بیانیه شماره 6 دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
بیانیه دانشجویان سوسیا لیست در استقبال از تشکیل هسته های دانش آموزی چپ
بیانیه جمعی با عنوان " دانش آموزان چپ شیراز " در آذر ماه سال گذشته در همبسنگی با دانشجویان چپ و محکوم نمودن اقدامات سرکوبگرانه حکومت و اعلام موجودیت جمعی دیگر با عنوان " دانش آموزان سوسیالیست تبریز " (www.dtabriz.blogfa.com) در چند روز گذشته و در دیار حیدر عمو اوغلی ها ، جعفر پیشه وری ها و صمد بهرنگی ها را می توان بمثابه بارقه هایی از آغاز دور جدیدی از فعالیتها و مبارزات دانش آموزی و شکل گیری و رشد نسل جدیدی از دانش آموزان پیشرو و چپ محسوب داشت که می بایست با توجه و مسئولیت پذیری بسیار ، آغوشی باز و اشتیاقی شور انگیز به استقبال آن شتافت . حکومتی که با وجود سرکوب و کشتار کمونیستها در دهه شصت ، در چند سال گذشته شاهد شکل گیری نسل جدیدی از فعالین و روشنفکران چپ در دانشگاهها و در سطح جنبش دانشجویی بود و با سرکوب وسیع آذرماه سال گذشته این حرکت ، گسترش دامنه بروز و نفوذ آن را تا مراکز دانشگاهی شهرستانهای کوچک دید ، اکنون باید ایجاد محافل دانش آموزان مبارز چپ را نیز در مقابل خود ببیند . لیبرالهایی که در مقابل موج وسیع نفوذ چپ در جنبش دانشجویی آشکارا به سیاست پاپوش دوزی امنیتی برای فعالین چپ متوسل شده بودند و از سویی دیگر آنان را به " همکاری و ارتباط با حکومت " ( !!! ) متهم می کردند ، اکنون علاوه بر شکل گیری زنجیره جریانات چپ دانشجویی در شهرستانهای مختلف باید نظاره گر ایجاد هسته های دانش آموزی چپ نیز باشند . ما شکل گیری این جمعها را به رفقای دانش آموز خود در شیراز و تبریز تبریک گفته و ضمن آرزوی موفقیت و پیروزی در برداشتن گامهای بعدی ، از آنان می خواهیم که در طی این مسیر ما را نیز هم گام ، هم دوش و در کنار خود بدانند .
برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران ، این نیروهای چپ و سوسیالیست بودند که به سازماندهی دانش آموزان و مشارکت دادن آنها در فعالیت سیاسی دست زدند . در دهه 20 شمسی و در فضای نیمه دموکراتیک ناشی از چند پارگی قدرت ، شبکه مدارس ایران نیز مانند دانشگاه با تلاش مشترک معلمان و دانش آموزان چپ به یکی از مراکز عمده مبارزه با استبداد و امپریالیسم تبدیل شدند . بخش وسیعی از دانش آموزان در این دوره به شکل پیگیرانه به فعالیتهایی نظیر پخش شب نامه ، فروش روزنامه ، سازماندهی فعالین ، جمع آوری امضاء ، اداره کلاسهای مبارزه با بی سوادی ، تشکیل گروهای دسته جمعی و کوهنوردی و .... می پرداختند . در سال 1329 دانش آموزان چپ در تهران مدرسه به مدرسه ، سازمانهای دانش آموزی را تشکیل دادند و در سال 1330 نیز نهاد سراسری " سازمان دانش آموزان ایران " را تاسیس کردند که روزنامه " دانش آموز" را به عنوان ارگان سراسری خود منتشر می نمود. "سازمان دانش آموزان " که به نخستین بستر آموزش و تربیت سیاسی برای رفقایی نظیر بیژن جزنی بدل گردید ، تا آن اندازه نیرومند بود که توانست رسمیت خود را بر " وزارت فرهنگ " آن زمان تحمیل نماید .
در شرایط مختنق پس از کودتای 28 مرداد 1332 نیز تظاهرات وسیع دانش آموزان در سال 1338 که به بهانه تغییر نمره انجام شد به یک جنبش اعتراضی وسیع بر علیه حکومت کودتا بدل گردید . در این سال هزاران دانش آموز به بهانه عدم رضایت از مقررات وضع شده توسط وزارت فرهنگ برای امتحانات در بهارستان و در مقابل وزارت فرهنگ جمع شدند و بحث نابسامانیهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را به میان کشیدند .
