تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

مارکسيسم و رفرميسم

و. ا. لنين


مارکسيستها، برخلاف آنارشيستها، مبارزه برای اصلاحات، يعنی اقداماتی را که بدون انهدام قدرت طبقه حاکم وضعيت زحمتکشان را بهبود بخشند، برسميت ميشناسند. اما در همان حال با رفرميستها، که اهداف و فعاليتهای طبقه کارگر را بطور مستقيم يا غير مستقيم به کسب اصلاحات محدود ميکنند، به قاطعانه‌ترين مبارزه دست ميزنند. رفرميسم فريب بورژوايی کارگران است، که به رغم بهبودهايی در اينجا يا آنجا، تا زمانی که سلطه سرمايه وجود دارد همچنان برده مزدی باقی خواهند ماند.

بورژوازی ليبرال با يک دست اصلاحات ميدهد و با دست ديگر هميشه، آنها را پس ميگيرد، به هيچ تنزل ميدهد و از آنها برای به بردگی کشيدن کارگران، ايجاد چنددستگی در ميان آنان و جاودانه کردن بردگی مزدی بهره ميجويد. به اين دليل، رفرميسم حتی اگر صادقانه باشد، به سلاحی مبدل ميشود که بورژوازی با آن، کارگران را فاسد و تضعيف ميکند. تجربيات همه کشورها نشان ميدهد کارگرانی که به رفرميستها اعتماد کنند همواره فريب ميخورند.

برعکس، کارگرانی که تئوری مارکس را جذب کرده‌اند، يعنی اجتناب ناپذيری بردگی مزدی را تا هنگامی که سرمايه‌داری مسلط است، دريافته‌اند، با هيچگونه اصلاحات بورژوايی تحميق نميشوند. کارگران با درک اين که هر جا سرمايه‌داری وجود دارد، اصلاحات نه ميتواند ديرپا باشد و نه عميق، برای شرايط بهتر ميرزمند و از اصلاحات برای تشديد مبارزه با بردگی مزدی استفاده ميکنند. رفرميستها ميکوشند کارگران را به تفرقه بکشند و فريب بدهند، توسط امتيازات کوچک، آنها را از مبارزه طبقاتی منحرف کنند. اما کارگرانی که آنسوی ظاهر دروغين رفرميسم را ميبينند، از اصلاحات، برای تکامل و توسعه مبارزه طبقاتی استفاده ميکنند.

هر چه نفوذ رفرميستی در بين کارگران قويتر باشد، طبقه کارگر ضعيف‌تر، وابستگيش به بورژوازی بيشتر، و بی‌خاصيت کردن اصلاحات با نيرنگهای مختلف، برای بورژوازی سهلتر خواهد بود. هر اندازه که جنبش طبقه کارگر مستقل‌تر، اهدافش عميق‌تر و وسيع‌تر، و از کوته‌بينی رفرميستی آزادتر باشد، ابقا و بهره‌برداری از بهبودها برای کارگران آسانتر خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 15  توسط کمون  | 

گفت و گوی مجله آرش با صلاح مازوجی 


آرش:
شما جزو کدام دسته بوديد؟ شرکت در انتخابات يا تحريم؟ چرا؟

صلاح مازوجی:
آن دسته از احزاب و نيروها و افرادی که به مردم فراخوان شرکت در انتخابات رژيم را دادند، در واقع با اين سياست خود عملا به رژيم جمهوری اسلامی و انتخاباتش مهر مشروعيت کوبيدند. اين جريانات در اين شرايط بحرانی که رژيم برای بقای خود بيش از هر زمان ديگری به کشاندن مردم به پای صندوق ها و "کسب مشروعيت" نياز داشت به ياری جمهوری اسلامی شتافتند. جمهوری اسلامی که مدتهاست رابطه اش را با مردم اساسا بر مبنی سرکوب تعريف کرده است، برای حدادی کردن ماشين سرکوبش، برای اعتماد بنفس دادن به نيروهای سرکوبگرش و تداوم سرکوب لجام گسيخته به کشاندن مردم به پای صندوق ها رای نياز داشت، جرياناتی که فراخوان شرکت در انتخابات رژيم را دادند عملا به حدادی کردن ماشين سرکوب رژيم عليه مردم کمک رساندند. تکليف ما با اين دسته از احزاب و گروهها روشن است، موضع شرکت در انتخابات يک موضع ارتجاعی است، اين جريانات را ارتجاعی می دانيم.
اما موضع ما فراتر از تحريم انتخابات بود. ما از ابتدای سرکار آمدن جمهوری اسلامی با کليت اين رژيم سياسی و با کليه ساختارهای حاکميت آن مخالف بوده ايم بنابراين هر موضع و سياستی را که بنحوی تداعی کننده مشروعيت دادن به نظام جمهوری اسلامی باشد را نادرست می دانيم. از اين لحاظ سياست و موضع تحريم انتخابات نادقيق است و موضع ما را بطور کامل بيان نمی کند. سياست تحريم اگرچه مشروعيت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی و يا انتخابات معينی  را رد می کند اما بطور تلويحی به مشروعيت کليت رژيم و ساختارهای حاکميت آن مهر تاييد می زند، يا حداقل اين معنی را هم به ذهن تداعی کند. سازمان يا حزبی که انتخابات را تحريم می کند ناگفته پيش شرط هايی را جلو پای جمهوری اسلامی می گذارد که اگر جمهوری اسلامی به آن شرايط تن دهد لابد آن حزب يا سازمان موضع تحريم را پس می گيرد. در صورتيکه برای ما پيش شرط يک انتخابات واقعا آزاد سرنگونی جمهوری اسلامی است. شما می توانيد تصور کنيد هر کدام از پيش شرط های برگزاری يک انتخابات آزاد يکی از پايه های حاکميت جمهوری اسلامی را ويران می کند. با اين توضيحات خواستم بگويم که سياست تحريم  موضع ما را به بطور کامل و دقيق بيان نمی کند. با اينهمه ما در تبليغ حول اين مسئله مته به خشخاش نزديم چون می دانيم بخشی از نيروهای چپ که موضع تحريم را دارند توهمی به کليت اين رژيم ندارند شايد برای اين بخش از نيرو ها، سياست و يا مقوله "تحريم" به يک اغماض يا عدم دقت و اشتباه مصطلح در ادبيات سياسی آنان تبديل شده است.
ما در فرصتی که نمايش انتخاباتی در جريان بود به تبليغات افشاگرانه در مورد ماهيت جمهوری اسلامی، ماهيت واقعی جنگ جناح های درون رژيم، و به جايگاه "انتخابات" در نظام جمهوری اسلامی پرداختيم و به مردم فراخوان داديم به پای صندوق های رای نروند. از فعالين و پيشروان سوسياليست جنبش های اجتماعی خواستيم تا از اين فرصت استفاده کنند و راه رهائی از چنگ همه  مصائب و محروميت ها، راه تشکل يابی و راه خلاصی از شر جمهوری اسلامی را به مردم نشان دهند. از اين فرصت استفاده کنند و آگاهی به ضرورت سازماندهی انقلاب اجتماعی و سوسياليسم را به اعماق جامعه ببرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی

 در باره رویدادهای اخیر ایران

 

جهان امروز: در ادامه ارزیابی ها و سیاستهای حزب در قبال خیزش توده ای و وقایع اخیر که در اطلاعیه های کمیته مرکزی بوضوح آمده است، خواستم ببینم که ارزیابی شما از اوضاع کنونی بویژه بعداز سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه چند روز پیش چیست؟

 

صلاح مازوجی: به نظرمن مواضع خامنه ای کاملا قابل پیش بینی بود، چون بر خلاف تصوری که وجود دارد، خامنه ای مافوق جناح ها نیست، این خامنه ای نیست که خط مشی جناح مسلط در حاکمیت جمهوری اسلامی را تعیین می کند بلکه این رهبری سپاه پاسداران است که تعیین سیاست می کند. از مقطع " انتخابات" نهمین دوره ریاست جمهوری که تسلط و برتری جناح سپاه پاسداران درآرایش سیاسی درون حاکمیت جمهوری اسلامی را رسمیت بخشید، خامنه ای مواضع خود را با منافع جناح سپاه پاسداران تطبیق داده است. خامنه ای در سخنان روز جمعه، در واقع با تائید مجدد "انتخابات"  و تائید مجدد ریاست جمهوری احمدی نژاد و بر حذر داشتن موسوی از ادامه اعتراضات خیابانی، عزم سپاه پاسداران برای تصفیه کامل طرفداران موسوی و جناح موسوم به اصلاح طلبان از دستگاه حاکمیت جمهوری اسلامی را دوباره اعلام کرد و از طرف دیگر به خیزش توده های مردم اعلام جنگ داد.

بدنبال سخنان خامنه ای، موسوی و طیف اصلاح طلبان حکومتی سه گزینه بیشتر پیش رو ندارند. اینها هم اکنون با تلاش های پشت پرده و با اتکا به مهره هایی نظیر رفسنجانی که در راس مجلس خبرگان و در شورای مصلحت نظام هم حضور دارد در پی پیدا کردن فرمول سازش هستند. اینها به کمتر از ابطال "انتخابات" هم راضی می شوند. اینها دنبال راه و سازشی می گردند که اگر به ابطال " انتخابات" هم منجر نگردد، ماندن و سهم آنها را در حاکمیت جمهوری اسلامی را تضمین کند. اینها برای گرفتن امتیاز در همانحال که تلاش می کنند تا در صف فرماندهان سپاه پاسداران شکاف ایجاد کنند و بخش بیشتری از روحانیونی که از افراطی گری های احمدی نژاد به هراس آمده اند را با خود همراه نمایند، با کارت خیزش و اعتراضات توده ای مردم نیز بازی می کنند.

گزینه دوم این است که چنانچه به سازش و گرفتن تضمین های قابل قبولی دستیابی پیدا نکنند، راه تسلیم و تمکین به حذف کامل خود از حاکمیت جمهوری اسلامی را در پیش گیرند که این البته به معنای خودکشی سیاسی است، چون طبقه متوسط و طیف نیروهای لیبرال و اپوزیسیون هواخواه رژیم که دور آنها حلقه زده اند خاصیت موسوی و اطرافیانش را در این می بینند که در حاکمیت بمانند.

گزینه سوم تداوم سیاست پناه بردن به اعتراضات توده ای است. که البته این اعتراضات در تداوم خود رادیکالیزه می شود و هم اکنون نشانه هایی از رادیکالیزاسیون این اعتراضات وجود دارد. ترس و وحشت از روند رادیکالیزاسیون است که امکان تسلیم و یا سازش موسوی و طیف اصلاح طلبان حکومتی با جناح مسلط را بالا می برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 0  توسط کمون  | 

 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 در ارتباط با اعتراضات مردمی در شهرهای ایران

 

کارگران، مردم آزاده ایران

 

اکنون رژیم جمهوری اسلامی با یکی از گسترده ترین بحران های سیاسی و اقتصادی دوران سی ساله حیات خود روبرو شده است. دامنه و ابعاد این بحران در تورم و گرانی سرسام آور، بیکاری میلیونی، ورشکستگی پی در پی مراکز تولیدی و بنگاههای صنعتی، انزوای بین المللی، رشد جنبش های اجتماعی و اعتراضات توده ای و تشدید اختلافات و کشمکش سران و جناح های درون حاکمیت به روشنی خود را نشان داده است.

جناح غالب در حاکمیت می خواهد با تثبیت هر چه بیشتر موقعیت سپاه پاسدارن در حاکمیت و با اعمال یک دیکتاتوری خشن نظامی این بحران را از سر بگذراند و از این راه بقای رژیم جمهوری اسلامی را تضمین کند. رژیم در همین راستا با سازماندهی قدرت نمائی نیروهای نظامی و امنیتی خود در پشت پرده صحنه سناریوی انتخابات، محمود احمدی نژاد را دوباره از صندوق ها بیرون آورد. اکنون جناح غالب در صدد اجرای آخرین صحنه سناریوی انتخابات است  و می خواهد به کمک حکومت نظامی و به یاری بخش های مختلف دستگاه دولتی، صدا و سیما و دیگر مطبوعات و رسانه های وابسته به رژیم، حضور آن بخش از لايه هاي اجتماعي را که به پای صندوق ها کشانده بود به پشتوانه ای برای سر کوب خود آنان  تبدیل کند.

اکنون گروهها و لايه های اجتماعی سرخورده و پشیمان از شرکت در انتخابات در كنار مردمي كه همواره از موجوديت و كليت رژيم بيزار بوده اند، خیابان های تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران را  به میدان اعتراض علیه کودتای انتخاباتی سپاه پاسداران تبدیل کرده و نیروهای انتظامی با درنده خوئی به جان این مردم خشمگین و معترض افتاده اند. دانشگاه ها ، خیابان ها و میادین مختلف تهران و شهرهای دیگر ایران به صحنه زد و خورد نابرابر مردم با دستان خالی و نیروهای تا دندان مسلح رژیم تبدیل شده است .

