تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

جنبش زنان و جنبش کارگری

 مینا روشن

حضور گسترده زنان در وقایع اخیر ازشرکت در روز کارگر گرفته تا جنبش اعتراضی مردم بار دیگر پتانسیل موجود در جنبش زنان ایران و ضرورت ساز ماندهی و سمت وسو دادن به این جنبش را نشان میدهد.

ارتباط جنبش زنان با جنبش کارگری تنها  یک ضرورت تاکتیکی نبوده بلکه ریشه در واقعیت های تاریخی ـ طبقاتی دارد. ستم بر زن همزمان با فروپاشی نظام مادر تباری و به وجود آمدن طبقات در جامعه شروع شده و به تدریج استحکام یافت. در واقع از آن روزی که ثروت در جامعه فزونی یافت و نظامهای طبقاتی پا گرفتند ومتناسب با آن استثمارانسان از انسان به وجود آمد و گسترش یافت، زنان نیز به اشکال مختلف به فرو دستی کشانده شده، مورد ستم و بهره کشی قرار گرفتند.

در جوامع سرمایه داری زنان به مثابه بخش بزرگی از نیروی کار، در کارخانه ها، کارگاه ها و در خانه، به عناوین مختلف مورد ستم و بهره کشی قرار میگیرند و استثمار می شوند. استثمار پنهان و چند گانه زنان از یک سو منافع عظیم اقتصادی برای سرمایه داری به ارمغان می آورد و از سوی دیگر تنها به قیمت اسارت و به قیدوبند کشیدن زنان است که شیوه خاص زندگی درجامعه سرمایه داری که از ضروریات بقای این جامعه میباشد امکان پذیر می گردد.

در جوامع سرمایه داری کارگران وزحمتکشان ــ اعم از زن و مرد ــ استثمار میشوند و با تولید اضافه ارزش برای سرمایه داران ایجاد سرمایه و ثروت می کنند.

-زنان کارگر اما در همین جوامع از موقعیت به مراتب بدتر و پایین تری نسبت به مردان، حتی مردان کارگر برخوردارند. نگاهی گذرا به وضعیت زنان، در جامعۀ سرمایه داری ایران، آشکارا نشان از وضعیت فرودست زنان، به ویژه در چنین جوامعی دارد: 

تحت قوانین نابرابرو ضد کارگری نوشته و نانوشتۀ سرمایه ،اشتغال زنان به ویژه زنان متاهل با مشکلات وموانع عدیده ای روبرو میباشد. به هنگام تعدیل نیرو ، اول از همه به سراغ  زنان می روند؛ در بسیاری از کارخانه ها دختران کارگر در صورت ازدواج اخراج میشوند! (تا مبادا بار دار شده به مرخصی زایمان بروند و یا بچه شان مریض شود وبه مرخصی نیاز پیدا کنند) و در کارخانه هایی هم که مهد کودک دارند غالبا" علیرغم ماده  14آیین نامه اجرایی شیر خوارگاهها، مبلغی از حقوق مادر بابت مهد کودک کسر میگردد. همچنین مراجعه مادر  به مهد جهت شیر دادن بچه، از نگاه سرمایه دار، یک نقطه ضعف واتلاف وقت تلقی میگردد. بگذریم که این مهد کودک ها علیرغم مواد و تبصره های آیین نامۀ فوق، فاقد امکانات بهداشتی و آموزشی لازم میباشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 22  توسط کمون  | 

                                             ما می خواهیم آزاد باشیم                                    

گرامی باد هشت مارس روز جهانی زن

 شلیر صادقی

تاریخ طبقاتی بشر همواره با ستم، ظلم و سرکوب زنان همراه بوده است.کم نیستند زنانی که تحت نام ناموس به قتل رسیدند و بسیاری دیگر زندگی خود را با ترس و بیم از مردان از جمله پدران و برادران خود به پایان رساندند.

