ادامه مقاله در دفاع از کمونیسم
نقدی بر اعلام فراکسیون فعالیت تحت نام کومه له
ظهور سوسیالیزم نو از طرف این رفقا :
این رفقا در جای دیگر نوشته اند (سوسیالیسمی که در حزب کمونیست ایران و کومه له از آن دفاع میشود تنها به درد توجیه موقعیت ویژه ای برای عده ای معدود و علامت رمزی برای ابراز وفاداری افراد یک جمع نسبت به یکدیگر و کسب مجوز ماندن در این جمع است و گره نسبت به گذشته خواه گذشته کومه له و خواه گذشته جنبش سوسیالیستی و کمونیستی در جهان نبوده و بر عکس همچون نیروی مقاومت در برابر سیر انتقاد و پلمیک تئوریک و تعمیق آگاهی سوسیالیستی عمل میکند) .
اول باید بگویم گرایش غیر سوسیالیستی شما در آن حد نیست که سوسیالیزم ما را به نقد بگیرد و سوسیالیزم نو خود را جایگزینش کند،این ارزیابی را باید به توده و دیگر کمونیستها واگذار کرد که آیا سوسیالیزمی که ما برایش مبارزه میکنیم به درد توجیه میخورد یا نه ؟برای شما سوسیالیزم توجیه است و رمز وفاداری نسبت به یکدیگر قلم داده شده که عملا خوشبختانه اختلاف سیاسی اصلی ما با شما را خود عنوان کرده اید و بی اعتقاد بودن و بی باوری و انحراف خود را از آن بیان داشته اید لازم نمیدانم برایتان سوسیالیزمی که ما برایش مبارزه میکنیم دوباره تشریح کنم ولی ما تمام و کمال بر تئوری مارکس تکیه داریم این تئوری مارکس بود که نخستین بار سوسیالیزم را از پندار گرایی به علم تبدیل کرد و این علم را بر مبنای محکم مستقر ساخت و راهی را که باید به پیروی از آن این علم را به پیش برد و تمام اجزا آن را تکمیل کرد ،مشخص ساخت این تئوری وظیفه واقعی حزب انقلابی سوسیالیستی را توضیح داده و تاکید کرده است که وظیفه حزب برنامه پردازی برای نوسازی جامعه ،موعظه خوانی برای سرمایه داران و دنباله روی های آنان در باره بهبود وضع کارگران نیست ،توطئه چینی نیست ،بلکه سازماندهی مبارزه طبقاتی پرولتاریا و رهبری این مبارزه است که تصرف قدرت سیاسی توسط پرولتاریا و سازمان دادن جامعه سوسیالیستی هدف نهایی آن را تشکیل میدهد،سوسیالیسم مثل مراحل دیگر تکامل اجتماعی امری اجتماعی و جهانی است که در رابطه با یک مجموعه جهانی باید مورد بررسی قرار گیرد. تغییر مناسبات بین کار و سرمایه و کیفیت این رشد و ظرفیت و درجه تکاملی آنها باید مورد توجه عمیق در مقیاس جهانی قرار گیرد. اساس سوسیالیسم انسان است و مارکس به این نکته تاکید کرده است. اما زمان به مارکس اجازه نداد تا این اندیشه را بیشتر بشکافد.
سوسیالیسم مرحله ای از تکامل تاریخ اجتماعی است و ضرورت استقرار آن اهمیتی دارد که بشریت در نهایت به این ضرورت تاریخی پاسخ خواهد داد و گریزی از آن نیست و هرکس در این حکم تاریخی شک دارد باید به گذار تاریخی در گذشته نگاه کند. با قبول این حکم، البته پروسه رشد تاریخی سوسیالیسم ممکن است کند و یا تند باشد که این خود موضوعی قابل بحث است. اما اعتقاد به فلسفه ی ماتریالیسم دیالکتیک یعنی پیشروی ناگزیر جامعه به سوی موازین عالی تر معنوی و مناسبات عادلانه تر اجتماعی به مثابه ی سوخت و انرژی ذهنی انسان های سوسیالیست، سرانجام در مبارزات و فعالیت های جنبش های آزادیخواه و عدالت جو مادیت پیدا می کند. تاریخ بشری مٌهر خود را بر پیروزی این روند مترقی و انقلابی زده است. معتقدان به این راه مقدس انسانی، لاجرم، باید عمل کنند.حال اگر این نوع سوسیالیزم و مبارزه در راه برقراری آن که تنها راه رهایی بشریت است برای شما وارونه و دگم تو جیه کننده است خوب شما برنامه و سیاستهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی سوسیالیزم نو تان را ارائه دهید ببینیم سوسیالیزم ناسیونالیستی شما که تازه ظهور کرده چه برنامه ای برای وضع موجود دارد سرنوشت مردم را به کجا میبرد باید در این مورد بیشتر تعمق کنید و بیشتر برنامه سوسیالیزم نو تان را بیان کنید .
