به‌ شعف انداخته تا جاییکه‌ آنرا  اقدامی "علنی و بدون پرده‌‌" و "گامی مهم" در طرح  خواست و مطالبه‌ مردم کردستان مینامد که‌ گویا در طول 30 سال گذشته‌  این برای اولین بار است که‌ از جانب کاندید پست ریاست جمهوری این حقوق اگرچه‌ تحت عنوان اقوام تاکید و طرح میگردد.

حدک که‌ همواره  اتفاقات و تغییر و تحولات  در بالا به‌ وسوسه‌اش انداخته‌ و سعی داشته‌ که‌‌ به‌ شکلی و به‌ نحوی در آن ادای سهم کند تا بلکه‌ نصیبی عایدش گردد، اینبار وسوسه خود را  در این  "انتخابات" با پشتیبانی کردن از کروبی دنبال میکند. دنیا را چه‌ دیدی شاید در بازی قدرت در آن بالا دری به تخته خورد و اینبار نام شیخ از صندوق آرا بیرون کشیده‌ شد و حدک نیزکه‌ در این "پیروزی" سهیم بوده‌ وپس از "این پیروزی" از الطاف شیخ در تامین حقوق اقوام  بهره‌ای ببرد. اما حدک در حین حال میداند که‌ اکثریت مردم کردستان از کل حاکمییت اسلامی ازهر نوع و قماشی که‌ باشند، بیزارند و" انتخاباتش" را نیز مضحکه ای بیش نمیدانند و همچنین میداند  حسابی که‌ برروی کاندید مورد علاقه‌اش باز کرده‌ ممکن است در کردستان شانس زیادی نداشته باشد، از اینرو بیانیه‌ را طوری تنظیم کرده‌اند که‌ گویا مضحکه‌ بودن " انتخابات"‌‌‌ و عدم موفقیت این کاندیدای "مدافع حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی" را از نظر دور نداشته‌اند.

در بیانیه‌ گفته‌اند که‌ انتخابات آزاد و دمکراتیک نیست، گفته‌اند که‌ در نظام اسلامی قدرت مافوق قانون وجود دارد، گفته‌اند که‌ این قدرت امکان برداشتن "گامهای مهم"!!  را از رئیس جمهور  برای پیشبرد برنامه‌هایش از جمله‌ تامیین حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی سلب میکند و گفته‌اند که‌ در روزهای مانده به‌ " انتخابات" ( البته‌ پس از این اعلام پشتیبانی) منتظر اقدامات بیشتر وبرداشتن گامهای بیشتری(حتما قاطعانه‌تری!!) از سوی آقای مهدی کروبی برای در نظر گرفتن سهم بیشتربرای اقوام خواهند ماند.

به‌ برخی نکات مطرح شده تا کنونی بیشتر بپردازیم.

برخلاف گفته‌ بیانیه‌ حزب دمکرات کردستان- ایران ، این اولین بار نیست که‌ ازیکی مهره‌های رده‌بالای رژیم اسلامی البته‌ ریاکارانه‌ از تامین حقوق به‌ گفته‌ خودشان اقوام و اقلیتهای مذهبی

حرف میزند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

در مورد دهمین نمایش انتخابات ریاست جمهوری

 

در حالی که کمتر از یک ماه به برگزاری نمایش انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است  و روزنامه های و مطبوعات دولتی همگی مشغول بازار گرمی برای آن هستند، رژیم همچنان بطور سازمانیافته  در تلاش است تا با تشدید سرکوب و تعرض به سطح معیشت و زندگی کارگران و اکثریت حقوق بگیران و مردم ایران وضعیت نابسامان اقتصادی خود را سر و سامان دهد. رژیم جمهوری اسلامی عزم جزم کرده است که با پا گذاشتن بر شانه های طبقه کارگر ایران و به قیمت خانه خرابی و به روز سیاه نشاندن میلیونها خانواده کارگری خود را از گرداب این بحران رها سازد و سود اندوزی سرمایه داران ایران را تامین کند.

 

رژیم جمهوری اسلامی که در خوف و هراسی دائم از برپا شدن شورش های مردمی بسر می برد، کمپین تبلیغاتی مضحکه انتخابات ریاست جمهوری را با ایجاد فضای رعب و وحشت، و بگیر و ببند فعالین کارگری، فعالین جنبش دانشجویی، فعالین جنبش زنان، و دیگر عرصه های فعالیت مدنی، تداوم اعدام ها و قدرت نمایی گردانهای ویژه ضد شورش بسیج و سپاه پاسداران و تدارک آمادگی مقابله با رویدادهایاحتمالی توام کرده است.

 

تشدید این اقدامات در آستانه "انتخابات" ریاست جمهوری و چنگ و دندان نشان دادن ها و مانورهای نطامی سپاه پاسداران در ماههای اخیر نشان دهنده واقعیت رابطه رژیم و مردم ایران است. رژیم که پایگاهی در میان مردم ندارد، برای تداوم حیات خود بیش از پیش به نیروهای امنیتی و مسلح متکی می شود. همه نشانه ها بیانگر این واقعیت است که روند تحولات درون حاکمیت و آرایش سیاسی جناح های درون آن به طرف قدرت گیری بیشتر سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی پیش می رود. بدنبال شبه کودتای انتخاباتی دوره نهم، به میزان قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی سپاه پاسداران افزوده شده است. اکنون ما با یک غول عظیم نظامی و اقتصادی روبرو هستیم که در قدرت سیاسی نیز دست بالا را دارد. از نظر اکثریت جناح غالب حکومتی که اکنون مجلس و دولت را در اختیار دارند دهمین دوره              

 "انتخابات" باید موقعیت جدید سپاه پاسداران را تثبیت کند و آنرا در چهارچوب رژیم اسلامی قانونی کند. "انتخابات" در نظام جمهوری اسلامی که بر اساس پایین ترین معیارها نیز در ضدیت با انتخابات دمکراتیک قرار دارد، عملا به ابزار و امکانی تبدیل شده است که جمهوری اسلامی بوسیله آن در هر دوره به آرایش سیاسی و توازن قوای جناح ها درون حاکمیت وجهه شرعی و قانونی می دهد و از این راه به حاکمیت سیاه خود ادامه می دهد.

