تبليغاتX

کمون - سیر پیشرفت جنش کارگری و احتمال تغییرتاکتیک رژیم!

کمون

انقلاب، قابله‌ی هر جامعه‌ی كهنه‌ای است، كه نظم نوينی را آبستن باشد.(كارل ماركس)

سیر پیشرفت جنبش کارگری و احتمال تغییرتاکتیک رژیم!

بارزان حسن پور

با توجه به اهمیت و جایگاه سیاسی اجتماعیای که جنبش کار گری ایران بطور کلی و تاریخاً داشته است، و همچنین با توجه به تحرکات و ظرفیتی که در دوره اخیر از خود نشان داده، فهم و درک این واقعیت را تاحدی برای همه آسان کرده که جنب و جوش کنونی می تواند تاثیرات بسیار مهمی بر سیر آتی رشد و جهت گیری انقلابی دیگرجنبش های اجتما عی در ایران نیز داشته باشد. از این رو که این تغییرات ساده نیست و می تواند به تغییر توازن قوای مبارزاتی بیشتری و به نفع طبقه کارگر در ایران بکارگرفته شود، موجب نگرانی دولت اسلامی شده و آن رژیم را قویاَ متوجه خود کرده است. تحمیل تشکل های صنفی و توده ای مستقل از دولت و خارج از اراده و اجازه رژیم اسلامی، و جا افتادن نسبی آنها در میان مردم سراسر ایران از طرفی وجود تمایل و علاقه زیاد نسبت به مبارزه علنی و قانونی در میان کارگران و دیگر اقشار تحت ستم و گسترش کمی و کیفی تعداد و نفوذ رهبران کارگری چپ و سوسیالیست در بطن مبارزات روزمره از طرف دیگر، از جمله نکات مهمی هستند که به نگرانی بسیار بزرگی برای دولت سرمایه داری جمهوری اسلامی انجامیده است. عملکرد دولت احمدی نژاد در دوره اخیر و چنگ و دندان نشان دادن در مقابل جنبش های اجتماعی و در رأس آنها جنبش کارگری نه تنها بی ربط به این مسئله مهم نبوده، بلکه تأکیدی هم بر جدی بودن آن است. گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری یکی بعد از دیگری در کارخانه و کارگاه ها ، و اعلام موجودیت تشکل های چپ و سوسیالیستی در دانشگاه و مدارس که به شکل جدید و با صراحت کامل تأکید بر فعالیت علنی، عملاً ازهفت تپه تا گاوشان و از شیراز تا سنندج را درهم تنیده است، و شرایط و فضای متفاوت و حساس تازه ای را نوید می دهد، که از نیروی های چپ وکمونیست فعالیت و هماهنگی بیشتری می طلبد.

قابل پیش بینی است که در چنین شرایطی رژیم هم علاوه بر ادامه فشار هایی چون اخراج و بیکارسازی کارگران و دستگیری و زندانی کردن رهبران سرشناس و تأثیر گذار درجنبش کارگری ، قدم فراتر گذاشته و در فکر برنامه ریزی بسیار دقیق و پیچیده تر جهت پیشبرد سیاست سرکوب جنبش کارگری است.

شکی هم در این نیست که رژیم بعداز تجربه سالها سرکوب و رو در روئی های آشکار و پنهان با کارگران و زحمتکشان به کم خاصیت شدن این شکل معین از سرکوب در مقابل مبارزات و مقاومت قهرمانانه کارگران و درایت و کاردانی سیاسی طبقاتی رهبران چپ و سو سیا لیست پی برده است، و این بار بر سر ایجاد اختلاف و چند دستگی و پراکندگی هرچه بیشتر در صفوف حرکت های اجتماعی بخصوص در جنبش کارگری تمرکز و سرمایه گذاری بیشتری کرده است. ازاین رو که رژیم در یافته است "شوراها و تشکل های" به اصطلاح کارگریش آبرو باخته تر ازآن هستنند که دراین رابطه مورد اتکای دولت باشند، حتماً تاکتیک و شیوه کار ش را تغییر می دهد. بنابراین ما نیز باید برای مبارزه و رودر رویی با شیوه و شگرد های سرکوبگرانه و ضدکارگری جدید دولت سرمایه داری اسلامی ایران آمادگی بیشتری داشته باشیم .