مردمی که تحت تاثیر عوام فریبی و کمپین تبلیغات دورغین سران رژیم، اصلاح طلبان دولتی، مطبوعات غربی و آن بخش از اپوزیسیون بورژوائی هواخواه رژیم قرار گرفتند و به پای صندوق های رای رفتند، نباید بار دیگر با دنباله روی از موسوی، کروبی و خاتمی اشتباه تاریخی خود را به نحوی دیگر تکرار کنند. این كارگزاران رژيم خودشان یک پای ثابت حاکمیت سی ساله جمهوری اسلامی بوده اند و در تمام جنایات رژیم علیه مردم شرکت داشته اند. اکنون که میرحسین موسوی به مردم رهنمود می دهد که شبانه با شعار الله اکبر بر روی بام ها ظاهر شوند، مردم باید بدانند که سی سال آزگار است که دسته های چماقدار انصار حزب الله با شعار الله اکبر تحت رهبری همین آقایان به صفوف کارگران معترض، زنان و دانشجویان بپاخاسته و به جنبش انقلابی کردستان یورش می برند. شعار الله اکبر یکی از نمادهای حاکمیت دولت مذهبی و محرومیت مردم از ابتدائی ترین حقوق انسانی است.

اصلاح طلبان حکومتی هيچگاه تمایل، صلاحیت و توانایی رهبری مبارزات حق طلبانه مردم را نداشته اند و ندارند. مردم ایران نباید به نیروی ذخیره تسويه حساب نامزدهای بازنده با احمدی نژاد تبدیل شوند. نباید دنبال شعارهای ارتجاعی آنان راه بیافتند.

مردم لازم است با شعارها و مطالبات روشن خود که ریشه در نیازهای واقعی زندگی و حقوق انسانی آنان دارد پا به میدان مبارزه بگذارند. شعارها و مطالباتی که تحقق هر کدام از آنها یکی از ارکان حاکمیت رژیم را به لرزه در می آورد و گشایشی واقعی در زندگی مردم ایجاد می کند.

مردم باید، خواست جدائی مذهب از دولت، آزادی بی قید و شرط سیاسی، آزادی کلیه زندانیان سیاسی، تامين برابری زن و مرد در تمام شئون زندگی اجتماعی، لغو حجاب اجباری، آزادی ایجاد تشکل کارگری، افزایش دستمزدها مطابق سطح تورم واقعی، تامین آزادی های فردی، پایان دادن به ستمگری ملی، لغو مجازات اعدام و  غیره را به شعار اعتراضات و مبارزه خود تبدیل کنند.

جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی باید در مبارزه برای تحقق این خواست ها صفوف خود را سازمان دهند. سرنگونی جمهوری اسلامی و تحقق انقلاب اجتماعی از همین مسیر می گذرد. فعالین حزب و پیشروان سوسیالیست جنبش های اجتماعی لازم است نسبت به اوضاع کنونی فعالانه برخورد کنند و اين جهت گیری ها را به میان اعتراضات مردم ببرند.

 

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

25 خرداد 1388 -  15 ژوئن 2009

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

اصلاح یا انقلاب؟ مساله این نبود!

     رزا ( رهایی زنان ایران)

مقدمه
کمتر از 10 روز دیگر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی برگزار می شود و همچون همیشه در آستانه انتخابات مباحث و گفتگوهای مرتبط با این مقوله درمیان گروه ها و نیروهای اجتماعی- سیاسی از طیف حکومتی گرفته تا اصلاح طلب و اپوزیسیون، از خانه و محل کار و دانشگاه گرفته تا اماکن عمومی، خود را بدل به داغ ترین بحث روز کرده است. فضای انتخاباتی فعلی یکبار دیگر ، همچون دیگر انتخابات، نشان داد که برای اکثریت جامعه ایران برهه انتخابات نه فقط به شکلی نمادین بلکه، تحت تاثیر ایدئولوژی حاکم، به طور عینی مقطعی تاریخی و سرنوشت ساز تلقی می شود. از همین رو انتخابات برای غالب گروه ها و نیروهای اجتماعی بدل به آوردگاهی می شود تا شاید از طریق آن مطالبات و منافع شخصی و گروهی خویش را، به روش های به اصطلاح دموکراتیک، و اصلاح طلبانه به گروه های رقیب و همچنین به برگزیده ی این نمایش انتخاباتی تحمیل کنند. در این میان اگرچه تفاوت هایی در شیوه طرح مطالبات و نیز محتوا و سطح خواسته ها وجود دارد و البته تاکتیک های چانه زنی این گروه های به اصطلاح سیاسی متفاوت است. اما همه ی این گرایشات در یک عقیده هم رای و به طور ضمنی متفق القولند که انتخابات تنها برهه ای است که می توان از آن برای پیشبرد خواسته های فردی و گروهی خود در چارچوب حکومت و نظام حاکم سود جست. بر پایه همین استدلال است که از نظر نگارنده، در این اجماع عمومی هیچ تفاوت ماهوی و کیفی بین عمل سیاسی اصولگرایان و اصلاح طلبان حکومتی، همچنین لیبرال ها و اصلاح طلبان غیر حکومتی معتقد به سیاست پراگماتیستی- که حضور در انتخابات را تشویق و بر تنور انتخابات می دمند- از یکسو و گرایشات اپوزیسیون اعم از چپ و راست که تحریم انتخابات را سرلوحه عمل انتخاباتی! خود قرار داده اند وجود ندارد. آنچه این طیف های ناهمگون را بر سرمیز انتخابات نشانده و به سهم خواهی از سفره ای که حکومت اسلامی تدارک دیده است وا داشته تنها در چارچوب منطق سیاست زده- و نه سیاسی- این نیروها و باور آنها به امکان اصلاح قانونی و در نتیجه تغییر کیفی از طریق چانه زنی با نظام حاکم است. (لازم به ذکر است این چانه زنی حتی تهدید به تحریم انتخابات را نیز شامل می شود) از همین رو، در این مقاله سعی خواهد شد به ریشه ها نظری و در مطالب آتی به مابه ازای عینی نگرش سوسیالیستی به رفرم در وضعیت کنونی ایران و به ویژه درآستانه انتخابات پرداخته شود. زیرا مبنای رویکرد انتخابات محور این نیروها همان پذیرش اصل اصلاحات در چارچوب نظم موجود و تمرکز بر فعالیت هایی است که به زعم ایشان میتواند خواسته های اصلاحی آنان را به برنامه های دولت تحمیل نماید. بدیهی است پذیرش چنین رویکردی از سوی سایر نیروهای اجتماعی در راستای منافع و اهداف گروهی ایشان قابل درک و تحلیل است اما آنچه لزوم پرداختن به مساله رابطه ی انقلاب و اصلاح را غامض تر می سازد متاسفانه پذیرش و کاربرد این رویکرد عوامانه و سیاست زده به انتخابات از سوی بخشی از نیروهای معتقد به جنبش سوسیالستی و مدعیان پیروی از اصول مارکسیسم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 22  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له به مناسبت نمایش انتخابات ریاست جمهوری در ایران

 

مردم مبارز کردستان!

 

روز 22 خرداد ماه سال جاری در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی نمایش انتخابات ریاست جمهوری برپا خواهد گردید.

واقعیت این است که در طول حیات جمهوری اسلامی نه تنها هیچگاه انتخابات مردمی برگزار نشده بلکه در این خصوص از سوی سران رژیم اسلامی حتی معیارهای شناخته شده جهان سرمایه داری نیز رعایت نشده است.

چشم بندی هایی که بر آن نام انتخابات نهاده اند از 30 سال پیش و از زمانی آغاز شد که سران جمهوری اسلامی با هدف مشروعیت بخشیدن به رژیم خود رفراندومی  فریبکارانه تحت نام " جمهوری اسلامی آری یا نه" را در همان ابتدای قدرت گیری خود بر مردم ایران تحمیل نمودند. این رفراندوم به گونه ای از پیش تنظیم شده بود که اگر کسی به آن "پاسخ مثبت نمی داد" گویا خواهان بازگشت رژیم قبلی می بود.

روشن است از آن روز تاکنون رژیم اسلامی در همۀ انتخاباتی که برگزار کرده وجود هیچ کاندیدای غیر وابسته به دستگاه ولایت فقیه را تحمل نکرده است. به این ترتیب پایه های یک دیکتاتوری سیاه مذهبی که با قوانین شریعت اسلامی قوام یافته است، پی ریزی گردید، به گونه ای که کاندیداتورهای پست ریاست جمهوری و نمایندگی پارلمان رژیم می بایستی بی هیچ کم و کاستی پایبندی خود را به اصل محوری ولایت فقیه و نیز به مذهب رسمی حکومت یعنی تشیع اثبات نموده و در ادامه از فیلتر شورای نگهبان نیز رد می شدند.

حتی انتخاباتی که در همین چهارچوب تعیین شده هم از سوی رهبران جمهوری اسلامی طی سالیان گذشته برگزار شده اند، همراه با انبوهی تقلب و فساد همراه بوده است.

این بار نیز و در سر فصل دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رژیم در خرداد ماه سال جاری بار دیگر همان نمایش به شکل پیشین تکرار خواهد شد، لیکن توده های مردم ستمدیده در کردستان همچون سایر بخش های ایران، دقیقا به ماهیت ضد دمکراتیک و غیر مردمی و خصلت نمایشی و فریبکارانه انتخابات در چهارچوب رژیم اسلامی واقف هستند. آنان بخوبی می دانند که اینگونه به اصطلاح انتخابات ها، ابزاری فریبکارانه در دست رژیمی است که طی 30 سال گذشته در کنار آن با اتکا به سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام به تحمیل بی حقوقی ها، فقر و سیه روزی بر آنان مبادرت ورزیده است.

بنابراین روشن است که مضحکه انتخابات ریاست جمهوری رژیم اسلامی چیزی نیست مگر ابزاری دیگرگونه و ابزاری فریبکارانه  که در خدمت به  سران جمهوری اسلامی در راستای تدوام سیاست سرکوب و تحمیل ستم بر مردم ستمدیده کردستان و ایران تا به امروز به کار گرفته شده است.

اگر به اسامی و گذشته کاندیداتورهایی که به نمایندگی از سوی جناح های درون حاکمیت با یکدیگر رقابت می کنند نگاهی گذرا بیندازیم، در کارنامه سیاسی آنان چیزی جز جنایت، شقاوت و سرکوب حقوق و آزادی های اولیه مردم ایران و کردستان نخواهیم دید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 1  توسط کمون  | 

حزب دمکرات کردستان-ایران و انتخابات ریاست جمهوری در ایران

جمال بزرگپور  

حزب دمکرات کردستان- ایران ( منبعد حدک) اخیرا با انتشار بیانیه‌ای در رابطه‌ با دهمین دوره‌"انتخابات" ریاست جمهوری در ایران  اعلام موضع کرده و همانطور که‌ انتظار میرفت ، اگر چه با بیان ایراداتی به‌ پروسه برگزاری "انتخابات" خود را برای شرکت در این مضحکه‌ که‌ از جانب جمهوری اسلامی  سازمان داده شده‌ است آماده میکند.

 حدک در بیانیه‌ خود  از مهدی کروبی یکی از کاندیداهای پست ریاست جمهوری، پشتیبانی کرده‌ است ، چون گویا  ایشان در برنامه‌ تبلیغاتی خود "ابتکار تازه‌ای" بخرج داده‌ ، تامین حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی را در برنامه‌ خود گنجانده است!!.

آمدن عنوان حقوق اقوام در برنامه‌ تبلیغاتی کروبی، حدک را به‌ شعف انداخته تا جاییکه‌ آنرا  اقدامی "علنی و بدون پرده‌‌" و "گامی مهم" در طرح  خواست و مطالبه‌ مردم کردستان مینامد که‌ گویا در طول 30 سال گذشته‌  این برای اولین بار است که‌ از جانب کاندید پست ریاست جمهوری این حقوق اگرچه‌ تحت عنوان اقوام تاکید و طرح میگردد.

حدک که‌ همواره  اتفاقات و تغییر و تحولات  در بالا به‌ وسوسه‌اش انداخته‌ و سعی داشته‌ که‌‌ به‌ شکلی و به‌ نحوی در آن ادای سهم کند تا بلکه‌ نصیبی عایدش گردد، اینبار وسوسه خود را  در این  "انتخابات" با پشتیبانی کردن از کروبی دنبال میکند. دنیا را چه‌ دیدی شاید در بازی قدرت در آن بالا دری به تخته خورد و اینبار نام شیخ از صندوق آرا بیرون کشیده‌ شد و حدک نیزکه‌ در این "پیروزی" سهیم بوده‌ وپس از "این پیروزی" از الطاف شیخ در تامین حقوق اقوام  بهره‌ای ببرد. اما حدک در حین حال میداند که‌ اکثریت مردم کردستان از کل حاکمییت اسلامی ازهر نوع و قماشی که‌ باشند، بیزارند و" انتخاباتش" را نیز مضحکه ای بیش نمیدانند و همچنین میداند  حسابی که‌ برروی کاندید مورد علاقه‌اش باز کرده‌ ممکن است در کردستان شانس زیادی نداشته باشد، از اینرو بیانیه‌ را طوری تنظیم کرده‌اند که‌ گویا مضحکه‌ بودن " انتخابات"‌‌‌ و عدم موفقیت این کاندیدای "مدافع حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی" را از نظر دور نداشته‌اند.