 

اکثریت اصول گرایان اگر چه مجلس و دولت را در اختیار دارند و از پشتیبانی فرماندهان سپاه و بسیج نیز برخوردارند و ظاهرا منسجم و سازمانیافته تر پا به میدان رقابت ها گذاشته اند با اینهمه در مقابل موج رو به افزایش مخالفت ها با احمدی نژاد، اعتماد بنفس خود را از دست داده اند از همین رو باز هم خواهان دخالت فعال تر بسیج و سپاه در سیاست و انتخابات هستند. در میدان این رقابت ها پشتیبانی خامنه ای از احمدی نژاد قبل از هر چیز نشانه قدرت گیری بیشتر سپاه پاسداران است. بی جهت نیست که میر حسین موسوی نیز دوستی دیرینه و مناسبات تنگاتنگ با فرماندهان سپاه پاسداران را به رخ رقبا می کشد.

 

کارگران، مردم آزاده ایران!

 

در نظام جمهوری اسلامی، در شرایطی که از آزادی عقیده و بیان و مطبوعات خبری نیست، در شرایطی که آزادی ایجاد تشکل و فعالیت احزاب سیاسی وجود ندارد، در شرایطی که ابتدائی ترین آزادی های سیاسی از مردم سلب شده است، در شرایطی که هر گونه ندای حق طلبانه با زندان و شکنجه و اعدام پاسخ می گیرد،  در شرایط وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان و فیلتر  های سیاسی و ایدئولوژیک دیگر، و در شرایطی که تقلب، جعل و دغلکاری از ابتدا تا انتها بر پروسه انتخابات سایه افکنده است، در این شرایط مکانیسم انتخابات هیچ ربطی به دخالت آزادانه مردم در  تعیین سرنوشت جامعه ندارد. در نظام جمهوری اسلامی انتخابات مضحکه ای بیش نیست.

در این کارزار انتخاباتی کاندیداها و جناح های مختلف رژیم  می خواهند با کشاندن مردم به پای صندوق های رای به تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی مهر مشروعیت انتخاباتی بکوبند. همانطور که روشن است ماهیت نزاع و کشمکشهای جناح های درون رژیم جمهوری اسلامی هیچ ربطی به منافع توده های مردم ندارد. اهداف و استراتژی همه جناح ها و کاندیداهای تصرف پست ریاست جمهوری بقا و تداوم حاکمیت سیاه رژیم جمهوری اسلامی است. اینکه کدامیک از کاندیداهای عبور کرده از صافی شورای نگهبان برای چهار سال دیگر زمام امور را در دست می گیرند برای کارگران و مردم به جان آمده فرقی نمی کند. هر کدام این کاندیدا ها کارنامه ای پر از جنایت علیه مردم دارند. اگر حق انتخاب آزادانه و واقعی با مردم بود، مردم آنها را محاکمه می کردند.

 

مردم ایران سی سال زندگی کردن تحت حاکمیت جمهوری اسلامی را تجربه کرده اند.  شرکت در این انتخابات یعنی مشروعیت دادن به رژیمی که محصول سرکوب خونین انقلاب توده های مردم است، یعنی مشروعیت دادن به شرایط کار بردگی و بی حقوقی کارگران، یعنی مشروعیت دادن به تداوم موج اعدام ها، یعنی مشروعیت دادن به سیاست اعمال تبعیض جنسی و تحقیر هر روزه زنان، یعنی مشروعیت دادن به حمله به مراسم اول ماه مه و به زندان انداختن کارگران، یعنی مشروعیت دادن به تداوم ستمگری ملی، یعنی مشروعیت دادن به حاکمیت افکار پوسیده مذهبی، یعنی به بند کشیدن حقوق فردی و اجتماعی جوانان، یعنی مشروعیت دادن به هزار و یک محرومیت دیگر.

مردم آزاده ایران، اگر خواهان پایان دادن به این مصائب و بی حقوقی ها هستید، اگر خواهان آزادی و برخورداری از یک زندگی مرفه و آسوده هستید، اگر خواهان بهبود و اصلاح زندگی خودتان حتی تحت حاکمیت همین رژیم هستید، در انتخابات شرکت نکنید، به پای صندوق های رای نروید و با نرفتن به پای صندوق های رای، عدم مشروعیت رژیم و بساط انتخاباتش را به جهانیان اعلام کنید. با نرفتن به پای صندوق ها عزم خود را برای به زیر کشیدن رژیم جمهوری اسلامی نشان دهید.

 

فعالین سوسیالیست جنبش کارگری و جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی در این شرایط نباید تنها به ترغیب مردم به عدم شرکت در انتخابات اکتفا کنند، بلکه باید ضمن روشنگری در مورد جایگاه و ماهیت " انتخابات"  از این فرصت استفاده کرد و راه رهائی از چنگ همه این مصائب و محرومیت ها، راه تشکل یابی و راه خلاصی از شر جمهوری اسلامی را به مردم نشان دهند. باید از این فرصت استفاده کرد و آگاهی به ضرورت سازماندهی انقلاب اجتماعی و سوسیالیسم را به اعماق جامعه برد. باید نشان داد که طبقه کارگر نیروی محرکه و عامل سرنوشت ساز وقوع انقلاب اجتماعی است. طبقه کارگر آگاه به مصالح و منافع دور و نزدیک خویش، طبقه کارگر متشکل در تشکل های توده ای و طبقاتی و حزبی خود است که فادر است دیگر جنبش های رادیکال اجتماعی مانند جنبش زنان، جنبش دانشجویی و گروه های اجتماعی پیشرو را برای رسیدن به خواستهای عادلانه شان به جلو سوق دهد و سرانجام انقلاب اجتماعی را به ثمر رساند. سرنگونی جمهوری اسلامی و ایجاد هر نوع بهبود و اصلاحی و لو کوچک در زندگی مردم و تثبیت دستاوردهای مبارزاتی آنها تنها از چنین مسیری می گذرد.