در باره ستم ملی :
این رفقا در مباحث خود ما را به این محکوم میکنند که تا به حال حزب کمونیست ایران و کومه له سیاست های تاکنونی اش در باره رفع ستم ملی بر اساس دنباله روی از نگرش شوینیستی و اپورتونیستی کمونیسم کارگری بوده است . هر چند خود این رفقا در فراکسیون خود هیچ خط و جهتی مشخص در باره مسئله ملی اعلام نکرده اند و دچار یک سر درگمی شده اند ولی در مصاحبه ها ی چند تن از این رفقا با روزنامه دیمانه و نوشته هایشان آمده است که رهایی نهایی از زیر بار زور و ستمگری ملی تنها از راه استقلال ملی و تشکیل دولت مستقل تامین میشود .این رفقا ما را به این محکوم میکنند که حزب کمونیست ایران به مسئله ملی کم بها میدهد و برنامه مشخصی برای رفع این ستم ندارد . اتهام زدن و مارک چسپاندن کمونیزم کارگری به حزب کمونیست ایران و کومه له ادبیاتی تازه نیست این نوع ادبیات و اتهام زدن ها از خیلی وقت پیش در میان بوده است و هر موضع گیری سیاسی را به این جریان متهم کرده اید یادتان رفته موضع گیری خط اصلی تشکیلات در برابر حمله نظامی آمریکا به عراق و اشغال این کشور توسط نیروهای سرمایه را که ما در برابر آن موضع خود را بیان کرده بودیم و ماهیت این حمله و اشغال این کشور را افشا کرده بودیم را به کمونیزم کارگری متهم میکردید یادتان رفته در جلسه اعضا رفیق صلاح مازوجی را به کمو نیزم کارگری متهم کردید یادتان رفته میگفتید پوتین سرباز آمریکایی با پوتین سرباز بعث هیچ تفاوتی ندارد. پراتیک مبارزاتی ما در مورد رفع ستم ملی صد برابر از ناسیونالیست هایی که بجز از خیانت به ملت کورد نباشد خیلی صادق تر و خیلی واقعی تر است. ناسیونالیستهای دو آتشه کورد که ستم ملی و رفع آن برایشان مهم است تا به حال چه گلی به سر مردم کوردستان زده اند ،شما چه کار مثبتی از لحاظ عملی برای رفع ستم ملی انجام داده اید که ما کمونیستها و حزب کمونیست ایران انجام نداده ایم و این حزب را با این اتهامات محکوم میکنید.
از لحاظ اصولی و نقطه نظر مارکسیسم بحث رهایی نهایی زیر بار زور و ستمگری ملی تنها از راه استقلال ملی و تشکیل دولت مستقل کوردی تامین میشود درست و اصولی نیست ،حزب کمونیست ایران همواره مدافع پیگیر حق تعیین سرنوشت مردم کوردستان بوده است و برای تامین شرایطی دمکراتیک که در آن آزادی بیان و مطبوعات آزادی فعالیت احزاب سیاسی آزادی ایجاد تشکل های توده ای و آزادی بدون قید و شرط سیاسی و غیره مبارزه کرده است تا مردم کوردستان بتوانند بدور از هر گونه فشار حاکمیت نیروهای سرکوبگر و مرتجعین محلی آزادانه از حق خود برای جدائی و تشکیل دولت مستقل و یا ماندن در چهار چوب ایران بطور واقعی استفاده کنند .
نیروی جنبش ملی را میزان شرکت طبقات وسیع ملت یعنی پرولتاریا و دهقانان مشخص مینماید حال اینکه آیا پرولتاریا زیر پرچم ناسیونالیسم بورژوازی قرار خواهد گرفت یا نه مربوط است به درجه تکامل تضادهای طبقاتی ،آگاهی و متشکل بودن پرولتاریا. پرولتاریا ی آگاه دارای پرچمی است آزموده و از آن خود ، وی را احتیاجی نیست زیر پرچم بورژوازی قرار گیرد .
