تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

آغاز بازگشایی مدارس و دانشگاهها و ترس و وحشت سران رژیم از آن

 

سیروان پرتونوری

امسال با بازگشايی مدارس و دانشگاهها ميليونها دانش آموز و دانشجو  نيز مثل هر سال با علاقه و شور و شوق جديد و با اميد به زندگی بهتر و به اميد رهايی از ظلم و ستم  و از بین بردن  خرافه اسلامی از جامعه و از محيطهای آموزشی، روانه کلاسهای درس ميشوند. با اينحال هنوز خيلی ها از نسل جوان پشت درهای مدرسه و دانشگاه مانده اند، هنوز برای خيلی ها مدرسه و کلاس مناسب و حتی مدرسه و کلاسی موجود نيست که پای به آن بگذارند. به جای تحصيل رايگان در تمام سطوح و کمک هزينه به کودکان و نوجوانان زير ۱۸ سال توسط دولت، هزينه اکثريت آنان به درآمد ناچيز پدران و مادران شان تحميل ميشود. 

 هنوز هزاران کودک و نوجوان يا در کوچه ها و حلبی آبادها رها شده اند و يا همراه پدران و مادران خود در مراکز کار و خیابانهای شهرها با فقر و فلاکتی که رژیم  اسلامی سرمايه به جامعه و به زندگی آنان تحميل کرده است، دست و پنجه نرم ميکنند. و بيکاری،فحشا ،اعتیادو فساد  نيز بخش وسيعی از نسل جوان جامعه ما را  تهديد کرده است.
رژیم  اسلامی در کنار بی حقوقی مطلق سياسی و اقتصادی و اجتماعی  که به مردم و جامعه ايران تحميل کرده است، از همان روز اول سرکار آمدن خود با اين نسل درافتاده است تا اين نسل را به سکوت و تمکين وادارد.  از يورش نظامی و به خون کشيدن دانشجويان گرفته تا کشيدن حجاب خفقان و جهل و خرافه اسلامی بر مدارس تا حضور و دخالت هر روزه مزدوران و ماموران اطلاعاتی رژیم  اسلامی در محطيهای آموزشی. با اينحال اين نسل به رژیم  اسلامی تمکين نکرده است و تمکين نخواهد کرد. اين نسل را رژیم  اسلامی نميتواند به شکست بکشاند. اين نسل به انترنت دسترسی دارد، زندگی جوان و امسال خود را  در جامعه مدرن را می بيند، دسترسی آنان را به امکانات مدرن و پيشرفته می بيند، با آنان ارتباط برقرار کرده  و ميکند، خود را و زندگی و آينده خود را با زندگی جوان دیگر کشورها مقايسه ميکند و به کمتر از زندگی مرفه و آزاد و مدرن رضايت نميدهد. اين نسل همراه مردم جامعه ای که در آن ۷۰ درصد آدمها ضد باورهای مذهبی و ضد خرافه  هستند و از دست رژیم  اسلامی کارد به استخوانشان رسيده است مبارزه خود را برای به زير کشيدن رژیم  اسلامی ادامه ميدهد. اين نسل و اين ۷۰ درصد مردم اين جامعه نيروی مادی  جنبش ما و اميد اين جامعه برای دست يافتن به آزادی و برابری و يک دنيای بهترند.
امسال در شرایطی سال تحصیلی جدید آغاز میشود که رژیم اسلامی چه در درون جناح های خود و چه در درون جامعه و چه در سطح بین المللی دچار بحران سیاسی عمیقی گشته است .تنها بحرانی که رژیم اسلامی و سرانش را بسیار نگران کرده است و هر روز در فکر برون رفت از آن هستند،اعتراض و خشم و بیزاری توده های مردم به جان آمده و جنبش های اجتماعی است که روز به روز این اعتراضات گسترده تر و به شیوه رادیکال و پیشرو رو به جلو می رود که این موج اعتراضی از سوی جنبش های اجتماعی موقعیت سیاسی کل رژیم اسلامی را به خطر انداخته به شیوه ای که در مقطع آغاز سال تحصیلی جدید و بازگشایی مدارس و دانشگاههای ایران سران رژیم اسلامی اللخصوص شخص خامنه ای از بازگشایی دانشگاهها و از سر گیری مبارزات و اعتراضات دانشجویی در درون دانشگاههای ایران به وهم افتاده و ترس و وحشت خود را از آن ابراز میدارد.برای مثال خامنه ای روز یکشنبه 8 شهریور ماه در جمع اساتید و مسئولین دانشگاهها نگرانی خود را از مشغول به تحصیل نزدیک به دو میلیون دانشجو در رشته علوم انسانی ابراز داشته و بیان میکنند که تحصیل و اموزش علوم انسانی در دانشگاههای ایران دانشجویان ما در دچار شک و تردید در باور و اصول های دینی و مذهبی می کند،و می گویند تعداد زیادی از دروس های علوم انسانی بر اساس بی اعتقادی به باورهای الهی و اسلامی بنیان نهاده شده اند و آموزش و تحصیل این علوم باعث سست شدن باورهای اسلامی در بین دانشجویان می گردد.
همچنین خامنه ای در ادامه از دولت احمدی نژاد،مجلس اسلامی و شورای فرهنگی تقاضا میکند که توجه زیادتری به این مسئله داشته باشند و آن را بیشتر کنترل کنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

جای خالی تاثیرات جنبش چپ دانشجویی در اعتراضات اخیر مردمی

 

سیروان پرتونوری

 

بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد که از سوی سپاه پاسداران رژیم اسلامی و به پشتیبانی  علی خامنه ای رئیس کل قوای رژیم اسلامی صورت گرفت یک بار دیگر در میان چندین نامزد انتخاباتی هم از جناح اصلاح طلب رژیم و هم از جناح اصول گرا، با تقلب و فریب و ریاکاری در روز روشن در یک کودتای عیان احمدی نژاد یک بار دیگر پست ریاست جمهوری  رژیم اسلامی را از آن خود کرد.  

کودتای سپاه پاسداران و تقلب عیان جناح اصول گرا موجی از خشم و بیزاری را در میان سران جناح اصلاح طلب رژیم و شخصیت های پایه بلند رژیم به وجود آورد، که هر کدام بنابه منافع خود و سهیم بودنشان در راس قدرت، زنگ خطر این کودتا را به صدا در آوردند و  هر کدام این عملکرد خامنه ای و کودتای سپاه پاسداران را به دور از اصول و چهار چوب  قانون اساسی رژیم اسلامی دانسته و آن را زنگ خطری برای کل سیستم رژیم می دانستند. میر حسین موسوی که خود را امام زمان قلمداد می کرد و شعار اصلاحات را بلند کرده بود و به سهم خود در  فکر نجات رژیم از خیزش توده ای مردم به جان آمده بود، فارغ از اینکه چندین سال قبل این شعار را سید خندانشان خاتمی بلند کرده بود و بجز توهم و فریب کاری در میان توده های مردم هیچ چیز دیگری را برای توده های مردم به ارمغان نیاورده بودند. این شعار دیگر ماهیت فریب کارانه خود را در میان توده های مردم از دست داده و مردم با هوشیاری و آگاهی هر چه زیادتر ماهیت ضد انسانی و ارتجاعی هر دو جناح رژیم را به خوبی درک کرده و هیچ گونه توهمی به آن ندارند. هر چند بخشی از توده های مردم بنا به نفرت و بیزاری که  از رژیم اسلامی داشتند و  خواهان تغییر بودند و به دلیل نبودن یک آلترناتیوی رادیکال و پیشرو به دنبال موج به اصطلاح سبز موسوی راه افتادند اما دیری نپایید که تعدادی از این بخش هم ماهیت اصلی و واقعی این کلاه برداران و فریب کاران جناح اصلاح طلب را به خوبی تشخیص داده و صف اعتراضی خود را از این موج سبز جدا کردند.

از سوی دیگر  کودتای سپاه پاسداران موجی از اعتراضات و خیزش های توده ای را در اکثر شهر های ایران به وجود آورد و در یک حرکت کم سابقه ای در طول حاکمیت رژیم اسلامی مردم به جان آمده به خیابان ها ریختند و شعار مرگ بر استبداد، مرگ بر خامنه ای، زندانی سیاسی آزاد باید گردد را سر دادند و خواستار پایان دادن به کل سیستم رژیم ضد انسانی اسلامی شدند که همچنان بعد از سرکوب و قتل و عام مردم تظاهر کننده از سوی نیروهای اطلاعاتی و بسیج این اعتراضات به شیوه های مختلف و پراکنده در شهر های مختلف ایران ادامه دارد.

در این تظاهرات ها و اعتراض ها تعدادی بسیاری از مردم به جان آمده جان خود را از دست داده و تعدای زیادی روانه زندانهای مخوف رژیم شدند و زیر سخت ترین شکنجه های جلادان رژیم اسلامی قرار گرفتند و تعدای نیز همچنان بی سرنوشت در زندانها رژیم به سر می برند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 12  توسط کمون  | 

مراسم و جشن های اول ماه مه را با شکوه تر از هر سال بر پا داریم 

سیروان پرتونوری

 

11 اردیبهشت روز کارگر است،اول ماه مه روز جشن کارگران است .بیش از صد سال است که کارگران دراین روز در سراسر جهان دست از کار می کشند .مراسم خود را بر پا می دارند،به جشن و شادی میپردازند و عهد و پیمان و همبستگی جهانی  خود را تجدید میکنند.کارگران هر جا که باشند از هرصف و رشته ای ،از هرزبان و نژاد و ملیت و مذهبی ،با هر عقیده و مرامی کارگرند و توسط سرمایه داران استثمار میشوند .کارگران در این روز به دور هم جمع میشوند تا اتحادی پایدار تر و محکمتر پایه ریزی کنند تا این نظام ظالمانه سرمایه داری را از ریشه براندازند تا خواست هایشان را به دست آورند .تا یک صدا فریاد بر آورند زنده باد آزادی ،زنده باد برابری ،زنده باد اتحاد و همبستگی کارگری .

در مقابل خواست و آرمانهای کارگری در آکسیونهای اول ماه مه ،نظم وارونه جهان سرمایه داری قرار گرفته است .حرکت آزاد سرمایه داری در حالیکه برای افزایش سود،مرزها را در نوردیده و بیشتر از هر زمانی جهانی عمل میکند ،در همان حال همزمان بشریت استثمار شده را با پروراندن تمایلات نژاد پرستانه ،مذهبی و قومی ،متفرق و در مقابل هم قرار میدهد تا بتواند این نظام وارونه و ضد انسانی را همچنان بر کارگران تحمیل کند و با پیدایش اولین نشانه های بحران به سفره های بی رونق شان بیشتر یورش آورد و خواست حداقل رفاه و امنیت شغلی را برای آنها به رویایی دست نیافتنی تبدیل سازد.

می دانیم که در اول ماه مه سال 1886 میلادی، پلیس شیكاگو با حمله به تظاهرات گسترده كارگران كه برای هشت ساعت كار در روز و حق تشكیل اتحادیه‌های كارگری برپا شده بود، آنان را به خاك و خون كشید. چند روز بعد از این واقعه دادگاه چند تن از رهبران كارگران را محاكمه و به مرگ محكوم كرد. یكی از رهبران كارگران اعتصابی، پس از اعلام رای در برابر دادگاه چنین گفت: «كارگران اینك دریافته اند كه می‌توانند با اتحاد و همبستگی و مبارزه جمعی بر مشكلات خود فائق آیند. آنان بر قدرت عظیمی كه در اتحاد شان نهفته است آگاهند، به همین دلیل كارفرمایان با تمام توان می‌كوشند تا اتحاد كارگران را بشكنند؛ ما كارگران گردهم آمدیم تا اندكی از حقوق خود را باز پس گیریم؛ اما از دادگاه و زندان سر در آوردیم. این است معنای برابری و عدالت در جامعه ما؟ امروز اگر صدای حق طلبانه ما را با گلوله خفه می كنید، مطمئن باشید كه این صداها از این پس خاموش شدنی نیست، بلكه هر روزی طنین آن رساتر خواهد شد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 0  توسط کمون  | 

خشونت علیه زنان و مبارزه برای ریشه کردن آن


                                                                                      سیروان پرتونوری


سرکوب ، ترور ، زندان و شکنجه مخالفین، اعدام و ایجاد رعب و وحشت در جامعه ‌از جمله‌  خشونت هایی است که‌رژیم های دیکتاتور و مذهبی و زن ستیز ‌با اتکا به ‌ابزارهای سرکوبگر خود بر کل جامعه ‌اعمال می کنند، که ‌باعث صدمه‌های روحی، روانی و جسمی زیادی بر انسانها می شود.