 

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

اردیبهشت 1388

مه 2009

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22  توسط کمون  | 

مردم کردستان از خامنه ای هم همچون احمدی نژاد '' استقبالی '' گرم خواهند کرد!

عطا خلقی

 ata.kholghi@gmail.com 

قرار است خامنه ای به کردستان برود. زمانش را تعیین نکرده اند فعلا '' نویدش '' را به مردم کردستان داده اند تا کوچه و برزن را آب و جارو کنند و آماده پذیرایی از آقا باشند! البته ارگانهای سرکوب بالاترین پیش بینی های امنیتی و تدارکات نظامی لازم را در صدر همه اقدامات دیگرشان گذاشته اند. ارگان های حکومتی و مقامات بالای دولتی هم همه امکانات شان را بکار گرفته اند تا هم سفر پر از '' خیر و برکت '' رهبرشان را به مردم کردستان جار بزنند و هم در عین حال واکنش مردم این خطه را مظنه کنند.

سفارش های لازم هم برای رزرو مینی بوس و اتوبوس و حمل و نقل گردانهای بسیجی استان های همجوار و انتقال سربازان و نظامیان پادگان های دور و نزدیک هم داده شده است تا به موقع و با لباس شخصی و احتمالاً لباس کردی در مراسم استقبال شرکت کنند.

قرار است دو هزار نفری هم در لباس های ورزشی از شهرهای بیجار و قروه و سریش آباد و... پیاده بطرف شهر سنندج راه افتند و سیاهی لشکر مستقبلین را تکمیل کنند.

از هم اکنون هم مدیحه سرایی های دست بوسان و چاکران جیره خور شروع شده است و انتشار بیانیه های رسمی و غیر رسمی و خوش آمد گویی های مقامات کشوری و لشکری و استانی و محلی نیز سر تیتر روزنامه ها شده اند.

نماینده ولی فقیه و استاندار کردستان نیز در یک بیانیه مشترک '' مژده '' این سفر پر برکت مقام معظم رهبری و '' نوید '' افتخار میزبانی از ولی امر مسلمین را به مردم کردستان، اینگونه اعلام کرده اند:

«مردم مسلمان و شرافتمند کردستان، برادران و خواهران ایمانی، مرزداران غیور و همیشه پیروز ایران اسلامی دوران انتظار به پایان رسید و در فصل شکوفایی گل ها، بهار ما با عطر وجود نازنینی از سلاله پاک رسول الله (ص) مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) طراوتی دیگر خواهد گرفت و طلیعه خورشید ولایت از مشرق آرزوی مشتاقان سر برخواهد آورد و به زودی گستره کردستان عزیز را با انوار معنوی خود معطر خواهد کرد و فیض وجود نازنینش بر دیار شهیدان سایه گستر خواهد شد. برماست که به پاس این کرامت خداوندی بار دیگر مهمان نوازی خود را که زبانزد خاص و عام است به نمایش گذارده و با حضور گسترده و یکپارچه خود قدوم مبارک رهبر عزیزمان را بر خاک پاک شهر و دیارمان گرامی بداریم. آری یار و یاور رزمندگان کردستان بار دیگر با شما دیدار خواهد کرد و عطر حضور او که در سال های دفاع مقدس در مریوان و دزلی و سقز و بانه در کنار فرزندان برومند و غیور این دیار همه جا را معطر کرده بود دگر باره مشام جان شما خدا پویان حق طلب کردستانی را نوازش خواهد کرد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 4  توسط کمون  | 

سپاه اصلی ترین ارگان سرکوب و نگهبان رژیم

 

                                                                                                                      فرشید شکری

پس از پیروزی قیام 1357 در ایران و  با روی کار آمدن ضد انقلاب جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران به فرمان آیت الله خمینی تأسیس شد. این نهاد از همان ابتدای تأسیس با درندگی بی مانندی در صحنه حاضر شد و از هیچ جنایتی در حق کارگران، زنان، کمونیست ها، احزاب مترقی و آزادیخواه، و مجموعاً توده های ناراضی رویگردانی نکرد. قرار گرفتن در پیشاپیش نیروهای مسلح حاکمیت جدید در یورش به کردستان و نقاط دیگر کشور و براه انداختن کشتارهای دسته جمعی، نمونه ای از کارکرد و فعالیت های سپاه پاسداران درسال های اول انقلاب است.

در عین حال سپاه پاسداران صاحب یکی از مخوف ترین ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی (حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران) موازی با وزارت اطلاعات می باشد که در گذر از این سه دهه نقش عمده ای در شناسائی، دستگیری، شکنجه و قلع و قمع مبارزین راه آزادی از ستم و نابرابری داشته است. همانطور همه واقفند، این ارگان همچنین دارای سازمانی به اسم بسیج است. نیروی بسیج که در پنجم آذر 1358 باز به دستور آیت الله خمینی تشکیل شد، و پس از تصویب مجلس در دی ماه 1359 رسمیت یافت، به سپاه پاسداران تعلق گرفت و فرماندهی آن بعد از پایان مسئولیت یحیی صفوی، فی الحال به فرمانده کل سپاه پاسداران تفویض شده است.  