در جامعه ایران چون زنان جنس دوم تلقی می گردند لذا تنها درصد کمی از زنان مشغول به کار هستند، البته ناگفته نماند آنهایی هم که کار می کنند به صورت آشکار و بی پرده با انواع تبعیضات از جمله تبعیض جنسی روبرو می باشند.

نظام سرمایه داری زنان را به عنوان وسیله ای برای احیا و تجدید نیروی کار مردان و آماده سازی مردان برای کار بیشتر و تولید سود فزونتر به کار می گیرد، از سوی دیگر با این عمل هم از کار پر ثمر و رایگان زنان خانه دار بهره می برد و هم  هیچ تعهدی را در قبال حقوق زنان خانه دار همچون بیمه ی بیکاری و  تأمین اجتماعی به عهده نمی گیرد.

نظام سرمایه داری زخم های عمیقی را بر پیکر بشریت وارد کرده است از جمله آن که نیمی از بشریت یعنی زنان را به مثابه کالایی در نظر می گیرد که مانند سایر کالاها قابل مبادله است و بدین ترتیب همه بشریت را تحقیر می کند.

زنان در عرصه تحصیلات و  آموزش، علیرغم تبعیضات و نابرابری های کثیری که با آن مواجه بوده و هستند لیکن در این حیطه به موفقیت های چشمگیری دست یافته اند. اما از سوی دیگر بسیاری از زنان حتی با در دست داشتن مدارک عالی تحصیلی باز هم در دستیابی به مشاغل و مناصب مناسب با مشکل روبرو هستند، از اینروی اصولاً کارهای حقیر، نیمه وقت و با مزایای کم و امکانات اندک و همراه با عدم امنیت شغلی به زنان اختصاص داده می شود.

زنان در امور خصوصی و  زندگی شخصی خود هم کاملاً زیر فشار هستند و اساساً اجازه انتخاب ندارند و  هر زنی که به فشار و زور تن در ندهد از خانواده طرد می شود و دیگر عضوی از آن خانواده محسوب نمی گردد. زیرا مطابق با سنت های عقب مانده و ارتجاعی حرمت پدر و برادر یعنی فرهنگ مردسالاری را زیر پا گذاشته است. چنین زنی طرد و سرکوب می شود فقط به خاطر اینکه به خودش اجازه داده که در مورد زندگی اش مستقلاً تصمیم بگیرد و به هر ظلم و ستمی تن در ندهد.

تحت نظام زن ستیز اسلامی و ایدئولوژی سیاه آن یعنی اسلام، زن به هیچ وجه به خودش تعلق ندارد بلکه به عنوان ناموس در مالکیت پدر، برادر  و شوهر قرار دارد، او حتی صاحب احساسات و عواطف خود نیز نیست مثلاً اگر به کسی دل ببندد این عمل در نگاه فرهنگ مردسالار حاکم بر ایران تحت حاکمیت سیاه مذهب با بی عفتی و لطمه زدن به شرافت خانوداگی و اخلاق عمومی مترادف و مستوجب سخت ترین و تحقیرآمیزترین مجازات های اسلامی خواهد بود. تحت حکومت اسلامی آنها می توانند هر مجازاتی را برای چنین زنانی در نظر گیرند و خود را در برابر هیچ مرجعی پاسخگو نمی دانند. کم نیستند زنانی که به خاطر طرد از خانواده و تدوام ظلم و سرکوب و محرومیت به دام آسیب های اجتماعی فرو غلتیدند. علل فرهنگی تن فروشی و از جان خود مایه گذاشتن زنان و دختران بی پناه را باید در افکار ارتجاعی و زن ستیزانه اسلام و قرآن جستجو نمود.