در بیانیه‌ گفته‌اند که‌ انتخابات آزاد و دمکراتیک نیست، گفته‌اند که‌ در نظام اسلامی قدرت مافوق قانون وجود دارد، گفته‌اند که‌ این قدرت امکان برداشتن "گامهای مهم"!!  را از رئیس جمهور  برای پیشبرد برنامه‌هایش از جمله‌ تامیین حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی سلب میکند و گفته‌اند که‌ در روزهای مانده به‌ " انتخابات" ( البته‌ پس از این اعلام پشتیبانی) منتظر اقدامات بیشتر وبرداشتن گامهای بیشتری(حتما قاطعانه‌تری!!) از سوی آقای مهدی کروبی برای در نظر گرفتن سهم بیشتربرای اقوام خواهند ماند.

به‌ برخی نکات مطرح شده تا کنونی بیشتر بپردازیم.

برخلاف گفته‌ بیانیه‌ حزب دمکرات کردستان- ایران ، این اولین بار نیست که‌ ازیکی مهره‌های رده‌بالای رژیم اسلامی البته‌ ریاکارانه‌ از تامین حقوق به‌ گفته‌ خودشان اقوام و اقلیتهای مذهبی

حرف میزند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

در مورد دهمین نمایش انتخابات ریاست جمهوری

 

در حالی که کمتر از یک ماه به برگزاری نمایش انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است  و روزنامه های و مطبوعات دولتی همگی مشغول بازار گرمی برای آن هستند، رژیم همچنان بطور سازمانیافته  در تلاش است تا با تشدید سرکوب و تعرض به سطح معیشت و زندگی کارگران و اکثریت حقوق بگیران و مردم ایران وضعیت نابسامان اقتصادی خود را سر و سامان دهد. رژیم جمهوری اسلامی عزم جزم کرده است که با پا گذاشتن بر شانه های طبقه کارگر ایران و به قیمت خانه خرابی و به روز سیاه نشاندن میلیونها خانواده کارگری خود را از گرداب این بحران رها سازد و سود اندوزی سرمایه داران ایران را تامین کند.

 

رژیم جمهوری اسلامی که در خوف و هراسی دائم از برپا شدن شورش های مردمی بسر می برد، کمپین تبلیغاتی مضحکه انتخابات ریاست جمهوری را با ایجاد فضای رعب و وحشت، و بگیر و ببند فعالین کارگری، فعالین جنبش دانشجویی، فعالین جنبش زنان، و دیگر عرصه های فعالیت مدنی، تداوم اعدام ها و قدرت نمایی گردانهای ویژه ضد شورش بسیج و سپاه پاسداران و تدارک آمادگی مقابله با رویدادهایاحتمالی توام کرده است.

 

تشدید این اقدامات در آستانه "انتخابات" ریاست جمهوری و چنگ و دندان نشان دادن ها و مانورهای نطامی سپاه پاسداران در ماههای اخیر نشان دهنده واقعیت رابطه رژیم و مردم ایران است. رژیم که پایگاهی در میان مردم ندارد، برای تداوم حیات خود بیش از پیش به نیروهای امنیتی و مسلح متکی می شود. همه نشانه ها بیانگر این واقعیت است که روند تحولات درون حاکمیت و آرایش سیاسی جناح های درون آن به طرف قدرت گیری بیشتر سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی پیش می رود. بدنبال شبه کودتای انتخاباتی دوره نهم، به میزان قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی سپاه پاسداران افزوده شده است. اکنون ما با یک غول عظیم نظامی و اقتصادی روبرو هستیم که در قدرت سیاسی نیز دست بالا را دارد. از نظر اکثریت جناح غالب حکومتی که اکنون مجلس و دولت را در اختیار دارند دهمین دوره              

 "انتخابات" باید موقعیت جدید سپاه پاسداران را تثبیت کند و آنرا در چهارچوب رژیم اسلامی قانونی کند. "انتخابات" در نظام جمهوری اسلامی که بر اساس پایین ترین معیارها نیز در ضدیت با انتخابات دمکراتیک قرار دارد، عملا به ابزار و امکانی تبدیل شده است که جمهوری اسلامی بوسیله آن در هر دوره به آرایش سیاسی و توازن قوای جناح ها درون حاکمیت وجهه شرعی و قانونی می دهد و از این راه به حاکمیت سیاه خود ادامه می دهد.

 

اکثریت اصول گرایان اگر چه مجلس و دولت را در اختیار دارند و از پشتیبانی فرماندهان سپاه و بسیج نیز برخوردارند و ظاهرا منسجم و سازمانیافته تر پا به میدان رقابت ها گذاشته اند با اینهمه در مقابل موج رو به افزایش مخالفت ها با احمدی نژاد، اعتماد بنفس خود را از دست داده اند از همین رو باز هم خواهان دخالت فعال تر بسیج و سپاه در سیاست و انتخابات هستند. در میدان این رقابت ها پشتیبانی خامنه ای از احمدی نژاد قبل از هر چیز نشانه قدرت گیری بیشتر سپاه پاسداران است. بی جهت نیست که میر حسین موسوی نیز دوستی دیرینه و مناسبات تنگاتنگ با فرماندهان سپاه پاسداران را به رخ رقبا می کشد.

 

کارگران، مردم آزاده ایران!

 

در نظام جمهوری اسلامی، در شرایطی که از آزادی عقیده و بیان و مطبوعات خبری نیست، در شرایطی که آزادی ایجاد تشکل و فعالیت احزاب سیاسی وجود ندارد، در شرایطی که ابتدائی ترین آزادی های سیاسی از مردم سلب شده است، در شرایطی که هر گونه ندای حق طلبانه با زندان و شکنجه و اعدام پاسخ می گیرد،  در شرایط وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان و فیلتر  های سیاسی و ایدئولوژیک دیگر، و در شرایطی که تقلب، جعل و دغلکاری از ابتدا تا انتها بر پروسه انتخابات سایه افکنده است، در این شرایط مکانیسم انتخابات هیچ ربطی به دخالت آزادانه مردم در  تعیین سرنوشت جامعه ندارد. در نظام جمهوری اسلامی انتخابات مضحکه ای بیش نیست.

در این کارزار انتخاباتی کاندیداها و جناح های مختلف رژیم  می خواهند با کشاندن مردم به پای صندوق های رای به تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی مهر مشروعیت انتخاباتی بکوبند. همانطور که روشن است ماهیت نزاع و کشمکشهای جناح های درون رژیم جمهوری اسلامی هیچ ربطی به منافع توده های مردم ندارد. اهداف و استراتژی همه جناح ها و کاندیداهای تصرف پست ریاست جمهوری بقا و تداوم حاکمیت سیاه رژیم جمهوری اسلامی است. اینکه کدامیک از کاندیداهای عبور کرده از صافی شورای نگهبان برای چهار سال دیگر زمام امور را در دست می گیرند برای کارگران و مردم به جان آمده فرقی نمی کند. هر کدام این کاندیدا ها کارنامه ای پر از جنایت علیه مردم دارند. اگر حق انتخاب آزادانه و واقعی با مردم بود، مردم آنها را محاکمه می کردند.

 

مردم ایران سی سال زندگی کردن تحت حاکمیت جمهوری اسلامی را تجربه کرده اند.  شرکت در این انتخابات یعنی مشروعیت دادن به رژیمی که محصول سرکوب خونین انقلاب توده های مردم است، یعنی مشروعیت دادن به شرایط کار بردگی و بی حقوقی کارگران، یعنی مشروعیت دادن به تداوم موج اعدام ها، یعنی مشروعیت دادن به سیاست اعمال تبعیض جنسی و تحقیر هر روزه زنان، یعنی مشروعیت دادن به حمله به مراسم اول ماه مه و به زندان انداختن کارگران، یعنی مشروعیت دادن به تداوم ستمگری ملی، یعنی مشروعیت دادن به حاکمیت افکار پوسیده مذهبی، یعنی به بند کشیدن حقوق فردی و اجتماعی جوانان، یعنی مشروعیت دادن به هزار و یک محرومیت دیگر.

مردم آزاده ایران، اگر خواهان پایان دادن به این مصائب و بی حقوقی ها هستید، اگر خواهان آزادی و برخورداری از یک زندگی مرفه و آسوده هستید، اگر خواهان بهبود و اصلاح زندگی خودتان حتی تحت حاکمیت همین رژیم هستید، در انتخابات شرکت نکنید، به پای صندوق های رای نروید و با نرفتن به پای صندوق های رای، عدم مشروعیت رژیم و بساط انتخاباتش را به جهانیان اعلام کنید. با نرفتن به پای صندوق ها عزم خود را برای به زیر کشیدن رژیم جمهوری اسلامی نشان دهید.

 

فعالین سوسیالیست جنبش کارگری و جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی در این شرایط نباید تنها به ترغیب مردم به عدم شرکت در انتخابات اکتفا کنند، بلکه باید ضمن روشنگری در مورد جایگاه و ماهیت " انتخابات"  از این فرصت استفاده کرد و راه رهائی از چنگ همه این مصائب و محرومیت ها، راه تشکل یابی و راه خلاصی از شر جمهوری اسلامی را به مردم نشان دهند. باید از این فرصت استفاده کرد و آگاهی به ضرورت سازماندهی انقلاب اجتماعی و سوسیالیسم را به اعماق جامعه برد. باید نشان داد که طبقه کارگر نیروی محرکه و عامل سرنوشت ساز وقوع انقلاب اجتماعی است. طبقه کارگر آگاه به مصالح و منافع دور و نزدیک خویش، طبقه کارگر متشکل در تشکل های توده ای و طبقاتی و حزبی خود است که فادر است دیگر جنبش های رادیکال اجتماعی مانند جنبش زنان، جنبش دانشجویی و گروه های اجتماعی پیشرو را برای رسیدن به خواستهای عادلانه شان به جلو سوق دهد و سرانجام انقلاب اجتماعی را به ثمر رساند. سرنگونی جمهوری اسلامی و ایجاد هر نوع بهبود و اصلاحی و لو کوچک در زندگی مردم و تثبیت دستاوردهای مبارزاتی آنها تنها از چنین مسیری می گذرد.

 

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

اردیبهشت 1388

مه 2009

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22  توسط کمون  | 

مردم کردستان از خامنه ای هم همچون احمدی نژاد '' استقبالی '' گرم خواهند کرد!

عطا خلقی

 ata.kholghi@gmail.com 

قرار است خامنه ای به کردستان برود. زمانش را تعیین نکرده اند فعلا '' نویدش '' را به مردم کردستان داده اند تا کوچه و برزن را آب و جارو کنند و آماده پذیرایی از آقا باشند! البته ارگانهای سرکوب بالاترین پیش بینی های امنیتی و تدارکات نظامی لازم را در صدر همه اقدامات دیگرشان گذاشته اند. ارگان های حکومتی و مقامات بالای دولتی هم همه امکانات شان را بکار گرفته اند تا هم سفر پر از '' خیر و برکت '' رهبرشان را به مردم کردستان جار بزنند و هم در عین حال واکنش مردم این خطه را مظنه کنند.

سفارش های لازم هم برای رزرو مینی بوس و اتوبوس و حمل و نقل گردانهای بسیجی استان های همجوار و انتقال سربازان و نظامیان پادگان های دور و نزدیک هم داده شده است تا به موقع و با لباس شخصی و احتمالاً لباس کردی در مراسم استقبال شرکت کنند.

قرار است دو هزار نفری هم در لباس های ورزشی از شهرهای بیجار و قروه و سریش آباد و... پیاده بطرف شهر سنندج راه افتند و سیاهی لشکر مستقبلین را تکمیل کنند.

از هم اکنون هم مدیحه سرایی های دست بوسان و چاکران جیره خور شروع شده است و انتشار بیانیه های رسمی و غیر رسمی و خوش آمد گویی های مقامات کشوری و لشکری و استانی و محلی نیز سر تیتر روزنامه ها شده اند.

نماینده ولی فقیه و استاندار کردستان نیز در یک بیانیه مشترک '' مژده '' این سفر پر برکت مقام معظم رهبری و '' نوید '' افتخار میزبانی از ولی امر مسلمین را به مردم کردستان، اینگونه اعلام کرده اند:

«مردم مسلمان و شرافتمند کردستان، برادران و خواهران ایمانی، مرزداران غیور و همیشه پیروز ایران اسلامی دوران انتظار به پایان رسید و در فصل شکوفایی گل ها، بهار ما با عطر وجود نازنینی از سلاله پاک رسول الله (ص) مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) طراوتی دیگر خواهد گرفت و طلیعه خورشید ولایت از مشرق آرزوی مشتاقان سر برخواهد آورد و به زودی گستره کردستان عزیز را با انوار معنوی خود معطر خواهد کرد و فیض وجود نازنینش بر دیار شهیدان سایه گستر خواهد شد. برماست که به پاس این کرامت خداوندی بار دیگر مهمان نوازی خود را که زبانزد خاص و عام است به نمایش گذارده و با حضور گسترده و یکپارچه خود قدوم مبارک رهبر عزیزمان را بر خاک پاک شهر و دیارمان گرامی بداریم. آری یار و یاور رزمندگان کردستان بار دیگر با شما دیدار خواهد کرد و عطر حضور او که در سال های دفاع مقدس در مریوان و دزلی و سقز و بانه در کنار فرزندان برومند و غیور این دیار همه جا را معطر کرده بود دگر باره مشام جان شما خدا پویان حق طلب کردستانی را نوازش خواهد کرد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 4  توسط کمون  | 

سپاه اصلی ترین ارگان سرکوب و نگهبان رژیم

 

                                                                                                                      فرشید شکری

پس از پیروزی قیام 1357 در ایران و  با روی کار آمدن ضد انقلاب جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران به فرمان آیت الله خمینی تأسیس شد. این نهاد از همان ابتدای تأسیس با درندگی بی مانندی در صحنه حاضر شد و از هیچ جنایتی در حق کارگران، زنان، کمونیست ها، احزاب مترقی و آزادیخواه، و مجموعاً توده های ناراضی رویگردانی نکرد. قرار گرفتن در پیشاپیش نیروهای مسلح حاکمیت جدید در یورش به کردستان و نقاط دیگر کشور و براه انداختن کشتارهای دسته جمعی، نمونه ای از کارکرد و فعالیت های سپاه پاسداران درسال های اول انقلاب است.