سپاه پاسداران به محض پایان جنگ ارتجاعی میان ایران و عراق به فعالیت های اقتصادی روی آورد و با پشتیبانی رهبری و معممین با نفوذ جناح راست و سنتی، در اکثر پروژه های صنعتی و عمرانی شرکت فعالانه ای را شروع کرد. اکنون پیمانکار اغلب  طرح های بزرگ در ایران سپاه است و هر شرکت دولتی ای که بر اساس اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی سهامش واگذار می شود، یکی از خریداران اصلی آن بنگاهها یا مؤسسات مالی وابسته به این ارگان است. شایان ذکر است در طول این بیست سال از دخالت سپاه در پهنۀ اقتصادی کشور، این نهاد هیچگاه خود را مقید به ارائۀ میزان دارائی های نجومی و درآمدهای سرشارش ندانسته است. آری، سپاه پاسداران که با هدف حفاظت از بورژوازی تازه بقدرت رسیده ایجاد گردید و در ابتدا نهادی کوچک و غیر مجهز بود اینک به یک سازمان عریض و طویل نظامی- اقتصادی مبدل گشته، و از نفوذ فراوانی هم در قوای مجریه، قانونگذاری و قضائیه برخوردار شده و به نظر میرسد دارد در عرصۀ رقابت های سیاسی و اقتصادی درون حکومتی گوی سبقت را از بقیۀ بال های نظام می رباید. پیروزی کاندیداتورهای این نهاد سرکوبگر در مضحکۀ انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دورۀ نهم، و دستیابی به آن همه پول و اعتبارات مالی بر این استدلال مهر تأئید می زنند.

به عقیدۀ ناظرین، بیرون آمدن نامزدهای سپاه پاسداران از صندوق های رأی گیری در انتخابات دورۀ هشتم مجلس و دورۀ نهم ریاست جمهوری، مبین کودتای خزنده ای در میدان کشمکش های بین جناحی از طرف این سازمان است. این مسئله، راست های میانه رو و اصلاح طلبان را سخت به یافتن راهبردهائی در متوقف کردن این روند واداشته است. اینان با به فراموشی سپردن ناکامی های قبلی خود هنوز می خواهند تا بهر وسیله فضای اعتراضی جامعه را به خدمت گرفته، و از این راه ضمن مهار چالش های کارگری، زنان و دانشجویان علیه رژیم، طرف مقابل را هم عقب بنشانند.

عملکرد ضعیف دولت نهم در رتق و فتق امور اجرائی و بدین ترتیب نمودار گشتن اختلافاتی در بین فرماندهان سپاه و اصولگرایان، افزایش نرخ تورم و گرانی، و بالا رفتن رکود اقتصادی ناشی از فاکتورهائی از قبیل اضافه شدن تحریم ها، بحران سرمایه داری و...  اعتماد بنفس آنان را در کنار زدن این حریف قدر دوچندان ساخته است. انگاره و گمانی نیست که در این رهگذر گوشه چشمی هم به حمایت طیف های ملون اپوزیسیون غیرقانونی ی بورژوا- لیبرال بطور مستقیم یا غیر مستقیم دارند. به دیگر کلام، یأس روزافزون بخش هائی از طبقۀ سرمایه دار ایران در لحاظ شدن اصلاحاتی در ساختار سیاسی حاکم، عدم مهیا گردیدن تمامی ملزومات ایشان و نارضایتی شدید از بابت گسترش فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران، از نظر اپوزیسیون قانونی یا جناح های غیر اصولگرا مزیتی برای آنها در مسابقۀ انتخاباتی پیشا روی تلقی می شود. اینکه جدالهای درونی رژیم به کجا ختم خواهد شد یا در مضحکۀ انتخابات دورۀ دهم ریاست جمهوری کدامیک از کاندیدها موفق خواهند بود، بحث مفصلی را طلب می کند و قصد نویسنده پرداختن به چنین موضوعاتی در این گفتار نیست.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

یورش رژیم جمهوری اسلامی به صف برگزار کنندگان اول ماه مه محکوم است

 

بدنبال اینکه هیئت برگزاری مراسم اول ماه مه مرکب ار تشکل های کارگری طی اقدامی شجاعانه از چند روز قبل اعلام کرده بود که مراسم روز جهانی کارگر روز جمعه 11 اردیبهشت در تهران خیابان کارگر، داخل پارک لاله برگزار می شود، نیروهای جمهوری اسلامی در این روز منطقه را قرق کردند و در اوج زبونی مانع برگزاری مراسم  روز کارگر شدند. رژیم جمهوری اسلامی از وحشت تجمع کارگران و مردم آزاده در این روز تمام منطقه و پارک لاله تهران را به اشعال نیروهای گارد ویژه ضد شورش و لباس شخصی ها در می آورد و حکومت نظامی اعلام نشده ای را به اجرا می گذارد.

مزدوران رژیم در حالی که کارگران و مردم دسته دسته روانه محل برگزاری مراسم بودند در هراس از گسترش تجمع مردم به چند دسته از آنان وحشیانه حمله نموده و با ضرب و شتم تعدادی از آنان را دستگیر و روانه زندان کردند.

در جریان یورش رژیم به تجمع تهران شمار زیادی دستگیر می شوند که مطابق اطلاعات تاکنونی تعدادی از فعالین شناخته شده جنبش کارگری ایران مریم محسنی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، علیرضا ثقفی، منصور حیات غیبی و سعید مقدم از زمره آنها هستند.

بنا به گزارشی دیگر در شهر سنندج نیز نیروهای گارد  ویژه و لباس شخصی ها  با اهانت و فحاشی و گرفتن و پاره کردن پلاکادر ها، به صف تجمع کنندگان اول ماه مه وحشیانه یورش برده و با استفاده از باتوم، گاز اشک آور، گاز فلفل و ضرب و شتم حاضرین شماری را زخمی می کنند که چند نفر از آنان کودک هستند. در جریان حمله مزدوران به صف برگزار کنندگان اول ماه مه سنندج نیز شش نفر به نامهای  منصور کریمیان، شیوا سبحانی، شب بو خلیلی، فرازم عبدی  نوجوان 14 ساله)، فواد کیخسروی و بابک باجلانی دستگیر و روانه زندان می شوند.

حزب کمونیست ایران به هیئت برگزاری مراسم اول ماه و به همه سازماندهندگان و شرکت کنندگان در مراسم روز کارگر دست مریزاد می گوید، به آنها درود می فرستد و ضمن محکوم کردن یورش درندانه رژیم جمهوری اسلامی به صف برگزار کنندگان مراسم اول ماه مه، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه دستگیر شدگان میباشد.