رژیم  اسلامی با همه سرکوبی هایی که بر زنان روا داشته اما بیش از پیش از جنبش توده ای آنان واهمه دارد چون برای سرمداران رژیم روشن است که جنبش زنان در کنار سایر جنبشهای اجتماعی به خصوص جنبش کارگری می تواند بیش از حد تصور برای موجودیت رژیم اسلامی تهدید برانگیز و خطرناک باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 0  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

(2009)

اکنون بیش سه دهه است که رژیم جمهوری اسلامی با اتکا به قوانین منتج از شرع  اسلامی موقعیت بردگی آوری را به زنان ایران تحمیل نموده است. قوانین جمهوری اسلامی آپارتاید جنسی و تحقیر هرروزه زنان را نهادینه کرده است. بر اساس این قوانین زنان در ایران رسما نیمه مرد بحساب می آیند و از ابتدائی ترین حقوق انسانی خود محروم هستند. این رژیم بزور حجاب اجباری و بزور شلاق  و  زندان  حق انتخاب آزادانه پوشش را از زنان سلب کرده است. این رژیم با زیر پا گذاشتن حقوق ابتدائی زنان نظیر حق مسافرت، حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق معاشرت آزادانه با مردان هویت انسانی نیمی از اعضای جامعه را لگدمال کرده است. این رژیم با قانونی کردن تعدد زوجات و صیغه و "اعتبار اجتماعی" بخشیدن به فساد اخلاقی مردانی که شیفته این قوانین شده اند، زنان را به بردگان جنسی تبدیل کرده است.

رژیم جمهوری اسلامی بدین ترتیب تمایلات ارتجاعی مردسالارانه  را بکمک قوانین مذهبی هم به یکی از پایه های تداوم حاکمیت خود تبدیل کرده است و هم آنرا در خدمت  نظام تولید سرمایه داری را که خود منشا و عامل بقای ستمکشی و تیره روزی زنان است، قرار داده است . در ایران مذهب تنها افیون توده ها نیست، بلکه ابزار سرکوب و وسیله کنترل اجتماعی زنان و دخالت در خصوصی ترین جنبه های زندگی انسانها است.

بر بستر این اوضاع و تشدید بحران اقتصادی و در حالی که  50% در صد مردم آن زیر خط فقر بسر می برند، فقر در ایران هر روزه بیشتر چهره زنانه پیدا کرده است، و عوارض آن در تمام گوشه و زوایای حیات اجتماعی زنان بازتاب یافته  و زنان را بیش از همه اقشار دیگر جامعه در معرض آسیب های اجتماعی قرار داده است.

این اوضاع و بربریت و توحش رژیم اسلامی در قبال زنان هویت انسانی آنان را چنان لگد مال کرده است، که اعتراض و شورش و طغیان زنان علیه وضع موجود را به یکی از ارکان اساسی مبارزه توده های مردم  در راه انقلاب و برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

در ایران حاکمیت سیاسی مذهب و نقش آن در کنترل اجتماعی زنان، در جنبش زنان بیش از جنبش های اجتماعی دیگر زمینه را برای رشد گرایشات لیبرالی بورژوائی که تعدیل و اصلاح قوانین جمهوری اسلامی را به استراتژی و قطب نمای حرکت خود در جنبش زنان تبدیل کرده اند فراهم آورده است. در چنین شرایطی فعالین سوسیالیست در جنبش زنان، بدون آنکه نگران همسوئی با لیبرال ها و مخدوش شدن خط و مرزهایشان با دیگر گرایشات درون جنبش زنان باشند باید در صف مقدم مبارزه برای زدودن مذهب و قوانین مذهبی از کلیه شئون حیات اجتماعی زنان باشند و در هر مبارزه ای برای خواستهای ولو جزئی زنان فعالانه شرکت کنند.