مضمون جنبش ملی در همه جا نمیتوان یکسان باشد این مضمون از هر حیث تابع تقاضاهای گوناگونی است که جنبش آن را به میان میاورد ناسیونالیسم از طرف دیگر هم برای کار پرولتاریا خطرناک است این سیاست توجه قشرهای پهناور توده را از مسائل اجتماعی و مبارزه طبقاتی به طرف مسائل ملی یعنی مسائلی که برای پرولتاریا و بورژوازی مشترک میباشد جلب میکند این موضوع جهت موعظه دروغین در باره هماهنگی منافع برای سایه انداختن روی منافع طبقاتی پرولتاریا و برای اسارت روحی کارگران زمینه مشاهدی ایجاد مینماید بدینطریق بر سر راه کارگران کلیه ملیتها یک مانع جدی گذارده میشود .
حق حاکمیت بر سرنوشت خویش عبارت از این است که فقط خود ملل حق دارند سرنوشت خود را تعیین کنند و هیچکس حق ندارد جبرا در زندگی ملت دخالت کند و حقوق آن را خدشه دار کند حزب کمونیست ایران از حق خود ملت در حاکمیت بر سرنوشت خویش پشتبانی خواهد کرد .
قبول حق جدایی توسط برنامه حزب کونیست ایران به معنای توصیه جدایی از طرف ما در هر شرایطی نیست،این بستگی به آن دارد که در آن مقطع که مردم کردستان در موقعیتی آزادانه قرار میگیرد ما چه جهتی را تشویق و تبلیغ خواهیم کرد به شرایط سیاسی و اجتماعی آن هنگام و ارزیابی از مصالح عمومی طبقه کارگر و مردم زحمتکش بستگی دارد .
در این جا سوال این است که از لحاظ مارکسیستی چرا مثلا در شرایطی که دولت انقلابی و کارگری در ایران بر سرکار است و این دولت حق ملل در تعیین سرنوشت خویش را اعلام کرده و زمینه های مادی استفاده از این حق و زمینه احقاق حقوق برابر را نیز در تمام زمینه ها فراهم آورده است اما این رفقا باز هم جدایی و تشکیل دولت مستقل کردستان را تنها راه رفع ستم ملی می داند، فکر کنم این رفقا با این تز خود در مورد مسئله ملی در چنین شرایطی این بورژوازی کورد خواهد بود که نمیخواهد به زیر حاکمیت دولت کارگری برود و شعار جدایی را سر میدهد و این یعنی اینکه طبقه کارگر کردستان را از پشتیبانی هم طبقه ای های خود که در حاکمیت هستند را محروم کند آیا تز این رفقا دنباله روی و تقلید کور کورانه از کوششهای بورژوازی ملت ستمکش چیز دیگری است ؟
لنین میگوید در نظام سرمایه داری در هم شکستن یوغ ستم ملی و به بطور کلی یوغ ستم سیاسی غیر ممکن است برای رسیدن به این منظور ضروری است که طبقات حذف گردند یعنی سوسیالیزم بر پا شود .ولی سوسیالیزم در عین حال که بر اقتصاد متکی است ابدا به این عامل به تنهایی خلاصه نمیشود برای از بین بردن یوغ ستم ملی یک بنیاد مورد نیاز هست و آن تولید سوسیالیستی است .پرولتاریا با تغییر سرمایه داری به سوسیالیزم الغا کامل ستم ملی را ممکن میسازد ولی تبدیل این امکان به واقعیت فقط و فقط از طریق بر قراری کامل دمکراسی در کلیه زمینه ها از جمله مرزبندی کشورهای بر حسب علائق ساکنین آن و قبول آزادی کامل جدا شدن برای انها عملی است .ما تاکید داریم که اجرا نکردن حق ملل در تعین سرنوشت خویش در رژیم سوسیالیستی ،خیانت به سوسیالیزم میباشد .حق خودمختاری در رژیم سوسیالیستی غیر قابل اجرا است .
محدود کردن کارگران بر حسب ملیت به کجا منجر میشود ،متلاشی کردن حزب کارگری واحد، تقسیم اتحادیه ها بر حسب ملیت تشدید اصطکاکات ملی کارشکنی نسبت به پرولتاریای ملیت های دیگر اینها هست نتایج مسله ملی که شما به آن اشاره میکنید .