بدون تردید همه تشکل ها و نهادهای کارگری و دمکراتیک در داخل کشور، سیاست سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی در قبال تجمعات اول ماه مه را محکوم می کنند و تلاش و مبارزه برای آزادی بدون قید و شرط دستگیر شدگان را در دستور کار و فعالیت خود قرار می دهند.

حزب کمونیست ایران از همه احزاب و سازمانهای سیاسی، نهادهای کارگری و فعالین مدافع جنبش های اجتماعی و آزادیخواهانه ایران در خارج از کشور که امر خود را تقویت جبهه انقلاب اجتماعی در ایران می دانند، می خواهد که دست در دست هم، تلاش گسترده ای را علیه سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی و برای آزادی دستگیر شدگان پیش ببرند.

 

زنده باد اول ماه مه

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

2 مه 2009

12 اردیبهشت 1388 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3  توسط کمون  | 

   قطعنامه کمیته برگزار کننده اول ماه مه 2009 سنندج

 

 

 

 

 

 

اول ماه مه روز همبستگی بین المللی طبقه کارگر و روز جوش و خروش کارگران در سراسرجهان برای خلاصی از مشقات نظام سرمایه داری و برپایی دنیایی عاری از ستم و استثمار است . 

امسال ما کارگران مراسم اول ماه می را در شرایطی برگزار می کنیم که نظام سرمایه داری در گرداب یک بحران عظیم اقتصادی فرورفته و درصدد نجات خویش با تحمیل فشار مضاعف به طبقه کارگرمی باشد.

بحران موجود و عجز دولتهای در مهار آن و عزم شان در سرریزکردن این بار بر دوش کارگران جهان گندیدگی این نظام را بیش از هر زمان دیگری به نمایش گذاشته و ضرورت برپایی دنیایی فارغ از مناسبات ضدانسانی نظام سرمایه داری را به مثابه یگانه راه خلاصی بشریت از مصائب موجود در برابر کارگران و بشریت متمدن قرار دارد.

این بحران و تبعات ویرانگر ان بر زندگی و معیشت کارگران در سراسرجهان تا آنجا که به ایران مربوط میشود و بر خلاف تبلیغاتی که کارفرمایان و قلم به دستان سرمایه برای تحمیق کارگران مشغول آنند هنوز سایه شوم خود را بر زندگی و معیشت روزمره ی کارگران در ایران نگسترانیده است و ازنظرما تمامی مصائب و مشقاتی که امروزه ما کارگران با آنها دست به گریبانیم چیزی بجز حاصل سیطره ی اقتصادی – اجتماعی و عملکرد سرمایه داری حاکم بر ایران نیست.

دستمزدهای زیر خط فقر، اخراج گسترده کارگران ، عدم پرداخت به موقع دستمزد میلیونها کارگر، تحمیل قرادادهای موقت و سفید امضاء بر کارگران، بازداشت و زندانی کردن آنها تا سرکوب اعتراضات کارگری و زدن شلاق بر گرده کارگران و رایج کردن فرم قراردادهای برده وار جدید ، مصائب و بی حقوقی هایی نیستند که با وقوع بحران در اقتصاد جهانی وارد ایران شده باشند این وضعیت سالهاست که ادامه دارد و هرساله برعمق و دامنه ی آن افزوده شده است. بطوریکه در شرایط حاضرو با گسترش و تحمیل بی سابقه فقر و فلاکت بر کارگران و تشدید سرکوب تشکلهای کارگری موجود و به بندکشیدن روزافزون فعالین این تشکلها ، دیگرنمی توان به هیچ روزنه امیدی در چهارچوب وضعیت موجود جهت بیرون رفتن ازاین زندگی جهنمی دل بست.

اما ما کارگران در مقابل این وضعیت بغایت ضدانسانی و گسترش عمق و دامنه ی آن سکوت نخواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد بیش از این حق حیات و هستی ، ما را به تباهی بکشانند. ما تولید کنندگان اصلی ثروت و نعمت در جامعه هستیمو حق مسلم خود می دانیم تا با بالاترین استانداردهای حیات بشر امروز در آسایش و رفاه زندگی کنیم.

داشتن یک زندگی شاد و مرفه حق مسلم ماست و ما برای تحقق آن تمامی موانع پیش روی خود را با برپایی تشکلهای مستقل از دولت و کارفرما و با اتکا به قدرت همبستگی مان از سر راه خویش بر خواهیم داشت.

در این راستا ما امروز اول ماه می سال 2009یکپارچه و متحد، مطالبات زیر را به عنوان حداقل خواستهای خود فریاد می زنیم و خواهان تحقق فوری این مطالبات هستیم:

1.  اول ماه مه باید تعطیل رسمی اعلام گردد و در تقویم رسمی کشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی باید گردد.

2.  ما حداقل دستمزد تصویب شده از سوی شورای عالی کار را تحمیل مرگ تدریجی بر میلیونها خانواده کارگری میدانیم و مصرانه خواهان افزایش فوری حداقل دستمزدها بر اساس اعلام نظر خود کارگران از طریق نمایندگان واقعی کارگران هستیم .

3.  قرارداهای موقت کاروملزم کردن کارگران برای استفاده ازفرم قراردادهای جدید،تحمیل بردگی مدرن بر کارگران است ما مصرانه خواهان بر چیده شدن قراردادهای موقت و فرم جدید وزارت کار برای استخدام کارگران و دراولویت قرار گرفتن امنیت شغلی در انعقاد قراردادهای کار هستیم.

4.  اخراج سازی کارگران باید متوقف گردد و تمامی کسانی که از کارخود اخراج شده یا به سن اشتغال رسیده اند باید تا زمان اشتغال بکار از بیمه بیکاری معادل حداقل دستمزدها برخودار شوند.