در عین حال سپاه پاسداران صاحب یکی از مخوف ترین ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی (حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران) موازی با وزارت اطلاعات می باشد که در گذر از این سه دهه نقش عمده ای در شناسائی، دستگیری، شکنجه و قلع و قمع مبارزین راه آزادی از ستم و نابرابری داشته است. همانطور همه واقفند، این ارگان همچنین دارای سازمانی به اسم بسیج است. نیروی بسیج که در پنجم آذر 1358 باز به دستور آیت الله خمینی تشکیل شد، و پس از تصویب مجلس در دی ماه 1359 رسمیت یافت، به سپاه پاسداران تعلق گرفت و فرماندهی آن بعد از پایان مسئولیت یحیی صفوی، فی الحال به فرمانده کل سپاه پاسداران تفویض شده است.  

سپاه پاسداران به محض پایان جنگ ارتجاعی میان ایران و عراق به فعالیت های اقتصادی روی آورد و با پشتیبانی رهبری و معممین با نفوذ جناح راست و سنتی، در اکثر پروژه های صنعتی و عمرانی شرکت فعالانه ای را شروع کرد. اکنون پیمانکار اغلب  طرح های بزرگ در ایران سپاه است و هر شرکت دولتی ای که بر اساس اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی سهامش واگذار می شود، یکی از خریداران اصلی آن بنگاهها یا مؤسسات مالی وابسته به این ارگان است. شایان ذکر است در طول این بیست سال از دخالت سپاه در پهنۀ اقتصادی کشور، این نهاد هیچگاه خود را مقید به ارائۀ میزان دارائی های نجومی و درآمدهای سرشارش ندانسته است. آری، سپاه پاسداران که با هدف حفاظت از بورژوازی تازه بقدرت رسیده ایجاد گردید و در ابتدا نهادی کوچک و غیر مجهز بود اینک به یک سازمان عریض و طویل نظامی- اقتصادی مبدل گشته، و از نفوذ فراوانی هم در قوای مجریه، قانونگذاری و قضائیه برخوردار شده و به نظر میرسد دارد در عرصۀ رقابت های سیاسی و اقتصادی درون حکومتی گوی سبقت را از بقیۀ بال های نظام می رباید. پیروزی کاندیداتورهای این نهاد سرکوبگر در مضحکۀ انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دورۀ نهم، و دستیابی به آن همه پول و اعتبارات مالی بر این استدلال مهر تأئید می زنند.

به عقیدۀ ناظرین، بیرون آمدن نامزدهای سپاه پاسداران از صندوق های رأی گیری در انتخابات دورۀ هشتم مجلس و دورۀ نهم ریاست جمهوری، مبین کودتای خزنده ای در میدان کشمکش های بین جناحی از طرف این سازمان است. این مسئله، راست های میانه رو و اصلاح طلبان را سخت به یافتن راهبردهائی در متوقف کردن این روند واداشته است. اینان با به فراموشی سپردن ناکامی های قبلی خود هنوز می خواهند تا بهر وسیله فضای اعتراضی جامعه را به خدمت گرفته، و از این راه ضمن مهار چالش های کارگری، زنان و دانشجویان علیه رژیم، طرف مقابل را هم عقب بنشانند.

عملکرد ضعیف دولت نهم در رتق و فتق امور اجرائی و بدین ترتیب نمودار گشتن اختلافاتی در بین فرماندهان سپاه و اصولگرایان، افزایش نرخ تورم و گرانی، و بالا رفتن رکود اقتصادی ناشی از فاکتورهائی از قبیل اضافه شدن تحریم ها، بحران سرمایه داری و...  اعتماد بنفس آنان را در کنار زدن این حریف قدر دوچندان ساخته است. انگاره و گمانی نیست که در این رهگذر گوشه چشمی هم به حمایت طیف های ملون اپوزیسیون غیرقانونی ی بورژوا- لیبرال بطور مستقیم یا غیر مستقیم دارند. به دیگر کلام، یأس روزافزون بخش هائی از طبقۀ سرمایه دار ایران در لحاظ شدن اصلاحاتی در ساختار سیاسی حاکم، عدم مهیا گردیدن تمامی ملزومات ایشان و نارضایتی شدید از بابت گسترش فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران، از نظر اپوزیسیون قانونی یا جناح های غیر اصولگرا مزیتی برای آنها در مسابقۀ انتخاباتی پیشا روی تلقی می شود. اینکه جدالهای درونی رژیم به کجا ختم خواهد شد یا در مضحکۀ انتخابات دورۀ دهم ریاست جمهوری کدامیک از کاندیدها موفق خواهند بود، بحث مفصلی را طلب می کند و قصد نویسنده پرداختن به چنین موضوعاتی در این گفتار نیست.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

نباید گذاشت پیمان پیران به ایران دیپورت شود!

 

ایرانیان شریف و مبارز در تبعید، کانون ها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگان، سازمان ها و احزاب مبارز انقلابی!

دانشگاه در ایران همواره یکی از سنگرهای مبارزه مردم علیه ارتجاع  مذهبی بوده است. مبارزات دانشجویان بخش مهمی از مبارزه وسیعتری است که توده های شریف و انقلابی به ویژه کارگران و زنان برای دستیابی به آزادی و برابری و یک زندگی شایسته انسان انجام می دهند.

پیمان پیران یکی از چهره های شناخته شده جنبش دانشجویی است، که بعد از وقایع 13 آذر 1386 توسط جنایتکاران جمهوری اسلامی دستگیر و به مدت چند ماه زیر شکنجه های وحشیانه قرار گرفت. که با حمایتهای گسترده بین المللی و اعتراضات وسیع مردمی در داخل و خارج کشور سرانجام رژیم جمهوری اسلامی مجبور شد او را با قرار وثیقه سنگین آزاد کند.

اکنون پیمان با تحمل سختی های فراوان موفق شده خود را به کشور نروژ برساند و از این کشور تقاضای پناهندگی کند. پلیس کشور نروژ بعد از بازداشت چند روزه وی، فعلا او را در کمپ پناهندگان «نامسوس» نگه داشته، اما وی را تهدید به دیپورت به ایران نموده است.

ما از همه انسان های شریف و مبارز در خارج از کشور و همچنین از همه کانونها ، نهادها، احزاب و سازمانهای انقلابی و مبارز و انسان دوست تقاضا داریم، تا با تلاش خود مانع از اقدام پلیس نروژ شوند و نگذارند امنیت جانی این فعال دانشجویی به خطر افتد.

 

پیروز باد مبارزه دانشجویان برای آزادی و برابری

تشکیلات خارج از کشور حزب کمونیست ایران 

21-04-2009

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 3  توسط کمون  | 

مضحکه انتخابات در اعماق فقر و بی کاری و سانسور و اختناق چه معنی دارد؟!

بهرام رحمانی : بار دیگر مضحکه انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی در پیش است. انتخاباتی که بنا به اقرار برخی از عوامل حکومت اسلامی، خارج از جناح های حکومتی، شهروندان حساسیتی نسبت به آن از خود نشان نمی دهند. برای نمونه، ابطحی، رییس دفتر خاتمی در دوران ریاست جمهوری وی، در وبلاگ خود چنین نوشته است:

 «... واقعیت این است که خارج از فضای ما سیاسیون، جامعه حساسیتی نسبت به انتخابات ندارد. شرایط فعلی عمومی کشور خیلی غیرانتخاباتی است.» یا موسوی، اصلی ترین کاندیدای ریاست جمهوری اسلامی، از «قهر 20 میلیون نفر از صندوق های رای» سخن به میان آورده است. اما جالب این است که در خارج کشور از ناسیونالیست های رنگارنگ، جمهوری خواهان، طیف توده ای - اکثریتی  گرفته تا تلویزیون بی بی سی و تلویزیون آمریکا و سایت های ایران فردا و بی بی سی و غیره هر کدام از دیدگاه و منافع طبقاتی خود سعی دارند به نوعی برای بازار یخ زده مضحکه انتخابات حکومت اسلامی، بازار گرمی نمایند؟!

 

سابقه این نوع «انتخابات؟!» در حکومت اسلامی، به اندازه عمر این حکومت است. سناریوهای انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و...، هر 4 سال یک بار برگزار می شود. یکی از ابتدایی ترین نمود هر انتخاباتی، آزادی احزاب، تشکل و نهادهای دمکراتیک، رسانه ها و برخورداری از آزادی کاندید شدن و رای دادن است. در حالی که همه جهان می دانند نه تنها در ایران، فعالیت احزاب و سازمان ها، تشکل های دمکراتیک، رسانه های مستقل اکیدا ممنوع است، بلکه فعالین آن ها نیز شدیدا سرکوب و تهدید، زندانی و شکنجه و اعدام می شوند. در کشوری که فقر و فلاکت اقتصادی برای اکثریت مردم آن کمرشکن است؛ در کشوری که ردیف دوم اعدام در جهان را به خود اختصاص داده و در اعدام کودکان نیز در سکوی رتبه نخست «قهرمانی جهان؟!» ایستاده است؛ در کشوری که زنان نصف جامعه را تشکیل نمی دهند اما از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی و اجتماعی خود محرومند و حتا هیچ زن مسلمان و طرفدار حکومت نیز نمی تواند خود را کاندید ریاست جمهوری و وزیری کند؛ در کشور که نویسنده، هنرمند، روزنامه نگار، وب ولاگ نویس هر روز مورد تهدید قرار می گیرد و آثارشان نیز شدیدا سانسور می شود؛ در کشوری که میلیون ها کودک به دلیل فقر والدین شان از تحصیل و تفریح محرومند و از کله سحر تا تاریکی شب به کارهای سخت و خطرناک وادار می شوند؛ در کشوری که کودک از همان روز اول پا گذاشتن به مدرسه، با تبلیغات و خرافات اسلامی شستشوی مغزی داده می شود و...، انتخابات در چنین کشوری چه معنی دارد؟

 

خبر بحران و تعطیلی صنایع کشور و عدم پرداخت به موقع دست مزد ناچیز کارگران و بی کارسازی های وسیع به طور روزانه پخش می گردد؛ هم چنین اعتراض کارگران در مقابل این همه بی حقوقی، بی رحمانه سرکوب می شود و فعالین کارگری دستگیر و زندانی می شوند؛ و میلیون ها نفر به ویژه نیروی جوان در کشور ما بی کارند و کم ترین امیدی نیز به آینده خود در پیدا کردن کار مناسب و تشکیل زندگی مستقل ندارند؛ چرا باید کارگران شاغل و بی کار و جوانان در چنین انتخاباتی شرکت کنند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 1  توسط کمون  | 

سوسياليست و اَزاد انديش يا مماشات با ليبراليزم !

محمد نبوى

 

اخيرأ جمعى از اعضای سابق کومه له و حزب کمونيست ايران " موسوم به فراکسيون فعاليت بنام کومه له " طى اطلاعيه اى حزب کمونيست ايران را تحويل موهوم پرستان داده و کو مه له سوسياليست و اَزاد انديش را براى خودشان نگهداشته اند!

اَفرين به اين انصاف و احسنت به اين اَزاد انديشى! البته قبل از آنان هم اعضاء اسم و رسم دارترى کومه له را بقول خودشان از حزب کمونيست جدا کردند و مدعى بودند با اين جدايى موجبات توسعه و پيشرفت کومه له را فراهم ميکنند. آَن زمان، رفقايى که تقريباً يک دهه بعد ملقب به " فراکسيون فعاليت بنام کومه له " شدند، همانند انشعابيون مدعى بودند که ما ( حزب کمونيست ايران و کومه له)، ظرفيت فعاليت در شکل و فرم سازمانى کنونى را نداريم و مناسب تراست سازمان تشکيلاتى مان، صرفاً بنام کومه له فعاليت کند .ظاهراً اين رفقا آن زمان، اختلافى برسرمبانى برنامه، استراتژى وسياستهاى حزب کمونيست و کومه له نداشتند، فقط با فرم تشکيلاتى مخالف بودند. بنابراين با انشعابيون نرفتند و با حزب ماندند. کنگره نهم کومه له (سازمان کردستان حزب کمونيست ايران ) با برسميت شناختن خواست اين رفقا، مقرر نمود تا طى يک همه پرسى از اعضا دراين مورد پرسش بعمل آيد. نهايتاً اکثريت اعضای کومه له، فعاليت در فرم سازمانى حزب کمونيست ايران را انتخاب کردند.