در باره جنبش کارگری
این رفقا در ادامه در مورد جنبش کارگری و موقعیت مبارزات فعلی طبقه کارگر این چنین مینویسند :(گرچه امروز شاهد مبارزات نسبتا گسترده کارگری در شکل اعتصابات و اعتراضات در سراسر ایران هستیم اما نباید فراموش کرد که اغلب این مبارزات جدای از هم خصلت دفاعی و واکنشی دارند این مبارزات هنوز حتی برای افزایش دستمزدها و شرایط زیستی مناسبتر در جریان نیست و اغلب حول مطالبات و دستمزدهای معوقه میچرخد .جنبش کارگری امروز برای پراکندگی و تفرقه عدم تشکل و ضعف دیدگاهی روبرو است و از آن رنج میبرد مبارزه برای ایجاد و نهادن سنگ بنای سندیکا ها و تشکل های کارگری مستقل یک ضرورت و اولویت روز است ).اعتراض و مبارزات کارگران سیر رو به رشدی داشته است طبقه کارگر ایران در مقابل یورشهای سرمایه داران ایران به دفاع از کار و زندگی خود پرداخته و در چند سال اخیر شاهد هزاران اعتصاب کوچک و بزرگ راهپیمایی و تجمع اعتراضی را تجربه کرده است و برای عقب نشاندن تعرض رژیم و سرمایه داران متهورانه تا پای جان از خود استقامت نشان داده مبارزه شجاعانه کارگران هفت تپه و پایداری کارگران دستگیر شده مراسم های اول ماه مه امسال نمونه های جانفشانی کارگران و سیاسی بودن خواست و مطالباتشان است که در برخی موارد شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد نمونه های بارز کارگران برای فراتر رفتن از احقاق حقوق و مطالبات صنفی شان بوده است .بر خلاف نظرات و غیر واقعی بودن تز این رفقا و ارزیابی غیر عینی آنها گرچه مضمون مطالبات کارگران در این مبارزات بدلیل توازن قوای طبقاتی تدافعی بوده است ،اما همین جنبش مطالباتی که در جریان آن کارگران به اشکال رادیکال تری از مبارزه روی آورده اند ،دیوار اختناق و سرکوب رژیم اسلامی را متزلزل ساخته و نه تنها امکان فعالیت و جنب و جوش فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران را فراهم آورده است ،بلکه به دیگر جنبش های اجتماعی از جمله جنبش زنان جنبش دانشجویی جنبش انقلابی کوردستان تحرک تازه ای بخشیده است .در متن این مبارزات و رو یا روی با نظم کنونی سرمایه اسلامی و مبارزات بر علیه سرمایه داران بوده که زمینه عینی برپایی تشکل طبقاتی توده ای و پایدار کارگران پدیدار شده است بر خلاف تز غیر واقع بینانه شما در مورد این جنبش اگر ما شاهد پیشروی جنبش کارگری در سالهای اخیر نمیبودیم بدون شک از تحرک فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد این تشکل ها نمی توانست خبری در میان باشد .کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل آزاد کارگری ،کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ،اتحاد کمیته های کارگری ،ایجاد سندیکای کارگران شرکت واحد ،اتحادیه سراسری کارگران بیکار و اخراجی ،و ابراز وجود شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری ،محصول این دوره از رشد جنبش کارگری ایران است که شما غافل از آن هستید و این پیشروی را به نفع سیاستهای خود نمیبینید .
در باره جنبش دانشجویی:
این رفقای بدون اینکه تحلیل و ارزیابی خود از روند مبارزات این جنبش نقطه قوت نقاط ضعف را اعلام دارند و به آن اشاره کنند مسائل های حاشیه ای و گاه هم اتهام زدن هایی رو به ما نسب داده اند و مینویسند (در این عرصه هم برای تشکیلاتی کردن بااصطلاح حزبی آن که در واقع استفاده ای ابزاری از جنبش و فعالین آن محسوب میشود،گامی است رو به پس که موجب تفرقه در پراکندگی ،محفلیسم و حاشیه ای شدن همچنین نا امید و سر خوردگی در صفوف آن میگردد). دور جدید فعالیت و احیای مجدد چپ در جنبش دانشجویی در حدود سال 1382 و از کانال نشریات و محافل رو به گسترش دانشجویی روی داد که به تدریج منجر به شکل گیری نسل جدیدی از فعالین چپ ، قطبی کردن فضای جنبش دانشجویی حول محورهای اصلی این دوره از جدال طبقاتی در ایران سوسیالیسم – لیبرالیسم و محوریت فعالین چپ در آکسیونهای دانشجویی گردید نمونه های بارز آن مراسم های 16 آذر و نیز8 مارس سال گذشته بودند.رشد و گسترش فعالیتهای دانشجویان چپ درهمین مدت کوتاه فعالیت حداکثر 4 سال تاثیرات بسیارمهم و مثبتی برموقعیت عمومی چپ درجامعه گذاشته است. ما نیز هیچ وقت خواهان حزبی کردن جنبش های اجتماعی از جمله جنبش دانشجویی نبوده ایم سیاستهای حزب کمونیست ایران و کومه له در قبال جنبش چپ دانشجویی خیلی گویا و واقعی میباشد که برای نمونه میتوان به قطعنامه کنگره نهم حزب کمونیست ایران در رابطه با جنبش دانشجویی مراجعه کرد .