در جامعه‌ای که ‌مذهب و سنت های کهنه‌ و فرسوده‌ و فرهنگ مرد سالارانه‌و پدرسالارانه ‌و آداب و سنت های عقب مانده‌که‌از طرف خود سیستم برای تفرقه ‌و به‌انقیاد کشاندن مردم از آن استفاده‌می شود و آن را به‌تار و پود جامعه‌تزریق می کنند و باعث ترویج خشونت، فقر و درماندگی و باورهای زن ستیزانه ‌و افکار مردسالارانه‌و گسترش خشونت در جامعه‌می شوند که‌ قربانیان اصلی این خشونت ها در واقع کل احاد جامعه‌و در صدر آن زنان و کودکان می باشند.

آمار تکان دهنده ‌خشونت علیه ‌زنان در سراسر دنیا بخصوص در کشورهای جهان سوم و بویژه‌در ایران هرروز شدیدتر و گسترده‌تر می شود این خشونت ها که‌از اشکال مختلف و متفاوت برخورد دار است عبارتند از :

خشونت فیزیکی: که‌  نوع قابل  رویت آن است شامل: گرفتن و بستن ،چنگ آنداختن ،کشیدن مو ، اخراج از خانه‌،کتک کاری، محروم کردن از غذا، گاز گرفتن، سیلی زدن، مشت و لگد زدن، کشیدن و هل دادن است.

خشونت خانگی: که‌برهم زدن میز غذا، محکم کوبیدن در ، شکستن اشیاء منزل  و ....

خشونت روانی و کلامی: یکی دیگر از اشکال خشونت است که‌  بر زنان اعمال می شود که‌با بکار بردن کلمات رکیک و دشنام و تهمت زدن، بهانه‌گیریهای پی در پی، قهر و محبت نکردن،  و ایراد گرفتن  به ‌شکل ظاهری بدن و پوشش زن.

خشونت جنسی و ناموسی: تجاوز، ختنه‌  جنسی، قتل ناموسی، اجبار به‌سقط جنین یا حاملگی اجباری و ناخواسته‌، عدم رعایت بهداشت جنسی ، امتناع از داشتن رابطه‌جنسی، که‌هرکدام از این خشونت ها خود بحث مفصلی را می طلبد.

یکی دیگر از انواع خشونت تهدید به‌آزار و قتل است: تهدید به‌اذیت و آزار رساندن به‌نزدیکان و اطرافیان زن ، بچه‌دزدی و ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 1  توسط کمون  | 

زنده باد هشت مارس 2009 روز جهانی زن

سیروان پرتونوری

هشت مارس روز جهانی زن، بر تمامی زنان کارگر و ستمدیده گرامی باد! زنان ستمدیده ایران در شرائطی این روز را گرامی می دارند که حاکمیت سیاه رژیم جمهوری اسلامی وضعیت حیات و معاش آنها را در یکی از دهشتناکترین شرائط ممکن قرار داده است.  نگاهی به خود مطبوعات رژیم ارتجاعی اسلامی، گواه کوچکی از شرایط ظالمانه ای ست که رژیم  اسلامی برای زنان در کشور ما ایجاد نموده است. علاوه بر تمامی ستم ها و مصائب و سرکوب طاقت فرسائی که در نتیجه حاکمیت نظام سرمایه داری وابسته بر کل آحاد محروم جامعه صرف نظر از جنسیت آنان اعمال می شود، زنان ما از یک ستم مضاعف به دلیل زن بودن خویش در رنجند که برخی از جلوه های روشن آن را می توان در عرصه های اقتصادی و اجتماعی زیر برشمرد: حجاب اجباری، دستمزد نامساوی برای کار مساوی، عدم تساوی در دستیابی به فرصت های شغلی، بیکاری، پدیده روزافزون دختران خیابانی، تکدی، رشد سرسام آور تعداد زنان خودفروشی که برای زنده ماندن چاره ای جز فروش بدن خویش ندارند، خودکشی و بالاخره سیطره فرهنگ ارتجاعی مردسالارانه ای که از سوی سیستم ضد انسان موجود به طور روزمره تجلیات غیرانسانی خویش را با فشار هرچه بیشتری بر زندگی زنان وارد می کند.

چنین اوضاع طاقت فرسائی به طور طبیعی اعتراض و مقاومت زنان ستمدیده را دامن زده و روزی نیست که ما با شکلی از اشکال پر تنوع اعتراض و مبارزات زنان روبرو نشویم. از به مسخره گرفتن قوانین حجاب اجباری رژیم تا فرار از از قید و بندهای روابط پدرسالارانه و مردسالارانه حاکم بر محیط خانه، از خودکشی به خاطر استیصال تا شرکت در اعتراضات و تظاهرات ضدحکومتی همه و همه پرده از خشم و نفرتی برمی دارند که این شرایط استثمارگرانه در زنان محروم ما ایجاد کرده است و باعث آن شده که زنان تحت ستم و به ویژه زنان کارگر و زحمتکش هر روز به شیوه و شکلی قوانین و مقررات زن ستیزانه رژیم پ اسلامی را به مصاف بطلبند. خشم و نفرتی که هر آینه با آگاهی به دلایل واقعی این شرایط نکبت بار توأم گردد، به نیروئی بنیان برافکن در جهت درهم شکستن عامل اصلی ستم بر زنان یعنی نظام حاکم تبدیل می گردد.

در طول تاریخ، ستم بر زن جزئی جدائی ناپذیر از نظم طبقاتی حاکم بوده و به همین دلیل هم رهایی واقعی زنان به لغو مالکیت خصوصی و نابودی جامعه طبقاتی وابسته است. و از آنجا که تاریخ رسالت نابودی متکامل ترین نظام طبقاتی یعنی سرمایه داری را بر دوش طبقه کارگر نهاده است، در نتیجه مبارزه برای رهایی زنان در پیوند ناگسستنی با مبارزه طبقه کارگر در جهت نابودی این سیستم ارتجاعی قرار می گیرد و تنها در بستر پیروزی این مبارزه و برقراری سوسیالیسم است که امکان واقعی جهت رهایی زنان مهیا می گردد. با درک این حقیقت است که زنان آگاه و مبارز باید ضمن پیشبرد مبارزات روزمره خویش بر علیه همه جلوه های فرهنگ زن ستیزانه و مردسالارانه ناشی از حاکمیت نظام سرمایه داری وابسته و رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی بکوشند تا این مبارزات حق خواهانه را در جهت نابودی قطعی نظام سرمایه داری حاکم کانالیزه نمایند.

اگر واقعیت این است که این مالکیت خصوصی بر ابزار تولید است که به تدریج زن را به "ابزار صرف تولید" تبدیل نموده، پس آزادی راستین و قطعی زنان نیز در شرایط نابودی عامل اصلی بردگی زنان یعنی مالکیت خصوصی و برقراری کمونیسم راستین شکل می گیرد. به همین دلیل هر مبارزه واقعی جهت رهایی زنان باید با مبارزه در جهت نابودی نظام سرمایه داری و الغای مالکیت خصوصی و مناسباتش قرار گیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 1  توسط کمون  | 

ارزش زن در ادیان

سیروان پرتونوری

برگرفته از نشریه شماره 221 جهان امروز

 
همیشه با خود فکر میکنم چرا کسانی که پیامبران آسمانی و مقدس نامیده می شوند همگی مرد بوده اند و جنس زن در پیدایش افکار مذهبی  نقشی نداشته است. و همین عامل باعث شده است که این ذهنیت در من بوجود آید که دین و مذهب و بخصوص کتاب های آن پدیده ای است ساخته و پرداخته مردان. و همین مردان با القای اینکه قوانین حاکم بر مذاهب مختلف قوانینی ازلی و تغییر ناپذیر است و محتویات این کتب منتسب به موجودی آسمانی به نام خداوند است، نویسندگان این کتابها را در پاسخگویی به موارد ضد انسانی و خرافی موجود در آنها مبری می کند.   

دنیای مذهبیون همواره متعلق به مردان است. ممکن است در این مورد استثناء وجود داشته باشد اما بسیار نادر بوده و ما آنها را هم فقط در قصه ها و احادیث خوانده ایم  و در عصر ما نیز همواره زنان شایستگی ورود به دنیای رهبران و پیشگامان روحانی را نداشته اند .

از آغاز پیدایش مذاهب به ویژه در دورانهایی که روحانیون این مذاهب دارای قدرت بودند همواره جنس زن با نابرابری و ظلم روبرو بوده است.

به طور مثال همانطورکه در بسیاری از کتب آسمانی مثل تورات، انجیل و قرآن بیان شده است نخستین زن برای آسایش مرد یا آدم آفریده شده است و در انتها هم به دلیل فریب مرد موجب خشم  خداوند قرار می گیرد.

آیا باید دید که این دین های آسمانی همانگونه که ادعا می کنند به زنان هویت داده اند، یا در واقع باعث از بین بردن ارزش و کرامت واقعی زنان شدند.

در سوره نساء آیه 15 چنین بیان شده: «و از زنان شما کسانی که مرتکب زنا می شوند چهار تن از میان خود مسلمانان بر آنان گواه گیرید پس اگر شهادت دادند. آنان (زنان) را در خانه ها نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی برای آنان قرار دهد».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 1  توسط کمون  | 

علل تحمیل حجاب به زنان در جامعه تحت سلطه ارتجاع مذهبی

سیروان پرتونوری

یكی از مهمترین معیارهای پایه ای سنجش اینكه یك جامعه، جایگاه آزادی زنان در آن جامعه است. اگرچه برخورد دولت های سرمایه داری به موقعیت و حقوق زنان متفاوت است، اما علی العموم هدف از تداوم تبعیض جنسی و مردسالاری در پرتو تداوم استثمار نظام سرمایه داری قابل توضیح است. در کشوری مثل ایران این ستم و تبعیض مضاعف است و به عریانترین و خشن ترین شکل خود اعمال می گردد،  بگونه ای كه سخن گفتن از كم و كیف آن توضیح واضحات است و شاید تكرار ساده آن بویژه برای قربانیان آن که با گوشت و پوست و استخوان درد آن را لمس می كنند، کافی نیست. باید راه چاره را جست و آن را به توده ای محروم و ستمدیده نشان داد.

یکی از مظاهر زندانی کردن زنان تحمیل حجاب بر زنان است. بررسی علل تحمیل آن به زنان در جامعه تحت سلطه ارتجاع مذهبی، از این حیث حائز اهمیت است كه این بار ستم تاریخی بر زن با محور قرار دادن این حربه صورت می پذیرد. طبعا منظور از تحمیل حجاب صرفاً تعیین یك نوع پوشش اجباری نبوده، بلكه بطور كلی منظور جایگاهی است كه از این رهگذر برای زنان در مناسبات تولیدی و در جامعه تعیین می شود.

اگر از بعد تولید و مصالح اقتصاد تحت سلطه ایران به مسئله بنگریم، می بینیم همانگونه كه رضاشاه با كشف حجاب اجباری در صدد وارد كردن گسترده تر زنان به عرصه تولید برآمد و تامین نیروی كار ارزان را از این طریق پی می گرفت، امروز نیز رژیم  اسلامی راه حل برون رفت از بحران مزمن بیكاری در جامعه، تامین تقریباً مجانی بخشی از هزینه های تولید و خدمات اجتماعی نظیر كار خانه و تربیت و پرورش فرزندان، و پاسخگویی در ناتوانی هایش در توسعه امكانات اجتماعی از قبیل مراكز آموزشی و تحصیلی و غیره را دنبال می كند. تمامی نظامات اجتماعی استثمارگرانه در جهان بر یك پایه مشترك قرار داشته اند و آن حفظ نقش درجه دوم و تبعی زن در جامعه و محروم كردن زنان از اساسی ترین حق خود یعنی حق دخالت و شراكت در قدرت سیاسی می باشد. آنجائی هم كه زنان نقشی قسمی و جانبی در قدرت سیاسی ایفاء می كنند، این نقش بگونه ای است كه تضاد بنیادین با تداوم نظام مبتنی بر ستم و استثمار مردسالارانه ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 21  توسط کمون  | 

وحشت حکمتیست ها از رشد و نفوذ کمونیسم

سیروان پرتونوری

رهبران حزب حکمتیست به روال همیشگی خود طی روز های اخیر از رسانه های خود، حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان این حزب کومه له را مورد هجوم ادبیات همیشگی خود قرار داده اند که هر رهگذری که به سایت یا تلویزیون های این حزب مراجعه کند این هجوم غیر سیاسی و به دور از شئان انسانی که خود را کمونیست می داند را ملاحظه می کند و برایش سوالهایی در ذهن جای می گیرد که دلیل این همه اتهام پراکنی و ادبیات غیر کمونیستی از کجا سرچشمه میگیرد و چه عواملی با عث شده است که رهبران این جریان به این سرعت به خود آمده و حزب کمونیست و کومه له را آماج حملات غیر واقعی خود قرار دهند.

