نظری بر آزادشدن محمود صالحی از زندان
علی احمدپور
آزادشدن محمودصالحی ، فعال شناخته شده و محبوب جنبش کارگری ایران و سمبل برگزاری مراسم اول ماه مه درچندسال اخیر، علی رغم اینکه برای تمامی انسانهای مبارز و آزادیخواه مایه خوشحالی و خرسندی است ، از چند جهت قابل بررسی است .
حکم مقامات قضایی رژیم برای دستگیری محمودصالحی حتی برخلاف روال قضایی بازداشت کردن محکومین و دسیسه ای که برای به زندان افکندن وی چیده شد ، نشان از جایگاه این فعال کارگری برای پیشبرد امور مبارزاتی طبقه کارگر دارد. رژیم و به تبع آن ارگانهای رنگارنگ آن بر این امر آگاهی کامل دارند ، به همین دلیل برای ساقط کردن هرنوع حرکت اعتراضی و خصوصا اعتراضات کارگری که در صورت
پیشروی توانایی بهم زدن معادلات و محاسباتشان را دارد ، از هیچ عملی دریغ نکرده و فروگذار نخواهد کرد. نفس زندانی کردن محمود صالحی قبل از اول مه 1386 هم برای جلوگیری از پیشروی این جنبش بود و در این شکی نیست که متاسفانه تاثیرگذار هم بود.رژیم بازندانی کردن محمودصالحی در حقیقت می خواست فعالان کارگری را ابتدا برای برگزاری مراسمات اول مه و سپس برای سایر فعالیتهای صنفی و سیاسی و اجتماعی مرعوب سازد ، به این خاطر برگزاری مراسمات اول ماه مه سال 1386 اهمیت دوچندان یافت و این پیام را به رژیم می داد که سطح مبارزات کارگری چنان ارتقا یافته که دیگر زندانی کردن فعالان آن برای برگزارنشدن ره به جایی نمی برد و این خود برای طبقه کارگر نوعی قدرت نمایی به شمار می رفت . جمهوری اسلامی با تمام قوا و نیروهای رنگارنگ خود این متد را برای سایر جنبشهای اجتماعی و به مناسبتهای گوناگون آزمود، برای مثال قبل از روزهای 8 مارس و 16 آذر . نتیجه اعمال این روش ، نمودار وضعیت و سطح این جنبشها و توان رژیم برای مقابله با آنها را واضح تر ترسیم کرد . رژیم دریافت که زندانی کردن فعالان جنبشهای اعتراضی و اجتماعی و سیاسی ، دیگر به مانند سابق برای سرکوب کردنشان کافی نیست ، و فقط برای مدت کوتاه و به قلیل این جنبشها را تحت تاثیر قرار خواهد داد و حتی خود این سرکوب و زندانی کردنها برای جنبشهای اعتراضی و رادیکال به عرصه مبارزاتی تبدیل شده و تلاش برای رهایی این فعالان ، میدان تازه ای را برای مبارزه علیه رژیم گشوده است . بهمین دلیل جمهوری اسلامی همزمان با بندکردن فعالان جنبشها ، موجی از سرکوب را هم روان ساخته تا این ظرفیتها را از جنبشها بستاند . اگر منصور اسانلو را به زندان می افکند ، همزمان عده زیادی از کارگران شرکت واحد را هم از کار بیکار می کند وحتی آنها را هم به انحای گوناگون زیر تیغ می گذارد . اگر فعالان جنبش دانشجویی را به بند می کشد ، همزمان موجی از اخراج و تعلیق از خواندن و محدودسازی را در دانشگاهها به راه می اندازد . اگر محمود صالحی را قبل از اول مه می رباید و به بند میکشد ، ماموران و امنیتی هایش دور اجتماع کنندگان اول مه را حلقه می زند ، فعالان دیگر را ترور می کند و شلاق می زند و شمشیرها را از جلو می بندد . این وضعیت نشان از عمق بحران رژیم و درک جمهوری اسلامی از خطر پیشروی این جنبشها دارد و حاضر نیست امتیازی ولو ناچیز را بدون فشار اعمالی بپردازد .