جنبش زنان:
این رفقا در مورد جنبش زنان مثل دیگر بقیه جنبش ها نگاهی واروونه وار به این جنبش را داشته و اعلام میدارند که (ما تمامي اين جنبش را که در راه تحقق آزادي و رهائي زن از انقياد ستم جنسي و فرهنگ مردسالاري و بخاطر آرمانهاي عدالتخواهانه و آزادي خواهانه پيکار ميکند، فارغ از هرگونه پيشداوري تئوريکي جزمي گرايانه، قابل دفاع و پشتيباني ميدانيم و در راه تقويت و تعميق آن تلاش خواهيم کرد. موکول کردن تحقق اين خواستهاي برحق و امروز دست يافتني که اکنون در بخش عمدهاي از جهان سرمايهداري هم کسب شدهاند، به آيندة دور و تحت هر نام و به هر بهانهاي ناموجه و تخطئهگرانه است. اين در خوشبينانهترين حالت سردر لاک انديشههاي خود فرو بردن و سپردن وظايف مبرم امروزين به ديگر گرايشات اجتماعي است. ما در ضمن، هر گونه تلاش سکتاريستي را براي گويا پالايش و جداسازي صفوف جنبش حق طلبانة زنان به بهانة سوسياليستي بودن يا نبودن اهداف کوتاه و دراز مدت آن و محدود کردن وسواس گونة صفوف آن به اعضاء تشکيلاتي و در واقع “ تشکيلاتي کردن ” و وابسته ساختن به گرايش و تبيين خاص حزبي را مردود و شکست خورده و ناگوار براي سازماندهي و تشکل زنان ميدانيم).این رفقا با این تز خود اعلام کرده اند که باید هر جنبش را که نام زن بر آن باشد را باید تقویت و مورد پشتیبانی قرار داد این رفقا عملا با این تز خود اعلام داشته اند که جنبش هایی که برای حجاب و دیگر فرهنگ های مرد سالار و خرافه در مورد مسئله زنان که به راه میافتد را باید مورد پشتیبانی قرار داد و از آن دفاع کرد ولی ما هیچ وقت در رابطه با مسائل جنبش زنان حاضر نیستیم از جنبش هایی که فرهنگ مرد سالار و خرافه و برای تحقیر کردن بیشتر زنان به راه میافتند را تقویت و مورد پشتیبانی خود قرار دهیم ما جنبش هایی را مورد پشبیبانی قرار میدهیم و از آن دفاع میکنیم که فرهنگ های خرافه و مردسالار حاکم بر زنان را از بین ببرد را مورد حمایت قرار میدهیم ما هیچ وقت فمنیسم اسلامی فمینیسم لیبرال و دیگر جنبش هایی که برای زنان مبارزه میکنند را مورد حمایت قرار نمیدهیم و در مقابل هم افشاگری ها و ماهیت آنها را نیز برای جنبش پیشرو زنان اعلام و بیان میداریم ما هیچ وقت بر این باور نبوده ایم که برابری و به رسمیت شناختن حقوق واقعی زن در چهار چوب نظم سرمایه امکان پذیر میباشد و تحقق میابد جنبش رهایی زنان فقط در سوسیالیزم و فراتر از آن در کمونیسم به برابری واقعی خود از همه لحاظ دست میابد و حق و حقوق واقعی اش به رسمیت شناخته میشود و تمامی فرهنگ های ناشی از نظم سرمایه را از بین میبرد و به آن فرهنگ پایان میدهد .