متعاقب اين همه پرسى، اگرچه اين رفقا به تصميم اکثريت تمکين کردند اما بتدريج معلوم شد اختلاف اين جمع با حزب کمونيست ايران تنها برسر آرايش تشکيلاتى نيست و در واقع تمکين آنان نه از سر وفادارى به باورهاى مشترک، بلکه عدم انسجام درفرموله کردن اختلافات با اين باورها بود که موقتاً آنان را در صفوف حزب کمونيست و کومه له نگهداشته بود.

نزديک به يک دهه يعنى ازکنگره نهم کومه له تا کنگره سيزدهم کومه له طول کشيد تا اين رفقا توانستند بر بحران فکرى خود غالب شوند و مکنونات فکرى خود را طى اطلاعيه اى که به اطلاعيه اعلام فراکسيون موسوم است، به اطلاع عموم برسانند.

اطلاعيه اعلام فراکسيون قبل ازاينکه بيانگر نقطه نظرات مملو از ابهام اين رفقا در مورد مبارزه طبقاتى، انقلاب کارگرى، سوسياليزم و استراتژى سوسياليستى باشد، بيانگر اين درک درست و رايج درصفوف کومه له وحزب کمونيست ايران بود مبنى براينکه اختلاف اين رفقا برسر آرايش تشکيلاتى، قالب و قواره حزب کمونيست ايران نيست، بلکه اختلاف برسر موجوديت طبقه کارگر، ميزان رشد و گستردگى مبارزه اين طبقه، ممکن بودن انقلاب سوسياليستى و استراتژى سوسياليستى است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 13  توسط کمون  | 

سوء تغذیۀ کودکان ایرانی

                       (در حاشیۀ هشدار کارشناسان مسائل پزشکی)    

 

                                                                                                                        فرشید شکری

 هر انسانی با شنیدن و دیدن اخبار ناگواری همچون کشته شدن مردم غیر نظامی بر اثر جنگ یا عملیات های تروریستی، مرگ به دلیل نداری و کمبود مواد غذایی و... به سختی منقلب می گردد و سراپای وجودش پر از تنفر می شود. نفرت از بابت زندگانی فلاکتباری که طبقات حاکمه برای بشریت آفریده اند. نفرت از جهانی که به جهنم آدمیان مبدل گشته، و هر روز بیش از روز قبل از آنان قربانی می گیرد.

دیگر در این دوران آمار گسترش فقر، گرسنگی، سوء تغذیه، تلفات ناشی از جنگ های امپریالیستی و اعمال تروریستی بعضی از دولت ها، و جریانات بنیادگرای (Fundamentalist) مذهبی در سایۀ هژمونی سرمایه داری، ابداً قابل قیاس با دوره های گذشته نیست. تازه باید علی رغم این درجه از رشد علم و تکنولوژی در رشته های پزشکی، داروسازی و بهداشت؛ باز ناظر شیوع گاه و بیگاه بیماریهای مهلک به ویژه در ممالک موسوم به جنوب باشیم!

هر ساعت عکس ها و فیلم های متعددی از سیه روزی توده های زیردست جوامع بشری بر صفحۀ تلویزیون ها یا تارنماهای اینترنتی به معرض نمایش گذاشته می شوند. این تصاویر دلخراش که قلب میلیون ها بیننده را می فشارند، اما توسط میدیا و رسانه های سمعی و بصری بورژوازی، و ژورنالیست های مزدور تماماً بی اهمیت و یا طبیعی قلمداد می شوند. انگار هیچ اتفاقات مهمی روی نداده اند یا در شرف وقوع نیستند؛ گویی این آلام لازمۀ حیات و از اجزای لایتجزای زندگی اند. بزعم اینان، همانند دنیای وحوش قویترها لایق زیستن اند و ضعیف ترها مستوجب تکه و پاره شدن! تلخ تر از اینها، مشاهدۀ فیگور صلح طلبی و انساندوستی صاحبان سیم و قدرت، و نمایندگان سیاسی آنها در نهادهای وابسته به سازمان ملل است. ترتیب دادن گردهم آیی ها و جلساتی تحت عنوان حفظ صلح و ثبات در جهان، مقابله با نقض حقوق بشر، خیرات و نیکوکاری یا جمع آوری کمک برای گرسنگان جهان، حال آدم را بهم می زند. هراز گاهی هم انسان با استماع اخباری در ارتباط با نصایح درس خواندگان بورژوازی به توده های فقیر و ستمکش در مورد مصرف مواد غذایی، به سختی آزرده می شود.    

چندی پیش تعدادی از کارشناسان امور پزشکی در ایران در بارۀ کمبود روی و ویتامین های دیگر در بدن کودکان هشدار دادند. شبکۀ خبر سیما گزارش داد: « تعدادی از محققین و دانش پژوهان کشور با بررسی نمونۀ خون 214 کودک در بدو ورود به دبستان متوجه شدند، میزان ریز مغذی روی در خون شمار قابل توجهی از این کودکان بمراتب کمتر از حد نرمال است. در ادامۀ این گزارش تصریح شده است: « ریز مغذی روی در رشد جسمی و تکامل مغزی کودکان نقش بسزایی دارد و کمبود این عنصر با اهمیت یکی از عوامل اصلی کوتاه قدی در بین کودکان محسوب می شود ». این متخصصین در گزارش خود از لزوم خورانیدن انواع آبزیان به کودکان جهت تأمین روی در بدن آنها سخن گفته اند.          

با قبول هشدارهای جدی کارشناسان مسائل پزشکی و علوم تغذیه، سئوال اینست که خانوارهای کارگری و کم درآمد چگونه خواهند توانست مصرف آبزیان را در برنامۀ غذایی کودکانشان بگنجانند؟ پزشک ها در حالی استفاده از گوشت ماهی و میگو را توصیه می کنند که بهای این محصولات در بازارهای کشور شدیداً افزایش یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 22  توسط کمون  | 

درباره انقلاب سوسیالیستی

پرچم سرخ

فعالیت انقلاب و وظایف کمونیست ها

نگاهی به متون سیاسی و تئوریک جنبش کمونیستی ایران در سالهای اولیه پس از انقلاب 57 و مقایسه ان با ادبیات کنونی این جنبش تفاوتی اشکار را نشان می دهد.نظریه و عمل جنبش کمونیستی ایران در سالهای اولیه پس از انقلاب 57 معطوف به امر انقلاب بود.برای جنبش در ان برهه تاریخی انقلاب در دستور روز قرار داشت و هر نظریه و هر عمل جنبش کمونیستی از این دیدگاه یعنی انقلابی که در جریان بود مورد نقد قرار می گرفت.به بیان دیگر جنبش کمونیستی ایران در ان شرایط اکادمیسم یعنی جدایی نظریه از عمل انقلابی را به طور عام پشت سر گذاشته بود و هر نظریه و هر عمل خود را در ارتباط با واقعیت انقلاب درک می کرد.اما امروز به نظر می رسد برای گرایشاتی در جنبش کمونیستی ایران مساله انقلاب حتی تاثیری نظری هم بر ادبیات سیاسی ندارد.ادبیات کمونیستی این گرایشات به انتقاد از فلاکت های جامعه سرمایه داری و ریشه های اقتصادی بحران های ان محدود شده است.انها به مشاوران اقتصادی بورژوازی تبدیل شده اند و بورژوازی را به ریشه های بحرانش اگاه می کنند.تبدیل شدن این گرایشات از مبارزان کمونیست به مدافعان حقوق بشر اولین نتیجه طبیعی چنین دیدگاههایی است.

به طور خلاصه اگر معطوف بودن نظریه به مساله انقلاب خصلت عام گرایشات جنبش کمونیستی ایران در مقطع انقلاب 57 بود باید گفت جدایی نظریه از عمل انقلابی یعنی اکادمیسم شاخصه گرایشاتی در کمونیسم امروز ایران است.

طرح چنین دیدگاهی در ابتدا یک سوال اساسی را در مقابل ما قرار می دهد.چگونه کمونیسم انقلاب 57،یعنی کمونیسمی که الوده به انواع انحرافات خرده بورژوایی و پوپولیستی بود،کمونیسمی که رشد نیروهای مولده،انقلاب مرحله ای،بلوک چند طبقه و خرده بورژوازی مترقی را تئوریزه می کرد قادرشد نظریه خود را معطوف به واقعیت انقلاب نماید اما کمونیسم امروز ایران که حداقل در سطح نظریه پوپولیسم و انواع انحرافات رویزیونیسم خرده بورژوایی را نقد کرده است قادر نیست واقعیت فعلیت انقلاب را درک کند و نظریه و عمل خود را معطوف به ان نماید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 11  توسط کمون  | 

در سالگرد اندیشمند و مغز متفکر، کارل مارکس

 

 شباهنگ راد

14 ماه مارس، 126مین سالگرد در گذشت کارل مارکس، اندیشمند، فیلسوف، نظریه‏پرداز و اقتصادان همه‏ی زمانه‏هاست. در حقیقت دوران و سرتاسر زندگی مارکس، دوران فراگیری دانش علمی و روشنگری علیه‏ی بیدادگری‏های حاکمان بود. مارکس مبارزه‏ی خود را در همان دوران جوانی و با پیوستن به حلقه‏ی "هگلی‏های جوان" آغاز نمود و در مدت زمانی کوتاه، به دیدگاه ماتریالیستی دست یافت و گام به گام به توضیح دیگر مسائل عدیده‏ای هم‏چون مکانسیم و نقش مناسبات سرمایه‏داری و چگونگی رهائی کارگران و زحمت‏کشان از زیر سلطه‏ی استثماگران پرداخت. توضیح و تفسیر جهان ناعادلانه و متعاقباً سامان بخشیدنِ ایدئولوژی نوینی در مقابل ایدئولوژی سرمایه، مارکس را به یگانه انسان و اندیشمند جهان تبدیل ساخت.

ارائه‏ی نقدِ مذهب از منظر ماتریالیستی، تدوین و اثر خارق‏العاده "مانیفست حزب کمونیست" بهمراه انگلس در سال 1848، مارکس را از منظر سرمایه‏داران به "انقلابی خطرناک" مبدل ساخت که در نهایت و بنابه پیشنهاد زمام‏داران دولت آلمان به دولت فرانسه، مجبور به مهاجرت به بروکسل می‏شود. بیانیه‏ای که بعدها بعنوان متد برخورد و سیاست پایه‏ای میلیون‏ها کارگر و کمونیست سرتاسر جهان قرار گرفت. از منظری دیگر با انتشار "مانیفست حزب کمونیست" بود که طبقه‏ی کارگر توانست ایدئولوژی سازمانی و منسجم خود را در مقابل ایدئولوژی سرمایه‏داری اعلان نماید و مبارزات‏اش را در برابر بی عدالتی‏های موجود کانالیزه و سازمان دهد. طبیعتاً تدوین "مانیفست حزب کمونیست" پیش درآمد سازمان و حزب کمونیستی دگرگونه ساز در مقابل سازمانِ عریض و الطویل نظام‏های سرمایه‏داری و دیگر احزاب وابسته بدانان بود.

توضیح و کارکرد مناسبات سرمایه‏داری در کتاب با ارزش "سرمایه" و اشاره‏ی دقیق و سنجیده به مکانیسم‏های درونی و فربه شدن هر چه بیشتر سرمایه‏داران، که سر انجام آنانرا با رکود و بحران عظیمی مواجه خواهد ساخت، مارکس را در رده‏ی یگانه اقتصادان دنیای کمونیستی قرار داد. نظر و حکم تاریخی‏ای که در دوره‏های متفاوت تجلی خود را بنمایش گذاشت و بحران مالی اخیر و ورشکستگی بزرگ‏ترین بانک جهانی ایالات متحده و دیگر کشورهای امپریالیستی نمودار حقانیت نظرگاه‏های تاریخی مارکس در این زمینه می‏باشد؛ نظرگاهی که سرمایه‏داران و حاکمان جهانی را هم مجبور ساخت تا رسماً اعلام نمایند که: "مارکس خیلی هم اشتباه نمی‏کرد".