فعالین سوسیالیست در همانجال نباید یک لحظه از این حقیقت غافل باشند که ریشه ستمکشی زنان در نظام طبقاتی سرمایه داری نهفته است. بدون رواج آگاهی به ریشه های ستمکشی زنان و مبارزه برای ریشه کن کردن این ستمکشی، زنان قادر نخواهند بود مبارزه مؤثری علیه فرهنگ مرد سالارانه و قوانین زن ستیز ارتجاع مذهبی را پیش ببرند. بدون تعرض به مناسبات سرمایه داری جنبش زنان حتی نمی تواند به نابرابری های حقوقی با مردان که ریشه در نابرابری های اقتصادی دارد پایان دهد.

 اما شرط پیشروی جنبش زنان توده ای شدن و اجتماعی شدن این جنبش است. برای تبدیل شدن جنبش زنان به یک جنبش توده ای و اجتماعی باید توده زنان کارگر و زحمتکش را در ابعاد میلیونی به میدان مبارزه آورد و برای انجام این امر باید بر استقلال اقتصادی زنان و بر خواستها و نیازهای رفاهی زنان تاکید کرد و مسیر تحقق این خواستها را نشان داد.  لیبرالیسم بورژوازی ایران از آنجا که حریم مالکیت خصوصی را مقدس می شمارد و استراتژی آن پیروی از برنامه های نئولیبرالیسم اقتصادی رایج در سطح جهان است، حتی نمی تواند خواستهای حقوقی زنان را متحقق کند.

جنبش زنان با خواستهایی که دارد برای در هم شکستن سد اختناق رژیم جمهوری اسلامی نمی تواند در انزوا از دیگر جنبش های دمکراتیک اجتماعی مبارزه خود را پیروزمندانه به پیش برد. طبقه کارگر بنا به ماهیت خواستهایی که دارد و از آنجا که اکثریت زنان را زنان کارگر و زحمتکش تشکیل می دهند متحد استراتژیک جنبش زنان است.

8 مارس روز همبستگی جهانی زنان و مردان آزادیخواه علیه آپارتاید جنسی، روز تجدید پیمان در مبارزه برای به عقب راندن مذهب از دخالت در حیات اجتماعی زنان و برای تحقق برابری واقعی زن و مرد را با تلاش هر چه گسترده تر برای برگزاری باشکوه مراسم و آکسیوهای این روز تاریخی و تلاش برای اتحاد گسترده تر جنبش زنان با جنبش کارگری گرامی بداریم.

حزب کمونیست ایران 8 مارس روز جهانی زن، روز تجدید پیمان برای مبارزه با آپارتاید جنسی را به همه زنان و انسانهای آزاده تبریک می گوید.

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

اسفند 1387

مارس ۲۰۰۹

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 21  توسط کمون  | 

به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

در جمهوری اسلامی سرکوب و خشونت بر زنان قانونی است

 

مرجان افتخاری

20.11.2008

 خشونت علیه زنان یکی از موضوعات مهمی است که جنبش های زنان و فعالین آن سالها در سراسر دنیا در این زمینه با تحقیقات آماری به علل و ریشه های آن پرداخته اند. در کنار کارهای آکادمیک، فعالیتهای عملی گسترده ای هم در همین زمینه سازماندهی شده است. ولی در اکثر موارد وقتی صحبت از خشونت علیه زنان میشود بیشترجنبه خشونت فیزیکی آن برجسته می شود تا جنبه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. البته این نگاه به خشونت علیه زنان اهمیت دارد و نباید انرا به عنوان موضوعی ساده و یا کم اهمیت در نظر گرفت. چرا که ترس، هراس، تهدید و خشونت فیزیکی هم یکی از هزاران مشکلی است که زنان در سراسر دنیا با آن روبرو هستند و از آن رنج میبرند. هر روز در گوشه و کنار دنیا، بویژه در خاورمیانه خبرهای فاجعه آمیزی در مورد قتل زنان و دختران کم سن و سال توسط پدر، برادر و یا همسر در روزنامه ها و سایر ارگانهای خبری منتشر می شوند. و باز آمار خودکشی و خود سوزی زنان در اثر فشارهای جسمی و روحی در خانواده ها انعکاس دیگری از خشونت بر علیه زنان در جامعه است. در واقع مجموعه شرایطی که زنان مرگ را به زیستن در رنج دائمی و طاقت فرسا ترجیح میدهند.