دبیرستانهای ایران در جنبش اعتصابی و اعتراضی که منجر به انقلاب بهمن 57 گردید نقش ارزنده ای را ایفا کردند . دانش آموزان در اموری مانند بستن باریکاد در خیابانها ، شرکت در قیام مسلحانه روزهای بهمن ماه ، رساندن آذوقه و نفت به خانه ها ، پاک کردن کوچه ها و خیابانها و .... کوشیدند . در روز 13 آبان 1357 میلیونها دانش آموز از رفتن به کلاسهای درس خود داری کزدند و روانه میتینگها و راهپیماییها شدند . در تهران هزاران نفر از دانش آموزان مدارس راهنمایی و متوسطه با حضور در دانشگاه تهران قصد همراهی با اساتید و دانشجویان را داشتند که نیروهای فرمانداری نظامی تهران اقدام به انداختن گاز اشک آور در میان جمعیت نمودند و سپس جمعیت را به گلوله بستند که تا بعد از ظهر آن روز هفتاد نفر از آنها که اکثرا دانشجو و دانش آموز بودند کشته شدند . چنین بود که روز 13 آبان در تاریخ ایران به عنوان " روز دانش آموز " ثبت گردید .
در اسفندماه همان سال دانش آموزان مدارس دخترانه فعالانه در مراسم 8 مارس ( روز جهانی زن ) شرکت جستند . روزنامه کیهان در هفدهم اسفندماه 1357 چنین می نویسد : " ... در اولین ساعات صبح امروز از چند نقطه تهران زنها به حرکت در آمدند . جمعی از آنها مستقیما خود را به دادگسنری رسانده و جمع دیگری پس از اجتماع در دانشگاه تهران و اعلام نظراتشان درباره حجاب به سمت دادگستری حرکت کردند . در دبیرستانهای تهران نیز امروز جمع زیادی از دانش آموزان برای اعتراض به اعمال فشار عده ای در خیابانهای شهر در محوطه مدارس خود اجتماع کردند . در چند دبیرستان تظاهرات آنقدر بالا گرفت که مدیر کل آموزش و پرورش تهران صبح امروز در چند دبیرستان دخترانه حضور یافت و با دانش آموزان در این باره صحبت کرد ... " .
در دوسال نخست پس از انقلاب بهمن 57 میلیونها دانش آموز در مدارس سراسر ایران به ایجاد کتابخانه و تشکلهای مستقل خویش پرداختند و شروع به به سازماندهی فعالیتهای سیاسی ، فرهنگی و هنری خود نمودند . تحرکات گوناگون اعتراضی دانش آموزان در پاییز 1359 در شهرهای مختلف ایران و به ویژه تهران و سنندج از نمونه های چنین فعالیتهایی بود . حاکمیت با ایجاد نهادهای وابسته به خود در مدارس ، ممنوع ساختن فعالیتهای سیاسی و فرهنگ دانش آموزان پیشرو و تشکلهای آنان و اخراج هزاران محصل و معلم چپ و سرانجام کشتار و سرکوب تعداد کثیری از دانش آموزان ، جنبش دانش آموزی را از مدار مبارزه با استبداد خارج نمود .
جنبش دانش آموزی اگر چه می تواند با ایجاد ارتباط با معلمان پیشرو و اعتراضات صنفی فرهنگیان - که در سالهای اخیر در ایران جریان داشته است - در دگرگون ساختن فضای مختنق کنونی حاکم بر مدارس تاثیر گذار باشد اما جنبش دانش آموزشی در همه جا با ایجاد پیوند با جنبش دانشجویی و در کنار این جنبش است که می تواند جایگاه واقعی خود را در مبارزات اجتماعی بیابد . جنبش دانش آموزی و جنبش دانشجویی به عنوان دو بخش موثر و متمرکز از جنبش اعتراضی و عمومی جوانان دارای زمینه های پیوند وثیق جنبشی با یکدیگر می باشند . همان گونه که خود رفقای دانش آموز تبریز خاظر نشان ساخته اند : " پرچم مبارزه در دانشگاه فردا در دستان ماست " .