امروزه و در چارچوبه‏ی تفکرات هوشمندانه‏ی مارکس پیرامون خصلت و ذات سرمایه به عینه می‏توان مشاهده نمود که چگونه سرمایه‏داران دارند همدیگر را می‏بلعند و به وضوح کامل می‏توان دید که چگونه مارکس چنین اوضاع و وضعیتی را در دهه‏های گذشته، پیش‏بینی نمود. تاکید مارکس بر آن بود که روزی زمان مرگ سرمایه فرا خواهد رسید. مارکس در کتاب "سرمایه" ثابت نمود که اُس و اساس سرمایه در گستردگی آن نهفته می‏باشد و چنین منطق و روشی ابدی نیست. بی دلیل نیست که این روزها و بدلیل بحران مالی در بلوک سرمایه‏داران بر میزان فروش اثر ارزشمند "سرمایه" افزوده ‏گردیده و همین امر بنوبه‏ی خود حکایت از آن دارد که ایده‏های گرانبهای مارکس هم‏چنان و بعد از گذشت چندین دهه، صحیح و راهنمای مقابله با نظام‏های پوسیده‏ی سرمایه‏داری در سطح جهانی‏ست. تاکید مارکس همواره بر آن بود که بحران جزء ذاتی نظام‏های سرمایه‏داری‏ست؛ تاکید مارکس همواره بر آن بود که سرمایه در نهایت رو به زوال و نابودی کشیده خواهد شد؛ تاکیدش بر آن بود که طبقه‏ی کارگر بعنوان یگانه طبقه‏ی تا به آخر انقلابی در اتحادی همگانی، نظام‏های سرمایه‏داری را پس خواهند زد و حاکمیت خود را در مقابل حاکمیت استثمار و زور اعلام خواهند نمود. در بستر چنین ایده‏های نوین و باوری بود که همواره برای بر انداختن نظام استثمارگرایانه و برقراری جامعه‏ی کمونیستی تلاش فراوانی می‏نمود و شکست انقلابات، عقب‏نشینی‏ها و تبعیدها و هم‏چنین شرایط سخت زندگی هیچگونه تأثیری بر اعتقادات و مبارزات کمونیستی مارکس نداشت.

به عبارتی واقعی سیاست با روحیه و شخصیت مارکس در هم آمیخته شد. پیکارجوئی بود که توجه‏ی دنیای سیاست را نسبت به آرمان‏های‏اش جلب نمود و نگاه‏اش نسبت به انسان، نسبت به روابط و مناسبات اجتماعی، نسبت به معضلات و پدیده‏های اجتماعی به گونه‏ای انسانی و دگرگونه بود. این نگاه‏ها را می‏توان در تمامی عرصه‏های زندگانی مارکس و در نوشتجات‏اش به عینه مشاهده نمود و نشان داد که همه‏ی وجود و هستی‏اش، مبارزه با زورگویان، بر پائی انقلاب کمونیستی و تحقق منافع‏ی کارگران و زحمت‏کشان سرتاسر دنیا بود.

بنابراین و با وجود چنین نتایج درخشانی، مارکس و آثارش را نمی‏توان متعلق به یک دوره از تاریخ مربوط دانست. وجود و استفاده‏یده‏ها جلد کتاب در عرصه‏های سیاسی، فلسفی، اقتصادی، تئوریک و غیره از جانب پیروانش در سرتاسر جهان گواهی بر این مدعاست. آثار و ایده‏هایی که هم‏چنان بعنوان مشعل راهنمای مبارزات اعتراضی کارگران و زحمت‏کشان در مقابل سرمایه‏داران مفت‏خوار می‏باشد؛ ایده‏هایی که تضمین کننده‏ی سعادت و بهروزی میلیون‏ها انسان محروم از شر هزاران مصائب سیاسی – اجتماعی دست‏ساز سرمایه‏داران است.

از منظری دیگر و در عرصه‏ی سیاسی – تئوریک، کارل مارکس تعاریف خود را به شکل داهیانه از بورژواها و تفکرات انحرافی و بغایت منفعت طلبانه‏ی‏شان و وظایف کمونیست‏ها در قبال آن‏ها، توضیح و تشریح ادیبات کمونیستی در برابر دیگر ادیبات مشئمز کننده و تخریبی لمیدگان انقلاب و هم‏چنین نگاه کمونیست‏ها با دیگر احزاب مختلف اپوزیسیون را، بسیار صریح و روشن بیان نمود. انسانی که کاملاً نگاه‏ و رفتارش به پیرامون خودی، کمونیستی بود و نسبت به دشمنان طبقاتی کارگران و زحمت‏کشان سر سخت و جدی و عملاً مدافع‏ی انقلاب کمونیستی بود. بر مبنای چنین اعتقاد عمیق و باور نکردنی بود که "مانیفست حزب کمونیست" را با چنین جملات کوبنده‏ای به پایان می‏برد: "بگذار طبقات حاکم از انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند. پرولترها در این میان چیزی جز زنجیرهای خود را از دست نمی‏دهند. ولی جهانی را بدست می‏آورند".

13 مارس 2009

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 20  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

درمورد جمع موسوم به "فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له"

اختلاف نظری که از مدتها پیش در صفوف حزب کمونیست ایران و کومه‌له بر سر مبانی فکری و سیاسی و آرایش تشکیلاتی این جریان بروز پیدا کرده بود و اقلیتی در درون ما آنرا نمایندگی می کردند، امروز به جایی رسیده است که آنان دیگر بطور کامل خود را با این جریان بیگانه احساس می کنند و همه شواهد نشان می دهد که حرکت جدایی طلبانه خود را بدون اعلام علنی آن عملا تکمیل کرده‌اند. مبانی سیاست ما در برخورد به این مسئله همواره بر چند محور اصلی استوار بوده و هست:

اول، از نظر ما بروز اختلاف نظر در یک حزب سیاسی که حیات خود را به مبارزه در جامعه معینی مربوط کرده است، امری کاملا طبیعی است. جامعه با اقشار و طبقات مختلف، با جنبش های اجتماعی متفاوت، با گرایشهای فکری و سیاسی موجود در آن و با فرهنگ و اخلاقیات و سنن گوناگون، پدیده ای زنده و پر از جنب و جوش و مبارزه است، حزب سیاسی ای که با بخشی از تاریخ چنین جامعه ای عجین شده است به ناگزیر  جدال ها و واقعیت های آن را در اشکال مختلف در درون خود منعکس می کند. تمام مسئله اما بر سر این است که چگونه از درون کشمکشی که تا حدود زیادی بازتاب جدالهای واقعی درون این جامعه است، سالم، متحد و فعال بیرون خواهد آمد.

دوم، جریان ما ابزار مبارزه کارگران و مردم زحمتکش و ستمدیده است ، آنها حق دارند در سرنوشت آن دخیل باشند و در جریان مسائل و مشکلات آن قرار بگیرند. تعیین تکلیف های زودرس تشکیلاتی که نتواند به آنها فرصت قضاوت، داوری کردن و دخالت در سرنوشت آنرا داده باشد در راستای سنت های پیشرو تا کنونی این جریان نیست. نشان دادن حداکثر تحمل و سعه صدر بعنوان یک فرهنگ در هنگام بروز اختلافات سیاسی به دلیل درک این واقعیت بوده است.

سوم، این حزب محصول چند دهه تلاش و مبارزه و جانفشانی است. انسانهای وارسته بسیاری بخاطر این حزب و آرمانها و اهداف آن جانباخته اند. رهبری این حزب مجاز نیست و نمیتواند در مقابل تلاشهای انحلال گرانه‌ای که سنت های انقلابی و پیشرو و ادامه‌کاری آن را با مخاطره روبرو می سازد، مماشات جویانه رفتار کند، بلکه بایستی بموقع و با صراحت و تعهد به انجام وظایفی که به وی سپرده شده است، از موجودیت آن، هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ تشکیلاتی، دفاع کند.

با محور قرار دادن این جهت گیریها بود که طی سالهای اخیر مدام رفقای اقلیت درون حزب را که با مبانی فکری و خط رسمی حزب اختلاف داشتند تشویق کرده ایم که بیشترین تلاش خود را متوجه روشن کردن جنبه های سیاسی، فکری و برنامه ای این اختلافات بکنند. تریبون های حزبی همواره برای انتشار دیدگاهها و نظراتشان بر روی آنها گشوده بوده است. متاسفانه آنها از این امکان مساعد تا هنگام برگزاری کنگره سیزدهم کومه‌له بهره چندانی نگرفتند و در مقابل اصرار ما مدام تاکید می کردند که آنها مشکلی با مبانی فکری و استراتژی سیاسی و برنامه ای این حزب ندارند. تاکیدشان بر فعالیت بنام کومه‌له حتی مسئله کردستانی بودن یا سراسری بودن کومه له مورد نظرشان را مبهم باقی گذاشته بود. آنها می گفتند که تنها می خواهند شکل و قواره تشکیلاتی این جریان را عوض کنند. اما علیرغم هر توضیحی که آنها برای بیان مسئله خود داشتند، روشن بود که اولا، خواهان انحلال حزب کمونیست ایران هستند و ثانیا، با بسیاری از مسائل استراتژیک و سیاسی و فعالیتهای این حزب چه در کردستان و چه در ایران اختلاف اساسی دارند. زیرا واقعیت این است کسانی که نه با شکل سراسری فعالیت این حزب، نه با برنامه و استراتژی سیاسی آن اختلافی نداشته باشند و تنها خواهان عوض کردن آرایش تشکیلاتی آن باشند، قاعدتا می توانند در یک محیط سالم سیاسی و با روحیه ای وحدت طلبانه علیرغم داشتن این نظر در صفوف آن به فعالیت خود ادامه بدهند. اما عملکرد این رفقا نشان می­داد که اختلافات آنها بسیار فراتر از یک ملاحظه تشکیلاتی در مورد نام و شکل فعالیت است و این واقعیت در آستانه کنگره سیزدهم کومه‌له سرانجام با روشنی بیشتری خود را نشان داد.

رفقای اپوزیسیون بعد از گذشت 4 سال از اولین جزوه شان که به امضای 7 نفر و تحت نام "ضرورت فعالیت بنام کومه له" منتشر شد، در تیرماه 1387 و قبل از برگزاری کنگره سیزده کومه‌له بیانیه اعلام موجودیت خود را تحت عنوان "فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له" انتشار دادند. مفاد این بیانیه از اختلاف نظر یر سر آرایش تشکیلاتی و یا اختلاف بر سر یک سیاست مشخص بسیار فراتر بود و مضامین آن در مغایرت و تقابل کامل با موجودیت حزب کمونیست ایران، برنامه و استراتژی سیاسی آن و برنامه کومه‌له برای حاکمیت مردم در کردستان، قرار داشت. این بیانیه در کنگره 13 کومه‌له با شرکت خود این رفقا بطور مفصل مورد بحث و بررسی قرار گرفت. آنها فرصت داشتند تا آنرا در جزئیات هم تشریح کنند. شرکت کنندگان در کنگره فعالانه در مباحث آن شرکت کنند. در این کنگره غیر از نمایندگان منتخب، کلیه اعضای حزب بطور کلی و  تشکیلات کردستان آن، کومه‌له بطور اخص می­توانستند شرکت کنند و شمار نسبتا زیادی هم شرکت کردند. مباحثات کنگره و بیانیه خود این رفقا نشان داد که اختلاف واقعی نه بر سر قواره تشکیلاتی و فعالیت کردن به این نام یا آن نام، بلکه بر سر کل مبانی فکری و سیاسی و استراتژی و برنامه ای جریان ما است. آنها در جریان مباحثات کنگره حتی شماری از رفقایی را که قبلا به آنها متمایل بودند را نیز از دست دادند. با همه اینها کنگره سیزدهم تصمیم گیری تشکیلاتی در مورد فراکسیون را مطابق اساسنامه به پلنوم کمیته مرکزی حزب واگذار کرد.

مدت کوتاهی بعد از برگزاری کنگره مباحثات آن از طریق تلویزیون و رادیوی کومه‌له انتشار علنی پیدا کردند. بیانیه آنها در نشریه رسمی حزب منعکس شد و مورد نقد سیاسی قرار گرفت. حزب تا این هنگام به پیروی از سنتهای خود و با آگاهی از موقعیت اجتماعی خود و حساسیتی که مردم نسبت به مسائل درون این جریان از خود نشان میدهند، کماکان مایل بود و می کوشید که این رفقا را تشویق کند تا مضامین اختلافات سیاسی خود را بیشتر روشن کنند. اما طی هفت ماهی که از کنگره 13 کومه‌له میگذرد، این رفقا هیچ تلاشی در جهت روشنترکردن مبانی فکری و سیاسی خود و پاسخ دادن به سوالاتی که خود طرح کرده بودند، انجام ندادند و از فرصتهایی که برای تشریح دیدگاههای خود داشتند استفاده نکردند و در مقابل متاسفانه کارشکنی های خود را در زمینه های تشکیلاتی و پایمال کردن ضوابط حزب ادامه دادند، که در ادامه به موارد مشخص آن خواهیم پرداخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 23  توسط کمون  | 

سوسیالیسم است نجات انسانها

ژان مالینوکس.

عده ای گمان می کنند سوسیالیسم چیز خوبی است اما در عمل کارایی ندارد .جان مولینوکس مخالف این عقیده است . وی در این نوشته نظرات خود را در خصوص سوسیالیسم و چگونگی و چرایی آن ، تبیین می کند.

ماشین سرمایه داری خوب کار نمی کند. در این صورت چاره چیست؟ این سوال ، ذهن میلیونها و بلکه حتا صدها میلیون انسان را در سرتاسر جهان مشغول کرده است ؛ آنها با چشمان خود می بینندکه چگونه بازار بورس در هم می شکند و منابع اعتباری و مالی دچار بحران عمیق و شکننده شده است.علیرغم این واقعیات عینی مسئله اساسی این است که این آدمها تحت تاثیر تبلیغات سیاستمداران ، روشنفکران ارگانیک نظام سرمایه داری ، مطبوعات و رسانه های جمعی به این باور نادرست رسیده اند که خارج از نظام سرمایه داری هیچ راه حلی برای این بحرانها موجود نیست و تنها راه حل ، پیشنهادهای خروج از بحران ، عرضه شده از سوی نیوکینزی ها، گوردون براون و احیانا" اوباماست که همگی نسخه جدید و روتوش شده ای از سرمایه داری هستند.