ریشه و دلائل اصلی و پایه ای خشونت علیه زنان علاوه بر مرد سالاری که بیش از هر عنصر دیگری در این زمینه برجسته است، به سنتهای عقب مانده و پوسیده، فرهنگ های ارتجاعی موجود در جامعه که اکثرا میراث و بازمانده سیستم، تفکر، مناسبات و روابط اجتماعی دوران فئودالی است مربوط می شوند. در کنار عوامل نامبرده باید به مذهب، قوانین رسمی و غیر رسمی آن، نقش رهبران و ارگانهای مذهبی که نه تنها در خشونت بلکه خیلی فراتر از آن در بی حقوقی محض و سرکوب زنان سهیم هستند را مورد تاکید قرار داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 16  توسط کمون  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 20  توسط کمون  | 

تزهایی در باره اخلاق کمونیستی در روابط زنا شویی

کولنتای

فهرست                                                                                                                      

تزهايی در باره ی اخلاق کمونيستی در روابط زناشوئی

دگرگونی بزرگ در مرحله ديكتاتوری پرولتاريا

کمونيسم و اخلاق زناشوئی- جنسی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 22  توسط کمون  | 

بحثی در رابطه با پرداخت دستمزد به کار خانگی

فرشید شکری

 

مبارزه برای نابودی ستم جنسی و رهایی زنان از اشکال گوناگون نابرابری در کلیۀ جوامع درحال توسعه و توسعه یافته جدالی پردامنه، بلا انقطاع و پویا بوده، و علی رغم مشکلات مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فراوان این پیکارها همچنان بدون وقفه ادامه دارند. شنیده شدن اخبار مربوط به مبارزات زنان و مردان برابری طلب در اطراف و اکناف دنیا، محتوای خواسته ها و تسلیم ناپذیری آنان درمقابل کارشکنی دول سرمایه داری باصطلاح دموکرات غرب یا تعرضات وحشیانه هم طبقه ای های آنان در ممالک مذهب زده و دیکتاتوری ، صحت این گفته را گواهی می دهد.

در ایران هم مثل تمامی نقاط گیتی مبارزات تساوی طلبانه برای ایجاد برابری میان زن و مرد وارد مرحلۀ نوینی شده، و در موازات با پیکار برای منجمد ساختن عقاید مردان سنتگرا، برانداختن قیود مذهبی رایج از دست و پای زنان، و انحلال قوانین تبعیض آمیز، صداهایی از اعماق جامعه بگوش می رسند که بطور دقیق پایه های مناسبات تولیدی ای را نشانه رفته که اشکال متنوع بی عدالتی بر روی آن بنا شده اند.

در ایندوره به یمن حضور زنان و مردان سوسیالیست در جنبش رهایی زن، اهداف جریانات راست اپوزیسیون در جذب نیروی زنان و بکار گرفتن توان بالقوه آنان جهت اصلاح یا تغییر نظام سیاسی فعلی، و ترفندهای جناح رفرمیست رژیم به امید استحاله و کنترل جنبش رهایی زن، بر همگان عیان گشته است. این دستاورد گرانقدر اساساً مرهون نوع نگرش کارگران انقلابی و مارکسیست ها به قضیه یعنی به چالش کشیدن زیر بنای اقتصادی و منفک نکردن ساختار فرهنگی غالب از نظام سرمایه داری، و جدیت آنان در امر روشنگری در بین توده هاست.  