التبه این تنها متد رژیم نیست ، بلکه همزمان سعی بر این خواهد داشت که جلوی رادیکال تر شدن این جنبشها را بگیرد . در درازمدت سعی می کند این جنبشها را به بیراهه بکشاند و یا لااقل جلوی اتحاد این جنبشها را بگیرد ، چون در غیراینصورت نزدیک تر شدن این جنبشها بهمدیگر و اتحادشان حول یک استراتژی رادیکال ، شمارش معکوس عمر رژیم خواهد بود.
یک مقدار از موضوع دور شدیم ، اکنون محمود صالحی آزاد شده و طبعا به جز دشمنان طبقاتی کارگران ، همه از این امر خرسند و شادمان هستند ، اما این آزادی آیا محصول فشاری بود که به رژیم تحمیل شد ؟ نظری بر مدت محکومیت ایشان نشان خواهد داد که حتی اضافه بر مدت محکومیتش در زندان نگه داشته شده ، شاید به زعم برخی دلیلش بازکردن پرونده دیگری برای او بوده ، قبول ، اما این پرونده هم بسته نشده و همچنان مفتوح است و با گذاشتن وثیقه 40 میلیون تومانی از زندان آزاد شده است و هر دم امکان دارد که وی محاکمه شود ، هرچند به نظر من بازکردن این پرونده بهانه ای بیش نبود و برای این بود که وی را قبل از روز اول مه آزاد نکنند و به نحوی دیگر آنهایی را که قصد برگزاری روز اول مه را دارند را باردیگر مرعوب سازند ، پس که اینطور ، محمود صالحی برخلاف شعارهایی که برای رهایی وی سرداده می شد ،نه تنها بدون قید و شرط آزاد نشده ، که بسیار هم قید و شرط دست و پا گیری برای آزادی وی قرار داده شده است .
به باور من رژیم تلاش داشت که به مدد مریضی ای که محمود دارد ، وی را با محروم کردن از درمان و تحت فشارگذاشتن از لحاظ جسمانی ، در زندان معدوم کند که فشارهای وارده از داخل و خارج از کشور و انعکاس لحظه به لحظه وسیع وضعیت جسمانی وی و رسواکردن توطئه های مربوط و تحت فشارگذاشتن مقامات قضایی ، جلوی این امر را گرفت . این امر زبونی رژیم را نشان می دهد ، رژیمی که سابقا فعالان کارگری را در خفا و آشکارا از بین می برد ، اکنون توازن قوا شرایطی را براو تحمیل کرده که کاری را که برایش مثل آب خوردن ممکن بود ، برایش حکم نوشیدن جام زهر را دارد . اما باز نباید از یاد برد که وابستگی بیش از حد جنبش به فعالان معین ، جنبشها را ضربه پذیر خواهد کرد و خوشبختانه اکنون در عرصه جنبش کارگری دهها و صدها محمودصالحی موجود است که نشان دهنده رادیکالیزه شدن جنبشهای اجتماعی و در راس آنها جنبش کارگری است و همین امر رژیم را به این فکر می اندازد که در درازمدت بایستی جلوی رادیکالتر شدن و دست کم اتحادشان را بگیرد.
به نظر من محکومیت واقعی محمود صالحی به جرم برگزاری مراسم اول ماه مه هنوز تمام نشده ، پرونده او سه سال حکم تعلیقی را در ضمیمه دارد و باخود حمل می کند . ابتدا باید معالجه مریضی کلیه وی در اولویت قرار داده شود ، اما جای این سوال باقی است که آیا باقیمانده حکم زندان وی که بصورت " تعلیقی " بردوش وی سنگینی می کند ، تاثیری در فعالیتهای آتی مبارزاتی وی ، خصوصا در روز اول مه و بسترسازی برای برگزاری هرچه باشکوه تر این روز خواهد داشت یا نه ؟ همزمان با پاسخ دادن به این سوال ، این امر بدیهی هم در ذهن نقش می بندد که وظیفه همرزمان و همفکران محمود صالحی خصوصا در آستانه روز اول ماه مه امسال حتی بسی سنگین تر از سال گذشته خواهد بود .
1387.21.01





