کلماتی که در طول این مدت و از زبان کمیته رهبری این جریان بر علیه ما بیان شده است عبارتند از ناسیونالیست،نئوتوده ایست،همکار اطلاعات،بی شهامت،پست،داشتن فساد پلیسی،کار پلیسی،جاسوس،تروریست،خیمه زدن در همسایگی اطلاعات و ...غیره بوده اند که از طرف کمونیستهای دو آتشه حکمتیست بر علیه ما بیان شده است .در اینجا باید گفت آیا واقعا برای کسی که خود را کمونیست می داند استفاده از همچنین واژه هایی علیه ما جایز است؟آیا اخلاق و ادبیات کمونیستی که در اصول مارکسیسم به آن اشاره شده است جایی در میان رهبران جریانی که خود را کمونیست می داند دارد ؟ مبارزه با بی فرهنگی مناسبات سرمایه داری و التر ناتیو کمونیستهای حکمتیست این نوع ادبیاتی است که بر علیه ما به روی کاغذ می آورند .

ترتسکی در مقاله ای تحت عنوان مبارزه با بی فرهنگی می گوید : استفاده از واژه های رکیک و ناسزا مانع رشد شخصیت و فرهنگ کارگران است؛حتی مانع عمده ای بر سر راه تحول مبارزات طبقاتی است.کلمات زشت و ناسزا دیواری نفوذ ناپذیر بین زنان و مردان ایجا می کند که مانع مهمی بر سر راه اتحاد پرولتاریا و تحول سیاسی و تشکیلاتی است. با اشاره به این نوشته ترتسکی با هر نقدی که از وی داشته باشیم رهبران حکمتیست که خود را کمونیست می دانند چه نقشی را در مبارزه با این نوع فرهنگ های غلط و ضد انسانی که خودیکی از رشد دهندگان این فرهنگ غیر کمونیستی هستند را دارند؟آیا رهبران این جریان هنوز خود را متعلق به مارکسیسم و ادبیات پیشرو می دانند؛ آیا ادبیات و عملکرد این جریان ربطی به کمونیسم دارد که هنوز پایه ای ترین اصول مارکسیسم یعنی اخلاق انقلابی را فرا نگرفته اند .آیا برای رهبران این جریان کمونیست بودن فقط در قالب شعار و گفتار است یا کمونیست بودن هر انسانی از پراتیک و عملکردش مشخص خواهد شد به قول لنین انسانها را نباید بر اساس آنچه که خود می گویند بلکه بر اساس آنچه که واقعا هستند باید قضاوت کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 22  توسط کمون  | 

زندانی کردن  فعالین کارگری،مبارزات جنبش کارگری ایران را مرعوب نخواهد کرد !

سیروان پرتونوری

امسال برای کارگران بیش از هر سال دیگری سال تشدید فقر و فلاکت و سال اعتراضات بی وقفه بود ،در وضع موجود با وجود تورم و گرانی بی سابقه، سقوط شتابان قیمت نفت و تعمیق بحران اقتصادی و سیاسی ناشی از آن، در شرایط محاصره اقتصادی زندگی کارگران بیش از سالهای گذشته در معرض شدیدترین فشارهای اقتصادی قرار گرفته است،چنین وضعیتی در همین اواخر سال بر زندگی مشقت بار کارگران سایه انداخته است که عدم پرداخت بموقع و افزایش دستمزد کارگران در ماههای اخیر، بیش از هر زمان دیگری به موضوع اعتراضات کارگری تبدیل شده است .

تحمیل وضعیت به غایت ضد انسانی فوق به کارگران و دفاع عریان تر پاسداران دولتی سرمایه از کارفرمایان و صاحبان کار، از طریق گسیل نیروهای سرکوب به تجمعات کارگری و زندانی کردن فعالین این  جنبش که از تلاش و نقش محسوس این فعالین کارگری در سازماندهی این مبارزات بخوبی آگاه هستند چنان دست صاحبان سرمایه را در تعرض به کارگران باز کرده که برخی از آنان پایه ی تحمیل شرایط به غایت برده واری را برای استخدام کارگران پی ریزی کرده اند .

اما از سوی دیگر کل واقعیت زندگی کارگران در شرایط موجود در تحمیل شرایط برده وار فوق بر آنان خلاصه نمیشود چرا که کارگران ایران امسال علیرغم تلاش زبونانه صاحبان سرمایه و رژیم اسلامی برای محدود کردن دامنه اعتراضات کارگری ،با جسارت بیشتری به مصاف وضعیتی رفته اند که بیش از سه دهه است که از سوی رژیم ضد کارگری اسلامی بر آنان تحمیل شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 22  توسط کمون  | 

به کالا گرفتن ارزش زنان و دختران زیر حاکمیت و مناسبات ارتجاع مذهبی

 

سیروان پرتونوری

برگرفته از نشریه جهان امروز شماره 217

يكي از نتايج سلطه سرمایه داری  و حاكميت مناسبات ارتجاعي خصوصاً در شرايط بالا گرفتن بحران و فلاكت ،شكننده شدن و متلاشي خانواده ها در سطحي گسترده تر است. اين پديده روبه رشدي است كه در ايران تحت سلطه سرمایه داری اسلامی، مشاهده مي كنيم.

روال كار آنست كه والدين و مشخصاً پدر يا برادر بزرگتر ، فرزندان دختر خانواده خود را به اين يا آن متقاضي و در اصطلاح معمول، خواستگار مي دهند. در موارد بسيار، اين عرضه حالت خريدوفروش بخود مي گيرد. زن بعنوان كالائي دربازار زناشوئي عرضه مي شود و بفروش مي رسد. اين كه نيات والدين چيست وبقول معروف چه آرزوهائي يا دورنمائي براي فرزندشان دارند، تغييري در اين واقعيت نمي دهد. در اين مناسبات، دختر هيچ نيست مگر كالائي كه يك كار عمده انجام مي دهد: توليد مثل و ارضاء نيازهاي جنسي مرد. و همچنين كاربسيار مهم  دیگری که دارد، بيگاري خانگي كه در اصطلاح معمول، به آن خانه داري مي گويند.

خيلي از پدر و مادرها معتقدند كه خيروصلاح فرزندشان را مي خواهند و با فرستادن وي به خانه شوهر، هم يك آينده بي دغدغه و حداقل يك نان بخور و نمير را براي او تامين مي كنند و هم وي را از آلودگيهاي اخلاقي در جامعه مصون مي دارند. خيلي ها نيز رسما فرزند دخترشان را مي فروشند تا از بار تامين معيشت وي خلاص شوند و خرجشان كمتر شود. و البته كماكان مناسباتي نظير زن به زن كردن كه در واقع نوعي مبادله پايا پاي كالاست نيز در برخي مناطق وجود دارد. يعني آن خانواده هاي معمولا فقيري كه توان خريد زن را ندارند، با معاوضه فرزند دختر خود با فرزند دختر خانواده اي هم رده خود براي مردان خانه خود، نيازشان را برطرف مي كنند. ماجرا به همين زشتي و دردناكي است كه تصوير كرديم؛ و هيچ سرخاب و سفيدابي بر چهره منگ و غمزده عروس، هيچ لبخندي برلبان والدين و هيچ نقل وشيريني هم نمي تواند تلخي و غير انساني بودن اين رابطه و يك عمر بدبختي وستم بعد از آن را بپوشاند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 0  توسط کمون  | 

نگاهی به موقعیت چپ جنبش دانشجویی

سیروان پرتونوری                                                                                        

                                                           

 

برگرفته از نشریه جهان امروز شماره ۲۱۴ حزب کمونیست ایران

جنبش چپ دانشحویي ايران در صحنه نبرد با رژیم اسلامی تجارب مهمي كسب كرده كه بدون شك دست مايه نبردهاي همه جانبه تر و عميقتر آتي آن خواهد بود. هنوز يادآوري صحنه هاي مبارزاتی دانشجويان و مردم با مزدوران رژيم، در هيجده تير 1378 و خرداد 1382، به همگان شور و هيجان مي بخشد. در هر دو خيزش، دانشجويان با پايداري و جسارت خود شور و هیجان مبارزاتی خود را به رژیم نشان دادند. جنبش دانشجویي نه تنها نقش بسزایي  در به شكست كشاندن عوامفريبي هاي دار و دسته هاي دو خردادي ايفاء كرد بلكه خود را نيز از اسارت در چارچوبه هاي سياسي رسمي و قانوني كه دو خردادي هاي براي مهار و كنترل اين جنبش به آن تحمیل کرده بودند، رها کرد. دوم خردادي ها كه با تمام قوا (با استفاده از قدرت دولتي، تشكلات وابسته به حكومت مانند دفتر تحكيم وحدت و مطبوعات رسمي) سعي داشتند سياستهاي ضد مردمی و ارتجاعی خود را به جنبش دانشجویي حقنه كنند و آنرا در كانالهاي بي آزار و بي خاصيت نگه دارند، با شكست روبرو شدند.

با شکست حقه دوم خرداد، جمهوری اسلامی بیشتر از قبل به سركوب آشكار جنبش دانشجویي روي آورده است و به شكار فعالين انقلابي اين جنبش مي پردازد. برخي ها بازداشت مي شوند،  برخي ديگر ناپديد، برخي ها تهديد به اخراج مي شوند برخي ديگر در صف بيدادگاههاي رژيم در انتظار صدور حکمشان نگه داشته مي شوند تا دست از پا خطا نكنند. با اين وجود عليرغم افت و خيزها، جنبش دانشجویي به راه خود ادامه خواهد داد و تحت اوضاع سياسي جديد مسيرهاي نويني را تجربه خواهد كرد، به شرطی که فعالین سوسیالیست بطور منظم و از روی نقشه عمل درست معضلات و موانع پیشروی این جنبش را شناسایی کرده و و در بر طرف کردن ان گام بردارند.

جنبشی که با آگاهی بر موقعیت خویش و درس گرفتن از وقایع و تجاربی که پشت سر گذاشته و با در پیش گرفتن استراتژی اتحاد با جنبش کارگری می تواند به پیشروی خود ادامه دهد والبته در این راه گامهای نخستین راآغازکرده است . هرچند که هنوزدر پیوندی ارگانیک با این جنبش قرار نگرفته وفشارنیروهای رنگارنگ ورشکسته اصلاح طلب، نیروهای لیبرال،ملی مذهبی ،سوسیال دمکرات های وطنی وغیره...، این پیشروی را کند می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 3  توسط کمون  | 

اتهامات کبوترهای نامه بر سایت "بوروژهه لات" بر علیه حزب کمونیست ایران و کومه له

 

                                    سیروان پرتونوری

اخیرا سایت اینترنتی "بوروژهه لات" که یک سایت روزنامه نگاری است که توسط جمعی از روزنامه نگاران اداره میشود  و به سر پرستی مرکز روزنامه نویسان آزاد در کردستان ایران فعالیت میکنند اخیرا در سایت خود خبری را که گویا توسط یکی از اعضای این اپوزیسیون در یک تماس تلفنی به این سایت ابلاغ کرده است را درج کرده که بکلی عاری از حقیقت است و جا دارد که اداره کنندگان این سایت در نقل این گونه اخبار دقت بیشتری بخرج دهند و موجبات کم اعتبار شدن سایت خود را به دست خود فراهم نکنند .

در مطلب درج شده در این سایت آمده است بعد از اینکه فراکسیون فعالیت تحت نام کومه له در داخل حزب کمونیست ایران اعلام موجودیت کرده تا به این روز که رسیده فشارها بر روی این فراکسیون گسترده تر می شود .منبعی از اردوگاه "زرگویزله" در شهر سلیمانیه که خود در اردوگاه مرکزی این حزب مستقر است بیان کرده که رهبری حزب کمونیست ایران و کومه له در کردستان  فشار ز یادی را به اعضای این فراکسیون آورده اند، رهبری این حزب از هر دری تلاش میکند که اعضای این فراکسیون را بیرون کند منبع خبری در صحبتهای خود اظهار کرده است که طی دور روز گذشته رهبری این حزب به بهانه عضو بودن در این فراکسیون کارت پیشمرگایتی را از دو نفر از اعضای این فراکسیون در اردوگاه کومه له تحویل گرفته است و ما دیگر تحمل این وضع را نداریم و این برخورد ها را تحمل نخواهیم کرد .بوروژهه لات در اخر مینویسد بر اساس خبرهای رسیده سازمان کردستان حزب کمونیست ایران  در کنگره اخیر خود یعنی کنگره سیزده کومه له اجازه انتخاب بودن به اعضای این فراکسیون را برای کاندید شدن برای رهبری کمیته مرکزی این حزب را منع کرده و در حال حاضر فشارهای زیادی برای بیرون کردن اعضای این فراکسیون را در دستور کار خود قرار داده است (منبع سایت بوروژهه لات )

http://www.4rojhelat.org/index.php?id=3736 لینک مطلب درج شده در این است .