درآینده مکان اصلی برای اجرای چنین نقشه جنگی و درگیری رژیم با جنبش های اجتماعی ، بخصوص جنبش کارگری، عرصه و میدان مبارزات علنی توده ای می باشد که محل تلاقی منافع و گرایشات طبقات اجتماعی مختلف است. بدون تردید مقابله با این شیوه بمراتب سخت و دشوار تر از قبل خواهد بود و نیاز بیشتری به برخورد دقیق و صفوف متحد و گسترده تر سیاسی و طبقاتی نیرو های چپ و سوسیالیست دارد. نباید به هیچ وجه اجازه داد اختلافات بر سر نحوه طرح مسایل و مطالبات مبارزاتی مشترک سیاسی و صنفی در درون جنبش کارگری به زمینه ای برای وارد کردن ضربه سنگین و طراحی شده دولت جمهوری اسلامی تبدیل شود. بحث این نیست که باید در برابر گرایشات انحرافی و غیرکارگری موجود در جنبش تسلیم شد، بلکه باید عمیقأ متوجه این مسئله بود که علیرغم پیشرفت ها و تغیراتی مثبت در جنبش کارگری، هنوز هم مبارزه طبقه کارگر ایران در مقابل نظام سرمایه داری به اندازه کافی جایگاه واقعی خود را بدست نیاورده و درسطحی نیست که به هیچ بادی نلرزد. علاوه براینکه اکنون طبقه کارگر ایران از نداشتن تشکل توده ای و سراسری خود رنج می برد، کمبود سنت مبارزاتی و سازمان یابی جا افتاده کارگری و اعمال اراده و نفوذ گاه و بیگاه تفکر روشنفکرمأبانه بر گرایش و تمایلات کارگری در سطو ح مختلف این جنش و تشکل های کارکری، گویای این واقعیت بوده است و باید آنرا برسمیت شناخت. باید با درک این واقعیت در جهت رفع نواقص و کمبود های موجود، اقدامات جدی و حساب شده تری از طرف فعالین سوسیالیست و سازماندهندگان جنبش کارگری بعمل آید. البته مبارزه طبقاتی نه هیچ وقت بدون خطر و مشکلات بوده و نه رفع و تخفیف این خطر و مشکلات بدست هیچ مرجع و نهادی جز تلاش و فدا کاری خود کارگران ممکن خواهدبود.

لذا اکنون هم برای مقابله با سیاست و تاکتیک های غیرانسانی و ضدکارگری دولت جمهوری اسلامی، باید به نیروی آگاه و سازمان یافته کارگران متکی شد. تأکید مجدد برای امر لازم است که سازمان یابی طبقه کارگر در صف واحد و تشکل سراسری خود بعنوان قویترین و موثرترین ابزار دراین رابطه مشخص امری کاملاً ضروری است و بدون وجود چنین تشکلی ادامه پیشروی و دفاع از دست آوردهای تاکنونی جنبش کارگری نیز طولانی مدت نخواهد بود ،زیرا تلاش برای تحمیل حق آزادی تشکل سراسری و کارگری مستقل از دولت به رژیم اسلامی باید بیش از پیش به مشغله اصلی فعالین جنبش کارگری تبدیل شود.