طرح سوالات بدون پاسخ :
چه جالب است این رفقا خیلی زیرک هستند و فکر میکنند همه هم مثل خودشان هوشیار هستند این رفقا برای ما سوالات بدون پاسخی طرح کرده اند که این خود سوالاتی است که ما باید در مورد سوسیالیزم مورد نظر آنها باید از آنها بپرسیم و جواب بدهند ولی با کمال پررویی این سوالات که از روز اول بنیاد این حزب مطرح شده بودند و به آن جواب داده شده و سیاست مشخص و نظرات خودمان را در این رابطه اعلام داشته ایم این پرسش و پاسخ باید خود این رفقا به آن جواب بدهند که فکر کنم خود فاقد جواب دادن به این سوالات با این نوع نگرش به سوسیالیزم و دیگر جنبش های اجتماعی هستند اگر جواب های ما برای شما شعار است پس لطف کنید شما در عمل به آن سوالات مطرح شده خود جواب دهید چرا شعار های تو خالی ما به قول شما مشغله فکری شما شده است راست میگویید شما برایش قدم بردارید از لحاظ عملی و از شعار بودن خارجش کنید و به یک مرحله دیگری انتقالش دهید این سوسیالیزم ما هم سرمایه داری دولتی نیست شاید در نظر شما این طور باشد چون هنوز با استدلالات خود سوسیالیزم رو به طور واقعی درک نکرده اید و انحراف دارید نمونه انقلاب اکتبر برای این موضوع شما یک سند اثباتی و عینی میباشد که پیشنها د میکنم آن را مطالعه کنید و از تجربیات آن استفاده کنید .
برنامه حاکمیت مردم در کردستان :
این رفقا در نوشته خود اشاره میکنند که (برنامه کومه له برای حاکمیت مردم در کردستان برنامه حزب کمونیست ایران با زبانی ناروشن تر و اتقاطی تر از آن یعنی از بسیاری جهات برنامه ای بر عمل نیست بلکه تنها برای نفس ارائه آن است .ما تلاش خواهیم کرد از طریق بحثهای علنی در نقد برنامه موجود به شکل گیری و ارائه یک برنامه زمینی ،روشن و قابل درک . اجرا برای توده های کارگر و زحمتکش یاری برسانیم) .امکان دارد لطف کنید ناروشن بودن این برنامه را از دیگاه خود بیان کنید برنامه کومه له و حزب کمونیست ایران با هم دیگر اختلاف ندارند که شما دو دیدگاه را برایش ترسیم کرده اید ما از یک سیاست و از یک تئوری استفاده میکنیم و هردو برای یک هدف مبارزه میکند که آن هم برقراری جامعه سوسیالیستی و رهایی بشریت به دست خود بشریت حال شما به این نیرو که خود طبقه است برای عملی کردن و به اجرا در آوردن این برنامه معتقد نیستید و به این نیرو باور ندارید ما چه کار کنیم هر برنامه و اتخاد هر سیاستی برای آینده جامعه ایران از نظر ما توسط خود نیروی طبقه کارگر و دیگر جنبش های اجتماعی امکان پذیر میباشد ما در خیال این نبوده و نیستیم که فقط توسط حزب این برنامه برقرار میشود و به اجرا در میاید ما مثل یک حزب پیشرو وظیفه داریم برنامه مشخص خود را برای آینده جامعه ای را ارائه دهیم و توده را از این برنامه مطلع و با هم دیگر برای برقراری این برنامه گام نهیم حال این برنامه برای شما مالیخولیایی و هوایی است معلومه از چه جهتی نقد میشود که به نظر من این برنامه و عملی بودن آن موقعیت شما و دیگر احزاب ناسیونالیست بورژوا را به خطر میندازد و با منافع شما همخوانی ندارد که به شما هم حق میدهم بر علیه اش مبارزه و تبلیغ کنید چون برای از بین بردن سیاستهای غیر سوسیالیستی شما که میخواهید این جنبش را به سوی خود وادارید و ماهیت انقلابی بودنش و طبقاتی بودن آن را از بین ببرید ولی همین نظام شورایی که ما به آن معتقد هستیم در خود کردستان و توسط خود توده در شرایطی که کومه له در کردستان بود برقرار شد و مردم به شیوه آزادنه امور جامعه خود را به پیش میبردند حال ما برنامه ای جامع و کامل تر اتخاذ کرده ایم چه بهتر. ولی این برنامه هوایی نیست و ما هم مشتاقیم برنامه زمینی خود را که به آن اشاره میکنید اعلام دارید .