در اینجا تیتر وار به این مسائل خواهم پرداخت اولا این خبر که گویا کسانی به دلیل دیدگاهها و نظراتشان و یا وابستگی به این اپوزیسیون از تشکیلات کومه له در "زرگویز" اخراج شده اند ، واقعیت ندارد من خود به عنوان کسی که در این  محل زندگی و فعالیت میکنم چنین خبری را تکذیب میکنم .موضع حزب کمونیست ایران و کومه له در مورد اپوزیسیون در جوابیه ها و اطلاعیه ها حزب منعکس شده است .

ثانیا مباحثات کنگره سیزده کومه له از تلویزیون این تشکیلات پخش شده است و در سایت تلویزیون کومه له موجود است، بنابراین نمیشود هر کسی به طور اختیاری اخبار غیر واقعی در مورد آن را منتشر کند .

ثالثا:چرا منبع خبر نام خود را آشکار نکرده است اگر از خطر تنبیه تشکیلاتی نگران است ،شاید حق داشته باشد چون آنچه که وی بعنوان خبر به سایت "بوروژهه لات" داده است،دروغ محض است و جای خود دارد اگر به خاطر نشر اکاذیب مورد بازخواست تشکیلاتی قرار بگیرد .

اما گذشته از اینها می خواهم  با استفاده از این فرصت نکاتی را در مورد درج این خبر در سایت بوروژهه لات و کسانی که در یک حزب عقاید خود را پنهان میدارند بیان کنم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 2  توسط کمون  | 

گسترش روز افزون فحشا و تن فروشی  زنان و دختران
 زیر سایه حاکمیت رژیم اسلامی

 

سیروان پرتونوری

برگرفته از نشریه جهان امروز شماره ۲۱۳

فحشا را نه تنها بعنوان ابزار وحشیانه تسلط جنس مذکر بلکه آنرا باید به مثابه راوبط ناعادلانه اقتصادی و اجتماعی ارزیابی کرد. رشد نجومی و همه جانبه تن فروشی زنان در ایران، افکار عمومی جامعه و تاحدودی خبرگزاریها و نشریات خارجی را نیز به خود مشغول ساخته است. آنچه که این ناهنجاری اجتماعی را به یکی از مشغله های فکری فعالین جنبش رهایی زنان و انسان های برابری خواه و حتی مردم عادی تبدیل کرده، گسترش فاجعه بار آن در جامعه و کشیده شدن هر روزه جوانان بسیاری به پارکها و خیابانها و اشتغال زنان و دختران و حتی پسران به تن فروشی شده است. بر طبق آمارهای دست و پا شکسته و تحریف شده  تعداد دختران فراری در کشور به 300 هزار نفر رسیده است که حدود 86 در صد از این دختران که برای اولین بار از خانه فرار میکنند و مورد سوء استفاده جنسی قرار میکیرند که بیشتر این دختران بعد از تجاوز جنسی از سوی خانواده هایشان پذیرفته نمیشوند.

عوامل متعددی در جامعه موجب پیدایش ناهنجاریهایی از جمله فحشا هستند، مهمترین آن که مسئله ای تعیین کننده است، وضعیت مشقت بار اقتصادی حاکم برجامعه است. فحشا معمولاً ناشی از کمبود امکانات زیستی و یا تحت فشار صورت می گیرد. آمارها نشان میدهند که بسیاری از زنان و دختران تن فروشی را برای گذراندن حداقل های زندگی خود و خانواده هایشان پذیرفته اند و بسته شدن درهای بازار کار برروی بخشهایی از جمعیت، یعنی زنان است که زنان دارای مشکلات اقتصادی و فرهنگی را جذب فحشا می کند. تن فروشی و یا دقیقتر بگوییم اجاره آن برای استفاده جنسی، آخرین راه حل ممکن برای افرادی است که دیگر امکانات متعارف و قانونی اقتصاد و حمایت گرانه از جمله کارکردن یا بهره جویی از کمکهای اجتماعی برایشان غیرقابل دسترسی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 0  توسط کمون  | 

در جواب به اطلاعیه خبری اپوزیسیون درون کومه له و حزب کمونیست ایران

 

سیروان پرتونوری

 

اپوزیسیون درون کومه له و حزب کمونیست ایران طی دو روز  گذشته یک اطلاعیه خبری تحت عنوان اقدامات جدیدی از طرف  کومه له و حزب کمونیست ایران و  رفیق ابراهیم علیزاده دبیر اول کومه له بر عیله اپوزیسیون به چاپ رسانده اند و برخی موارد را در سطح علنی ابلاغ کرده اند که در این جزوه کوچک مورد به مورد بر اساس برنامه و اساسنامه حزب کمونیست ایران و کومه له  به آن خواهم پرداخت .

در مورد ارجعیت داشتن فعالیت تحت نام کومه له

اپوزیسیون درون کومه له بدون هیچ منطق و استدال سیاسی و تشکیلاتی این حق را به اکثریت حزب کمونیست ایران و کومه له نخواهند داد که از حفظ اصول و پرنسیب های تشکیلاتی و سیاسی این تشکیلات در برابر گرایشات غیر سوسیالیستی دفاع کنند در این جا به لازم میدانم بیان کنم که استفاده از نام کومه له و یدک کشاندن آن از سوی اپوزیسیون درون حزب کمونیست ایران و کومه له نه تنها برای این انسانها ارزشی نخواهد داشت بلکه مغایرت با آن سیاست و استراتژی و خط و مشی میباشد که این انسانها از آن پیروی کرده و استراتژی آینده شان را تشکیل خواهد داد این انسانها به خوبی این را درک میکنند و خود هم زمانی برای این نام و سواستفاده کردن از این نام توسط سازمان زحمتکشان مبارزه و فعالیت کرده اند که این را به توده مردم ابلاغ کنند که کومه له فقط یک نام خشک و خالی و مقدس نیست که اینها بخواهند ان را مثل بت پرستش کنند ما در طول این چند سال بعد از جدایی سازمان زحمتکشان این را در میان توده تبلیغ و ترویج کرده ایم که کومه له صرفا یک نام نیست بلکه کومه له مورد نظر ما که در اکثر تشکلات کارگری،زنان،دانشجویی،جوانان،معلمان و غیره نفوذ دارد یک گرایش سوسیالیستی می باشد که در طول زیادتر از سه دهه مبارزه مردم کردستان و انسانهای فداکار و جسور کومه له به ثبت رسیده است و کومه له در بین توده های مردم کارگر و زحمتکش کردستان بنابه این خصوصیات شناخته شده است نه صرفا یک نام خشک و خالی اگر مسئله نام بود در کردستان عراق هم بعضی از جریانات به نام کومه له فعالیت داشته اند و دارند برای نمونه کومه له رنجدارن قبلی و کومه له اسلامی که تند رو ترین و مرتجع ترین جریان اسلامی  در کردستان عراق می باشد که توسط خود رژیم اسلامی تقویت و خط میگیرد فعالیت دارند.بنابه این گفته ها برای اپوزیسیون درون کومه له و حزب کمونیست ایران که گرایش و سیاست و تئوری آنها با هیچ کدام از تاریخ سیاسی و مبارزاتی کو مه له همخانی ندارد و بر عکس بر ضد ان هم می باشد استفاده کردن از نام کومه له در درون خود کومه له جایز نیست و از لحاظ تشکیلاتی هم هیچ وقت امکان ندارد سازمانی به نام کومه له در درون خود فراکسیون به نام کومه له را داشته باشد یا ان را به رسمیت بشناسد اختلاف سیاسی و استراتژی حق هر انسانی است این رفقا می توانند با هر نام دیگری برای خود فعالیت داشته باشند و آنچه را در اساسنامه و برنامه این حزب اشاره شده است را رعایت کنند اما محروم کردن زیادتر از 95% این تشکیلات برای ارجعیت دادن به گرایشات غیر سوسیالیستی و غیر کومه له ای خود مجاز نیست و نمیباشد و ما هم به عنوان اعضای تشکیلات و ستون فقرات این حزب هیچ وقت اجازه همچین سو استفاده ای نه از طرف شما بلکه از طرف هیچ کسی را نخواهیم داد هر چند کومه له ملک شخصی کسی نمیباشد و صاحب اصلی کومه له مورد نظر ما خود توده مردم کارگر و زحمتکش است اما این توده کاگر و زحمتکش هیچ وقت شما را کومه له نداسته و نخواهند داشت .

در ابطه با خلع عضویت و اخراج رفقای اپوزیسیون در درون تشکیلات :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 13  توسط کمون  | 

آغاز باز گشایی مدارس و دانشگاهها و طرح امنیتی کردن
 فضای دانشگاه از سوی رژیم

 

برگرفته از جهان امروز نشریه حزب کمونیست ایران شماره ۲۱۲                      سیروان پرتونوری

امسال با بازگشايی مدارس و دانشگاهها ميليونها دانش آموز و دانشجو  نيز مثل هر سال با علاقه و شور و شوق جديد و با اميد به زندگی بهتر و به اميد رهايی از ظلم و ستم  و از بین بردن  خرافه اسلامی از جامعه و از محيطهای آموزشی، روانه کلاسهای درس ميشوند. با اينحال هنوز خيلی ها از نسل جوان پشت درهای مدرسه و دانشگاه مانده اند، هنوز برای خيلی ها مدرسه و کلاس مناسب و حتی مدرسه و کلاسی موجود نيست که پای به آن بگذارند. به جای تحصيل رايگان در تمام سطوح و کمک هزينه به کودکان و نوجوانان زير ۱۸ سال توسط دولت، هزينه اکثريت آنان به درآمد ناچيز پدران و مادران شان تحميل ميشود.  هنوز هزاران کودک و نوجوان يا در کوچه ها و حلبی آبادها رها شده اند و يا همراه پدران و مادران خود در مراکز کار و خیابانهای شهرها با فقر و فلاکتی که رژیم  اسلامی سرمايه به جامعه و به زندگی آنان تحميل کرده است، دست و پنجه نرم ميکنند. و بيکاری،فحشا ،اعتیادو فساد  نيز بخش وسيعی از نسل جوان جامعه ما را  تهديد ميکند.

رژیم  اسلامی در کنار بی حقوقی مطلق سياسی و اقتصادی و اجتماعی  که به مردم و جامعه ايران تحميل کرده است، از همان روز اول سرکار آمدن خود با اين نسل درافتاده است تا اين نسل را به سکوت و تمکين وادارد.  از يورش نظامی و به خون کشيدن دانشجويان گرفته تا کشيدن حجاب خفقان و جهل و خرافه اسلامی بر مدارس تا حضور و دخالت هر روزه مزدوران و ماموران اطلاعاتی رژیم  اسلامی در محطيهای آموزشی. با اينحال اين نسل به جمهوری اسلامی تمکين نکرده است و تمکين نخواهد کرد. اين نسل را جمهوری اسلامی نميتواند به شکست بکشاند. اين نسل به انترنت دسترسی دارد، زندگی جوان و امسال خود را  در جامعه مدرن را می بيند، دسترسی آنان را به امکانات مدرن و پيشرفته می بيند، با آنان ارتباط برقرار کرده  و ميکند، خود را و زندگی و آينده خود را با زندگی جوان دیگر کشورها مقايسه ميکند و به کمتر از زندگی مرفه و آزاد و مدرن رضايت نميدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12  توسط کمون  | 

اعتراض مشترک سه کارخانه کردستان گامی به پیش برای جنبش کارگری ایران 

                                                      سیروان پرتونوری

                                                                       

در چند سال  اخیر مبارزه طبقه کارگر ایران برای رسیدن به خواست و مطالبات برحق خود ابعاد تازه تری در مسیر مبارزات کارگری بر علیه نظم سرمایه به خود گرفته است.

در شرایط و موقعیتی که تورم خارج از کنترل و بیکاری میلیونی در درون جامعه شمار زیادتری از کارگران ایران را به زیر خط فقر می راند و طبقه کارگر ایران در یکی از دشوار ترین و سخترین دوران اقتصادی و زندگی خود در سه دهه گذشته به سر میبرد و میزان دستمزد واقعی طبقه کارگر به شدت به سطح پایینی آمده است ،پرداخت دستمزد های معوقه و استمرار کار به خواست و مطالبه محوری بخش وسیعی از طبقه کارگر ایران و خانواده هایشان تبدیل گشته است.

نمونه بارز تجمع اعتراضی طبقه کارگر ایران برای دست یافتن به حق و حقوق بر حق خود اعتراض سه کارخانه  " نساجی کردستان،" "فرش غرب بافت"و  "پرریس" سنندج بود که از هفته گذشته آغاز تا اینکه روز پنچ شنبه 21 شهریور ماه در یک اقدام مشترک تظاهراتی را از مسیر پل مردوخ به سمت استانداری کردستان برپا داشته و در آنجا دست به تجمع اعتراض آمیز زدند.

اما اعتراض کارگران این سه کارخانه از دیگر اعترضاتشان در گذشته برای دست یا فتن به خواست و مطالبات خود بعد تازه تری به خود گرفته است که در چند سال اخیر در طول مبارزات طبقه کارگر ایران بر عیله نظم سرمایه کم نمونه بوده است .