ویژگی بارز و ملموس دیگر جنبش رهایی زن در این برهه از تاریخ، مطالعه و کنکاش فعالین سوسیالیست جنبش های رهایی زن، کارگری و دانشجویی ایران همانند پیکارگران رادیکال همین جنبش ها در غرب و سایر نقاط دنیا، حول علل نابرابری، و روآوری به تاکتیک های مبارزاتی درخور توجهی می باشد. از این سبب ستیز با کار مشقتبار خانگی هم در زمره خطوط و ارکان اصلی فعالیت ها و جدال های ایشان درآمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 23  توسط کمون  | 

تن فروشی در سایه‌ جمهوری اسلامی ایران

محمد خالدیان

به نقل از به پیش!33، شنبه 27 مهر 1387، 18 اکتبر 2008

هرگاه در خیابانهای شهر تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران قدم می‌زنیم، چشمهایمان مناظری را می بینند که بسیار آزار دهنده و تاسف‌بار هستند. و احساسات و عواطف هر انسان آگاه و اندیشمندی را خدشه‌دار می‌کنند و خوداگاه یا ناخوداگاه در ذهنش یک علامت سوال بزرگ حک می شود و از خود می پرسد: چرا...؟؟!!

منظره‌ای مانند سوار شدن یک خانم جوان به اتومبیل و بعد از دویست متری جلوتر پیاده شدنش از آن ! و با پای پیاده برگشتن بر سر نقطه‌ی اول و گاها تا چندبار این عمل تکرار شدن. در آن مسیر کوتاه دویست متری، چه جملاتی می توانند رد و بدل شوندو بر سر چه موضوعی بحث می‌شود که اگر به نتیجه نرسند، منجر به پیاده شدن هر چه سریعتر مسافر می گردد؟ جواب مشخص است. تفاهم حاصل کردن بر سر قیمت تن فروشی و تن خریدن بین مسافر و راننده که اگر به تفاهم نرسند، مسافر پیاده می‌شود و اگر هم تفاهم حاصل کنند، ....

اما سوال اصلی این است که آن خانم فقط برای ارضای جنسی خود و یا هوس و شهوت رانی تن به این عمل تاسف بار می‌ دهد یا برای سیر کردن شکم خود یا خانواده‌اش و اجاره خانه ... ... یا خرید دفتر و قلم و کتاب برای فرزندش که بتواند آن هم مانند دیگر بچه‌ها به مدرسه برود و علم و سواد بیاموزد تا بلکه بتواند در آینده به راحتی امرار معاش کند و شخصی مثبت برای خود و جامعه‌اش باشد. جواب مشخص است.

اما هدف من از نوشتن این موضوع انتقاد از تن فروشی آن زنان و خریدن آن توسط مردان نیست. (هرچند آن هم خود جایگاهی دیگری را دارد و بحث دیگری را می‌طلبد) بلکه انتقاد از دولت جمهوری جمهوری اسلامی و سیستم اداره کننده‌ی جامعه ایران است. این عمل روزانه در کشوری اتفاق می‌افتد که یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا از لحاظ منابع طیعی و فروش آن است. اما پول حاصل از فروش نفت و منابع طبیعی دیگر کجا می‌رود و خرج چه هزینه‌هائی می شود.( سرکوب و فشار بر جامعه و یا پس انداز آن در بانکهای خارجی، حزب الله لبنان..) که نمی توانند یا نمی خواهند در داخل کشور و در جهت مثبت آن را خرج کنند و با اشتغالزائی و برداشتن قوانین دست و پا گیر اجتماعی مخصوص زنان برای آنها زندگی پاک و سالمی را درست کنند تا بخاطر تهیه نان شب و خرج و مخارج سنگین زندگی در وضعیت  بحران زده‌ اقتصاد ایران دست به تن فروشی ندهند و عفت و پاکی خود را لکه دار نکنند.