واقعیت این است راه حل قطعی و روشن برای همه ی ِ این بحرانها و تیره روزی های جهانی حداقل از 160 سال قبل عرضه شده است( کارل مارکس و فردریک انگلس در سال 1848 مانیفست کمونیست را نوشته اند).سوسیالیسم فوق العاده سرراست و بی نهایت نسبت به سرمایه داری ساده است. مفهوم سوسیالیسم مالکیت و کنترل اجتماعی ( کلکتیو) بر ابزار تولید ( زمین،کارخانجات،مراکزتجاری،بانکها و ...) است. در سوسیالیسم تولید برای رفع نیازهای مادی بشر و نه به خاطر کسب سود انجام می گیرد و همین امر موجب از بین رفتن شکافهای طبقاتی می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 22  توسط کمون  | 

گرامی باد یاد همه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 10  توسط کمون  | 

ارزیابی از انقلاب 1357 ایران گفتگوی نشریه آرش با ابراهیم علیزاده

              

 

 

                                                                                                      

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 12  توسط کمون  | 

مصاحبه نشریه جهان امروز با صلاح مازوجی در مورد اوضاع سیاسی ایران 

(بخش دوم)

جهان امروز: با توجه به تشدید بحران اقتصادی و تعرض همه جانبه ای که رژیم به سطح معیشت مردم  و بویژه طبقه کارگر سازمان داده است، موقعیت جنبش کارگری را چگونه ارزیابی می کنید؟ بعنوان اقدام عاجل طبقه کارگر چگونه می تواند با عوارض تشدید بحران کنونی مقابله کند؟

صلاح مازوجی: روشن است که از این بحران اقتصادی و تهاجم وسیعی که رژیم علیه سطح زندگی و معیشت مردم سازمان داده است طبقه کارگر بیشتر از همه اقشار دیگر جامعه آسیب می بیند. وجود میلیونها کارگر بیکار و تداوم بیکار سازیها، راندن میلیونها خانواده کارگری به زندگی کردن در زیر خط فقر و تحمیل ناامنی شغلی در این شرایط فلاکتبار اقتصادی طبقه کارگر ایران را در موقعیت بسیار دشواری در مبارزه با وضع موجود قرار  داده است. اگر قبول داریم که قدرت طبقه کارگر در موقعیت عینی آن در اقتصاد جامعه نهفته است و اعتصاب و از حرکت باز ایستاندن چرخ تولید یک از مهمترین سلاح های طبقه کارگر در مبارزه با سرمایه داری است، شرایط فلاکتبار اقتصادی کنونی تا اندازه زیادی توان استفاده از سلاح اعتصاب این نماد قدرت طبقه کارگر را از کارگران گرفته است. اعتصاب است به سرمایه داران می فهماند این کارگران هستند که صاحبان اصلی جامعه هستند و به کارگران یادآور می شود که باید به آینده امید داشته باشند. ممنوعیت ایجاد تشکل و فقدان تشکل های طبقاتی و توده ای گارگری،و یا  ممنوعیت اقداماتی نظیر ایجاد صندوق کمک به اعتصاب، سازمان دادن اعتصابات دراز مدت را به امری دشوار تبدیل کرده است. در این اوضاع اقتصادی این ضعف جنبش کارگری را تنها با گسترش همبستگی طبقاتی در صفوف کارگران و ایجاد تشکل های توده ای کارگری می توان جبران کرد. در یکی، دو سال اخیر که ما شاهد اعتصابات و اعتراضات هر روزه و رشد نسبی جنبش کارگری بوده ایم فقط در چند مورد  و مهمترین آنها در نیشکر هفت تپه بود که ما شاهد اعتصابات پی در پی و طولانی مدت کارگران بودیم که از دل آن سندیکای کارگران بیرون آمد. این تجربه نشان داد که کارگران با حضور گسترده و اتحاد طبقاتی و اتکا به مجامع عمومی خود و دخالت دادن مستقیم خانواده هایشان در این مبارزه می توانند این ضعف را جبران کنند. کارگران هفت تپه در جریان اعتصاب طولانی خود گرسنگی و رنج و مرارت های زیادی را تحمل کردند، اما نهایتا پشت هیئت مدیره کارخانه را خم کردند و با این پیروزی خود، شهامت نوینی در هم طبقه ای های خود در دیگر مراکز کارگری بوجود آوردند.

علیرغم این اوضاع فلاکتبار اقتصادی و سرکوبگری های رژیم، جنبش کارگری ایران با اتکا به دستاوردهای مبارزاتی اش و بویژه دستاوردهای چند سال اخیرش می تواند بر این ضعف ها غلبه کند. کارگران در جریان مبارزات رو به رشد خود بیشتر به دشمنی طبقه سرمایه با کل طبقه کارگر  و این واقعیت که آنها در مبارزه علیه سرمایه داری تنها می توانند روی اتحاد طبقاتی خودشان حساب کنند پی برده اند. اعتراضات و مبارزات کارگری در این سالها و رودر روئی نیروهای سرکوبگر رژیم با کارگران در دل این مبارزات جنبش کارگری ایران را بشدت سیاسی کرده است، کارگران در این مبارزات نه تنها به ماهیت سرمایه داران بلکه به ماهیت طبقاتی دولت و قوانین آن نیز پی برده اند. طبقه کارگر در جریان مبارزات خود نسلی از پیشروان و رهبران خود را پرورده کرده است، این رهبران علیرغم فشارهای رژیم راه و رسم کار علنی و فعالیت در ابعاد وسیع و اجتماعی را آموخته اند. بسیاری ازاین رهبران کارگری سوسیالیست هایی هستند که برای شناساندن آرمان طبقه کارگر و آشنا کردن توده های کارگر با سوسیالیسم بی وقفه تلاش می کنند. بسیاری از این فعالین و پیشروان کارگری بمنظور ایجاد هماهنگی و متمرکز کردن فعالیت هایشان در تشکل ها و نهادهایی گرد آمده اند و برای کمک به پروسه ایجاد تشکل های توده ای و طبقاتی کارگران تلاش می کنند. کارگران شرکت واحد و نیشکر هفت تپه با ایجاد سندیکای خود راه ایجاد تشکل کارگری در زیر حاکمیت اختناق سیاه جمهوری اسلامی را نشان دادند. در این دوره کارگران در جریان مبارزه آموخته اند که نه تنها از حقوق کارگران بلکه از حقوق عادلانه و دمکراتیک اقشار دیگر جامعه ایران نیز دفاع کنند. فعالین  و نهادهای کارگری بارها از مبارزه دانشجویان، از مبارزه زنان، از مبارزه برای احقاق حقوق کودکان، از مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی پشتیبانی کرده اند. همینکه رهبران کارگری به ضرورت هدایت و رهبری تمام وجوه مبارزه علیه نظام موجود پی برده اند و در تلاشند تا حمایت و همبستگی دیگر جنبش های دمکراتیک و انقلابی از جنبش کارگری را جلب کنند، بسرعت آنها را به ضرورت حزبیت و تحزب یابی سوق می دهد، چون کارگران تنها با حزب کمونیستی خود می توانند کلیه وجوه مبارزه را رهبری کنند و افق رهایی را پیشاروی جامعه قرار دهند، و این مرحله ای دیگر از تکامل جنبش کارگری است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 22  توسط کمون  | 

مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی

 در مورد اوضاع سیاسی ایران

(بخش اول)

 

جهان امروز: مدتی پیش پلنوم کمیته مرکزی حزب برگزار شد، همانطور که از گزارش آن هم پیداست موضوع مربوط به بحران اقتصادی جهان سرمایه داری و تحلیل اوضاع سیاسی ایران و استنتاج عملی از آن بخش اصلی مباحث پلنوم را بخود اختصاص داده است، در این مصاحبه می خواستم بیشتر به اوضاع سیاسی ایران بپردازیم. در گزارش به سقوط بهای نفت بعنوان یکی از فاکتورهای دخیل در تغییر اوضاع سیاسی ایران اشاره شده است، درحالی که قبلا هم ما همیشه از بحران اقتصادی که رژیم با آن دست بگریبان است صحبت کرده ایم، هدف از تاکید بر این موضوع چه بود؟

 

صلاح مازوجی: در اینجا بحث بر سر بحران مضاعفی است که اقتصاد ایران با آن روبرو است، بحث بر سر تاثیرات و پیامدهای بحران اقتصادی سرمایه داری در سطح جهان بر اقتصاد ایران است. بر خلاف دروغپردازی های رئیس جمهور احمدی نژاد که ادعا می کند محاصره اقتصادی و بحران جهانی سرمایه داری هیچ تاثیری بر ایران ندارد و کشور را با قیمت نفت بشکه ای 7 دلار هم اداره می کند، این عوامل و فاکتورها بر تمام گوشه و زوایای کار و زندگی مردم اثرات ویرانگر خود را بجای گذاشته است.

 

سقوط قیمت نفت به پایین تر از بشکه ای 40 دلار  در بازارهای جهانی در اثر بحران همه جانبه سرمایه داری و کاهش آهنگ رشد اقتصادی در کشورهای غربی که هنوز هم نفت نقش مهمی در تامین انرژی آنها دارد، بحران اقتصادی ایران را تشدید کرده است. رژیم جمهوری اسلامی به دلیل تداوم و تشدید تحریمهای اقتصادی و ضعف و بی بنیه بودن زیر ساخت های اقتصاد ایران توان مقابله با عوارض ناشی از سقوط بهای نفت را ندارد. بنا به گفته کارشناسان امور اقتصادی وا بسته به خود رژیم در یک سال اخیر تحت تاثیر این تحریمها، کالاهای وارداتی مورد نیاز بیش از 40 درصد گرانتر خریداری شده اند. رژیم در یک سال اخیر برای جلوگیری از عواقب اجتماعی تحریمها، با وارد کردن انبوه کالاها با قیمت گرانتر از طریق واسطه ها سعی کرده که این تحریمها را دور بزند. برای نمونه آلمان که یکی مهمترین شرکای تجاری ایران در اروپا بود تا همین اواخر کالاهای خود را از طریق بنگاههای واسطه در دوبی با قیمت بسیار گرانتر به ایران می رساند. جمهوری اسلامی تنها با اتکا به افزایش نجومی قیمت نفت و دلارهای نفتی امکان انجام این مانور و دور زدن تحریمها را پیدا کرده بود. دولت احمدی نژاد در مدت سه سال و نیم حاکمیت خود حدود 260 میلیارد دلار یعنی بیش از تمام دوره 8 ساله ریاست جمهوری خاتمی درآمد نفتی داشته است. با سقوط  بهای نفت امکان انجام این مانورها از رژیم سلب می شود و ما از هم اکنون با موج تازه ای از افزایش نرخ تورم، گرانی و بالا رفتن قیمیت کالاها و مواد پایه ای مورد نیاز مردم، گرانی برخی خدمات اساسی، کمبود کالا و احتکار آن در بازار سیاه روبرو  هستیم.

یعنی اگر در یک دوره در اثر افزایش قیمت نفت، افزایش نقدینگی و  پایین آمدن ارزش ریال نرخ تورم به بالاتر از 30 در صد رسید، اینبار کاهش قیمت نفت عواقب و تاثیراتی بمراتب ویرانگر تر بر زندگی و معیشت مردم برجای خواهد گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 23  توسط کمون  | 

سوسیالیسم یا بربریت
در حاشیه فجایع تراژدیک مردم غزه

حامد سعیدی

بیش از 20 روز از حملات گسترده دولت اسرائیل به نوار غزه میگذرد. تاکنون در پی این حملات بیش از 6 هزار نفر کشته و مجروح شده اند. از یک طرف حملات هوایی و زمینی ارتش اسرائیل با موشکهای مدرن و تانکهای زره ای و ادامه محاصره اقتصادی مردم فلسطین، از طرف دیگر پرتاب موشک از سوی نیروهای حماس به خاک اسرائیل، بیش از پیش سیاستهای جنگ افروزانه و بربریت دولتهای سرمایه داری و ارتجاع مذهبی را به نمایش میگذارد.