مبارزه و تظاهرات مشترک کارگران این سه کارخانه برای دست یابی به حق و حقوق خود هم جنبه اعتراضی و از همه مهمتر جنبه سیاسی تر ی به خود گرفته است، اقدام مشترک کارگران این سه کارخانه در سنندج نشان از اگاهی طبقاتی و سیاسی طبقه کارگر ایران را نسبت به گذشته فراخوان میدهد .مبارزه متحدانه کارگران این سه کارخانه بر علیه نظم کنونی سرمایه درس و تجربه ای واقعی و مهمی را به روی مبارزات طبقه کارگر در ایران گشوده است، مبارزات هماهنگ کارگران این سه کارخانه یکی از حیاتی ترین وجهه مبارزاتی طبقه کارگر ایران بر علیه نظم سرمایه به شمار میرود که دیگر هم طبقه ای های این جنبش باید از کارگران کردستان درس گرفته و آن را درسی عملی در مبارزات آتی خود به کار گیرند. طبقه کارگر ایران فقط از راه اتحاد و همبستگی طبقاتی و مبارزاتی است که میتواند به خواست و مطالبات بر حق خود دست یابد رمز پیروزی کارگران ایران اتحاد و همبستگی طبقاتی شان بر علیه نظم سر مایه است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 1  توسط کمون  | 

کومه له و مقاومت قهرمانانه مردم کردستان
 در برابر یورش سراسری رژیم اسلامی در 28 مرداد 1358

                  

 سیروان پرتونوری   

برگرفته از نشریه جهان امروز نشریه سیاسی، خبری حزب کمونیست ایران  شماره ۲۱۱                                                                                      

كومه‌له، به عنوان یك جریان چپ و سوسیالیست كه از سال‌هاى 1348 فعالیت سیاسى خود را به دلیل اختناق و سرکوب رژیم پهلوی به طور مخفیانه آغاز كرده بود، در انقلاب مردمی سال 57 با شركت فعال خود سریعا به یك جریان اجتماعى و محبوب در میان مردم كردستان تبدیل گردید. با براندازی رژیم پهلوی، این سازمان سوسیالیستى در کردستان فرصتی گرانبها و با ارزش به دست آورد و در این فرصت تاریخی و انقلابی، به سرعت جنبش سیاسی و توده ای و مردمی گسترده ای را در سراسر کردستان پدید آورد. تشکل های مردمی، جمعیت ها، اتحادیه های دهقانی، تشکل های کارگری، زنان، حرکت های سیاسی اعتراضی مردمی، همانند کوچ مردم شهر مریوان، راهپیمایی طولانی سنندج ــ مریوان و بانه و سقز به طرف مریوان، چهره واقعا نوینی به کردستان و جنبش آن داد. این جنبش نوین تماما به نام کومه له و در پیشاپیش آن فواد مصطفی سلطانی در تاریخ مبارزات این ملت ثبت شده است. ارزش های سیاسی، برابری طلبانه، دفاع از حقوق زنان، از مردم زحمتکش، آزادی های سیاسی بی قید و شرط، شکستن انحصار سیاسی در دست ناسیونالیسم  سنتی در کردستان و  نقش بر آب کردن توافقات پنهانى و سیاست‌هاى راست جریانات ناسیونالیست و ارتجاعى كرد با رژیم، علنیت در مبارزه و کشاندن سیاست های چپ و رادیکال به میان توده ها،  از مشخصات دوره ای در کردستان است که کومه له به عنوان یک جریان سوسیالیستی و پیشرو در بطن تحولات عمیق جامعه کردستان حضور فعالانه ای داشت و به این اعتبار می توان گفت که جنبش کردستان در ابعادی اجتماعی از جنبش های سنتی قبل از خود جدا گشت و افقی نوینی به روی مبارزاتش گشوده شد.

رژیم تازه بقدرت رسیده اسلامی با مسلح کردن مرتجعین محلی و فئودال ها و با در اختیار قرار دادن پول و امکانات زیادی به آنها و دایر کردن مکتب های قرآن در اکثر شهرهای کردستان می خواست جا پای خود را در کردستان باز کند، اما در کردستان بخاطر قدرت چپ این دارودسته های ارتجاعی نتوانستند جمهوری اسلامی را به مردم بقبولانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 22  توسط کمون  | 

گرامی باد یاد و خاطره چهره شناخته شده جنبش کمونیستی ایران و کردستان رفیق "فواد مصطفی سلطانی"

 

 

روزیکه خورشید تابناک حزب کمونیست ایران طلوع میکند

روز رستاخیز سرخ زحمتکشان را نوید میدهد

و آن روز،روز آب شدن برف های ستم است                                                                    

رفقا خورشید را بجنبانیم .

در روز 9 شهریور بیست ونه سال پیش قلب یکی از رهبران عملی جنبش چپ و کمونیستی ایران و کردستان رفیق فواد مصطفی سلطانی از تپش افتاد و جان شیرنش را در راه آرمانهای کمونیستی و رهایی انسان و بر قراری جامعه ای آزاد و برابر از دست داد .بیست و نه سال از جانباختن رفیق رهبر و بنیانگذار، فواد مصطفی سلطانی می­گذرد، اما هنوز هم ابتکار و روش و پراتیک رفیق فواد در برخورد به جنبشهای توده­ای قابل درس آموزی است. هنوز هم دوست و دشمن با احترام از وی یاد می­کنند و بی تردید رفیق فواد الگوی صداقت،چهره یک کمونیست واقعی، رزمندگی و رهبری است. فواد  مصطفی سلطانی جزو آن دسته از رهبران جنبش انقلابی کردستان است که تاثیر افکار و پراتیکش تنها منحصر به یک دوره­ معین نیست، بلکه بر نسلها و بر صف بندی سیاسی و اجتماعی یک جامعه تاثیر نهاد و در آینده نیز موثر خواهد بود. او از مبارزات جنبش انقلابی کردستان و از مبارزات ستمدیدگان برای کسب حق و حقوقشان جدایی ناپذیر است. او نه تنها یک فعال مبارز و کمونیست، بلکه جزو آن دسته از انسان هایی بود که تحسین و تمجید احمد شاملو، شاعر پر آوازه و انسان دوست را به خود جلب نمود.

در هر مقطع و شرایطی با مبارزات توده­ها بودن، تلاش در ارتقای مبارزات جنبش انقلابی کردستان و گسترده کردن آن، واقع بینی در سنجش توان و انرژی جنبش انقلابی در هر مقطع معینی، اتخاذ اهداف و تاکتیک های مبارزاتی در هر مرحله­ای، ایجاد رشته­ پیوند در میان جنبشها و جوششهای پراکنده، از مهارتها و کاردانیهای رفیق فواد بود. از اعتصاب زندانیان سیاسی در زندان سنندج و کوچ مریوان تا روش صحیح رو در رویی با ارتجاع محلی و از مذاکره با رژیم تا سازماندهی جنبش مقاومت در کردستان، همه و همه تاکتیکهای معینی بودند در خدمت آمادگی مبارزاتی هر چه بیشتر مردم و برای ایجاد اتحاد مستحکم تر در میان وسیع ترین اقشار و طبقات جامعه کردستان و بالاخره در خدمت و برای تعمیق و گسترش جنبش رهایی از هر نوع ستم ملی، طبقاتی و اجتماعی. رفیق فواد با ریز بینی خاص اهداف و شعارهای تاکتیکی را با استراتژی پیوند میداد بدون اینکه مکان و جایگاه تاکتیک و استراتژی در ذهن و کردارش مخدوش گردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 6  توسط کمون  | 

         زندان و شلاق از مبارزات بر حق طبقه کارگر بر علیه نظم سرمایه نمیکاهد

 سیروان پرتونوری

 

امسال برای کارگران بیش از هر سال دیگری سال تشدید فقر و فلاکت و سال اعتراضات بی وقفه بود ،در وضع موجود با وجود تورم و گرانی بی سابقه،زندگی کارگران بیش از سالهای گذشته در معرض شدیدترین فشارهای اقتصادی قرار گرفته است،چنین وضعیتی در همین اوایل سال بر زندگی مشقت بار کارگران سایه انداخته است که عدم پرداخت بموقع دستمزد کارگران در امسال بیش از هر سال دیگری به موضوع اعتراضات کارگری تبدیل شده است .

تحمیل وضعیت به غایت ضد انسانی فوق به کارگران و دفاع عریان تر پاسداران دولتی سرمایه از کارفرمایان و صاحبان کار ،از طریق گسیل نیروهای سرکوب به تجمعات کارگری،چنان دست صاحبان سرمایه را در تعرض به کارگران باز کرده که برخی از آنان پایه ی تحمیل شرایط به غایت برده واری را برای استخدام کارگران پی ریزی کرده اند .

اما از سوی دیگر کل واقعیت زندگی کارگران در شرایط موجود در تحمیل شرایط برده وار فوق بر آنان خلاصه نمیشود چرا که کارگران ایران امسال علیرغم تلاش زبونانه صاحبان سرمایه و رژیم اسلامی برای محدود کردن دامنه اعتراضات کارگری ،با جسارت بیشتری به مصاف وضعیتی رفته اند که بیش از سه دهه است که از سوی رژیم ضد کارگری اسلامی بر آنان تحمیل شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 20  توسط کمون  | 

فحاشی کردن به تاریخ مبارزاتی یک جنبش از سوی لیدر حکمتیست

 

                               سیروان پرتونوری

 

 

 

طی روزهای اخیر جناب کورش مدرسی لیدر حکمتیست در یک سمینار اظطراری که تحت عنوان کومه له از توهم تا واقعیت قرار گرفته بود و به بهانه اعلام فراکسیون جمعی از رفقای ما برگزار شده  بود به شیوه کاملا غیر سیاسی و غیر واقعی به ارزیابی از تاریخ مبارزاتی کومه له و حزب کمونیست ایران پرداخته و کلی اتهام های بی پایه و اساس را به شیوه هیستریک بر علیه ما به سخن آورده که در این مقاله کوتاه به نقد این بیانات  پادر هوای مدرسی خواهم پرداخت .

به لازم میدانم قبل از اینکه بحث مورد نظرم را آغاز کنم به یک مسئله مهمی که اخیرا حکمتیست ها و بخصوص لیدر پادر هوایش به آن ابزار تکیه برده اند  بپردازم . همانطور که همگی انسانهای سوسیالیست و فعالین آزادی خواه در داخل ایران میدانند بعد از عقب نشینی که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بخصوص رفقای دانشگاه تهران در مقطع 13 آذر قرار گرفتند و دلیل این عقب نشینی از طرف خود دانشجویان و فعالین سیاسی در داخل بر ملا شد و عاملین اصلی این عقب نشینی که حکمتیست ها بودند بر همگی روشن شد. و یک بار دیگر یکی از جنبش های اجتماعی چپ قربانی سیاستهای آوانتوریستی و سکتاریستی این جناح قرار گرفت،بعداز آشکار شدن افتضاحات سیاسی در درون این جنبش از سوی این جناح در فضای اینترنتی جو و فضایی غیر سیاسی را به راه انداختند که همه کسانی را که در این افشا شدن دست داشتند را مورد فحاشی ها و بد دهنی های خود و حتی تهمت دادن به کار پلیسی و کمک به اطلاعات جمهوری اسلامی مورد هجوم قرار دادند که یکی از این جریانها که به شدت مورد این فحاشی قرار گرفتند ما بودیم ولی نه فقط ما بلکه این افتضاح سیاسی توسط این جناح بر همگی روشن بود و خوشبختانه فحاشی های حکمتیست نتوانست پرده پوشی گن کاریهای خود را در درون جنبش چپ دانشجویی پنهان دارد و دیدیم در یک مقطع زمانی خیلی کوتاه این گن کاری ها بر ملا و بر همگی آشکار شد ،در این میان لیدر پا در هوای حکمتیست جناب مدرسی وقتی دید که سیاستهای اپورتونیستی اش بر ملا شده است و هر حال امکان دارد در درون خود از سوی بعضی از کادرها و رهبری مورد باز خواست قرار گیرد به ابزار فحاشی و فرهنگ غلط بورژوایی پناه برد تا این افتضاحات خود را از چشم اعضای خود دور نگه دارد ولی دیدیم با همه تلاشها یی که ایشان کرد آخرش رسوایی برای خود ایشان ماند و بس.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 12  توسط کمون  | 

ادامه مقاله در دفاع از کمونیسم

نقدی بر اعلام فراکسیون فعالیت تحت نام کومه له

 

ظهور سوسیالیزم نو از طرف این رفقا :

این رفقا در جای دیگر نوشته اند (سوسیالیسمی که در  حزب کمونیست ایران و کومه له از آن دفاع میشود تنها به درد توجیه موقعیت ویژه ای برای عده ای معدود و علامت رمزی برای ابراز وفاداری افراد یک جمع نسبت به یکدیگر و کسب مجوز ماندن در این جمع است و گره نسبت به گذشته خواه گذشته کومه له و خواه گذشته جنبش سوسیالیستی و کمونیستی در جهان نبوده و بر عکس همچون نیروی مقاومت در برابر سیر انتقاد و پلمیک تئوریک و تعمیق آگاهی سوسیالیستی عمل میکند) .