کسب قدرت سیاسی با کدام نیرو :
این گرایش در بحث های خود تا به حال برای تحقق اهدافشان که یکی از آنها تشکیل قدرت سیاسی و اقتصادی در کوردستان است را بدون پاسخ گذاشته اند و فقط در فکر جا نماندن از دیگر احزاب های ناسیونالیستی کورد در اوضاع و احوال فعلی میباشند که میخواهند در این شرایط و اوضاع برای خود جایگاهی را کسب کنند و توازن قوا را به نفع گرایش خود تغییر دهند .
ولی این رفقا فراموش کرده اند تشکیلاتی که کار آگاهگرانه و رهبری و سازماندهی نیروی اصلی محرکه انقلاب در سطح سراسری را که طبقه کارگر میباشد را در دستور کار خود خارج کرده اند و صف مبارزاتی برای سرنگونی رژیم اسلامی را از ظرفیت های سیاسی و تشکیلاتی خود محروم نموده اند و عملا با این سیاست دواطلبانه صف مبارزه برای سرنگونی نظم سرمایه اسلامی را ترک و از آن دوری کرده اند .
این رفقا تا به حال نتوانسته اند رابطه کومه له مورد نظر خودشان را برای کسب قدرت سیاسی بیان کنند و اعلام نکرده اند با کدام نیرو ی اجتماعی میخواهند به این قدرت سیاسی دست یابند .در اینجا سوال این است آیا کومه له مورد نظر شما از نفوذ اجتماعی چندانی در درون جنبش های اجتماعی برخوردار میباشد که این رفقا با این همه شتابزدگی برای تحقق اهداف خود در داخل جامعه و در دست گرفتن قدرت سیاسی برنامه ریزی میکنند ؟آیا کومه له مورد نظر این رفقا جنبش های اجتماعی از جمله جنبش کارگری ،دانشجویی،زنان و دیگر جنبش های اجتماعی در درونش از جایگاهی برای کسب قدرت سیاسی توسط نیروی مادی و اجتماعی خود بر خوردار است، یا نه شاید نیروی دیگری را برای پیشبرد اهداف و به دست گرفتن قدرت سیاسی خودشان را مد نظر دارند شاید نیروی مادی این کسب قدرت در چنین شرایط که این رفقا در نظر دارند هشتاد نفری که در خارج کشور میباشد است ،ولی این هشتاد نفری که این رفقا به آن اشاره میکنند و با آنان جلسه میگذارند سالهاست از فعالیت سیاسی به دور بوده اند و تازه میخواهند دوباره به میدان فعالیت و مبارزه برگردند ولی اینبار تفاوت دارد اینبار با تفکر و گرایشی غیر سوسیالیستی و کارگری میخواهند دست به این نوع فعالیت بزنند ،این هشتاد نفری که سر زبان این رفقا است و برای خود مراسم ها و جلسات سر به خود میگیرند در سمیناری که در خارج کشور ترتیب داده شده بود کاملا گرایشات غیر سوسیالیستی و ضد کمونیستی شان را بیان کرده اند و در آن جلسه از همسویی و اتحاد با سازمان ناسیونالیستی زحمتکشان را به دوتن از این رفقا پیشنهاد داده بودند .این سمینار که به بهانه اختلافات موجود در حزب کمونیست ایران و کومه له فراهم گردیده بود برعکس به سمینار ضد کمونیستی و به تمسخر گرفتن کمونیسم و احزاب های کمونیستی تبدیل شده بود و این دو تن از رفقای ما هم که در آن جلسه شرکت داشتند و از ارائه دهندگان آن سمینار هم بودند بدون هیچ دفاع و صحبتی از آرمانهای خود که به قول خودشان همان کمونیسم میباشد عملا سخنان ضد کمونیستی این جمع را مورد تائید قرار دادند برای گوش دادن به نوار این جلسات به صورت صوتی در سایت آشتی فایل صوتی این جلسات در دسترس میباشد که از خوانند گان میخواهم به آن گوش دهند .
حال این رفقای ما در چند مورد اشاره کرده اند که ما را به ناسیونالیسم متهم میکنند و از این اتهام عاجز میباشند ولی اگر واقع بینانه به مسئله بپردازیم گرایش یا سیاستی که نیروی مادی اش به این تعداد از ناسیونالیست های دو آتشه دل بسته است را خودشان چه مینامند و با این نوع ابراز نظرها و ابراز عقاید ها که از طرف این تعداد بیان شده است کدام خط و جهت سیاسی را تعقیب میکنند؟ کسی که برایش صرفا این مهم است که به کردستان ایران بگوید (روژهه لات) به نظر شما معلوم نیست چه جهتی را تعقیب میکنند معلوم نیست که هیچ ربطی به سوسیالیزم و مبارزات طبقاتی جنبش های اجتماعی ندارد، به قول لنین باید در لابلای جملات و گفتارها تعمق کرد ومنافع طبقاتی را به خوبی تشخیص و تمیز داد.