5.  دستمزدهای معوقه کارگران باید فورا پرداخت و عدم پرداخت به موقع آن بایستی به مثابه یک جرم قابل تعقیب قضائی تلقی گردد و خسارت ناشی از آن به کارگران پرداخت شود.

6.  آزادی بیان ، ایجادتشکلهای مستقل کارگری ، اعتصاب، اعتراض و تجمع حق مسلم ماست و این خواستها باید بدون قید و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذیر اجتماعی کارگران به رسمیت شناخته شوند.

7.  ما خواهان برخورداری تمامی بازنشستگان از یک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی هستیم و هرگونه تبعیض در پرداخت مستمری بازنشستگان را قویا محکوم می کنیم.

8.  منصور اسانلو، ابراهیم مددی، برهان سعیدی، سلام قادری، غالب حسینی، عبدالله خانی و همه کسانی که در اعتراض به نابرابریهای اجتماعی در زندان به سر می برند باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شوند و تمامی احکام صادره بر علیه کارگران و فعالان سایر جنبشهای اجتماعی باید ملغی گردد

9.  ما ضمن اعلام حمایت قاطعانه ازمطالبات معلمان و سایراقشار زحمتکش جامعه ، خود را متحد آنها دانسته و خواهان تحقق فوری مطالبات آنان و آزادی تمامی معلماندربند هستیم.

10.ما خانه ی کارگر را به عنوان نماینده ی کارگران به رسمیت نشناخته و حضورآنان در مجامع بین المللی را محکوم می کنیم و خواهان برچیده شدن فوری قانون سه  جانبه گرائی هستیم .

11. ما بدینوسیله پشتیبانی خود را ازتمامی جنبشهای آزادیخواه و برابری طلب همچون جنبش دانشجویی و جنبش زنان و پرستاران اعلام می داریم و دستگیری ، محا کمه و به زندان افکندن فعالان این جنبشها را قویا محکوم می کنیم.

12. سیستم سرمایه داری عامل کار کودکان است و تمامی کودکان باید جدای ازموقعیت اقتصادی و اجتماعی والدین، نوع حساسیت و وابستگیهای ملی و نژادی ومذهبی از امکانات آموزشی – رفاهی و بهداشتی یکسانی برخوردار شوند.

13.دستفروشی پدیده و معضل نظام سرمایه داری است . هرگونه تعرض و دست اندازی به دستفروشان را محکوم می کنیم و خواهان ایجاد شغل و تامین زندگی و کرامت انسانی آنان هستیم.

14. کلیه قوانین تبعیض آمیزباید درتمامی عرصه های زندگی اجتماعی برچیده شود و برابری حقوق زنان و مردان درتمامی شئونات زندگی اجتماعی و اقتصادی باید بی قید وشرط به رسمیت شناخته شود و در شرایط کنونی به کار خانگی دستمزد تعلق گیرد.

15. ما بخشی از طبقه کارگر جهان هستیم ، اخراج و تحمیل بی حقوقی مضاعف بر کارگران مهاجر افغانی و سایر ملیتها را به هر بهانه ای محکوم می کنیم.

16.  هر گونه جنگ افروزی ، لشکرکشی و تجاوز نظامی به کشور ما توسط دولتهای سرمایه داری را محکوم می کنیم.

17.ما ضمن قدردانی ازحمایتهای بین المللی از مبارزات کارگران در ایران و حمایت قاطعانه از اعتراضات و خواستهای کارگران در سراسر جهان، خود را متحد آنان  می دانیم و بیش از هر زمان دیگری بر همبستگی بین المللی طبقه کارگر برای رهایی از مشقات نظام سرمایه داری تاکید میکنیم.

 

زنده باد اول ماه مه

  زنده باد همبستگی بین المللی طبقه کارگر

 کمیته برگزار کننده مراسم اول ماه مه 2009 سنندج

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 23  توسط کمون  | 

 قطعنامه كارگران ايران به مناسبت اول ماه مه روز جهاني كارگر

 

اول ماه مه روز همبستگي بين المللي طبقه كارگر و روز جوش و خروش كارگران در سراسر جهان براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري و بيان خواسته هاي آنان جهت برپايي دنيايي عاري از ستم و استثمار است .

امسال ما كارگران مراسم اول ماه مه را در شرايطي برگزار مي كنيم كه نظام سرمايه داري در گرداب يك بحران عظيم اقتصادي ويران كننده تري فرورفته است و در حال دست و پا زدن براي نجات خويش از آن به سر مي برد .

بحران عظيم اقتصادي موجود و عجز دولت هاي سرمايه داري در مهار آن و سر ريز كردن بار اين بحران بر دوش كارگران جهان ، بيش از پيش گنديدگي اين نظام را پس از فروپاشي بلوك شرق و ادعاي پايان تاريخ به نمايش گذاشت و ضرورت برپايي دنيايي فارغ از مناسبات ضد انساني نظام سرمايه داري را  به مثابه يگانه راه خلاصي بشريت از مصائب موجود در برابر كارگران وبشريت متمدن قرار داد .

اين بحران و تبعات ويرانگر آن  بر زندگي و معيشت كارگران در سراسر جهان تا آنجا كه به ايران مربوط مي شود و  بر خلاف بهانه تراشي هاي كارفرمايان و تبليغات قلم به دستان سرمايه ، هنوز سايه شوم خود را بر زندگي و معيشت روزمره كارگران در ايران نگسترانيده است و از نظر ما بيشترين مصائب و مشقاتي كه امروزه ما كارگران با آنها دست به گريبانيم بيش از هر چيز حاصل سيطره اقتصادي ، اجتماعي و عملكرد سرمايه داري حاكم بر ايران است .