اول باید بگویم گرایش غیر سوسیالیستی  شما  در  آن حد نیست که سوسیالیزم ما را به نقد بگیرد و سوسیالیزم نو خود را جایگزینش کند،این ارزیابی را باید به توده و دیگر کمونیستها واگذار کرد که آیا سوسیالیزمی که ما برایش مبارزه میکنیم به درد توجیه میخورد یا نه ؟برای شما سوسیالیزم توجیه است و رمز وفاداری نسبت به یکدیگر قلم داده شده که عملا خوشبختانه اختلاف سیاسی  اصلی ما با شما را خود عنوان کرده اید و بی اعتقاد بودن و بی باوری و انحراف خود را از آن بیان داشته اید لازم نمیدانم برایتان سوسیالیزمی که ما برایش مبارزه میکنیم دوباره تشریح کنم ولی ما تمام و کمال بر تئوری مارکس تکیه داریم این تئوری مارکس بود که نخستین بار سوسیالیزم را از پندار گرایی به علم تبدیل کرد و این علم را بر مبنای محکم مستقر ساخت و راهی را که باید به پیروی از آن این علم را به پیش برد و تمام اجزا آن را تکمیل کرد ،مشخص ساخت این تئوری وظیفه واقعی حزب انقلابی سوسیالیستی را توضیح داده و تاکید کرده است   که وظیفه حزب برنامه پردازی برای نوسازی جامعه ،موعظه خوانی برای سرمایه داران و دنباله روی های آنان در باره بهبود وضع کارگران نیست ،توطئه چینی نیست ،بلکه سازماندهی مبارزه طبقاتی پرولتاریا و رهبری این مبارزه است که تصرف قدرت سیاسی توسط پرولتاریا و سازمان دادن جامعه سوسیالیستی هدف نهایی آن را تشکیل میدهد،سوسیالیسم مثل مراحل دیگر تکامل اجتماعی امری اجتماعی و جهانی است که در رابطه با یک مجموعه جهانی باید مورد بررسی قرار گیرد. تغییر مناسبات بین کار و سرمایه  و کیفیت این رشد و ظرفیت و درجه تکاملی آنها باید مورد توجه عمیق در مقیاس جهانی قرار گیرد. اساس سوسیالیسم  انسان است  و مارکس به این  نکته تاکید کرده است. اما زمان به مارکس اجازه نداد تا این اندیشه را بیشتر بشکافد.

سوسیالیسم مرحله ای از تکامل تاریخ اجتماعی است و ضرورت استقرار آن اهمیتی دارد  که بشریت در نهایت به این ضرورت تاریخی پاسخ خواهد داد و گریزی از آن نیست و هرکس در این حکم تاریخی شک دارد باید به گذار تاریخی در گذشته نگاه کند. با قبول این حکم، البته پروسه رشد تاریخی سوسیالیسم ممکن است کند و یا تند باشد که این خود موضوعی قابل بحث است. اما اعتقاد به فلسفه ی ماتریالیسم دیالکتیک یعنی پیشروی ناگزیر جامعه به سوی موازین عالی تر معنوی و مناسبات عادلانه تر اجتماعی به مثابه ی سوخت و انرژی ذهنی انسان های سوسیالیست، سرانجام در مبارزات و فعالیت های جنبش های آزادیخواه و عدالت جو مادیت پیدا می کند. تاریخ بشری مٌهر خود را بر پیروزی این روند مترقی و انقلابی زده است. معتقدان به این راه مقدس انسانی، لاجرم، باید عمل کنند.حال اگر این نوع سوسیالیزم و مبارزه در راه برقراری آن که تنها راه رهایی بشریت است برای شما وارونه و دگم تو جیه کننده است خوب شما برنامه و سیاستهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی سوسیالیزم نو تان را ارائه دهید ببینیم سوسیالیزم  ناسیونالیستی شما که تازه ظهور کرده چه برنامه ای برای وضع موجود دارد سرنوشت مردم را به کجا میبرد باید در این مورد بیشتر تعمق کنید و بیشتر برنامه سوسیالیزم  نو تان را بیان کنید .

 

در باره ستم ملی :

این رفقا در مباحث خود ما را به این محکوم میکنند که تا به حال حزب کمونیست ایران و کومه له سیاست های تاکنونی اش در باره رفع ستم ملی بر اساس دنباله روی از نگرش شوینیستی و اپورتونیستی کمونیسم کارگری بوده است . هر چند خود این رفقا در فراکسیون خود هیچ خط و جهتی مشخص در باره مسئله ملی اعلام نکرده اند و دچار یک سر درگمی شده اند ولی در مصاحبه ها ی چند تن از این رفقا با روزنامه دیمانه و نوشته هایشان آمده است که رهایی نهایی از زیر بار زور و ستمگری ملی تنها از راه استقلال ملی و تشکیل دولت مستقل تامین میشود .این رفقا ما را به این محکوم میکنند که حزب کمونیست ایران به مسئله ملی کم بها میدهد و برنامه مشخصی برای رفع این ستم ندارد . اتهام زدن و مارک چسپاندن کمونیزم کارگری به حزب کمونیست ایران و کومه له ادبیاتی تازه نیست این نوع ادبیات و اتهام زدن ها از خیلی وقت پیش در میان بوده است و هر موضع گیری سیاسی را به این جریان متهم کرده اید یادتان رفته موضع گیری خط اصلی تشکیلات در برابر حمله نظامی آمریکا به عراق و اشغال این کشور توسط نیروهای سرمایه را که ما در برابر آن  موضع خود را بیان کرده بودیم و ماهیت این حمله و اشغال این کشور را افشا کرده بودیم  را به کمونیزم کارگری متهم میکردید یادتان رفته در جلسه اعضا رفیق صلاح مازوجی را به کمو نیزم کارگری متهم کردید یادتان رفته میگفتید پوتین سرباز آمریکایی با پوتین سرباز بعث هیچ تفاوتی ندارد. پراتیک مبارزاتی ما در مورد رفع ستم ملی صد برابر از ناسیونالیست هایی که بجز از خیانت به ملت کورد نباشد خیلی صادق تر  و خیلی واقعی تر است. ناسیونالیستهای دو آتشه کورد که ستم ملی و رفع آن برایشان مهم است تا به حال چه گلی به سر مردم کوردستان زده اند ،شما چه کار مثبتی از لحاظ عملی برای رفع ستم ملی انجام داده اید که ما کمونیستها و حزب کمونیست ایران انجام نداده ایم  و این حزب را با این اتهامات محکوم میکنید.

از لحاظ اصولی و نقطه نظر  مارکسیسم بحث رهایی نهایی زیر بار زور و ستمگری ملی تنها از راه استقلال ملی و تشکیل دولت مستقل کوردی تامین میشود درست و اصولی نیست ،حزب کمونیست ایران همواره مدافع پیگیر حق تعیین سرنوشت مردم کوردستان بوده است و برای تامین شرایطی دمکراتیک که در آن آزادی بیان و مطبوعات آزادی فعالیت احزاب سیاسی آزادی ایجاد تشکل های توده ای و آزادی بدون قید و شرط سیاسی و غیره مبارزه کرده است تا مردم کوردستان بتوانند بدور از هر گونه فشار حاکمیت نیروهای سرکوبگر  و مرتجعین محلی آزادانه از حق خود برای جدائی و تشکیل دولت مستقل و یا ماندن در چهار چوب ایران بطور واقعی استفاده کنند .

نیروی جنبش ملی را میزان شرکت طبقات وسیع ملت یعنی پرولتاریا و دهقانان مشخص مینماید حال اینکه آیا پرولتاریا زیر پرچم ناسیونالیسم بورژوازی قرار خواهد گرفت یا نه مربوط است به درجه تکامل تضادهای طبقاتی ،آگاهی و متشکل بودن پرولتاریا. پرولتاریا ی آگاه دارای پرچمی است آزموده و از آن خود ، وی را احتیاجی نیست زیر پرچم بورژوازی قرار گیرد .

مضمون جنبش ملی در همه جا نمیتوان یکسان باشد این مضمون از هر حیث تابع تقاضاهای گوناگونی است که جنبش آن را به میان میاورد ناسیونالیسم از طرف دیگر هم برای کار پرولتاریا خطرناک است  این سیاست توجه قشرهای پهناور  توده را از مسائل اجتماعی و مبارزه طبقاتی به طرف مسائل ملی یعنی مسائلی که برای پرولتاریا و بورژوازی  مشترک میباشد جلب میکند این موضوع جهت موعظه دروغین در باره هماهنگی منافع  برای سایه انداختن روی منافع طبقاتی پرولتاریا و برای اسارت روحی کارگران زمینه  مشاهدی ایجاد مینماید بدینطریق بر سر راه کارگران کلیه ملیتها یک مانع جدی گذارده میشود .

حق حاکمیت بر سرنوشت خویش عبارت از این است که فقط خود ملل حق دارند سرنوشت خود را تعیین کنند و هیچکس حق ندارد جبرا در زندگی ملت دخالت کند و حقوق آن را خدشه دار کند حزب کمونیست ایران از حق خود ملت در حاکمیت بر سرنوشت خویش پشتبانی خواهد کرد .

قبول حق جدایی توسط برنامه حزب کونیست ایران به معنای توصیه جدایی از طرف ما در هر  شرایطی نیست،این بستگی به آن دارد که در آن مقطع که مردم کردستان در موقعیتی آزادانه قرار میگیرد ما چه جهتی را تشویق و تبلیغ خواهیم کرد به شرایط سیاسی و اجتماعی آن هنگام و ارزیابی از مصالح عمومی طبقه کارگر و مردم زحمتکش بستگی دارد .

در این جا سوال این است که از لحاظ مارکسیستی چرا مثلا در شرایطی که دولت انقلابی و کارگری در ایران بر سرکار است و این دولت حق ملل در تعیین سرنوشت خویش را اعلام کرده  و زمینه های مادی استفاده از این حق و زمینه احقاق حقوق برابر را نیز در تمام زمینه ها فراهم آورده است اما این رفقا باز هم جدایی و تشکیل دولت مستقل کردستان را تنها راه رفع ستم ملی می داند، فکر کنم این رفقا با این تز خود در مورد مسئله ملی در چنین شرایطی این بورژوازی کورد خواهد بود که نمیخواهد به زیر حاکمیت دولت کارگری برود و شعار جدایی را سر میدهد و این یعنی اینکه طبقه کارگر کردستان را از پشتیبانی هم طبقه ای های خود که در حاکمیت هستند را محروم کند آیا تز این رفقا دنباله روی و تقلید کور کورانه از کوششهای بورژوازی ملت ستمکش چیز دیگری است ؟

لنین میگوید در نظام سرمایه داری در هم شکستن یوغ ستم ملی و به بطور کلی یوغ ستم سیاسی غیر ممکن است برای رسیدن به این منظور ضروری است که طبقات حذف گردند یعنی سوسیالیزم بر پا شود .ولی سوسیالیزم در عین حال که بر اقتصاد متکی است ابدا به این عامل به تنهایی خلاصه نمیشود برای از بین بردن یوغ  ستم ملی یک بنیاد مورد نیاز هست و آن تولید سوسیالیستی است .پرولتاریا با تغییر سرمایه داری به سوسیالیزم الغا کامل ستم ملی را ممکن میسازد ولی تبدیل این امکان به واقعیت فقط و فقط از طریق بر قراری کامل دمکراسی در کلیه زمینه ها از جمله مرزبندی کشورهای بر حسب علائق ساکنین آن و قبول آزادی کامل جدا شدن برای انها عملی است .ما تاکید داریم که اجرا نکردن حق ملل در تعین سرنوشت خویش در رژیم سوسیالیستی ،خیانت به سوسیالیزم میباشد .حق خودمختاری در رژیم سوسیالیستی غیر قابل اجرا است .

محدود کردن کارگران بر حسب ملیت به کجا منجر میشود ،متلاشی کردن حزب کارگری واحد، تقسیم اتحادیه ها بر حسب ملیت تشدید اصطکاکات ملی کارشکنی نسبت به پرولتاریای ملیت های دیگر اینها هست نتایج مسله ملی که شما به آن اشاره میکنید .