کلام آخر:
در آخر باید بگویم حزب کمونیست ایران و کومه له ملک شخصی هیچ شخصی نمیباشد که شخص یا اشخاصی بخواهند آن را منحل و بازسازی کنند حزب کمونیست ایران و کومه له بنابه زیادتر از سه دهه سابقه مبارزاتی در خشان خود در جهت اهداف سوسیالیستی و بر قراری حکومت کارگری متعلق به کارگران و زحمتکشان ایران میباشد که هرگونه تغییر درآن باید با دخالت این طبقه و همه اقشار جامعه باید باشد نه به دست چند شخص محدود که بنابه منفعت شخصی و سیاسی خود بخواهند سابقه آن را خدشه دار کنند برای تعقیب سیاستهای غیر کارگری و غیر سوسیالیستی خود ،مبارزه برای پیشبرد استراتژی های حزب کمونیست ایران در عین حال تکامل و نیرومند شدن این حزب نیز میباشد ،امری که تنها نبرد کنان میسر خواهد شد حزب کمونیست ایران برای یک دوره بستر اصلی چپ رادیکال و سوسیالیست ایران بوده است هم اکنون نیز از بهترین موقعیت برای ایفای نقش متحد کننده در بین کمونیستها ی ایران برخوردار است .حزب کمونیست ایران دارای پایه اجتماعی نیرومندی در میان طبقه کارگر و دیگر جنبش های اجتماعی و تحت ستم در کردستان میباشد در سطح سراسری نیز شمار قابل ملاحظه ای از فعالین و گروههای چپ و کمونیست و محافل کارگری و دانشجویی و زنان خود را متعلق به این حزب میدانند و سیاستهای آنرا به کار میگیرند .حزب کمونیست ایران باید برای ایفای نقش موثر تر در جنبش کارگری ایران بایستی در قبال مسائل این جنبش صاحب نظر تر باشد و در جدلهای مربوط به مسائل کارگری و حل معضلات آن فعالانه تر باید مشارکت کند حزب کمونیست ایران در عرصه سیاسی در تلاش برای تثبیت استراتژی سوسیالیستی در مقابل استراتژی لیبرالی و ناسیونالیستی در درون جنبش های اجتماعی باید فعالتر باشد .حزب باید فعالیت های تبلیغی خود را گسترش دهد استفاده موثرتر از تلویزیون و رادیو ماهواره ای و شبکه اینترنتی بعمل بیاورد .
برای کسانی که وجود و نام حزب کمونیست ایران و سیاستهای سوسیالیستی این حزب آزار دهنده است کاملا واضح است که دلیل استدلالشان وابستگی طبقاتی آنان به ایده الیسم و ندیدن و فراموش کردن فضای خفقان آخوندی در ایران که جای هر گونه فعالیت کمونیستی و راه حلهای رادیکال در جنبش کارگری را مسدود کرده است و کلا شرایطی که فرهنگ و ارکان مناسبات سرمایه داری بر جامعه مستولی کرده است و این حزب نیز آن شرایط ،به نحوی بر فعالیتش تاثیر میگذارد را فراموش کرده اند .نمونه بارز و نقطه عطف این تشکیلات تصمیم داهیانه کمیته مرکزی کومه له و حزب کمونیست ایران در جریان اعتصاب سراسری 16 مرداد 84 بود که بار دیگر محبوبیت حزب کمونیست ایران و کومه له در میان کارگران و زحمتکشان کردستان نشان داد و بار دیگر دنیای نارسیستی جریانات سکتاریستی را مشوش کرد .خصلت نمای گذشته و حال مبارزاتی حزب کمونیست ایران در آژیتاسیونهای آگاه گرانه و تکوین و اشاعه ادبیات آوانگارد انقلابی در میان طبقه پرولتاریا در تند پیچهای مبارزه بر ضد بورژوازی اسلامی و حامیان نئولیبرالیست اش است .
زنده باد کمونیسم
زنده باد حزب کمونیست ایران
سیروان پرتونوری