نکته حائز اهمیت دیگر، تلاش آگاهانه، متحد و هماهنگ رهبران چپ و سوسیالیست در جنبش کارگری جهت دست بالا پیداکردن سیاست و فرهنگ سوسیالیستی در این جنبش است. از این طریق می توان و باید کارگران هر چه بیشتری را به منافع استراتژیک و درازمدت خویش آشنا کرد و به تدریج ریشه خطر نفوذ هرگونه فرصت طلبی و توهم و خوش باوری را درمیان آنها خشکاند. اتخاذ سیاست درست و به موقع در لحظات حساس مبارزاتی و حضور صمیمی و مستمر مبلغان کمونیست درکنار دیگر کارگران در همه عرصه های زندگی و مبارزه برای رفع مشکلاتشان امکان تبدیل شدن آنها را به مبلغ و سخنگوی کارگران بیش از پیش فراهم خواهدکرد.در غیراین صورت و با برخوردی از بالا و نادقیق به کارگران و موعظه و نصیحت کردن، انتقال و گسترش آگاهی سوسیالیستی به میزان و مقیاس مورد نیاز جنبش و مورد نظر ما به داخل مبارزات و زندگی سیاسی اجتماعی طبقه کارگر هرگز ممکن نخواهد بود.

بعنوان نکته آخر دراین مبحث، یادآوری و تأکید بر یک نکته دیگر را لازم می دانم که طبقه کارگر ایران در چهارچوب یک نظام سرمایه داری زندگی می کند که زیر سلطه حکومت دیکتاتوری اسلامی اداره می شود، که در آن فقر، بیکاری، گرسنگی، ترس، وحشت از شکنجه و اعدام کماکان بردوش مردم محروم ایران سنگینی می کند. در چنین شرایطی است که طبقه کارگر برای آینده از هر لحاظ بهتری مشغول مبارزه مستمر و بی امانی سیاسی و صنفی است. مطالبات کارگران در این مبارزه بسیار وسیع و متنوع است و از میزان ناچیز اضافه دستمزد و کاهش ساعت کار گرفته تا تلاش برای دست یابی به حاکمیت سیاسی را شامل می شود. طبقه کارگر به میزان نیرو توان مادی و عینی خود که ریشه آن هم در سطح آگاهی سیاسی و تشکل طبقاتی نهفته است، این مطالبات را طرح می کند و جهت دستیابی به آنها مبارزه و فداکاری خواهد کرد.

بنابراین توجه به مطالبات صنفی کارگران و برسمیت شناختن مشکلات زندگی و معیشت آنها و گوش دادن به نظرات و پیشنهاداتشان دراین رابطه امری بسیارجدی است که می تواند در دست یابی به پاسخ درست و مناسب واقعاً سوسیالیستی و همچنان مقابله با شرایط جدید و مشکلات پیش رو کمک شایان توجهی به رهبران کارگری بکند. شاید تعدادی از رفقا و دست اندرکاران جنبش کارگری که این قسمت را می خوانند، بنظرشان توضیح واضحات باشد. من هم می پذیرم که اظهار نظر تازه ای نیستند اما یادآوری آنها دراین مبحث ضرورت دارد ،آنهم نه تنها بخاطر اینکه طبقه کارگر به نیرو ی خود آزاد می شود و نباید این اصل مهم را هیچ وقت فراموش کرد . بلکه به این منظور که نباید اجازه داد در شرایط کنونی گرایشات غیرسوسیالیستی درون جنبش به عنوان حامی و مدافع کارگرانی که مشکلات زندگی مجال و امکان ارتقا سیاسی از آنها را سلب کرده است ظاهر شوند. مضافاً اینکه همانگونه که قبلاً نیز یاد آور شدیم که سیاست های سرکوب و فریب تاکنونی رژیم اسلامی کارایی و توان رو در روی با جنبش کارگری، که قراراست در آینده نه چندان دور در مقیاس وسیع تر و به شکل علنی تری اعلام حضور وجود کند را ندارد، زیرا درخط تماس خطرخزیدن و عبور دادن عاملین رژیم به میان درز و شکاف های هرچند هم کوچک در صفوف کارگران وجود دارد، که ما هم باید آگاهانه و با برنامه برای جلوی گیری از اجرای چنین طرح و توطئه های جنایتکارانه ای، که بی تردید موجب پراکندگی هرچه بیشتر در صفوف کارگران می شود تلاش کنیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 4:3  توسط سیروان پرتونوری  |