 

در باره جنبش کارگری

 این رفقا در ادامه در مورد جنبش کارگری و موقعیت مبارزات فعلی طبقه کارگر این چنین مینویسند :(گرچه امروز شاهد مبارزات نسبتا گسترده کارگری در شکل اعتصابات و اعتراضات در سراسر ایران هستیم  اما نباید فراموش کرد که اغلب این مبارزات جدای از هم  خصلت دفاعی و واکنشی دارند این مبارزات هنوز حتی برای افزایش دستمزدها و شرایط زیستی مناسبتر در جریان نیست و اغلب حول مطالبات و دستمزدهای معوقه میچرخد .جنبش کارگری امروز برای پراکندگی و تفرقه عدم تشکل و ضعف دیدگاهی روبرو است و از آن رنج میبرد مبارزه برای ایجاد و نهادن سنگ بنای سندیکا ها و تشکل های کارگری مستقل یک ضرورت و اولویت روز است ).اعتراض و مبارزات کارگران سیر رو به رشدی داشته است طبقه کارگر ایران در مقابل یورشهای سرمایه داران ایران به دفاع از کار و زندگی خود پرداخته و در چند سال اخیر شاهد هزاران اعتصاب کوچک و بزرگ راهپیمایی و تجمع اعتراضی را تجربه کرده است و برای عقب نشاندن تعرض  رژیم  و سرمایه داران متهورانه تا پای جان از خود استقامت نشان داده مبارزه شجاعانه کارگران هفت تپه و پایداری کارگران دستگیر شده مراسم های اول ماه مه امسال نمونه های جانفشانی کارگران و سیاسی بودن خواست و مطالباتشان است که  در برخی موارد شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد نمونه های بارز کارگران برای فراتر رفتن از  احقاق حقوق و مطالبات صنفی شان  بوده است .بر خلاف نظرات و غیر واقعی بودن تز این رفقا و ارزیابی غیر عینی آنها گرچه مضمون مطالبات کارگران در این مبارزات بدلیل توازن قوای طبقاتی تدافعی بوده است ،اما همین جنبش مطالباتی که در جریان آن کارگران به اشکال رادیکال تری از مبارزه روی آورده اند ،دیوار اختناق و سرکوب رژیم اسلامی را متزلزل ساخته و نه تنها امکان فعالیت و جنب و جوش فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران را فراهم آورده است ،بلکه به دیگر جنبش های اجتماعی از جمله جنبش زنان جنبش دانشجویی جنبش انقلابی کوردستان تحرک تازه ای بخشیده است .در متن این مبارزات و رو یا روی با نظم کنونی سرمایه اسلامی و مبارزات بر علیه سرمایه داران بوده که زمینه عینی برپایی تشکل طبقاتی توده ای و پایدار کارگران پدیدار شده است بر خلاف تز غیر واقع بینانه شما در مورد این جنبش اگر ما شاهد پیشروی جنبش کارگری در سالهای اخیر نمیبودیم بدون شک از تحرک فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد این تشکل ها نمی توانست خبری در میان باشد .کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل آزاد کارگری ،کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ،اتحاد کمیته های کارگری ،ایجاد سندیکای کارگران شرکت واحد ،اتحادیه سراسری کارگران بیکار و اخراجی ،و ابراز وجود شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری ،محصول این دوره از رشد جنبش کارگری ایران است که شما غافل از آن هستید و این پیشروی را به نفع سیاستهای خود نمیبینید .

در باره جنبش دانشجویی:

این رفقای بدون اینکه تحلیل و ارزیابی خود از روند مبارزات این جنبش نقطه قوت نقاط ضعف را  اعلام دارند و به آن اشاره کنند  مسائل های حاشیه ای و گاه هم اتهام زدن هایی رو به ما نسب داده اند و مینویسند (در این عرصه هم برای تشکیلاتی کردن بااصطلاح حزبی آن که در واقع استفاده ای ابزاری از جنبش و فعالین آن محسوب میشود،گامی است رو به پس که موجب تفرقه در پراکندگی ،محفلیسم و حاشیه ای شدن همچنین نا امید و سر خوردگی در صفوف آن میگردد). دور جدید فعالیت و احیای مجدد چپ در جنبش دانشجویی در حدود سال 1382 و از کانال نشریات و محافل رو به گسترش دانشجویی روی داد که به تدریج منجر به شکل گیری نسل جدیدی از فعالین چپ ، قطبی کردن فضای جنبش دانشجویی حول محورهای اصلی این دوره از جدال طبقاتی در ایران  سوسیالیسم – لیبرالیسم  و محوریت فعالین چپ در آکسیونهای دانشجویی گردید  نمونه های بارز آن مراسم های 16 آذر و نیز8 مارس سال گذشته بودند.رشد و گسترش فعالیتهای دانشجویان چپ درهمین مدت کوتاه فعالیت حداکثر 4 سال تاثیرات بسیارمهم و مثبتی برموقعیت عمومی چپ درجامعه گذاشته است. ما نیز هیچ وقت خواهان حزبی کردن جنبش های اجتماعی از جمله جنبش دانشجویی نبوده ایم  سیاستهای حزب کمونیست ایران و کومه له در قبال جنبش چپ  دانشجویی خیلی گویا و واقعی میباشد که برای نمونه میتوان به قطعنامه کنگره نهم حزب کمونیست ایران در رابطه با جنبش دانشجویی مراجعه کرد .

 

جنبش زنان:

این رفقا در مورد جنبش زنان مثل دیگر بقیه جنبش ها نگاهی واروونه وار به این جنبش را داشته و اعلام میدارند که (ما تمامي اين جنبش را که ‌در راه تحقق آزادي و رهائي زن از انقياد ستم جنسي و فرهنگ مردسالاري و بخاطر آرمانهاي عدالتخواهانه‌ و آزادي خواهانه پيکار ميکند، فارغ از هرگونه‌ پيشداوري تئوريکي جزمي گرايانه، قابل دفاع و پشتيباني ميدانيم و در راه تقويت و تعميق آن تلاش خواهيم کرد. موکول کردن تحقق اين خواستهاي برحق و امروز دست يافتني که‌ اکنون در بخش عمده‌اي از جهان سرمايه‌داري هم کسب شده‌اند، به آيندة دور و تحت هر نام و به هر بهانه‌اي ناموجه و تخطئه‌گرانه‌ است. اين در خوشبينانه‌ترين حالت سردر لاک انديشه‌هاي خود فرو بردن و سپردن وظايف مبرم امروزين به ديگر گرايشات اجتماعي است. ما در ضمن، هر گونه‌ تلاش سکتاريستي را براي گويا پالايش و جداسازي صفوف جنبش حق طلبانة  زنان به بهانة سوسياليستي بودن يا نبودن اهداف کوتاه و دراز مدت آن و محدود کردن وسواس گونة صفوف آن به اعضاء تشکيلاتي و در واقع “ تشکيلاتي‌ کردن ” و وابسته‌ ساختن به‌ گرايش و تبيين خاص حزبي را مردود و شکست خورده‌ و ناگوار براي سازماندهي و تشکل زنان ميدانيم).این رفقا با این تز خود اعلام کرده اند که باید هر جنبش را که نام زن بر آن باشد را باید تقویت و مورد پشتیبانی قرار داد این رفقا عملا با این تز خود اعلام داشته اند که جنبش هایی که برای حجاب و دیگر فرهنگ های مرد سالار و خرافه در مورد مسئله زنان که  به راه میافتد را باید مورد پشتیبانی قرار داد و از آن دفاع کرد ولی ما هیچ وقت در رابطه با مسائل جنبش زنان حاضر نیستیم از جنبش هایی که فرهنگ مرد سالار و خرافه و برای تحقیر کردن بیشتر زنان به راه میافتند را تقویت و مورد پشتیبانی خود قرار دهیم ما جنبش هایی را مورد پشبیبانی قرار میدهیم و از آن دفاع میکنیم که فرهنگ های خرافه و مردسالار حاکم بر  زنان را از بین ببرد را  مورد حمایت قرار میدهیم ما هیچ وقت فمنیسم اسلامی فمینیسم لیبرال و دیگر جنبش هایی که برای زنان مبارزه میکنند را مورد حمایت قرار نمیدهیم و در مقابل هم افشاگری ها و ماهیت آنها را نیز برای جنبش پیشرو زنان اعلام و بیان میداریم  ما هیچ وقت بر این باور نبوده ایم که برابری و به رسمیت شناختن حقوق واقعی زن در چهار چوب نظم سرمایه امکان پذیر میباشد و تحقق میابد جنبش رهایی زنان فقط در سوسیالیزم و فراتر از آن در کمونیسم به برابری واقعی خود از همه لحاظ دست میابد و حق و حقوق واقعی اش به رسمیت شناخته میشود و تمامی فرهنگ های ناشی از نظم سرمایه را از بین میبرد و به آن فرهنگ پایان میدهد  .

 

طرح سوالات بدون پاسخ :

چه جالب است این رفقا خیلی زیرک هستند و فکر میکنند همه هم مثل خودشان هوشیار هستند این رفقا برای ما سوالات بدون پاسخی طرح کرده اند که این خود سوالاتی است که ما باید در مورد سوسیالیزم مورد نظر آنها باید از آنها بپرسیم و  جواب بدهند ولی با کمال پررویی این سوالات که از روز اول بنیاد این حزب مطرح شده بودند و به آن جواب داده شده و سیاست مشخص و نظرات خودمان را در این رابطه اعلام داشته ایم این پرسش و پاسخ باید خود این رفقا به آن جواب بدهند که فکر کنم خود فاقد جواب دادن به این سوالات با این نوع نگرش به سوسیالیزم و دیگر جنبش های اجتماعی هستند اگر جواب های ما برای شما شعار است پس لطف کنید شما در عمل به آن سوالات مطرح شده خود جواب دهید چرا شعار های تو خالی ما به قول شما مشغله فکری شما شده است راست میگویید شما برایش قدم بردارید از لحاظ عملی و از شعار بودن خارجش کنید و به یک مرحله دیگری انتقالش دهید این سوسیالیزم ما هم سرمایه داری دولتی نیست شاید در نظر شما این طور باشد چون هنوز با استدلالات خود سوسیالیزم رو به طور واقعی درک نکرده اید و انحراف دارید نمونه انقلاب اکتبر برای این موضوع شما یک سند اثباتی و عینی میباشد که پیشنها د میکنم آن را مطالعه کنید و از تجربیات آن استفاده کنید .

 

برنامه حاکمیت مردم در کردستان :

این رفقا در نوشته خود اشاره میکنند که (برنامه کومه له برای حاکمیت مردم در کردستان برنامه حزب کمونیست ایران با زبانی ناروشن تر و اتقاطی تر از آن یعنی از بسیاری جهات برنامه ای بر عمل نیست بلکه تنها برای نفس ارائه آن است .ما تلاش خواهیم کرد از طریق بحثهای علنی در نقد برنامه موجود به شکل گیری و ارائه یک برنامه زمینی ،روشن و قابل درک . اجرا برای توده های کارگر و زحمتکش یاری برسانیم) .امکان دارد لطف کنید ناروشن بودن این برنامه را از دیگاه خود بیان کنید برنامه کومه له و حزب کمونیست ایران با هم دیگر اختلاف ندارند که شما دو دیدگاه را برایش ترسیم کرده اید ما از یک سیاست و از یک تئوری استفاده میکنیم و هردو برای یک هدف مبارزه میکند که آن هم برقراری جامعه سوسیالیستی و رهایی بشریت به دست خود بشریت حال شما به این نیرو که خود طبقه است برای عملی کردن و به اجرا در آوردن این برنامه معتقد نیستید و به این نیرو باور ندارید ما چه کار کنیم  هر برنامه و اتخاد هر سیاستی برای آینده جامعه ایران از نظر ما توسط خود نیروی طبقه کارگر و دیگر جنبش های اجتماعی امکان پذیر میباشد ما در خیال این نبوده و نیستیم که فقط توسط حزب این برنامه برقرار میشود و به اجرا در میاید ما مثل یک حزب پیشرو وظیفه داریم برنامه مشخص خود را برای آینده جامعه ای را ارائه دهیم و توده را از این برنامه مطلع و با هم دیگر برای برقراری این برنامه گام نهیم حال این برنامه برای شما مالیخولیایی و هوایی است معلومه از چه جهتی نقد میشود که به نظر من این برنامه و عملی بودن آن موقعیت شما و دیگر احزاب ناسیونالیست بورژوا را به خطر میندازد و با منافع شما همخوانی ندارد که به شما هم حق میدهم بر علیه اش مبارزه و تبلیغ کنید چون برای از بین بردن سیاستهای غیر سوسیالیستی شما که میخواهید این جنبش را به سوی خود وادارید و ماهیت انقلابی بودنش و طبقاتی بودن آن را از بین ببرید ولی همین نظام شورایی که ما به آن معتقد هستیم در خود کردستان و توسط خود توده در شرایطی که کومه له در کردستان بود برقرار شد و مردم به شیوه آزادنه امور جامعه خود را به پیش میبردند حال ما برنامه ای جامع و کامل تر اتخاذ کرده ایم چه بهتر. ولی این برنامه هوایی نیست و ما هم مشتاقیم برنامه زمینی خود را که به آن اشاره میکنید اعلام دارید .