دستمزدهاي به شدت زير خط فقر ، اخراج و بيكار سازي گسترده كارگران ، عدم پرداخت به موقع دستمزد ميليون ها كارگر، تحميل قرار دادهاي موقت و سفيد امضاء و حاكم كردن شركت هاي پيمانكاري بر سرنوشت كارگران و بازداشت و زنداني كردن آنان تا سركوب تشكل ها و اعتراضات كارگري و اجراي احكام قرون وسطايي شلاق عليه كارگران و رايج كردن فرم قراردادهاي برده وار جديد، مصائب و بي حقوقي هايي نيستند كه با وقوع بحران در اقتصاد جهاني وارد ايران شده باشند .اين وضعيت سال هاست كه ادامه دارد و هر ساله بر عمق و دامنه آن افزوده مي شود .

 ما كارگران در مقابل اين وضعيت بغايت ضد انساني و گسترش  عمق و دامنه آن سكوت نخواهيم كرد و اجازه نخواهيم داد  بيش از اين حق حيات و هستي ما را به تباهي بكشانند . ما توليد كنندگان اصلي ثروت و نعمت در جامعه هستيم و حق مسلم خود مي دانيم تا با بالاترين استاندارد هاي حيات بشر امروز در آسايش و رفاه زندگي كنيم .

داشتن يك زندگي انساني حق مسلم ماست و ما براي تحقق آن تمامي موانع پيش روي خود را با برپايي تشكل هاي مستقل از دولت و كارفرما و با اتكا به قدرت همبستگي مان از سر راه خويش بر خواهيم داشت .

در اين راستا ما كارگران امروز يك پارچه و متحد ، مطالبات زير را به عنوان حداقل خواسته هاي خود فرياد مي زنيم و خواهان تحقق فوري اين مطالبات هستيم

1-  تامين امنيت شغلي براي همه كارگران و لغو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء و برچيده شدن فرم هاي جديد قراردادكار

2-ماحداقل دستمزد تصويب شده ازسوي شوراي عالي كار را تحميل مرگ تدريجي برميليون ها خانواده كارگري مي دانيم ومصرانه خواهان افزايش فوري حداقل دستمزدها براساس اعلام نظرخود كارگران ازطريق نمايندگان واقعي و تشكل هاي مستقل كارگري هستيم .

3-برپايي تشكل هاي مستقل كارگري ، اعتصاب ، اعتراض ، تجمع و آزادي بيان حق مسلم ماست و اين خواسته ها بايد بدون قيد و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعي كارگران به رسميت شناخته شوند .

4-دستمزدهاي معوقه كارگران بايد فورا" و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستي به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائي تلقي گردد و خسارت ناشي از آن به كارگران پرداخت گردد.

5-اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده اند و يا به سن اشتغال رسيده و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند .

6- ما خواهان برابري حقوق زنان و مردان در تمامي شئونات زندگي اجتماعي و اقتصادي و محو كليه قوانين تبعيض آميز عليه آنان هستيم .

7- ما خواهان برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي هستيم و هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان را قويا" محكوم مي كنيم .

8-ما ضمن اعلام حمايت قاطعانه از مطالبات معلمان به عنوان كارگران فكري ، پرستاران و ساير اقشار زحمتكش جامعه ، خود را متحد آنها مي دانيم و خواهان تحقق فوري مطالبات آنان و لغو حكم اعدام فرزاد كمانگر هستيم .

9- از آنجا كه كارگران فصلي و ساختمان به طور كامل از هرگونه قوانين تامين اجتماعي محروم هستند ، ما از اعتراضات اين بخش از طبقه كارگر براي رسيدن به حقوق انساني آنها دفاع مي كنيم .

10-سيستم سرمايه داري عامل كار كودكان است و تمامي كودكان بايد جداي از موقعيت اقتصادي و اجتماعي والدين ، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي از امكانات آموزشي ، رفاهي و بهداشتي يكساني برخوردار شوند.

11-ما خواهان آزادي كليه كارگران زنداني از جمله منصور اسالو و ابراهيم مددي و لغو كليه احكام صادره و توقف پيگرد هاي قضايي و امنيتي عليه فعالين كارگري هستيم .

12- ما بدينوسيله پشتيباني خود را از تمامي جنبش هاي آزادي خواهانه و برابري طلب همچون جنبش دانشجويي و جنبش زنان اعلام      مي داريم و دستگيري ، محاكمه و به زندان افكندن فعالين اين جنبش ها را قويا" محكوم مي كنيم .

13-ما بخشي از طبقه كارگر جهاني هستيم و اخراج و تحميل بي حقوقي مضاعف بر كارگران مهاجر افغاني و ساير مليت ها را به هر بهانه اي محكوم مي كنيم .

14-ما ضمن قدرداني از تمامي حمايت هاي بين المللي از مبارزات كارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته هاي كارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان مي دانيم و بيش از هر زمان ديگري بر همبستگي بين المللي طبقه كارگر براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري تاكيد مي كنيم .

15- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد .

 

كميته برگزاري مراسم روز جهاني كارگر

سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه

اتحاديه آزاد كارگران ايران

هيئت بازگشايي سنديكاي كارگران نقاش و تزئينات ساختمان

كانون مدافعان حقوق كارگر

شوراي همكاري تشكل ها و فعالين كارگري

- كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي كارگري

- كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكل هاي كارگري

- شوراي زنان

- جمعي از فعالين كارگري

زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگي بين المللي طبقه كارگر

1 مه 2009

11ارديبهشت1388

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 23  توسط کمون  | 

لغو دیپورت کردن پیمان پیران فعال چپ دانشجویی به ایران

 

از آنجا که  از سوی مقامات پلیس نروژ به  پیمان پیران اعلام شده بود که ایران کشور امنی است و در کشور نروژ امکان اقامت را نخواهد داشت، با فشارهایی داخلی و خارجی پلیس نروژ از تصمیم خود مبتنی بر دیپورت کردن ایشان منصرف شد.