ما در اینجا می کوشیم به زمینه ها و محورهایی که اعتراضات و مطالبات دانش آموزی می تواند حول آنها شکل بگیرد اشاره کنیم و در این میان تاکید خاص بر نکات و ظرفیتهایی داریم که می توانند جنبش دانش آموزی را به یک جنبش ضد کاپیتالیستی و متحد و همراه طبقه کارگر بدل سازند :
- بر طبق آمارهای خود حکومت 14 میلیون دانش آموز وجود دارند که توسط هفتصد هزار معلم در سراسر کشور آموزش داده می شوند . بر طیق همین آمارها 13 تا 15 میلیون بی سواد در ایران بین سنین هفت تا پنجاه سالگی وجود دارد که 5/3 میلیون نفر از آنها در سنین یازده تا هفده سال هستند . به این آمار باید سالانه چند میلیون نوجوان را نیز افزود که پس از تحصیلات ابتدایی ناچار به ترک تحصیل و ورود به صف " کودکان کار " شده اند . فلاکت اقتصادی موجود و فقر والدین و نیاز آنها به کار و در آمد فرزندان دلیل اصلی چنین پدیده ای است . در بین آنانی که به تحصیل هستند نیز نظام دو بعدی آموزشی یا نظام آموزشی با ملاکهای دوگانه شکل گرفته است . اکثریت بزرگ قشر دانش آموز که از فرزندان طبقات کارگر و زحمتکش هستند در مدارس ویران و بی کیفیت دولتی درس می خوانند که البته به ظاهر رایگان است اما به انحاء مختلف خانواده این دانش آموزان را سر کیسه می کنند . از سوی دیگر حکومت به تشویق و توسعه مدارس خصوصی و " غیر انتفاعی " دست زده است که فرزندان خانواده های متوسط و مرفه در آنها درس می خوانند و با صرف هزینه های سرسام آور در کانال کلاسهای کنکور و تاراج شدن توسط مافیای اقتصادی وابسته به این نهاد سعی می کنند شانس خود را برای قبولی در دانشگاهها ( که باز شامل مراکز دانشگاهی پولی نظیر " دانشگاه آزاد " و دوره های شبانه می شود ) افزایش دهند . وجود این دو پدیده در کنار یکدیگر نظام آموزشی کشور را کاملا طبقاتی نموده است . از لحاظ تاریخی مدارس پولی عقب گردی است به چهار دهه قبل که نظام تحصیلی رایگان و همگانی اصلی از الزامات قانونی حکومت محسوب نمی شد . با این مقیاس ، نظام آموزشی کنونی ما در مقایسه با یک دهه آخر رژیم پهلوی که در آن تحصیلات رایگان از دبستان تا دانشگاه یک نرم رایج بود ، به مراتب عقب تر است . به همه اینها باید این مطلب را اضافه کرد که خود تحصیلات دانشگاهی بمثابه مرحله عالی و نهایی سیستم آموزشی دری بر روی دنیای میلیونی فارغ التحصیلان بیکار است .
- حکومت با تئوکراتیزه کردن و ایدئولوژیک نمودن امر تعلیم و تربیت و حاکم نمودن جو خفقان آلودی که معلم و دانش آموز را از آزادی بیان و اندیشه و پژوهش باز می دارد ، محیط مدارس زا به محیطی کسل و بی روح و کلاسهای درس را به حجره های جهل و جعل تبدیل نموده است .
- چند شغله بودن بیش از نیم میلیون معلم به دلیل درآمد ناچیزشان باعث ایجاد سبر نزولی وحشتناک در کار ایشان شده است . اعتراضات چند سال اخیر معلمان و فرهنگیان خود به خوبی موید این امر است .
بر اساس نکات بالا طرح مطالبات زیر می تواند در دستور کار دانش آموزان قرار گیرد : اجباری و رایگان بودن تحصیل برای تمان کودکان زیر شانزده سال و پایان دادن به کلیه تبعیضات طبقاتی در زمینه آموزش و پرورش و از جمله لغو شهریه ها و انحلال مدارس خصوصی و غیر انتفاعی و مافیای کنکور ، آزادی بیان و اندیشه و تشکلهای مستقل در مدارس ، جدایی کامل آموزش عمومی از آموزشهای غیر علمی ، لغو آپارتاید جنسی در محیطهای آموزشی ، حق آموزش به زبان مادری در مناطقی که ساکنان آن به زبانی غیر از زبان فارسی تکلم می کنند ، ممنوعیت کارکودکان و رسیدگی به وضعیت کودکان خیابانی و کودکان کار ، برقراری کمک هزینه تحصیلی برای فرزندان خانواده های تهیدست ، افزایش دستمزد معلمین به نحوی که آنان برای امرار معاش مجبور به زندگی چند شغله نشوند ، ایجاد مدارس جدید و پایان دادن به تراکم کلاسها ، گسترش امکانات ورزشی و فرهنگی و کتابخانه ها و ....