 

 

کسب قدرت سیاسی با کدام نیرو :

این گرایش در بحث های خود  تا به حال برای تحقق اهدافشان که یکی از آنها تشکیل قدرت سیاسی و اقتصادی در کوردستان است را بدون پاسخ گذاشته اند و فقط در فکر جا نماندن از دیگر  احزاب های ناسیونالیستی کورد در اوضاع و احوال فعلی میباشند که میخواهند در این شرایط و اوضاع برای خود جایگاهی را کسب کنند و توازن قوا را به نفع گرایش خود تغییر دهند .

ولی این رفقا فراموش کرده اند تشکیلاتی که کار آگاهگرانه و رهبری و سازماندهی نیروی اصلی محرکه انقلاب در سطح سراسری را که طبقه کارگر میباشد را در دستور کار خود خارج کرده اند و صف مبارزاتی برای سرنگونی رژیم اسلامی را از ظرفیت های سیاسی و تشکیلاتی خود محروم نموده اند و عملا با این سیاست دواطلبانه صف مبارزه برای سرنگونی نظم سرمایه اسلامی را ترک و از آن دوری کرده اند .

این رفقا تا به حال نتوانسته اند رابطه کومه له مورد نظر خودشان را برای کسب قدرت سیاسی بیان کنند و اعلام نکرده اند با کدام نیرو ی اجتماعی میخواهند به این قدرت سیاسی دست یابند .در اینجا سوال این است آیا کومه له مورد نظر شما از نفوذ اجتماعی چندانی در درون جنبش های اجتماعی برخوردار میباشد که این رفقا با این همه شتابزدگی برای تحقق اهداف خود در داخل جامعه و در دست گرفتن قدرت سیاسی برنامه ریزی میکنند ؟آیا کومه له مورد نظر این رفقا جنبش های اجتماعی از جمله جنبش کارگری ،دانشجویی،زنان و دیگر جنبش های اجتماعی در درونش از جایگاهی برای کسب قدرت سیاسی توسط نیروی مادی و اجتماعی خود بر خوردار است، یا نه شاید نیروی دیگری را برای پیشبرد اهداف و به دست گرفتن قدرت سیاسی خودشان را مد نظر دارند شاید نیروی مادی این کسب قدرت در چنین شرایط که این رفقا در نظر دارند هشتاد نفری که در خارج کشور میباشد است ،ولی این هشتاد نفری که این رفقا به آن اشاره میکنند و با آنان جلسه میگذارند سالهاست از فعالیت سیاسی به دور بوده اند و تازه میخواهند دوباره به میدان فعالیت و مبارزه برگردند ولی اینبار تفاوت دارد اینبار  با تفکر و گرایشی غیر سوسیالیستی و کارگری میخواهند دست به این نوع فعالیت بزنند ،این هشتاد نفری که سر زبان این رفقا است  و برای خود مراسم ها و جلسات سر به خود میگیرند در سمیناری که در خارج کشور ترتیب داده شده بود کاملا گرایشات غیر سوسیالیستی و ضد کمونیستی شان را بیان کرده اند و در آن جلسه از همسویی و اتحاد با سازمان ناسیونالیستی زحمتکشان را به دوتن از این رفقا پیشنهاد داده بودند .این سمینار که به بهانه اختلافات موجود در حزب کمونیست ایران و کومه له فراهم گردیده بود برعکس به سمینار ضد کمونیستی و به تمسخر گرفتن کمونیسم و احزاب های کمونیستی تبدیل شده بود و این دو تن از رفقای ما هم که در آن جلسه شرکت داشتند و از ارائه دهندگان آن سمینار هم بودند بدون هیچ دفاع و صحبتی از آرمانهای خود که به قول خودشان همان کمونیسم میباشد عملا سخنان ضد کمونیستی این جمع را مورد تائید قرار دادند برای گوش دادن به نوار این جلسات به صورت صوتی در سایت آشتی فایل صوتی این جلسات در دسترس میباشد که از خوانند گان میخواهم به آن گوش دهند .

حال این رفقای ما در چند مورد اشاره کرده اند که ما را به ناسیونالیسم متهم میکنند و از این اتهام عاجز میباشند ولی اگر واقع بینانه به مسئله بپردازیم گرایش یا سیاستی که نیروی مادی اش به این تعداد از ناسیونالیست های دو آتشه دل بسته است را خودشان چه مینامند و با این نوع ابراز نظرها و ابراز عقاید ها که از طرف این تعداد بیان شده است کدام خط و جهت سیاسی را تعقیب میکنند؟ کسی که برایش صرفا این مهم است که به کردستان ایران بگوید (روژهه لات) به نظر شما معلوم نیست چه جهتی را تعقیب میکنند معلوم نیست که هیچ ربطی به سوسیالیزم و مبارزات طبقاتی جنبش های اجتماعی ندارد، به قول لنین باید در لابلای جملات و گفتارها تعمق کرد ومنافع طبقاتی را به خوبی تشخیص و تمیز داد.

 

کلام آخر:

در آخر باید بگویم حزب کمونیست ایران و کومه له ملک شخصی هیچ شخصی  نمیباشد که شخص  یا اشخاصی  بخواهند آن را منحل و بازسازی کنند حزب کمونیست ایران و کومه له بنابه زیادتر از سه دهه  سابقه مبارزاتی در خشان خود در جهت اهداف سوسیالیستی و بر قراری حکومت کارگری متعلق به کارگران و زحمتکشان ایران میباشد که هرگونه تغییر درآن باید با دخالت این طبقه  و همه اقشار جامعه باید باشد نه به دست چند شخص محدود که بنابه منفعت شخصی و سیاسی خود بخواهند سابقه آن را خدشه دار کنند برای تعقیب سیاستهای غیر کارگری و غیر سوسیالیستی خود ،مبارزه برای پیشبرد استراتژی های حزب کمونیست ایران در عین حال تکامل و نیرومند شدن این حزب نیز میباشد ،امری که تنها نبرد کنان میسر خواهد شد حزب کمونیست ایران برای یک دوره بستر اصلی چپ رادیکال و سوسیالیست ایران بوده است هم اکنون نیز از بهترین موقعیت برای ایفای نقش متحد کننده در بین کمونیستها ی ایران برخوردار است .حزب کمونیست ایران دارای پایه اجتماعی نیرومندی در  میان طبقه کارگر  و دیگر جنبش های اجتماعی و تحت ستم در  کردستان میباشد در سطح سراسری نیز شمار قابل ملاحظه ای از فعالین و گروههای چپ و کمونیست و محافل کارگری و دانشجویی و زنان خود را متعلق به این حزب میدانند و سیاستهای آنرا به کار میگیرند .حزب کمونیست ایران باید  برای ایفای نقش موثر تر در جنبش کارگری ایران بایستی در قبال مسائل این جنبش صاحب نظر تر باشد و در جدلهای مربوط به مسائل کارگری و حل معضلات آن فعالانه تر باید مشارکت کند حزب کمونیست ایران در عرصه سیاسی در تلاش برای تثبیت استراتژی سوسیالیستی در مقابل استراتژی لیبرالی و  ناسیونالیستی در درون جنبش های اجتماعی باید فعالتر باشد .حزب باید فعالیت های تبلیغی خود را گسترش دهد استفاده  موثرتر از تلویزیون و رادیو ماهواره ای و شبکه اینترنتی بعمل بیاورد .

برای کسانی که وجود و نام حزب کمونیست ایران  و سیاستهای سوسیالیستی این حزب آزار دهنده است کاملا واضح است که دلیل استدلالشان وابستگی طبقاتی آنان به ایده الیسم و ندیدن و فراموش کردن فضای خفقان آخوندی در ایران که جای هر گونه فعالیت کمونیستی و راه حلهای رادیکال در جنبش کارگری را مسدود کرده است و کلا شرایطی که فرهنگ و ارکان مناسبات سرمایه داری بر جامعه مستولی کرده است و این حزب نیز آن شرایط ،به نحوی بر فعالیتش تاثیر میگذارد را  فراموش کرده اند .نمونه بارز و نقطه عطف این تشکیلات تصمیم داهیانه کمیته مرکزی کومه له و حزب کمونیست ایران در جریان اعتصاب سراسری 16 مرداد 84 بود که بار دیگر محبوبیت حزب کمونیست ایران و کومه له در میان کارگران و زحمتکشان کردستان نشان داد و بار دیگر دنیای نارسیستی جریانات سکتاریستی را مشوش کرد .خصلت نمای گذشته و حال مبارزاتی حزب کمونیست ایران در آژیتاسیونهای آگاه گرانه و تکوین و اشاعه ادبیات آوانگارد انقلابی در میان طبقه پرولتاریا در تند پیچهای مبارزه بر ضد بورژوازی اسلامی و حامیان نئولیبرالیست اش است .

زنده باد کمونیسم

زنده باد حزب کمونیست ایران

سیروان پرتونوری

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 3  توسط کمون  | 

در دفاع از کمونیسم

نقدی بر اعلام فراکسیون فعالیت تحت نام کومه له

سیروان پرتونوری

طی روزهای اخیرا چند تن  از افراد درون حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان این حزب کومله در یک اعلامیه فراکسیون خود تحت عنوان فعالیت تحت نام کومه له را اعلام کرده  و  به انتقاد از حزب کمونیست ایران و کومله قد علم کرده  و خواهان "فعالیت به نام کومله" و انحلال حزب کمونیست ایران هستند. اگر چه این رفقا در یک سال اخیر مخالفتشان را باسیاستهای حزب شدت بخشیده بودند ولی خود این رفقا فاقد سیاست و استراتژی مشخصی به شیوه فرمولبندی شده بودند ، ولی با نوشتن این اعلامیه که خطوط اصلی سیاستها و استراتژی این رفقا در آینده را تشکیل میدهد را میتوان بر آن  تکیه  کرد و مبانی اصلی اختلافات این رفقا با حزب کمونیست ایران را تشخیص داد.برای پرداختن به این مسئله  لازم میدانم به گذشته برگشته  و حوادث و تحولات سیاسی چند سال پیش را که در درون این حزب و بیرون از آن  و انشعاباتی که در درون حزب کمونیست ایران به وجود آمده است را برای پر بار تر کردن بحث یاد آوری کنیم.

سازمان های چپ رادیکال که در مقطع قبل از انقلاب مردمی 1357  دچار انشعاب و متلاشی شده بودند و در حالی که انقلاب زیر ضربات سنگین حکومت تازه به حاکمیت رسیده قرار داشت، زمینه مناسبی براى اشاعه ايده‌هاى کمونيستى و سازمان يابى کمونيستى در بين طبقه کارگر را فراهم کرد. مارکسیم انقلابی که بعد از انقلاب به سرعت در میان برخی از فعالین سیاسی حتی در درون سازمان های چپ رشد کرده بود، تاثیر مثبتی بر سازمان هاى چپ راديکال، به ویژه سازمان هاى موسوم به خط سه گذاشت. کومه له، به عنوان یک سازمان چپ با موقعیت اجتماعی قوی نه تنها در کردستان، بلکه خارج از کردستان نیز فعالیت داشت. کومه‌له، در سال 1348  به عنوان يک سازمان زير زمينى فعاليت خود را با آرمان هاى چپ و سوسیالیستی و تا حدودی مائوئيستى، با پشت کاری و پیگیری جدی به کار سياسى آغاز کرد. در سال 1352 ، ساواک تعداد زيادى از اعضاى رهبرى آن را دستگير کرد، اما این سازمان به دلیل این که یک سازمان توده ای بود، به بقای خود ادامه داد. با انقلاب 1357 و آزادى رهبرانش از زندان های ستم شاهی، کومه‌له به سرعت رشد کرد و در راس جنبش توده‌اى در کردستان قرار گرفت. هنوز فقط شش ماه بعد از سقوط حکومت سلطنتی نگذشته بود که حکومت اسلامى، هجوم وحشیانه نظامى خود به مردم کردستان را آغاز کرد. کومه‌له، نیروی پیشمرگ را سازمان داد و از مردم خواست که در مقابل این حمله نظامی نیروهای حکومت مرکزی، به مقاومت مسلحانه توده‌اى برخیزند. کومه‌له، در مقطع برگزاری دومين کنگره خود به یک سازمان سوسیالیستی توده ای و محبوب در میان مردم زحمتکش کردستان تبديل شده بود. کومه‌له، نه تنها بر عليه هجوم حکومت اسلامى، یک مقاومت توده ای را سازمان داد، بلکه در مقابل ناسيوناليسم کرد و بند و بست های آن با حکومت مرکزی نیز ایستاد. همه این عوامل سبب شد که کومه له، به سرعت در دل مردم شهرها و روستاهای کردستان، آن چنان جایگاه کسب کرد که تا به امروز نه تنها این رابطه یک سازمان سوسیالیستی با توده های مردم به ویژه کارگران و مردم زحمتکش تضعیف نشده، بلکه قوی تر و گسترده تر هم شده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 3  توسط کمون  |