چندی پیش به دلیل آنچه که قانون غیر انسانی دوبلین خوانده می شود، پلیس نروژ قصد دیپورت پیمان پیران به کشور نامعلومی داشت، اما انعکاس این خبر و تشکیل کمپینی در اعتراض به پلیس نروژ از جانب فعالین دانشجویی در ایرانو همچنین برخی سازمان و فعالین آزادیخواه و انسان دوست در خارج ایران موجب شد تا در مدت کوتاه کمتر از یک هفته پلیس از تصمیم خود مبنی بر بازگرداندن پیمان پیران فعال چپ جنبش دانشجویی به ایران و یا کشور دیگر منصرف شود.

لازم به ذکر است که پیمان پیران 6 سال قبل در جریان تظاهرات ضد جنگ در شهر "ویسبادن" آلمان بازداشت شده بود.پلیس کشور آلمان پرونده نامبرده را به پلیس کشور نروژ تحویل داده بود. مقامات پلیس نروژ نیز به پیمان پیران اعلام کردند که دیپورت خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 4  توسط کمون  | 

مراسم و جشن های اول ماه مه را با شکوه تر از هر سال بر پا داریم 

سیروان پرتونوری

 

11 اردیبهشت روز کارگر است،اول ماه مه روز جشن کارگران است .بیش از صد سال است که کارگران دراین روز در سراسر جهان دست از کار می کشند .مراسم خود را بر پا می دارند،به جشن و شادی میپردازند و عهد و پیمان و همبستگی جهانی  خود را تجدید میکنند.کارگران هر جا که باشند از هرصف و رشته ای ،از هرزبان و نژاد و ملیت و مذهبی ،با هر عقیده و مرامی کارگرند و توسط سرمایه داران استثمار میشوند .کارگران در این روز به دور هم جمع میشوند تا اتحادی پایدار تر و محکمتر پایه ریزی کنند تا این نظام ظالمانه سرمایه داری را از ریشه براندازند تا خواست هایشان را به دست آورند .تا یک صدا فریاد بر آورند زنده باد آزادی ،زنده باد برابری ،زنده باد اتحاد و همبستگی کارگری .

در مقابل خواست و آرمانهای کارگری در آکسیونهای اول ماه مه ،نظم وارونه جهان سرمایه داری قرار گرفته است .حرکت آزاد سرمایه داری در حالیکه برای افزایش سود،مرزها را در نوردیده و بیشتر از هر زمانی جهانی عمل میکند ،در همان حال همزمان بشریت استثمار شده را با پروراندن تمایلات نژاد پرستانه ،مذهبی و قومی ،متفرق و در مقابل هم قرار میدهد تا بتواند این نظام وارونه و ضد انسانی را همچنان بر کارگران تحمیل کند و با پیدایش اولین نشانه های بحران به سفره های بی رونق شان بیشتر یورش آورد و خواست حداقل رفاه و امنیت شغلی را برای آنها به رویایی دست نیافتنی تبدیل سازد.

می دانیم که در اول ماه مه سال 1886 میلادی، پلیس شیكاگو با حمله به تظاهرات گسترده كارگران كه برای هشت ساعت كار در روز و حق تشكیل اتحادیه‌های كارگری برپا شده بود، آنان را به خاك و خون كشید. چند روز بعد از این واقعه دادگاه چند تن از رهبران كارگران را محاكمه و به مرگ محكوم كرد. یكی از رهبران كارگران اعتصابی، پس از اعلام رای در برابر دادگاه چنین گفت: «كارگران اینك دریافته اند كه می‌توانند با اتحاد و همبستگی و مبارزه جمعی بر مشكلات خود فائق آیند. آنان بر قدرت عظیمی كه در اتحاد شان نهفته است آگاهند، به همین دلیل كارفرمایان با تمام توان می‌كوشند تا اتحاد كارگران را بشكنند؛ ما كارگران گردهم آمدیم تا اندكی از حقوق خود را باز پس گیریم؛ اما از دادگاه و زندان سر در آوردیم. این است معنای برابری و عدالت در جامعه ما؟ امروز اگر صدای حق طلبانه ما را با گلوله خفه می كنید، مطمئن باشید كه این صداها از این پس خاموش شدنی نیست، بلكه هر روزی طنین آن رساتر خواهد شد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 0  توسط کمون  | 

نباید گذاشت پیمان پیران به ایران دیپورت شود!

 

ایرانیان شریف و مبارز در تبعید، کانون ها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگان، سازمان ها و احزاب مبارز انقلابی!

دانشگاه در ایران همواره یکی از سنگرهای مبارزه مردم علیه ارتجاع  مذهبی بوده است. مبارزات دانشجویان بخش مهمی از مبارزه وسیعتری است که توده های شریف و انقلابی به ویژه کارگران و زنان برای دستیابی به آزادی و برابری و یک زندگی شایسته انسان انجام می دهند.

پیمان پیران یکی از چهره های شناخته شده جنبش دانشجویی است، که بعد از وقایع 13 آذر 1386 توسط جنایتکاران جمهوری اسلامی دستگیر و به مدت چند ماه زیر شکنجه های وحشیانه قرار گرفت. که با حمایتهای گسترده بین المللی و اعتراضات وسیع مردمی در داخل و خارج کشور سرانجام رژیم جمهوری اسلامی مجبور شد او را با قرار وثیقه سنگین آزاد کند.

اکنون پیمان با تحمل سختی های فراوان موفق شده خود را به کشور نروژ برساند و از این کشور تقاضای پناهندگی کند. پلیس کشور نروژ بعد از بازداشت چند روزه وی، فعلا او را در کمپ پناهندگان «نامسوس» نگه داشته، اما وی را تهدید به دیپورت به ایران نموده است.

ما از همه انسان های شریف و مبارز در خارج از کشور و همچنین از همه کانونها ، نهادها، احزاب و سازمانهای انقلابی و مبارز و انسان دوست تقاضا داریم، تا با تلاش خود مانع از اقدام پلیس نروژ شوند و نگذارند امنیت جانی این فعال دانشجویی به خطر افتد.

 

پیروز باد مبارزه دانشجویان برای آزادی و برابری

تشکیلات خارج از کشور حزب کمونیست ایران 

21-04-2009

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 3  توسط کمون  |