معلمان پیشرو و جمعهای دانش آموزان آگاه می توانند در پایان دادن به حاکمیت سالها رکود و رخوت سیاسی در مدارس و عقب نشینی تحمیل شده به جنبش دانش آموزی توسط حکومت اصلی ترین نقش را ایفا کنند . وظیفه ای که در مرحله کنونی در مقابل دانش آموزان پیشرو چپ قرار دارد تشکیل هسته های دانش آموزی چپ و سوسیالیست در هر دبیرستان به شکل جداگانه است . آنها سپس می توانند ارتباط با توده دانش آموز در محل تحصیل خود و مقابله با سیاستهای آموزشی حکومت را از طریق نافرمانی مدنی و مقاومت منفی در مقابل نهادها و قوانین ارتجاعی حاکم در مدارس به پیش ببرند . از طرفی می توانند در فضای داخلی روابط خودشان ابتکاراتی در جهت شکستن فضای مختنق ، ضد علمی و ضد فرهنگی موجود پیاده کنند نظیر ایجاد کتابخانه های سیار و مبادله کتب و مطبوعات روشنگرانه و مترقی ، استفاده مشترک از فضای اینترنتی در جهت ارتباط گیری و اطلاع رسانی ، تشکیل مجامع عمومی حول نیازهای صنفی و رفاهی محصلین و .... . با تلاش و کوشش و مبارزه دانش آموران چپ است که در طولانی مدت نیروی عظیم جنبش دانش آموزی قادر است در مسیر ضد سرمایه داری قرار گیرد و به متحد طبقه کارگر و زحمتکش بدل گردد . دانش آموزان چپ در مقابل لیبرالهایی که نظامهای لیبرال دموکراتیک جوامع غربی را به عنوان یک الگو و مقصد به آنها نشان می دهند ، کافی است به زوایای دیگری از آن جوامع نگریسته و مثلا به مبارزات دانش آموزی فرانسه در روزها و هفته های اخیر به عنوان یک الگو توجه کنند تا ببینند که مبارزات جنبش دانش آموزی چگونه می تواند در مقابل کاپیتالیسم و نئولیبرالیسم قد علم کند . ما به جهت اهمیت و جالب بودن موضوع و مقارن بودن این وقایع با تاریخ صدور این بیانیه در پایان به گوشه هایی از این مبارزات دانش آموزان فرانسوی اشاره می کنیم :
صدها دانش آموز فرانسوی در اعتراض به سیاستهای آموزشی این کشور و به درخواست اتحادیه هایه دبیرستانهای فرانسه در بسیاری از شهرها از جمله پاریس دست به تظاهرات زدند . به علت بحرانهای مالی ، دولت دست راستی سارکوزی برای کاهش بودجه عمومی دولت قصد دارد به اخراج و " تعدیل " نیروی انسانی در بسیاری از مراکز دولتی از جمله مراکز آموزشی دست زند . بخش آموزشی این کشور قرار است بیش از دوازده هزار موقعیت شغلی در این بخش را کاهش دهد و همچنین کلاسهای زیر سی نفر را در کلاسهای دیگر ادغام کند . دولت در مقابل اعتراضات دانش آموزان ، به جای پاسخگویی به خواسته های آنان نیروهای سرکوبگر پلیس را به مقابله آنان فرستاد و این تظاهراتها را به خشونت کشاند . دانش آموزان نیز در مقابل اعلام کردند تا سارکوزی سیاستهای نئولیبرالی خود را در قبال سیستم آموزشی این کشور تغییر ندهد ، دست از اعتراض نخواهند کشید .
اصلاح قانون کلی نظام آموزشی ( اعم از دبیرستانها و دانشگاهها ) یکی از وجوه اصلی برنامه نئو لیبرالیستی سارکوزی در دوران کاندیداتوری بود تا بتواند با تغییر سنت آموزشی اجتماعی و رایگان فرانسه ، آن را به سوی یک نظام آموزشی کاپیتالیستی تمام عیار بر مبنای قانون سرمایه و سود و عرضه و تقاضا سوق دهد و در این مسیر نظامهای آموزشی انگلیس و آمریکا را الگو قرار داده بود . سارکوزی در این راستا آشکارا بر عزم خود برای مقابله با میراث خیزش دانشجویی 1968 فرانسه تاکید کرد . او سیستم آموزشی کنونی فرانسه را یکی از میراثهای جنبش دانشجویی 1968 فرانسه می داند و اعتقاد دارد که کم شدن اقتدار معلمان و اساتید در مقابل دانش آموزان و دانشجویان ، قطع ارتباط بخش آموزش با بازار سرمایه و سود و تضعیف دین و اخلاق در مراکز آموزشی و ... همگی اجزایی از این میراث محسوب می شوند . در مقابل " فدراسیون دموکراتیک و مستقل دبیرستانهای فرانسه " اعلام کرده است که سر سختانه در مقابل اصلاحات نئولیبرالیستی نظام آموزشی خواهد ایستاد .
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
چهارشنبه 21 فروردین 1387





