حملات پی در پی و ادامه محاصره و بستن مرزهای فلسطین و عوارض آن منجر به قتل، آوارگی، بی خانمان شدن، کمبود مواد غذایی و سوختی، کمبود وسایل بهداشتی و دارو در بیمارستانها و .... شده است. کودکان ، زنان و مردمان بی دفاع و غیر مسلح قربانیان اصلی این فجایع غیر انسانی هستند و مدام بر قربانیان این واقعه تراژدیک افزوده میشود. دولت اسرائیل بنا به موقعیت کنونی خود در منطقه و برای پیشبرد اهداف شوم خود، دست به کشتار وحشیانه  مردم بی دفاع فلسطین زده است. فجایع ببار آمده توسط دولت اسرائیل در موقعیتی است که اولا: این دولت در آستانه انتخابات و برای جبران و توجیه شکستی که سال پیش در پی جنگ یک ماهه با  حزب الله به دنبال داشت، اتوریته نظامیش زیر سوال رفته و زیر آماج حملات گسترده ای مابین ناسیونالیسم یهودی قرار گرفته بود. دوما: دولت اسرائیل با کشتار وحشیانه مردم غزه، تلاش می‌کند که آنها را وادار به عقب نشینی از خواست و مطالبات حق طلبانه و انسانی چند دهه خود کرده و مثل همیشه مبارزات و اعتراضات آنها را سرکوب کند که پرتاب راکتهای گروه حماس و تند روی آن را توجیه گر پیشبرد اهداف سیاسی و نظامیش می‌داند.

وجود نیروهای ارتجاعی حماس که بهانه ای است برای اعمال سیاستهای وقیحانه دولت اسرائیل علیه مردم فلسطین، بیانگر این است که از یک سو وجود جریانات ارتجاعی و اسلامی  که ریشه در عملکرد  سیاسی و اقتصادی نظام سرمایداری جهانی و فساد اداری و سیاسی حاکمان فلسطین، از طرف دیگر فقدان یک آلترنایو چپ و سوسیالیستی نیرومند در سازماندهی  اعتراضات مردم حق طلب، عملا زمینه واقعی عروج و رشد نیروهای ارتجاعی را فراهم آورده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 10  توسط کمون  | 

در آستانه ی تولد شاملو, بامدادی که به نام و برای انسان برخاست

 

 

نوشتن از انسان چندوجهی چون شاملو (شاعر، مترجم، روزنامه نگار، فرهنگ و قصه نویس) به همان اندازه که دشوار است، خواستنی نیز هست. دشوار است چراکه زندگی - به اعتقاد من صادقانه ترین شعرش بود- و آثارش، یاد آوار بازیافتن انسان است در تقابل با دیگران و افشاگری فریبهای خورنده ی مرکزیت  ناخواسته.

 /آنک قصابانند/ بر گذرگاهها مستقر/ با کنده و ساطوری خون آلود/ و تبسم را برلبها جراحی می کنند/ و ترانه را بردهان/

دشوار است چراکه غرش شعرش بر انکار دیگرانی است که معنای زندگی را به سکوت، رضا، و بعضا خشنودی صوری بسته اند

/چراغی به دستم / چراغی در برابرم/ من به جنگ سیاهی می روم/

 و به همان اندازه شور انگیز است چراکه انسانی از این دست، رخداد عظمت و پیکار خستگی ناپذیری است که با همه ی محدودیت ها، رنج و دردی که به آن آلوده است و دست به گریبان، سرفرازانه به هرآنچه ناانسانی و قشری است نه ای ابدی می گوید

 /و من همچنان می روم/ در زندانی که با خویش/ در زنجیری که با پای/ در شتابی که با چشم/ در یقینی که با فتح من می رود دوش با دوش/ از غنچه ی لبخند تصویر کودکی که بر دیوار دیروز/ تا شکوفه ی سرخ یک پیرهن/ بر بوته ی یک اعدام: /تا فردا.

بدون شک موتیفهای اصلی اشعار شاملو خواست عدالت و آزادی است که بر بستر رنجی عمیق گُر می گیرد. شعر شاملو آکنده از اضطراب، رنج و اندوه انسان است. خواه این رنج از ساده لوحی آنانی نشات گرفته باشد که پذیرای ستم اند

 /مرگ من سفری نیست/ هجرتی است / از وطنی که دوست نمی داشتم / به خاطر مردمانش/

و خواه در رثا و فراق انسانهایی که در راه توسع آگاهی انسان آرمانی، پوینده و اندیشه ورز ، جانانه شعله می کشیده اند

/کاشفان چشمه/ کاشفان فروتن شوکران/ جویندگان شادی/ در مجری آتش فشان ها/ در برابر تندر می ایستند / خانه را روشن می کنند و می میرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 15  توسط کمون  | 

در نیست ،  راه نیست،  شب نیست،  ماه نیست،  نه روز  و نه آفتاب ،  ما بیرون زمان ایستاده ایم

با دشنه تلخی در گرده هایمان ، هیچ کس با هیچ کس سخن نمی گوید  و خاموشی به هزار زبان در

سخن است،    در مردگان خویش نظر می بندیم  با طرح خنده ای

و نوبت خویش را انتظار می کشیم بی هیچ خنده ای

زنده یاد احمد شاملو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 0  توسط کمون  | 

پس از نئولیبرالیسم

ایرج آذرین

 

هفت سال بعد از 11 سپتامبر و سقوط برج های مرکز تجارت جهانی در نیویورک، دولت امریکا با سقوط بازار بورس وال استریت مواجه است؛ سقوطی که به مراتب ویرانگرتر خواهد بود. آلگماینه زایتونگ، یکی از ارگان های سرمایۀ آلمانی، می نویسد: "این بار حمله به دکترین امریکائی کار دشمن خارجی نیست، بلکه از درون و از اعماق سیستم بر می خیزد. سرمایه داری امریکائی، که دولت هیچ مانعی بر سر راهش ایجاد نمی کند، بمب گذاران انتحاری خود را آفریده است که با مواد منفجره ویژه شان، اوراق بورس اشتقاقی (derivatives)، تأثیر به مراتب مخرب تری از بمب های پرندۀ جهادگران داشته اند. نه فقط نیویورک، بلکه تمام جهان اکنون با آوار تخریب یک بنای دیگر روبروست: وال استریت."

بحران مالی

کارشناسان دولت ها، ژورنالیست های مدّاح سرمایه داری، و اقتصاد دانان دانشگاهی، ممکن است در برابر بحران مالی امریکا غافلگیر شده باشند، اما در اوج رونق بازار جهانی برای هر کس که با اقتصاد مارکسیستی آشنایی اولیه ای هم داشت روشن بود که نوبت بحران و کسادی کاپیتالیسم جهانی در راه است. روز دوشنبه 29 سپتامبر شاخص بازار بورس وال استریت نزدیک به 800 واحد سقوط کرد؛ که معنایش این بود که ظرف یک روز هزار میلیارد دلار سرمایه دود شد و به هوا رفت. ظرف هفتۀ اخیر در مجموع نزدیک به دو و نیم هزار میلیارد دلار، و ظرف یک سال گذشته به میزان نجومی بیش از هشت هزار میلیارد دلار از ارزش سرمایه های بازار مالی کاسته شده است، و این کاهش همچنان ادامه دارد. این سرمایه های هنگفت کجا رفتند؟ پاسخ روشن است: این سرمایه ها وجود خارجی و مادی نداشتند و تنها وهم بازار سرمایۀ مالی بودند. یعنی همان چیزی که مارکس "سرمایۀ موهوم" می خواند و در اصطلاح بازار بورس امروز "حباب" نامیده می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 2  توسط کمون  | 

 

 

 

 

                            

 

گاهنامه تریبون زن 6                                         به سوی سوسیالیسم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 23  توسط کمون  | 

دنیای آرزویم

کمونیست جانباخته ناصح مردوخ

                                                        

         

این شعر رو تقدیم میکنم به دوست بسیار عزیزم که خیلی دوستش دارم  (م . ن از تهران )

بنشین تا با تو بگویم

از دنیای آرزویم

دنیایی که از پشت تفنگم می بینمش

وقتی که می جنگم

می بینمش

که آنجا دیگر جنگی نه، تفنگی نه، زوری نه

تا به زور براندازیم

می بینمش

که آنجا دیگر سرمایه کار را قیچی نمی کند

کس را کسی اجیر نمی گیرد

آنجا دیگر

نیاز را با نان در جنگ نمی بینی

اندیشه ها و پنجه ها و ربات ها

می سازند و می سازند

از نان و شادی و دانش و زیبایی

هر آنچه را که بخواهی

اما دیگر در هیچ کارخانه نمی سازند

نه قفلی، نه گاوصندوقی ، نه دستبندی ، نه کلاه خودی

آنجا دیگر پلیسی و آخوندی نمی بینی

مگر صورتک هایشان را در باغ وحش پارک محله

بنشین

تا با تو بگویم

از دنیای آرزویم

دنیایی که نام قشنگش را هر شب

بر دیوار خانه های فولادشهر و زورآباد می نویسند

نامی که هر صبح عزمی دوباره در دلمان نقش می کند

نامی که هر روز بوزینه ها آن را با فرچه هایی چون

ریش ها و کینه هایشان سیاه، سیه پوش می کنند

اما نام قشنگ دنیایم

از زیر آن سیاهی ها هم می گوید

آنجا

هر جا که می روی زیبا شهر است

با مردمی گشاده دل

با خانه هایی سرشار از عشق و دوستی

دیوار خانه ها

تازه اگر دیواری باشد

گلبافه های اطلسی و شمشادند

که مرزهای نازک خوشبختی را نشانه می کند

آنجا

صفای عشق

از بند زور و زر

از پیله دروغ و ریاکاری آزاد است

زن یار و مرد یار، هر دو برابر

افسانه نیست این

باور کن این حقیقتی انسانی است

بنشین

تا با تو بگویم

از دنیای آرزویم

دنیایی که روز اول مه را

با آرزوی آمدنش هر سال

در صد هزار شهر چراغانی

در بیشمار کارخانه، خیابان، میدان

جشن و سرور جهانی برپا می کنیم

دنیایی که زیر سو سوی فانوس معدن

می بینم آسمان چراغانش را

دنیایی که در کویر خشک نفس گیر

می بینمش

به سبزی جنگل ها

می بینمش

به سرخی مشعل ها

آنجا من و تو یاریم

آنجا من و تو با همه یارانیم

با من مگو کجاست

همین جاست یار من

دنیای آرزوی من و تو همین دنیاست

روی همین زمین سفتی که زیر پای ماست

تنها باید که

زیر و رو شود

آری باید که زیر و رو شود

هر چه زود تر

با دست ما که ساخته ایم و می سازیم

باید که زیر و رو شود

هر چه زودتر

بگذار تا بازهم با تو بگویم

از دنیای آرزویم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 19  توسط کمون  | 

 ویژه سالگرد  انقلاب اکتبر 1917

  

                  فیلم انقلاب اکتبر روسیه شوروی              

                     در دفاع از انقلاب اکتبر ارنست مندل                 

                      لنينيسم در قرن بيست و يکم (جان ریز)                

                            ده روزی که دنیا را لرزاند(جان رید)                     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 19  توسط کمون  | 

ضد بردگي و ضد سرمايه‌داري

 

اریک وولف

 

مترجم: سهند شایان(از فعالین چپ تبریز)

مقدمه مترجم:

عليرغم سپري شدن بيش از يك قرن و نيم از عرضه ي مانيفست كمونيست ، افق مبارزاتي كارگران همچون گذشته فاقد چشم اندازي روشن و پر از اما و اگرهاست. وجود گرايشات متعدد در عرصه نظر و عمل اساسا" محصول انعكاس واقعيتهاي عيني موجود در گستره ي مبارزات طبقاتي است. انقلاب اكتبر كه "بزرگترين انقلاب كارگري جهان " لقب گرفت نتوانست راهبرد انقلاب كارگري را به نفع كارگران جهان تغيير دهد و در عمل ماشين بوروكراتيك چنان عظيمي آفريد كه خرد شدن اش شكاف و گسست هايي را ايجاد كرد كه پر كردن شان امري بسيار مشكل جلوه مي كند .عليرغم همه اين مسائل باور به ساختن دنياي نو همچنان در عمق جانهاي شيفته شعله ور است يكي از جاندارترين اين باورها كه مبارزات ارزشمندي را خصوصا" در آمريكا موجب شد ايده " لغو كار مزدي" است .مارکس نخستین بار این نظریه را در برابر خواست محافظه کارانه "مزد روزانه عادلانه برای کار روزانه عادلانه"مطرح کرد .مدتی بعد گروهی از مارکسیستها همچون "لاسال" این نظریه را به پوششی جهت دفاع از اندیشه های رفرمیستی خود بدل کردند که واکنش مارکس را برانگیخت. در سالهای پایانی قرن نوزده و اوایل قرن بیستم تشکل هایی در آمریکا و اروپا زیر پرچم "لغو کار مزدی" در قالب تشکل هایی چون "کارگران صنعتی جهان"مبارزات جانانه و ارزشمندی انجام دادند که متاسفانه با گذشت زمان از اهداف اولیه  خود دور افتادند طوری که در حال حاضر تنها در پی مشارکت دادن کارگران در امور صنفی هستند.

در باره نويسنده:

علاقمندي اصلي اریك وولف اولاً مقايسه انتقادي تئوري‌هاي آلترناتيو (نئوكلاسيك، كينزي و ماركسي) دوماً تعميم تحليل‌هاي مترقي به سرمايه‌داري جهاني معاصر و سوماً انكشافات جديد در تئوري اقتصادي ماركس است. كتابهاي متعددي به همراهي استفان رزنيك منتشر كرده كه "طبقه و آگاهي: نقد اقتصاد سياسي" يكي از آنهاست. وولف عضو هيئت تحريريه چندين نشريه آكادميك از جمله" بازانديشي ماركسيسم" است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 14  توسط کمون  |