در نهایت باید بگویم که در فضای ایران اسلامی بوی تعفن و آزاردهنده فقر و فحشا آنقدر زیاد است که حتی اگر بر روی بلندترین قله ایران یعنی دماوند هم بایستیم، بیشتر از آنچه که کمبود اکسیژن و  بوی گوگرد ناشی از آتشفشان خاموش برای نفس کشیدن آزاردهنده باشد، بوی تعفن فقر و فحشا و فساد اجتماعی ریه‌های انسان را بیشتر آزار می دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 2  توسط کمون  | 

گفتگوی تریبون زن با پریسا نصرآبادی

 

 

تریبون زن: پریسای عزیز اگر اجازه بدهید اولین سئوالم را در مورد جنبش رهایی زنان که در ایران در جریان است را شروع کنم، شما کلا این جنبش را چطوری می بینید؟ آیا اصلا این حرکتهای اعتراضی موجود به وضعیت زنان در ایران را می توان گفت که جنبشی جدی ای در جریان است؟

پریسا: با تشکر از شما و تمام رفقای عزیز، در« تریبون زن» که این فرصت را ایجاد کردید که در خدمتتون باشم.

ابتدائا ضروری می دونم یک توضیح کوچک درباره شیوه بحثم ارائه بدهم ، که به بروز سوء تفاهمی در خوانندگان منجر نشود.من ابدا بنا ندارم از ترمینولوژی و متودولوژی سینه چاکان علوم اجتماعی بورژوایی( فمینیسم رسمی) در توضیح این جنبش استفاده کنم، چون عواقب وخیم آن را در طی سال های گذشته به چشم دیده ام، اینکه واقعیت های غیر قابل انکار موجود چطور تحت الشعاع بافته ها و تراوشات ذهنی لیبرال فمینیست ها قرار گرفته ،و چطور این امپراتوری تازه تاسیس، سعی در ایزولاسیون و طرد نظریات بیرون از دستگاه خودش داشته ،و با کمال تاسف باید اذعان کنم که جنبش کنونی زنان تا حد زیادی در انحصار همین لیبرال فمینیست هاست.

وقتی از لیبرال فمینیسم صحبت می کنم، ابدا در چارچوب تعاریف و دسته بندی های رایجی که جریانات مختلف ارائه می کنند نیست و عملا بسیار فراگیر تر و واقعی تر از انتزاعیات و نحله بندی های علوم اجتماعی بورژوایی و متعارف است.

تمام حرف من اینست که،در تمام جوامع طبقاتی نظیر آنچه که در ایران فضای زیست ما را تشکیل می دهد، شکاف طبقاتی عمیق ترین شکاف موجود است و سایر شکاف های اجتماعی ضرورتا درپرتو این شکاف باید مورد بررسی قرارگیرند.

لذا هرگروه و جریانی که در شرایط کنونی شکاف جنسی را عمده تر از شکاف طبقاتی اعلام می کند، و یا جنبش زنان را کاملا فارغ از هرگون سیاست طبقاتی ومستقل می انگارد، و منکر هرگونه پیوندی میان جنبش زنان با جنبش استراتژیکی چون جنبش کارگری می گردد،عملا جریانی انحرافی است و در ذیل لیبرال فمینیسم جای دارد و من با تاسف و قاطعانه اعلام می کنم که بخش عمده ای از جنبش زنان هم اکنون موجود، در انحصار فمینیسم بورژوایی است که اساسا چیزیست غیر از جنبش رهایی زنان ،که بخشی از جنبش رهایی انسان( یا همان جنبش کمونیستی ) است ، و این خلاء و ضعف دیدگاه رادیکال و دارای سیاست مستقل طبقاتی در جنبش کنونی زنان بی تعارف ناشی از کم کاری و منسجم نبودن فعالیت ها و تحرکاتی است که سوسیالیست ها و کمونیست ها در طول چند سال گذشته مرتکب آن شده اند و در جدال طبقاتی که در درون جنبش زنان نیز در جریان است، در اقلیت و محاق قرار گرفته اند.

تریبون زن: چه گرایشات متفاوتی در این جنبش وجود دارد و راهکارهایشان چیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 12  توسط کمون  |